به گزارش ایمنا، ساعاتی پس از تسخیر كامل سفارت امریكا در عصر روز ۱۳ آبان چند دانشجوی جوان در یكی از اتاقهای سفارت مقابل خبرنگاران نشستند و پس از آنكه تعدادی از سلاحهای امریكایی را به آنها نشان دادند به قرائت بیانیه اول و دوم تسخیركنندگان پرداختند. این دانشجویان وقتی در برابر این سؤال قرار گرفتند كه نام شما چیست؟ پاسخ دادند: دانشجویان پیرو خط امام و این گونه بود كه در تمام نشستهای خبری، سخنرانیها و اعلام مواضع تلویزیونی نامی از این دانشجویان به میان نمیآمد و آنها با عنوان «یكی از دانشجویان خط امام» معرفی میشدند حتی معصومه ابتكار مترجم و سخنگوی انگلیسی زبان نیز در گفتوگو با رسانههای غربی خود را «مری» معرفی میكرد و این گونه به «خواهر مری» معروف شد.
آغازی برای یک ماجرای ۴۴۴ روزه در لانه جاسوسی
روز يك شنبه ۱۳ آبان ۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹)، جماعتي كه در دانشگاه تهران جمع شده بودند تا ياد شهداي ۱۳ آبان سال پيش را گرامي بدارند، بعد از مراسم براي تشييع ۳۳ شهيد كردستان در خيابان تخت جمشيد (طالقاني فعلي) راهپيمايي كردند.
در ميان راهپيمايان، دانشجوياني بودند كه از قبل با هم قرار تجمع گذاشته بودند. دانشجوها از همة دانشگاه هاي تهران آمده بودند. بيشترشان نمي دانستند دقيقا چه كاري بايد بكنند.
در جلسه اي كه روز قبلش در دانشكدة مكانيك دانشگاه شريف برگزار شده بود، نگفته بودند چه خبر است. فقط گفته بودند: يك كار حسابي است. يك خرده هم خشونت دارد. كفش كتاني بپوشيد. دخترها هم چادر سر كنند تا بتوانند وسايل را زير چادرشان پنهان كنند.
فقط عده معدودي مي دانستند كه اين كار حسابي ، گرفتن سفارت آمريكا در اعتراض به پناه دادن به شاه است.
بالا رفتن دانشجویان از دیوار شروعی برای فتح لانه بود
جمعيت پاي ديوار سفارت كه رسيد، چند تا پلاكارد رفت بالا و دانشجوها يكي يكي به هم علامت دادند. چند نفر از ديوار رفتند بالا و از آن طرف، در را باز كردند.
دانشجوها ريختند داخل.
خودشان مواظب بودند كه غيردانشجو بينشان نباشد. گروهي از بچه هاي علم و صنعت موافق نبودند و رفتند. جمعيت همين طور داشت نگاه مي كرد و شعار مي داد.
دانشجوها از راه زيرزمين، وارد ساختمان اصلي سفارت شدند. تنها مقاومت آمريكايي ها شليك چند گلوله گاز اشك آور بود.
ظرف دو ساعت، همه جا دست بچه ها افتاد.
مانده بود گاوصندوق سفارت. بعد كه توانستند آن را باز كنند، ديدند گاوصندوق نيست و ساختماني ديگر است كه ظاهرا مركز اسناد بوده است. اسنادي كه مقدار زيادي شان با دستگاه رشته رشته شده بود.
اطلاعیه های دانشجویی که برای آگاهی مردم صادر می شد
دانشجويان، همة اين ها را در پنج اطلاعيه اي كه همان روز منتشر كردند، براي مردم توضيح دادند.
در اطلاعية اول، اسم خودشان را اين طور اعلام كرده بودند: دانشجويان مسلمان پيرو خط امام.
آن ها خواسته خود در قبال آزادي گروگان ها را استرداد شاه از سوي آمريكا عنوان كرده بودند.
واكنش آمريكا تند و شتاب زده بود. آن ها بلافاصله اعلام كردند كه شاه متحدشان بوده و هرگز متحدشان را رها نخواهند كرد.
آغاز واکنش غربی ها به شکسته شدن هیمنه شیطان بزرگ
روزهاي بعد، كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا دستور متوقف كردن واردات نفت ايران و نيز بلوكه كردن دارايي هاي ايران در بانك هاي آمريكا را داد.
۱۸۳ مأمور ايران در آمريكا اخراج شدند و دانشجويان ايراني مقيم آمريكا هم تحت فشار قرار گرفتند. اما پيام امام خميني به دانشجوها، خيلي ساده بود: همان جا بمانيد كه خوب جايي را گرفته ايد.
دولت موقت و شوراي انقلاب، موافق ادامه حضور دانشجوها در سفارت نبودند. اما امام خميني از دانشجوها حمايت مي كرد.
حمایت امام خمینی (ره) و لقب انقلاب دوم
فرداي روز تسخير، امام در يك سخنراني عمومي گفت: آمريكا توقع دارد كه شاه را ببرد به آن جا براي توطئه. پايگاهي براي توطئه درست كنند و جوان هاي ما بنشينند و تماشا كنند؟!
امام اعلام كرد گروگان ها بايد در دست خود دانشجوها باقي بمانند و روز بعد، فرزندش سيداحمد خميني را هم به ميان دانشجوها فرستاد.
سيداحمد خميني در پاسخ به سؤالات خبرنگاران گفت: از نظر ما، دانشجويان ما سفارت كشور ديگري را اشغال نكرده اند، بلكه آن ها مركز جاسوسي آمريكا را گرفته اند. اشاره او به اسناد محرمانه اي بود كه قبل از رشته رشته شدن، به دست دانشجوها افتاده بود و يا توسط دانشجويان پرشور، بازسازي و كشف رمز شده بود.
اين اسناد كه به تدريج منتشر مي شد، خبر از مداخلات و نيز جاسوسي هاي آمريكا در امور ايران مي داد. اطلاع مردم از اين امر، فضاي عمومي كشور را ضدآمريكايي تر از پيش كرد.
مردم، هر روز و هر شب، جلوي سفارت آمريكا جمع مي شدند و در حمايت از دانشجوها و عليه آمريكا شعار مي دادند. خود مردم به سفارت آمريكا لقب داده بودند لانه جاسوسي .
از ابتدای حرکت قرار بر تسخیر جدی سفارت نبود
ماجراي گروگان گيري از آن چيزي كه ابتدا در ذهن دانشجوها بود، يعني يك حركت سمبليك اعتراض آميز، خيلي جدي تر و خيلي طولاني تر شد.
از يك طرف، رهبر و مردم ايران، خواستار برخورد قاطع و جدي بودند و از يك طرف، آمريكايي ها نمي خواستند كوتاه بيايند.
دانشجوها در مدت بيشتر از يك سال، درسشان را بالاي سر گروگان ها مي خواندند، اسناد به دست آمده را مرتب و منتشر مي كردند، و چشم انتظار تصميم امام در مورد گروگان ها بودند.
مذاكرات گسترده و طولاني اي بين مقامات ايراني و آمريكايي ها و واسطه ها شكل گرفت. پاي سازمان ملل به ميان آمد و دبيركل سازمان ملل، شخصا به تهران سفر كرد.
شاه را از آمريكا به پاناما و مصر فرستادند.
مجامع بين المللي، هرچند دير ولي بالاخره قبول كردند كه بايد به اتهامات شاه در مورد نقض حقوق بشر رسيدگي كرد.
آمريكا به ديوان لاهه شكايت برد
ديپلمات هاي هلندي و سوئيسي براي ميانجي گري پيشقدم شدند. اين وسط، آمريكا يك عمليات نظامي ناكام هم انجام داد كه اوضاع را وخيم تر كرد. طوري كه وقتي شاه در ۵ مرداد ۵۹ در مصر، از سرطان مرد، هنوز كسي به حل مسأله اطمينان نداشت.
جيمي كارتر به خاطر ناتواني در پايان دادن به بــحــران، انتـــخـــابــات رياست جمهوري را به رونالد ريگان كه وعده اش آزادي گروگان ها بود، واگذار كرد.
در ايران هم دولت موقت به دليل همسو نشدن با خواست ملت در اين مسأله، كارش به استعفا كشيده بود.
مذاكرات بين نمايندگان ريگان و مجلس شوراي اسلامي كه به دستور امام، عهده دار حل مسأله شده بود، با ميانجي گري دولت الجزاير، وارد فاز جديدي شد.
عراق، جنگ را شروع كرده بود و ايران مي خواست با رفع توقيف از اموالش، مسأله را هرچه زودتر تمام كند. سرانجام آمريكا راضي به پرداخت ۷۰ درصد وجوه نقدي بلوكه شده ايران شد و نهايتا روز ۳۰ دي ۵۹ (۲۰ ژانويه ۱۹۸۱) مقامات ايراني، گروگان ها را تحويل دولت الجزاير دادند.
بازخوانی تسخیر لانه جاسوسی از زبان شاهد عینی
بازخوانی تسخیر لانه جاسوسی از زبان حبیب الله بی طرف از اعضای شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام که مسئولیت مدیریت جریان تسخیر لانه جاسوسی را به عهده داشتند.
روز واقعه چگونه آغاز شد؟
روز ۱۳ آبان حدود ۳۵۰ دانشجوی دانشگاه های تهران، شریف، امیر کبیر و شهید بهشتی در اقدامی تاریخی سفارت امریکا در تهران را اشغال کردند و نام آن را لانه جاسوسی گذاشتند؛ گروگان گیری ۴۴۴ روز طول کشید؛ این دانشجویان بعدها روایت های متفاوتی از درون لانه جاسوسی مطرح نمودند.
در روز سیزدهم آبان بعد از انجام تسخیر کامل لانه جاسوسی افراد داخل سفارت تسلیم شدند تعداد زیادی ایرانی در آنجا بودند که برخی از آنها مراجعه کنند بودند فرضاً کسانی که برای ویزا آمده بودند به داخل ساختمانهای سفارت و یا کارهای دیگر داشتند.
یک تعدادی ایرانی هم بود که کارمند رسمی سفارت بودند و کار می کردند غیر از این ها تعدادی غیر امریکایی بودند که داخل سفارت کار می کردند و مابقی هم امریکاییها بودند.
همان لحظاتی که کار تسخیر به طور کامل انجام شد کلیه مراجعینی که آنجا بودند رها کردیم و گفتیم آزادند که بروند و از سفارت خارج شوند.
ایرانیهایی هم که کارمند سفارت بودند پس از پر کردن پرسشنامه هایی که آدرس و مشخصاتشان را خواسته بودیم تا اگر لازم شد بتوانیم با آنها تماس بگیریم بعد از چند ساعت نیز آزاد شدند و رفتند.
پنج نفر غیر امریکایی بودند که یک پاکستانی، یک نفر بنگلادشی و دو فیلیپینی و یک کره ای؛ اینها پس از چند روز آزاد شدند و ما آنها را تحویل سفارتخانه های دولتشان در ایران دادیم از این پنج نفر یک نفر به نام محمد یوسف که پاکستانی بود و آشپز سفارت بود در عین حالی که ما اعلام کردیم که ایشان آزاد است و می تواند برود یا ببریم تحویل سفارت بدهیم ولی خودش اظهار علاقه کرد که با ما همکاری کند و تقریبا در طول آن مدتی که امریکاییها آنجا بودند ایشان عهده دار کار آشپزی اینها بود که غذای بسیار خوشمزه ای برای آنان می پخت.
می دانید که اینها مواد اولیه غذایی معمولی و حتی عالی همیشگی خود را می خوردند بدون این که احتیاج به تهیه مواد اولیه خارج از سفارت پیدا کنند.
ما روز اول فکر کردیم که اینها نان و خرما می خورند، غذایی که خودمان هر روز می خوردیم که آن عبارت بود از همان نان و خرما ولی بعد متوجه شدیم که اینها آسیب پذیر هستند و مریض خواهند شد، لذا با همکاری آقا یوسف آشپز پاکستانی غذای خودشان با کیفیت عالی در طول مدت اسارت به آنها داده شد.
تعداد امریکایی ها ۶۳ نفر بود که افراد مختلفی در سطح بالا تا افراد معمولی با محافظین که بیشتر رنجرهای امریکایی بودند ما این ۶۳ نفر را بعد از دستور امام که زن ها و سیاهپوست های غیر جاسوس را آزاد کنید ۱۳ نفر از آنان را آزاد کردیم که با مصاحبه هایی که کردیم و بر اساس سوابقشان برداشتمان این بود که اینها سیاهپوست یا زنانی هستند که عضو سیا نیستند و کار جاسوسی ندارند و گرنه در مجموعه سفارت انان هم مانند ۵۰ نفر دیگر همکاری می کردند؛ یک نفر از آنها هم به علت بیماری فلج آزاد شد و تحویل دولت دادیم؛ ۴۹ گروگان دیگر که امریکایی بودند تا روز آخر ماندند. سه نفر دیگرهم که کاردار امریکا در ایران و یک کارمند و محافظش بودند که مدتها در اختیار وزرات خارجه ایران و در ساختمان این وزارتخانه بودند و بعدا تحویل ما شدند.
پایان بخش اول
خبرگزاری ایمنا: فقط گفته بودند: يك كار حسابي است. يك خرده هم خشونت دارد. كفش كتاني بپوشيد. دخترها هم چادر سر كنند تا بتوانند وسايل را زير چادرشان پنهان كنند.
کد خبر 121974
نظر شما