پس از اکران این فیلم، در نشستی صمیمی با امیرحسین عسگری به نقد و بررسی این فیلم تحسین شده در مجامع بین المللی نشستیم.

در ابتدای این نشست، عسگری با تأکید بر روایت شخصی و منحصر به فرد هر فرد از یک اتفاق در پاسخ به سؤالی در رابطه با تاثیرپذیری اش از دیگر کارگردان ها مثل امیر نادری، گفت: امروز نظریه ای در جهان وجود دارد که پایان ایده ها و سوژه ها را بیان می کند. به این معنی که دیگر ایده ها تکراری هستند و کسی ایده جدیدی برای ارائه ندارد، در نتیجه آنچه اهمیت دارد نوع نگاه و دیدگاه مؤلف به اثر است. من نمی توانم منکر تأثیرپذیری خود از دیگر کارگردان ها و حتی اتفاقاتی که در تجربه زیستی از سر گذرانده ام بشوم. اما اطمینان دارم از کسی کپی برداری نکرده ام. امیر نادری، از کارگردان های مورد علاقه من است و اگر در این کار شما را به یاد او انداخته ام، بسیار خوشحالم. این فیلم، روایتی است که زاده شرایطی به نام جنگ است. این شرایط همواره فقر، ویرانی و سردرگمی می آورد. بخشی از آسیب های این شرایط را به طور مستقیم و حتی نمادین در این اثر می بینیم.
عسگری در رابطه با شخصیت پردازی پسر و نقدی که بر نبود اطلاعات در رابطه با پیشینه و زندگی خصوصی پسربچه، در این فیلم مطرح شد، خاطرنشان کرد: من فکر نمی کنم نیازی به وجود اطلاعات بیشتر در رابطه با این شخصیت می بود. من سعی داشتم تا در این فیلم شخصیت خودش را به جای این شخصیت بگذارد و داستان را از چشم او ببیند، در نتیجه بیشتر دوست داشتم تا مخاطب آنطور که مایل است، زندگی پسر بچه را بسازد.

او یکی از بزرگترین چالش های ساخت این فیلم را عوض شدن بازیگر زنی که قرار بود شخصیت سرباز آمریکایی زن را بازی کند دانست و افزود: در ابتدا قرار بود داستان به این صورت پیش برود که بجای سرباز مرد آمریکایی که وارد داستان می شود، یک سرباز زن که در عراق آبستن شده به این کشتی پناه ببرد. در ارتش آمریکا زنان نظامی در زمان جنگ حق آبستن شدن را ندارند. اما به دلیل محدودیت هایی که وجود داشت، قرار شد تا فیلمنامه عوض شود و بجای این شخصیت، شخصیت سرباز مرد وارد داستان شود که این به اصل فیلمنامه ضربه جدی وارد کرد.
عسگری همچنین با اشاره به مسائل مالی و مشکلات دیگری که در تولید فیلم وجود داشت گفت: خب، ما دو سه بار کارهای پیش تولید فیلم را انجام دادیم که به دلیل کمبود بودجه تهیه فیلم مجبور شدیم تا دست از کار بکشیم. بعد هم که تهیه کننده پیدا کردیم و مسائل مالی قدری برطرف شد عوامل دیگری بازهم هزینه ها را بالا برد. برای مثال، علیرضا بالدی که نقش پسربچه را در فیلم بازی می کند، سرمای شدیدی خورد و کار بیست روز عقب افتاد. با این که فیلم در خوزستان و نزدیکی آبادان ضبط شد، ولی در مراحل فیلمبرداری سرمای شدیدی شده بود که همه می گفتند چنین سرمایی بی سابقه بوده است و این شانس ما بود. یکی دیگر از گرفتاری های ما این بود که بازیگر پسر ما که نقش ایرانی داشت خیلی خوب عربی صحبت می کرد و از آنطرف بازیگر دختر ما که نقش کودک عراقی داشت، خیلی خوب فارسی صحبت می کرد. این مسئله هم مشکل خاصی بود که برای شخصیت ها و بازی گرفتن ها برای ما پیش آمد.

در انتهای این جلسه، از امیرحسین عسگری پرسیدم، بزرگترین نقطه ضعف کار خودش را در چه چیزی می بیند و او در پاسخ گفت: در این فیلم خیلی جاها من الزامی برای دیالوگ نداشتن شخصیت ها نداشتم، اما شرایط طوری پیش رفت که بعضی جاها این دیالوگ نداشتن جالب نشده است. از طرف دیگر، وقتی الان بعد از چند سال به اثر نگاه می کنم، حس می کنم می شد، کارگردانی بهتری هم داشت و این موضوع متوجه شخص من است. اما در رابطه با نقطه قوت اثر، باید بگویم، به نظرم انتخاب زاویه دید اثر، که دوربین همراه و بعضی اوقات از نگاه پسر است (pov) به روایت داستان فیلم کمک زیادی کرد. همینطور فیلم برداری و بازی دو کودک را در فیلم نقطه قوت می دانم./
/2666/
نظر شما