۲۱ تیر ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۲
خاندان هنر و بلای تبلیغات

خاندانِ هنر، عنوانی است که روح الله خالقی در کتابِ «سرگذشت موسیقی ایران» به خانوادۀ بزرگ آقاعلی اکبر فراهانی و فرزندانِ وی داده­ است و حق نیز چنین است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران شهر، در هر زمینه­ ای که فکرش را کنیم، تبلیغات را نمی­ شود نادیده گرفت!این صحبت آن هم در پیشانیِ این نوشتار، شاید ناگهانی به نظر آید؛ امّا خواهیم دید که بی­ راه نیست. در تاریخِ موسیقیِ ایران تا قبل از ده بیست سالِ پیش که تبلیغات بیشتر عناوین را در بر می­ گرفت و بحث بالاتر نگرفته بود، هرجا سخن از خاندانِ هنر بود، هرکس که اندک مطالعه­ ای هم در تاریخِ موسیقی داشت، بی­ تأمل می­ گفت: «خاندانِ شهنازی» [حتی عبادی هم نه!]
خاندانِ هنر عنوانی است که روح الله خالقی در کتابِ «سرگذشت موسیقی ایران» به خانوادۀ بزرگ آقاعلی اکبر فراهانی و فرزندانِ ایشان داده­ است و حق نیز چنین است! (البته تا اینجا !)
مرحوم تقی بنیش در کتابِ «تاریخ مختصر موسیقی ایران» خاندانِ موصلی (هنرمندانِ دورانِ خلفای عبّاسی) را نخستین خاندانِ هنر می­ داند و در چند صفحۀ بعدی از خاندانِ آقاعلی اکبر فراهانی، ملقب به شهنازی [!] نام­ می­­برد. خانواده­ ای که به نظرِ تقی بینش سهمِ بزرگی در تکوینِ نظامِ دستگاهی موسیقی ایران داشته­ اند. و جالب است زمانی که در آن کتاب ذکر فرزندانِ میرزاعبدالله و آقاحسینقلی می­ رود، مرحوم بینش به سرعت، از نام و نشانِ احمدعبادی می­ گذرد و به علی­ اکبرخان شهنازی که می­ رسد، او را بزرگترین استادِ تار این مملکت معرفی می­ کند. برای اینکه بهتر ادامۀ بحث را دریابید کافی است بدانید چاپ نخست این کتاب (تاریخِ مختصرِ موسیقیِ ایران) 1374 است، یعنی نه تنها شهناز و شریف و مجد و ظریف و لطفی و علیزاده را موسیقیِ این مملکت به خود دیده بود؛ بلکه شهریار فریوسفی و کیوان ساکت هم به شهرت رسیده­ اند!
بازهم بد نیست بدانیم که بزرگِ این خاندان یعنی آقا علی اکبر اصلاً از فراهان است و بی­ راه نیست اگر این فرضیه را مطرح کنیم، که شاید موسیقی­ ای هم که به ایشان منسوب است، از اصلی فراهانی برخوردار باشد.[1]
قابلِ یادآوری است که خاندانی بزرگ­تر و اصیل ­تر از آن خاندان (از لحاظِ قدمت و کثرت) در اصفهان داشته­ ایم. خاندانِ شهناز که مشهورترین هنرمندی که از این خانواده می­ شناسیم، استاد جلیل شهناز است.
پدربزرگِ پدری جلیل شهناز، عبّاس نام دارد، از شرحِ زندگی او اطلاعاتی کافی در دست نیست، استاد شهناز او را صاحب صدایی قوی و رسا معرفی می­کنند. فرزندانِ عباس، علی­ اکبر و شعبان، شهرتِ سارنج و شهناز را انتخاب کردند که هردو نامِ گوشه­ هایی از ردیفِ موسیقیِ ایران است.
استاد همایی، شعبان خان شهناز (پدرِ جلیل شهناز) را از روایت کنندگانِ موسیقی قدیم و هم­پایه درویش­ خان و آقاحسنیقلی دانسته­ است. برادرانِ شهناز (حسین و علی و جلیل) هرسه از نوازندگانِ بزرگ­ تار بوده­ اند و به گفتۀ جلیل شهناز، علی­ آقا در ردیف تبحری بی­ نظیر داشت و حسین بسیار چابک بوده­ است. از طرفی دیگر خانوادۀ سارنج (عمو و عموزادگانِ جلیل شهناز) نیز از موسیقدانانِ برتر عصرِ خویش اند. غلامرضا سارنج ـ استادِ کمانچه ـ هم پسرعمو و هم شوهرخواهر جلیل شهناز است. جالب است که نامِ یکی از خواهرانِ شهناز، «آهنگ» بوده و این نیز دلیلِ دیگری بر بودنِ موسیقی در متنِ خاندانِ شهناز است.
طرفه آنکه خاندانِ مادریِ جلیل شهناز هم، طایفه­ ای از هنر بوده­ اند. فتحعلی­ خان شهناز، بزرگترینِ نوازندۀ عهدِ ناصری است و فرزندانِ او  که همگی دستی بر هنر داشتند، صاحبِ شهرتِ «باشی» بودند. باری! از ذکرِ نام و نشان دیگر اهالی موسیقی در خاندانِ شهناز می­ گذریم و باز می ­گردیم که چرا تبلیغات!
درست از زمانی که هنرمندانِ خلاق به حاشیه رانده شدند، نشرِ موسیقیِ دستگاهی، آن­هم به شیوۀ میرزاعبدالله و آقاحسینقلی توسطِ مسئولانِ موسیقی، اساس قرار گرفت. به چند دلیل، مهم­ترین آنها اینکه سردمدارانِ جدید موسیفی تنها همین مشق­ های آموخته­ شده و بارها تکرار شده را آموخته­ بودند و چیزی جز بیان آن نداشتند و دیگر آنکه دانستنِ نامِ چند گوشه در برابر گروهِ خلاقی که نام و عنوان برایشان مهم نبود، فضیلتی بشمار می ­آمد و علاوه بر آن راهی بود برای راندنِ آن نسلِ خلاق از متن به حاشیه. و البته هزار دلیلِ باریک­تر ازمو که مجالی دگر خواهد!
دقیقاً در همین زمان، کم­ کم سازِ احمدعبادی (فرزندِ میرزا عبدالله)، کم­رنگ شد و برعکس بازارِ شاگردانِ مکتب شهنازی پربار! مگر عبادی و حاج علی­ اکبرخان شهنازی از یک آبشخور مشق نکرده­ اند؟! و بی­ شک مگر احمدعبادی، خلاق­ تر از آقاعلی­ اکبرشهنازی نبوده­ است؟! عبادی صاحبِ شیوه­ ای جدید در سه­ تار نوازی است، شیوۀ جدید حاج علی اکبرخان چیست؟!
دیگر اینکه، برادر حاج علی­ اکبرخان، عبدالحسین خان را کجای این عناوین جای داده­ اند؟! هنرمندی خوش قریحه، خلاق، ردیف­ دان، بهره ­مند از مکتب استادانی چون آقاحسینقلی و میرزاعبدالله.
 غیر از تبلیغاتِ صورت گرفته توسطِ سردمدارانِ جدیدِ موسیقی (یعنی همان سینه­ چاکانِ ردیفِ قاجاری میرزا عبدالله و آقاحسینقلی) به دلیلِ اینکه بگویند استادِ ما بزرگ بوده پس ما هم بزرگ هستیم؛ دلیلِ دیگرِ ذکرِ القابِ گسترده، دیسیپلینِ پیروانِ شیوۀ قدما است؛ یعنی هر پیش­ درآمد و چهارمضراب و رِنگی که ساخته­ اند، عنوانی دارد. مثلاً زمانی که می­ گوییم پیش­ درآمد سه­ گاه شهنازی، بسیاری از بر می­خوانند؛ چون درس گرفته­ اند؛ امّا زمانی که بگوییم چهارمضرابِ سه­ گاه احمدعبادی یا جلیل شهناز یا حسن کسائی یا حبیب الله بدیعی، همه خواهند پرسید کدام؟! چون دریای نواهای این هنرمندان آنچنان جوشان ­است که هرزمان بسته به ذوق و حال سازی زده­ اند که هریک از آن یک بهتر! برعکس قومِ قاجاری پسند مدامِ همان را می­زنند که بارها زده­ اند. درآمدِ سه­ گاهی که پیرنیاکان پیش از آوازِ محمدرضا شجریان می­نوازد، درست همان است که در ردیفِ میرزا ضبط است؛ یعنی پس از شصت و هفتاد سال، هیچ پیشرفتی نکرده­ ایم؟!
دقیقاً در همان زمان که تبلیغات اوج گرفته بود (دهۀ پنچاه) و نشرِ موسیقیِ قاجاری رونق، داریوش شایگان در مطلبی کوتاه فریاد می­زند: «کجاست ساز محجوبی، کجاست پنجۀ شهناز؟!»
نکته اینجاست که هنرمندانی همچون احمد عبادی و عبدالحسین شهنازی و جلیل شهناز اهلِ هیاهو نبوده­ اند و از بازارِ بازارگرمی به­ دور، و به عکس ... بگذریم!
در پایان باید ذکر کنیم که این سخنان زیر سوال بردنِ هنرِ میرزاعبدالله و آقاحسینقلی و دیگر بزرگانِ موسیقیِ ایران نیست، اجر همگان ماجور! مشکلِ اصلی کوبیدنِ بی­جا بر طبلِ سنت­ ها و ساختنِ امامزاده است!
جمشید شیبانی، نوۀ میرزاعبدالله و یکی دیگر از خاندانِ هنر است. او می­ گوید: «مادرِ من مولود خانم، استادِ دایی­ ام، یعنی استاد احمد عبادی است.» شیبانی از آهنگسازانِ قدیمی­ است که معروف­ترین اثرِ او «سیمین­ بری» از شهرت بسیاری برخوردار است، در پرانتز باید گفت، شهرتِ آهنگ، آهنگساز را اندکی مطرح کرده است نه شهرتِ خالق باعث شهرت آهنگ شده باشد.
[1] ـ مشهود است که قصد نویسنده این سطور زیرسوال بردن موسیقیِ دیگر بخش­ های ایران نیست، بلکه ابراز نظری است دربارۀ موسیقی ­ای که سال­ ها به عنوانِ موسیقیِ ملی شنیده ­ایم و خاستگاه آن را مرکز ایران دانسته ­اند. می ­دانیم تمامِ نواهای ایران شاخی هستند از اصلی بزرگ!
انتهای پیام/ 
32/45/16
 
کد خبر 238651

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.