به گزارش باشگاه خبرنگاران شهر،رمان کوچک «پرندهای با یک بال» 2 شخصیت اصلی دارد که یک زن و شوهر میانسال هستند و ۶ شخصیت فرعی دارد که هر یک بنابر موقعیت و جایگاه خود در لابه لای اتفاقی گنگ و غریب، کنش و واکنشهای متفاوتی دارند.
این رمان اثری است چند سویه، رازآلود و کنایهآمیز و داستانش درباره هشت نفر که قصد دارند به روستایی متروک بروند، روستایی تهی شده و تاریک و رو به ویرانی که گویا زندگی در آن مرده است. یکی از دو شخصیت اصلی «رمزی خان» کارمند پا به سن گذاشتهای است که برای به عهده گرفتن ریاست اداره پست آن روستای تهی، همراه زنش «ملک خانم» سه شبانه روز با قطار سفر میکنند تا به یک ایستگاه پرت و بی نام و نشان میرسند.
در این داستان مشکل از آنجا شروع میشود که مسئول ایستگاه –یک پیرمرد تنها- به آن دو هشدار میدهد که هر چه زودتر برگردند و به آن روستا نزدیک نشوند. کشمکشهای ذهنی و عینی، ترس و تردیدها از همانجا شروع میشود و تا پایانی غریب و غیر منتظره ادامه پیدا میکند و بفهمی نفهمی در ناتمامی میماند.
بخشی از رمان پرندهای با یک بال:
«خسته از قطار پیاده شدند. آیا روستایی که میخواستند به آنجا بروند، خیلی دور بود؟ دنبال کسی گشتند تا ازش سوال کنند، آن هم در این ایستگاه ساکت.
چمدانها، تشکها، صندوقها را کناری کپه کرده بودند و جلوی درخت گردوی قدیمیای تکیه داده بودند. خانم روی یک تکه سنگ صاف نشسته بود و شروع به ادامه کار بافتنیاش میکرد.»
انتهای پیام/
32/25/24
انتشارات پوینده رمان «پرندهای با یک بال» نوشته یاشار کمال(نویسنده ترک) را با ترجمه مریم طباطباییها، منتشر کرد.
کد خبر 240443
نظر شما