"زندگی خصوصی آقا و خانم میم" فیلمی به کارگردانی روحالله حجازی، نویسندگی علی طالبآبادی و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی ساخته سال ۱۳۹۰ است که به تازگی در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
شباهت نام این فیلم با فیلم جنجالی "زندگی خصوصی" حاشیه هایی را به همراه داشت که با اعتراض کارگردان و تهیه کننده فیلم "زندگی خصوصی آقا وخانم میم" که پیش از زندگی خصوصی مجوز ساخت گرفته بود همراه شد.این دوفیلم درکنار همزمانی اکران در شبکه نمایش خانگی نیز به صورت همزمان توزیع شدند و این موضوع باز باعث اعتراض روح الله حجازی کارگردان جوان این فیلم شد.
هرچند باید اعتراف کرد که مشابهت نام این دو فیلم چندان هم به ضرر زندگی خصوصی آقا و خانم میم تمام نشد چون به دلیل جنجالی بودن موضوع و ممیزی هایی که در زندگی خصوصی اعمال شد و البته تحریمش از طرف حوزه هنری مخاطبان زیادی مشتاق به تماشای آن در شبکه نمایش خانگی هستند که صد البته تعدادشان از مخاطبان زندگی خصوصی آقا و خانم میم بیشتر است.
از حواشی که بگذریم و اگر بخواهیم به پیشینه حجازی اشاره ای داشته باشیم جالب است بدانید که او دارای تحصيلات حوزوی و نه سینمایی است و فعاليت سينمايی را با كارگردانی فيلم های كوتاه آغاز كرد. نخستین تجربه فیلم بلند سینمایی او در سال ١٣٨٢، با نام «روزگار سپری شده» روی پرده سینماها ظاهر شد. از جمله سوابق هنری وی می توان به کارگردانی فیلم هایی همچون «روزگار سپری شده»(١٣٨٢)، «در میان ابرها»(١٣٨۶)، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»(١٣٩٠) و «زندگی مشترک یک زوج میانسال»(١٣٩١) اشاره کرد.
سومین تجربه کارگردانی روح الله حجازی هرچند در بخش اصلی جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش در نیامد اما توانست نظر مثبت بسیاری از منتقدان را به خود جلب کند.از نکات جالب توجه زندگی خصوصی آقا و خانم میم حضور ابراهیم حاتمی کیا این بار نه به عنوان کارگردان برجسته که به عنوان بازیگر نقش مکمل است که از اتفاق او در نخستین تجربه بازیگری اش نقشی به یادماندنی از خود به یادگار می گذارد.
بازی او در کنار حمید فرخ نژاد این بار نه به عنوان کارگردان-بازیگر که به عنوان دو همبازی تجربه خوبی از کار درآمده است.
داستان این فیلم درباره محسن (با بازی حمید فرخنژاد) است که یک مدیر فروش شهرستانی است که به تازگی ارتقاء گرفته و به یک مدیر در سطح کشور تبدیل شده است. ولی دغدغه او داشتن همسری نه چندان مدرن است که ممکن است باعث سرافکندگی و تحقیرش در بین همکاران پایتختنشین وی شود. پس سعی میکند به همسرش آوا (با بازی مهتاب کرامتی) را به سمت زندگی مدرن تری سوق دهد.آوا به رفتارهای خارج از عرف همسرش با همکاران زنش بدبین شده است. پس تصمیم میگیرد خود را آنگونه که حسن تمایل دارد نشان دهد و بتواند در کنار همسر موفقش ادامه زندگی دهد. اینکار با آرایشهای جدید و پوشیدن لباسهای جلب توجه کننده آغاز میکند.این تغییر چهره و رفتار آوا که در کنار جذابیت ظاهری او باعث جلب توجه همکاران محسن از جمله گوهریان مدیر رده بالای او با بازی ابراهیم حاتمی کیا می شود رفته رفته حساسیت محسن را تحریک می کند و او به شکلی بیمارگونه سعی می کند زنش را تعقیب کند و به همه چیز مشکوک می شود.
اولین نما از حاتمی کیا در این فیلم وقتی است که در حیاط هتل لاله از موتور هزارش پیاده می شود و محسن(حمید فرخ نژاد) را تحویل می گیرد. او در این فیلم دیالوگ فراوان دارد و کم کم تاثیر زیادی روی رابطه زن و شوهر می گذارد.در نگاه اول شاید به نظر برسد این گوهریان همان حاتمی کیای کارگردان است . اما قصه هر چه جلوتر می رود. تکیه کلام های او معنای بیشتری پیدا می کند. شیطنت را در چشمان روشنش نشان می دهد و مهارتش در زندگی پیچیده شهری را به رخ فرخ نژاد که تازه دارد این فضا را تجربه می کند می کشد. نوع اعتماد به نفس و خونسردی اش در برخورد با آدم ها شبیه پدر خوانده های فیلم های مافیایی است. مثل همه آدم های شهری شده که بر اساس منافعشان حرکت می کنند. واقعا فضای رابطه او با آدم ها معلوم نیست. شاید یکی از عجیب ترین بازی های حاتمی کیا در آخری نمایی باشد که در فیلم دیده می شود. جایی که محسن مستاصل رو به رویش نشسته و می خواهد مچ گوهریان را بگیرد: “تو با شیطون چی کار می کنی؟” گوهریان موی بلندی را از روی کت محسن بر می دارد: “شیطون خودت یا شیطون من؟”
-شیطون خودت
-من شیطون خودمو رام کردم!
فیلم بیشتر به گذر از انگاره های سنتی به مدرنیته در جامعه ایرانی می پردازد جامعه ای که هرچند در ظاهر از بسیاری از سنت ها دست کشیده اما در ریشه هنوز همان است که بود.
مردانی که برای حضور در جامعه مدرن امروز خواستار تغییر در ظاهر زندگیشان هستند اما واقعیت چیز دیگری است.مرد سنتی ایرانی هنوز نپذیرفته که زنش آزادانه در جامعه کار کند و پوشش و ظاهری به اصطاح امروزی و غربی داشته باشد.در کنار این زنان سنتی نیز برای چنین مردی جذاب نیستند و آنها در این دوگانگی زنانشان را نیز دچار مشکل می کنند.
روح الله حجازی با انتخاب این فیلمنامه صحه ای بر تحصیلات و عقاید شخصی خود می گذارد.حمید فرخ نژاد به خوبی سردرگمی مرد دو قطبی امروز را به تصویر می کشد.مردی که بین زنش به عنوان خانم خانه و یا همراه زندگی اش به عنوان زنی مدرن و جذاب گرفتار شده است.بازی عصبی و پیچیده او به خوبی زندگی دوگانه چنین مردانی را به تصویر می کشد.
او در کنار اینکه به شدت خواهان جلب توجه مدیرش است و به خاطر اینکه خود را امروزی نشان بدهد حاضر است ظاهر همسرش را نیز تغییر بدهد از توجه او به همسرش دچار بددلی و عصبیتی وسواس گونه می شود.
فیلم موفق می شود مخاطب را بدون دلزدگی و کسالت با ریتم سریع خود همراه کند و دیالوگها نیز باور پذیرند اما از جایی به بعد آوا دیگر برای مخاطب باورپذیر نیست.آن زن سنتی ساده ناگهان تبدیل به بانویی مدرن می شود که شدت تغییراتش چندان باور پذیر نیست.
زندگی خصوصی آقا و خانم میم که دیگر چندان هم برای مخاطب خصوصی نیست با ادامه شکاکی های مرد،دعوای زن و مرد در ماشین و پیاده شدن زن در ترافیک و گم شدن او در هیاهوی ماشینها قرار است به پایان برسد.مرد نیز به دنبال او می رود و پس از آن پسرکوچکشان ماشین را به دنبال آنها ترک می کند.گویی کارگردان به کنایه و با نگاهی کلیشه ای قصد دارد به مخاطب بقبولاند که ماحصل زندگی مدرن چیزی جز فروپاشی خانواده ها نیست!
خبرگزاری ایمنا: نام فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" است و این روزها در سوپرمارکتها و فروشگاه های بزرگ به فروش می رسد.اما چه چیزی قرار است از این زندگی مشترک با این نام پرطمطراق و بابازی مهتاب کرامتی،حمید فرخ نژاد و ابراهیم حاتمی کیا فاش بشود؟
کد خبر 106764
نظر شما