دختر یانکی كه به كارگرداني معين الدين عشاقي در مجموعه فرهنگي هنري فرشچيان به روي صحنه رفته، به شكلي ساده و بي تكلف داستان دو جوان به نام هاي اندي و نورمن را بازگو مي كند، كه در مجله اي مشغول به كار هستند. نورمن نويسنده اي موفق و اندي صاحب امتياز مجله اند. داستان اما از جايي شروع مي شود كه دختري در همسايگي این دو، توجه نورمن را به خود جلب مي كند. پس از آن است كه اندي براي نجات مجله خود با طرح نقشه اي، دختر را كه در نمايش به نام سوفي مي شناسيم، به عنوان منشي در دفتر مجله استخدام می كند تا بقاي مجله اش، كه مجله اي راديكال و معترض نيز هست حفظ شود. اما در اين بين سوفي كه نامزد يك تفنگدار آمريكايي هم هست، مجذوب اندي مي شود.
خلق «دختر یانکی» از نزاع ميان ليبرالها و محافظه كاران زن
زماني كه براي اولين بار ژنرال «جيمز ولف» بريتانيايي از لفظ «يانكي» براي سربازان نيوانگلندي خود استفاده كرد هرگز فكرش را هم نمي كرد، دو قرن بعد، واژه يانكي چنين استفاده گسترده اي داشته باشد، كه جهانيان آمريكايي ها را به نام يانكي بشناسند و در خود آمريكا هم جنوبي ها شمالي ها را يانكي بنامند.
دختر يانكي ترجمه هوشمندانه ي شهرام زرگر بر اين نمايش نامه است. چرا كه يانكي ها، چه در استفاده اين كلمه در بريتانيا و چه در آمريكا، همواره پيشوند نيو (new) را به همراه دارند كه نشاني از تازه به دوران رسيدگي نيز دارد. سايمون اين نمايش نامه را حدود سالهاي 1970 در نزاع ميان ليبرال ها و محافظه كاران زن مي نويسد و به قولي، ايده اصلي آن را از آن دوران گرفته است. نكته مهم در اين بين آنجايي نمايان مي شود كه سايمون پا را از اين هم فراتر مي گذارد و خود ليبرال ها را هم به نقد مي كشاند و حتي پاي كمونيست ها را هم به ميدان کشانده و تمام اين ايده ها را به نوعي به تمسخر مي گيرد. شايد براي بيان اين نكته بهترين مطلب، شعر "لي يانگ لي" باشد كه خود مهاجري بود كه با فرار از نظام كمونيستي از چين به آمريكا رفت و اين شعر را سرود:
موطنم محو شد، تابعیت خود را گرفتم،
همبسته با سنگ های زمین، من
بدون پناه و یاری از تاریخ، وارد می شوم،
به روزهای بدون روز، در زمینم که زمینی نیست
دوباره وارد می شوم
به شهری که در آن ترا دوست دارم،
و باور نمی کردم که تعدد
رؤیاها و واژهها پوچ باشد.
دختر يانكي، رؤياي آمريكايي را به سخره ميگيرد
در ابتداي نمايش با سني مواجهيم كه به صورتي ساده طراحي شده. دكور تنها فضاي دفتر مجله را مي سازد. روي ديوارها و صندلي ها عكس هاي مختلفي از نماد آلفرد هيچكاك گرفته تا شخصيت هايي همچون پيتر سلرز و جورج واشنگتن نخستين رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا تا بورد مجله. در اين بين نبايد از ياد برد كه تمام اين عكس ها به نوعي به آمريكا و التهاب و اعتراض آن دوران دلالت دارد.

سايمون در اين اثر، نقد خود را به صورت ضمني مطرح مي كند و اجازه نمي دهد مخاطب حس كند به او توهين شده است. اين نكته را عشاقي به خوبي دريافته، و در طول نمايش تمام نقدها به صورت ضمني در بازي ها و كنش ها اتفاق مي افتد. براي مثال در اقدامي كه شايد كمتر مرسوم باشد، نورمن براي سوفي، هديه اي تهيه مي كند. اين هديه مواد غذايي كنسرو شده است. در اينجا علاوه بر آن كه سايمون به مدرنيسم صنعتي در آمريكا اشاره مي كند، با تيغ طنز بر بدن مصرف گرايي آمريكايي هم خط مي اندازد. از اين نمونه كنايه ها مي توان به ورود نورمن به حريم شخصي سوفي اشاره كرد كه به نوعي نماد وضعيت زنان آمريكايي در اين دهه است. از طرف ديگر، در اين نمايش مي توان استفاده ابزاري از زنان را به خصوص پس از استخدام سوفي به عنوان منشي درك كرد.

يكي از نكته هايي كه معين الدين عشاقي به خوبي و هوشمندانه به آن دقت كرده است، لباسي است كه براي سوفي انتهاب شده. اين لباس، هماهنگي خاصي با شخصيت سوفي و نمايش نامه دارد. لباسي با رنگ آبي تيره و قرمز و سفيد كه پرچم ايالات متحده آمريكا را تداعي مي كند. شخصيت سوفي نيز، يك زن محافظه كار به لحاظ سياسي است كه در آرمان ها و رؤياي آمريكايي خود متعصب است. او نامزد يك تفنگدار آمريكايي است كه مي تواند حمايت او از سياست هاي جنگ طلبانه آمريكا نيز باشد. همان طور كه در ادامه، سوفي به واسطه ورزش تخصصي شنا كه انجام مي دهد به اندي مي گويد: من در توكيو پرچم آمريكا را به اهتزاز در مي آورم. (رتبه نخست را در شنا كسب مي كنم). ديگر بر ما مبرهن است كه پرچم آمريكا به چه صورتي در ژاپن به اهتزاز در آمد و اين نكته با عكسي كه در دفتر مجله از انفجار اتمي، چسبانده شده هماهنگي دارد.
نورمن، شخصيتي است كه نسبت به دو شخصيت ديگر غريزي تر عمل مي كند. ظاهرا وابستگي زيادي به جريان هاي مرسوم ندارد. در قسمتي از نمايش، اندي اشاره مي كند كه نورمن در دوران دانشجويي مقاله اي در رابطه با شكوفايي اقتصاد فيليپين در دهه 1930 نوشت. اين دهه دوران بزرگترين بحران اقتصادي در آمريكاست. او بيشتر بار طنز اثر را با سادگي و رفتار خود به دوش مي كشد و اگر دقت كنيم به راحتي در مي یابيم تنها كسي كه به شكلي فعال عمل مي كند، نورمن است. او نويسنده است و مي نويسد و در انتهاي اثر هم به منطق بهتري نسبت به اندي و سوفي مي رسد.

اندي اما، شخصيتي است كه مجدانه براي حفظ مجله و خط مشي عدالت خواهي خود اصرار مي كند. در جايي از نمايش، سوفي كه نامه هاي دفتر را تمبر مي زند به نورمن مي گويد: اين ها دعوت نامه هاي حزب هستند، رفيق؟ در اينجا كلمه رفيق، بر گرايشات چپ و كمونيستي اندي دلالت مي كند، البته اين گرايشات در حد عدالت خواهي باقي مي ماند و به هيچ عنوان شديد و متعصبانه نيست. مي دانيم كه كمونيست ها و گروه هاي چپ، يكديگر را رفيق صدا مي زنند. اما در آخر ماجرا مي بينيم پس از آن كه سوفي به اندي مي گويد، مجذوب تو شده ام، شخصيت ها جايشان عوض مي شود و دچار چرخش مي شوند. اين نكته را نيز مي توان، نقدي بر گروه هاي چپ، در اين دوره از تاريخ سياسي، اجتماعي آمريكا دانست.
نكته ديگري كه در رابطه با دكور نمايش به ذهن متبادر مي شود، وجود عكس سه رئيس جمهور آمريكا است. جورج واشنگتن، نخستين رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا و آراهام لينكلن و ج.اف كندي. جالب اينجاست كه لينكلن و كندي، تنها رئيس جمهورهاي آمريكا هستند كه ترور شده اند. جالب اينجاست كه سوفي محافظه كار، به اندي مي گويد من براي كار به مجله اي بيام، كه تيتر اولش نوشته، ال.بي.جي به دنبال ال.اس.دي....؟ و اندي در جواب او مي گويد اين تنهاي يك تجانس آوايي است...
ولي آيا اين واقعا يك تجانس آوايي است ؟ خير. ال.بي.جي مخفف ليندون بنيز جانسون، سي و ششمين رئيس جمهور اين كشور است كه بعد از ترور ج.اف. كندي بر سر قدرت مي آيد.
در رابطه با كارگرداني اثر، مي توان گفت، عشاقي با اعتماد گروه جوان خود، و همچنين با تكيه بر تجربياتش توانسته نمايش قابل قبولي ارائه دهد. به نظر مي رسد، چيدمان دكور مي توانست با وسواس بيشتري باشد تا تماشاگر بتواند با راحتي بيشتري به نشانه پي ببرد كه به دليل نبود نور مناسب و امكانات صحنه، ميسر نشده است.
به دليل وجود لحظات طنز موجود در اثر، و حفظ لذت آن براي تماشاگران، سعي شد تا كمترين اشاره به روايت اثر بشود و در عوض بيشتر به نكات نشانه اي كه در اكثر كارهاي سايمون وجود دارد اشاره شود.
"دختر يانكي" تا 12 مرداد ماه، هر شب رأس ساعت 20:30 اجرا مي شود. در اين نمايش حامد احمدجو در نقش اندي، فريدالدين سليماني در نقش نورمن و مونا بديع صنايع در نقش سوفي هنرنمايي مي كنند./
نظر شما