باغ غدیر اصفهان در جریان برگزاری جشنواره و اجلاس میراث فرهنگی ناملموس یکی از میزبانان برنامهها بود و درون محوطه گسترده آن غرفهها و مراسم زیادی برپا شد.
یکی از این مراسم، اجرای پردهخوانی توسط دانشآموزان یکی از مدارس استان بود که طی اجرای آن بسیاری از بازدیدکنندگان از نمایشگاه، صندلیهای روبهروی جایگاه اجرای مراسم را پر کردند تا شاهد هنرنمایی بچههای روی سن باشند.
داستان، روایتگر تولد پسر سام، زال و بزرگ شدن این نوزاد سپیدمو توسط سیمرغ افسانهای بود. اجرای پردهخوانی توسط چند کودک دبستانی به خودی خود جالب و درخور توجه بود اما آنچه این برنامه را بیشتر خاص و جذاب کرده بود، اجرای آن به دو زبان فارسی و انگلیسی بود. تسلط بچهها و روایت بخش اعظم ماجرا به زبان انگلیسی بهگونهای بود که به جز ابیاتی که از شاهنامه فردوسی خوانده میشد، باقی ماجرا و روایتگری کودکان روی سن کاملا به این زبان بود؛ بماند که شاید خیلی از همسنوسالان هنرمندان روی سن و حتی بزرگترها متوجه بسیاری جملات نمیشدند.
سامِ پادشاه برای انتقال میراث سلطنتی خود از خداوند فرزندی طلب میکند، همسرش پسری خوشچهره اما سپیدموی به دنیا میآورد و سام از ترس صحبت دیگران و بدشگونی موی سپید نوزاد او را به نگهبانی میسپرد تا به کوه ببرد. در غاری سیمرغ کودک را مییابد و او را بزرگ میکند و سپس به نزد پدرش بازمیگرداند. این خلاصه روایت فارسی و انگلیسی و البته بازی همزمان بچههای روی صحنه بود. بچهها با اعتماد به نفس جملههای انگلیسی و شعرهای فارسی را ادا کردند و چند دقیقهای خیل عظیم تماشاگران بزرگ و کوچک روبه رویشان را مبهوت نگاه داشتند.
البته پردهخوانی هنری است بسیار شبیه به نقالی که از یک پرده بزرگ و پر از تصویر برای کمک به روایت بهره میبرد و پردهای که برای نمایش این بچهها آماده شده بود اولا خلوت و تقریبا بدون استفاده بود و دوما از تصاویر ساده و اندکی استفاده کرده بود که ظاهرا برای درک کودکان تعبیه شده بود غافل از اینکه تصاویر پردههای نمایشی آنقدر جذاب هستند که نیازی به سادهسازی و حذف نداشته باشد. تفاوت دیگر پردهخوانی و نقالی در این است که اولی بیشتر برای نمایش و روایتهای مذهبی و به طور اعم وقایع کربلا و همچنین روایات مربوط به امیرالمومنین استفاده میشود و نقالی عمدتا به داستانهای شاهنامه میپردازد؛ هرچند که الزامی دراینباره وجود ندارد و این مساله بیشتر به خاطر توجه هنرمندان پردهخوان و نقال به موضوعات ایجاد شده است. در نهایت میتوان گفت آنچه کودکان هنرمند دبستانی در این چند روز اجرا کردند بیشتر به یک نقالی شباهت داشت تا پردهخوانی اما فارغ از نام و نشان این هنرها، تلاش هنرمندان کوچک شهرمان برای اجرایی کمنقص بسیار قابل تحسین است.
خبرگزاری ایمنا: پردهخوانی یکی از هنرهای آیینی و نمایشی ایران است که شاید چندان رواج زیادی ندارد و گهگاه و بهندرت شاهد آن هستیم اما تماشای آن به قدری لذتبخش است که میتواند تماشاگر خود را تا پایان میخکوب روی صندلیاش نگاه دارد.
کد خبر 165124
نظر شما