به گزارش باشگاه خبرنگاران شهر خبرگزاری ایمنا، سخن گفتن از سعدي همان است كه خود در گلستان مي گويد ((نادان را به از خاموشي نيست.)) چنين شخصيتي را نه مي توان در چنين ياد داشتي معرفي كرد و نه حتي بر گوشه اي از وجودش دست يافت و هدف تنها نظر به نمونه هايي است از نثر بي بديل و همچنين زنده بودن و پويايي انديشه اين اديب بزرگ.
در تفكر و آثار شيخ اجل، يكي از مهم ترين مضامين آداب سخن گفتن و فضيلت خاموشي و گزيده گويي است تا آنجا كه بخشي از گلستان بصورت مستقيم و غير مستقيم بر اين موضوع دلالت دارد. اين نكته را زماني مي توان بيشتر در يافت كه بر ايجاز سخن سعدي نظر افكند. بي شك چنين عالمي را سخن بسيار است ولي بيم ناداني كه ثمره اصيل دانايي و حكمت است، او را از زياد ه گويي باز مي دارد. اين نكته را نبايد از مد افتاده و تاريخ گذشته انگاشت. در جهان پر شتاب امروز و پادشاهي بي سابقه تكنولوژي و دنياي مجازي اگر چه انسان در گستره وسيعي از اطلاعات قرار مي گيرد ولي تفاوتيست ميان اطلاع داشتن و به آگاهي رسيدن، از اين روست كه انسان سرگشته امروز در توهمي از بالندگي ذهني در هر مكان و در هر مقال لب به سخن مي گشايد. گواه اين نكته را شايد در شبكه هاي مجازي و سخن پراكني هاي غير تخصصي و غير علمي اين شبكه ها يافت. درست از همين روست كه در اين ياد داشت سعي شد نمونه هايي چند از سخنان سعدي گر آورده شود تا به پاس روز بزرگداشتش، چهره اي ديگر از گلستان انديشه اش را مرور كنيم و از قاب كليشه ها به در آييم.
در اين قسمت به باز خواني چند حكايت و سخن كوتاه از كتاب گلستان مي نشينيم، اما پيش از آن تنها ياد آور مي شوم وجه متمايز حكايات گلستان علاوه بر نثر شاعرانه، آهنگين و گرمش در تصويري و پويا بودن حكاياتش نهفته است كه علاوه بر غناي حكمت آموزي وجهه اي داستاني و تصويري نيز داراست.
حكايات از كتاب دامني از گل (گزيده گلستان سعدي) به انتخاب و توضيح دكتر غلامحسين ساعدي (انتشارات:سخن) آورده شده است.
يكي از حكما شنيدم كه مي گفت: هرگز كسي به جهل خود اقرار نكند مگر آنكس كه چون ديگري در سخن باشد همچنان تمام ناگفته، سخن آغاز كند.
سخن را سرست،اي خردمند و بن مياور سخن در ميان سخن
خداوند تدبير و فرهنگ و گوش نگويد سخن، تا نبيند سخن
در حكايتي ديگر از فضيلت خاموشي چنين مي گويد:
جواني خردمند از فنون و فضايل حظي وافر داشت و طبعي نافر،چندان كه در محافل دانشمندان نشستي سخن نگفتي. باري پدرش گفت: پسر، تو نيز آنچه داني بگوي. گفت: ترسم پرسندم از آنچه ندانم و شرمساري برم.
همچنين در اين سخن مي آورد:
هر كه با داناتر از خود جدل كند تا بدانند كه داناست بدانند كه نادان است.
و يا در اين سخن، در آداب صحبت آورده است:
خردمدي كه در زمره اجلاف سخن ببندد شگفت مدار، كه آواز بربط با غلبه دهل بر نيايد و بوي عبير از گند سير فرو ماند.
به هر روي گنجينه عظيم ادب و هنر پارسي چنان نيست كه در گذشته هاي خود فرو خفته باشد و همچنان زنده، پويا و جاريست. باشد پاسداران چنين ذخيره عظيم فرهنگي براي آيندگان باشيم و بزرگداشت بزرگان اين سرزمين را در روز و ساعت محدود نكنيم كه هر روز بزرگداشت هنر و ادبيات اين مرز و بوم است.
انتهای پیام/میلاد باقری
گلستان و بوستان دو باغستان ادب پارسي هستند كه قند سخن و لطافت كلام را يكجا گرد آورده اند تا نگارنده خود را استاد سخن پارسي نام نهند.
کد خبر 227316
نظر شما