اتصال به حافظ، ارتباط با گستره‌ای از ایمان و دیانت است

"خواجه شمس‌الدین محمد" ، " حافظ شیرازی " آوازه و شهرتی به وسعت جهان دارد. شاعری شوریده دل که سودای عشق به سر داشت و از زندگی پر فراز و نشیبش چیزی نماند به جز مجموعه اشعاری که در قالب غزل و در نغزترین و زیباترین حالت ممکن در دیوان وی بر جای ماند.

 حافظ که از دیار پر رمز و راز شیراز سربرآورد، چنان پیچیدگی و شوری را در اشعارش به تصویر کشید که همچنان پس از گذر قرن‌ها از وفاتش، زمزمه بیتی از غزل‌هایش در زیر لب اندوه را می‎زداید و روح را می‌نوازد.
این غزلسرای بزرگ که فرزند " بهاءالدین محمد "، از بازرگانان شهر شیراز بوده بنا بر برخی از اقوال تاریخی اصل و نسبش به اصفهان می‌رسد. بر این اساس که جدش شیخ غیاث الدین در کوپای اصفهان می‌زیسته.
اما هرچه که هست حافظ شیرازی از برجسته ترین شعرای فارسی زبان جهان است که آنچه را در بیت به بیت اشعارش بیان داشته قادر است تا تشنه هر معرفت و حقیقتی را سیراب نموده و از زیبایی بی حد و مرز بازی با کلمات و ابیات سرمستش سازد.
حافظ اما نه فقط در علم و عمل، بلکه در معرفت نیز روحی گسترده و وسیع داشته و  نه با بهره مندی از ابزار مکاشفه و غیب، بلکه با پیشکش کردن دلی پاک و قلبی مملو از عشق پروردگاری ، وجود خود را آماده پذیرش الطاف الهی ساخته است.
اتصال به حافظ از هر طریق که باشد، چه از راه تورقی کوتاه در دیوانش و چه گشودن تفألی که امید پاسخی را در پی دارد، برکاتی معنوی و نورانی را به قلب آدمی می‌تاباند و عطش بی‌نهایت او را برای دستیابی به محتوا و منشا حقیقت هستی سیراب می‌سازد.
آنچه در پی آمده نیز گفتگویی است با دکتر " محمدعلی باطنی " از اساتید دانشگاه در رشته زبان و ادب فارسی که به مناسبت 20 مهرماه، سالروز بزرگداشت حافظ شیرازی صورت گرفته است...

بی‌تردید هر هنرمندی از شرایط زندگی و دوران تاریخی که در آن زیست می‌کند  متاثر است. حافظ کدامین تاثیرات را از محیط زندگی‌اش دریافت کرده؟
ظاهرا و طبق آنچه که در برخی از مستندات تاریخی در این باره نقل شده زمانی که پدر حافظ، بهاء الدین ولد از دنیا می‌رود حافظ با مادر خود زندگی می‌کرده و آنچه احتمال آن می‌رود وی زندگی ساده و چه بسا فقیرانه‌ای در این دوران داشته. تا آنکه عشق به کسب علم و فضیلت او را به مکتبخانه و در حضور اساتید وقت می‌کشاند و  درجرگه طالبان علم درمی‌آید. او مجالس‏ درس عالمان و ادیبان زمان را در شیراز درک کرد و به  تتبع و تفحص در کتاب‏های مهم دینی و ادبی می‌پردازد.
حافظ محضر درس چه اساتیدی را درک می‌کند؟
او چندین بار توسط " محمد گلندام "، از ادبای آن زمان در مجلس درس " قوام الدین ابوالبقاء"، "عبدالله بن محمد بن حسن اصفهانی شیرازی"(م ۷۷۲ هجری) مشهور به "ابن النفعیه نجم"، عالم و فقیه بزرگ عهد خود دیده شده و ظاهرا چند غزل از حافظ را نیز در این مجالس از وی شنیده است. چنان‏که از سخن "محمد گلندام" برمی‏آید، حافظ  در دو رشته از دانش‏های زمان خود یعنی علوم شرعی و علوم ادبی کار کسب علم می‌نموده و چون استاد او قوام الدین، خود عالم به قرات سبع بود، طبعا حافظ نیز در خدمت او به‏ حفظ قرآن با توجه به قرائت‏های چهارده گانه ممارست می‏کرد واتخاذ تخلص حافظ نیز از همین اشتغال نشات کرده است.
از حیث سیاسی شرایط چطور بوده ؟ وضعیت سیاسی آن دوران چه اثراتی بر حافظ داشته؟
روزگار جوانی حافظ مصادف بود با امارت جلال الدین شاه شیخ ابوالاسحاق اینجو در فارس. این پادشاه که ممدوح حافظ شد، پادشاهی هنرپرور، با ذوق و عشرت دوست بود. دوره دوم زندگانی حافظ هم مصادف با روزگار حکومت "امیرمبارزالدین محمد مظفر" بوده که دوران تشویش خیال این شاعر بزرگ و شاعران بزرگ و دانشمندان دیگر بوده است، زیرا به تعبیر خواجه از شمشیر او خون می‏چکید و او که خود را "خسرو غازی" پادشاه غازی می‏نامید به قول "محمود کتبی"، مورخ معروف "آل مظفر" هفتصد- هشتصد نفر را به دست خویش گردن زده بود و در سختگیری و تعصب آیتی بود و بدیهی است که چنین شخصی خوش آیند خاطر شاعری بلندنظر و آسان گیر و رند نمی‏افتاد.
قدری درباره عرفان از منظر حافظ شرح دهید و اینکه عناصر اصلی اندیشه عرفانی او بر چه اساسی بنا شده‌اند؟
اتصال به حافظ از طریق اشعارش به واقع برقراری ارتباط با گستره ای وسیع از ایمان و دیانت است. نگاه حافظ به عرفان نگاهی انسانی و ملموس است و در نظر دارد تا آدمی را به رعایت ساده‌ترین اصول انسانیت دعوت کند تا پس از آن به سطوح بالای معرفتی دست یابد. در واقع علاوه بر مباحث مربوط به خداشناسی و توحید که در اشعار حافظ فراوان یافت می‌شود، دوری از تزویر و ریا یکی از مهمترین ارکان انسانشناسی اوست که انسان منافق و ریاکار را دورترین فرد به اصل و حقیقت می‌داند و بارها او را مورد شماتت قرار می‌دهد. به واقع حافظ با عرفان مشکلی ندارد و خود نیز سالک همین راه است اما پیوسته زبان گله از ریاکارانی که دین و عرفان را دکان زراندوزی کرده‌اند و در صدد تسخیر قلوب مردم ساده و عوام هستند می‌گشاید. علاوه بر این مسائل حافظ ارادت ویژه‌ای به پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین به ویژه حضرت مهدی (عج) داشته است و  همچنین درباره امام رضا(ع) می‌گوید : قبر امام هشتم، سلطان دین، رضا / از جان ببوس و بر در بارگاه باش.
حافظ را غزلسرایی بزرگ می‌دانند. او در سرودن دیگر قالبهای شعری مهارتی نداشته؟
مهارت اصلی حافظ در سرودن غزل آن هم غزلهای عرفانی است. حتی برخی از غزلهای او که ظاهری عاشقانه دارند در واقع دارای تعبیری عارفانه نیز هستند. او چندین قصیده عالی و چند منظومه کوتاه محکم و تعدادی قطعات و رباعیات نیز سروده است. اما شهرتش بیشتر در غزل سرایی است و معمولا غزلیات او را کمال این نوع سخن و از هرحیث اوج غزل فارسی می‏شمارند و به ویژه استادی او در سرودن غزل‏های عارفانه به پایه‌‏ای رسیده که تاکنون کسی به مقام او نرسیده است.
حافظ در قیاس با سایر شعرای بزرگ هم پایه خود از چه جایگاهی برخوردار است؟
در واقع می‌توان مهارت حافظ را در انچه دیگر شعرا در آن شهرت دارند یافت. غزل حافظ، هم دارای سطوح عاشقانه چون غزل سعدی است، هم دارای سطوح عارفانه چون غزل عطار و مولانا و عراقی و هم از سوی دیگر وظیفه اصلی قصیده را که مدح است بر دوش دارد. از این رو شعر حافظ نماینده هر سه جریان عمده شعری قبل از اوست و قهرمان شعر او، هم معبود و هم معشوق و هم ممدوح است. از دیگر ویژگی‌های شعر او استقلال معنا در ابیات است. بدین معنی که خواننده در صورت خواندن یکی از ابیات او از یک غزل بلند می‌تواند کل معنا و مقصود غزل را دریافته و آن یک بیت را مستقل از سایر ابیات آن غزل به ذهن بسپارد و سرلوحه عمل خود قرار دهد.
اشارات تاریخی در اشعار حافظ به دوران و عصری که در آن می‌زیسته فراوان است. حافظ از این کار چه هدفی را دنبال کرده؟
حافظ را نمی توان تنها یک شاعر دانست که در خلوت خانه اش نشسته و برای دل خودش شعر می سروده! حافظ گاهی یک منتقد اجتماعی سرسخت است که ریاکاری ، نفاق و ظلم بی حد پادشاهان را مورد هدف قرار داده و در شعرش آنان را به نقد می‌کشاند. حافظ، شاعری سیاسی و مبارز است و با زبان ایهام و طنز به مسائل حاد اجتماعی دوره خود پرداخته است و با نوع شاهان متظاهر و زاهدان ریایی و صوفیان دروغین به مبارزه ای جانانه مشغول بوده و از این رو شعر او پر از اشاره‏های تاریخی به اوضاع و احوال عصر اوست که بسیاری از آن‌ها برما مجهول است.
و او برای بیان اعتراض خود به شرایط زمانه‌اش آرایه‌های ادبی و طبع شاعرانه‌اش را بهترین ابزار یافته!.
بله و در استفاده از آرایه های ادبی نیز بسیار تخصص داشته است. ا و در به کارگیری زبان ادبی یعنی استفاده کامل از بدیع و بیان و ایجاد روابط متعدد موسیقایی و معنایی بین کلمات گوی سبقت را از همگان ربوده است. در بدیع لفظی بیشتر به انواع جناس و سجع و در بدیع معنوی به انواع ایهام از قبیل ایهام تناسب، ایهام تضاد، ایهام ترجمه و تبادر و ایهام جناس و استخدام توجه دارد و در بیان عمده توجه او به استعاره سمبل است و از طرف دیگر شعر او از تلمیح به نکات و آموزه‏های عرفانی و قرآنی خالی نیست. ایهام در حافظ غوغایی است و بسامد آن از همه صنایع بیشتر است  به نحوی که برخی آن را مختصه اصلی سبک حافظ شمرده‏اند.
/فرناز کباسی/ 
 
 
 
 
 
 
 
کد خبر 207924

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.