به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان را نمیتوان تنها در میدان نقشجهان، پلهای تاریخی و بناهای باشکوهش خلاصه کرد؛ بخش مهمی از هویت این شهر در کوچههایی پنهان شده است که شاید از مسیرهای پرتردد گردشگری فاصله داشته باشند، اما هر کدام روایتی شنیدنی از گذشته در دل خود جای دادهاند. محله دردشت یکی از همین محدودههاست؛ محلهای که برای شناخت آن باید از سرعت زندگی شهری فاصله گرفت، قدمها را آهستهتر برداشت و به روایت دیوارها، گنبدها، گذرها و بازارهای قدیمی گوش سپرد.
این بار مقصد، محله تاریخی دردشت است؛ جایی که همراه با علیرضا شورشینی، پژوهشگر اصفهانشناسی در قالب یک تور پیادهگردی راهی کوچهها و گذرهای قدیمی آن میشویم تا از نزدیک با بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی نصفجهان آشنا شویم.
مسیرمان تنها بازدید از چند بنای تاریخی نیست؛ قرار است از دل یک محله عبور کنیم که شکلگیری و گسترش آن با دورههای مختلف تاریخ اصفهان پیوند خورده و هنوز هم نشانههایی از زندگی محلهای در آن جریان دارد.
دردشت؛ محلهای فراتر از چند بنای تاریخی
قدم زدن در دردشت، پیش از رسیدن به نخستین مقصد، خود بخشی از تجربه گردشگری است. گذرهایی که بافت قدیمی شهر را به یاد میآورند، خانههایی که در میان ساختوسازهای جدید همچنان نشانی از معماری گذشته دارند و فضاهایی که نام و هویت خود را از تاریخ محله گرفتهاند، تصویری متفاوت از اصفهان پیش روی گردشگران قرار میدهند.
دردشت از محلههای کهن اصفهان است که در دورههای مختلف تاریخی از جمله آلبویه، سلجوقیان و صفویه، شکل گرفته و گسترش پیدا کرده است. این محدوده در گذشته از کانونهای مهم توسعه شهر به شمار میرفت و قرار گرفتن آن در مجاورت مسجد جامع عتیق و دیگر مراکز تاریخی، بر اهمیت فرهنگی و اجتماعی آن افزوده است.
شورشینی در جریان این پیادهگردی، توجه گردشگران را به این نکته جلب میکند که برای شناخت یک محله تاریخی نباید تنها به بناهای شاخص آن نگاه کرد، چراکه ساختار کوچهها، ارتباط میان فضاهای مذهبی و تجاری، میدانگاهها و حتی شیوه شکلگیری گذرها، بخشی از روایت تاریخی محله را بازگو میکنند؛ در واقع، دردشت را باید همچون مجموعهای بههمپیوسته دید؛ مجموعهای که در آن معماری، اقتصاد، مذهب و زندگی روزمره در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.

مقبره باباقاسم؛ شکوه معماری در دل بافت تاریخی
نخستین ایستگاه شاخص این گردش، مقبره باباقاسم است؛ بنایی که در میان بافت تاریخی اصفهان با گنبد مرتفع و ساختار معماری ظریف خود، توجه هر رهگذری را جلب میکند. اینجا باید کمی بیشتر مکث کرد و به جزئیات بنا نگاه انداخت؛ به ارتفاع گنبد، تناسب اجزای معماری، آجرکاریها و کاشیکاریهایی که در کنار یکدیگر تصویری از هنر معماری دوره ایلخانی را شکل دادهاند.
شورشینی میگوید: باباقاسم از عارفان و شخصیتهای علمی و مذهبی اصفهان بوده است و آرامگاه او در نزدیکی مدرسهای قرار دارد که به نام مدرسه امامیه شناخته میشود. بر اساس کتیبه ورودی بنا، آرامگاه در سال ۷۴۱ هجری قمری به همت سلیمان بن طالوت دامغانی، از پیروان باباقاسم، ساخته شده است. این اثر از نمونههای ارزشمند معماری آرامگاهی دوره ایلخانی در اصفهان به شمار میرود.
در این ایستگاه، نگاه گردشگران از کلیت بنا به جزئیات آن تغییر میکند؛ زیرا هر بخش از معماری، نشانهای از شیوه ساخت، سلیقه هنری و باورهای زمانه خود دارد. مقبره باباقاسم تنها یک آرامگاه نیست؛ بخشی از حافظه علمی و معنوی اصفهان است که در گذر قرنها همچنان در دل شهر باقی مانده است.
همراهی با روایتهای یک پژوهشگر اصفهانشناسی در چنین فضایی کمک میکند تا بازدیدکننده از تماشای یک بنای تاریخی فراتر برود و درباره شخصیت مدفون در آن، دوره ساخت و جایگاهش در تاریخ شهر نیز شناخت بیشتری پیدا کند.
تکیه شهشهان؛ روایت پیوند مذهب، تاریخ و زندگی محلهای
از مقبره باباقاسم که فاصله میگیریم، مسیر گردش ما را به یکی دیگر از نقاط ارزشمند این محدوده میرساند؛ تکیه شهشهان، فضایی که نام آن با تاریخ مذهبی و فرهنگی یکی از محلههای قدیمی اصفهان گره خورده است. در این بخش از گردش، شناخت محله شهشهان و پیشینه نام آن نیز اهمیت پیدا میکند. این محله که در گذشته طوقچی نامیده میشد، پس از سکونت شاه علاءالدین محمد از عارفان و نقیبان مشهور دوره تیموری و شکلگیری مجموعهای مذهبی و آموزشی به نام شهشهان شناخته شد.
شورشینی میگوید: بقعه شهشهان، آرامگاه شاه علاءالدین محمد از آثار دوره تیموری است و پس از سال ۸۵۰ هجری قمری شکل گرفته است. کاشیکاری سردر، کتیبهها و گچبریهای فضای داخلی از ویژگیهای هنری این بنا هستند و اهمیت آن را در شناخت معماری مذهبی اصفهان دوچندان میکنند.
اینجا فرصتی است تا گردشگران به این موضوع توجه کنند که بناهای مذهبی در محلههای تاریخی، تنها فضاهایی برای برگزاری آیینها نبودهاند، بلکه در شکلگیری روابط اجتماعی، هویت محلهای و پیوند میان ساکنان نیز نقش داشتهاند.
تکیهها و بقاع تاریخی، بخشی از خاطره جمعی شهر هستند؛ مکانهایی که روایت نسلهای مختلف را در خود نگه داشتهاند و شناخت آنها، دریچهای به سوی فهم زندگی اجتماعی اصفهان در دورههای گذشته باز میکند.

بازار دردشت؛ جایی که تاریخ از تجارت جدا نیست
از فضای آرام و معنوی تکیه که بیرون میآییم، به یکی از بخشهای زندهتر محله میرسیم؛ بازار دردشت. اینجا حالوهوای گردش تغییر میکند. صدای رفتوآمد، مغازهها، راستههای قدیمی و ارتباط میان فضای تجاری و محلهای، تصویری از زندگی روزمره در بافت تاریخی اصفهان پیش روی ما میگذارد.
بازارهای محلهای در شهرهای تاریخی ایران تنها محل خریدوفروش نبودهاند؛ آنها بخشی از ساختار اجتماعی و اقتصادی محله را شکل میدادند. کسبه، ساکنان، مشتریان و رهگذران در همین فضاها با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند و بازار به یکی از کانونهای اصلی تعاملات روزانه تبدیل میشد.
بازار دردشت نیز در چنین بستری معنا پیدا میکند. ارزش این بازار تنها به قدمت کالبدی آن محدود نیست، بلکه باید آن را در ارتباط با گذرهای اطراف، محله و زندگی مردمی دید که در طول سالیان با این فضا ارتباط داشتهاند.
در این بخش از تور، توجه به ساختار بازار، طاقها، راستهها و نحوه ارتباط آن با بافت اطراف، اهمیت ویژهای دارد. هرچند بخشی از سیمای قدیمی بازار در گذر زمان دستخوش تغییر شده، اما هنوز میتوان نشانههایی از سازمان فضایی بازارهای سنتی و نقش آنها در حیات محله را مشاهده کرد. بازار دردشت در سالهای اخیر نیز در طرحهای ساماندهی و احیای بافت تاریخی مورد توجه قرار گرفته است؛ اقداماتی که در کنار مرمت بناها و ساماندهی گذرها، با هدف بازگرداندن هویت تاریخی و تقویت ظرفیت گردشگری این محدوده انجام شده است.
احیای دردشت؛ بازگشت یک محله به نقشه گردشگری اصفهان
یکی از نکات قابل توجه در این پیادهگردی، مشاهده تغییراتی است که در سالهای اخیر برای احیای این محدوده تاریخی انجام شده است. دردشت از جمله محلههایی است که ظرفیت گردشگری آن تنها با معرفی یک یا دو بنای شاخص شناخته نمیشود و برای دیده شدن، نیازمند توجه به کلیت بافت تاریخی است.
در طرح احیای گذر تاریخی دردشت، مرمت بیش از چهار هزار مترمربع از ابنیه تاریخی، ساماندهی جدارهها، مرمت مساجد و امامزادگان، بازسازی سقاخانههای قدیمی و احیای بازارچهها در دستور کار قرار گرفته است، همچنین در گزارشهای مربوط به این طرح از مرمت و ساماندهی ۹ مسجد و امامزاده و بازسازی هفت سقاخانه تاریخی نام برده شده است.
اهمیت چنین اقداماتی زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم حفظ یک محله تاریخی تنها به مرمت یک ساختمان یا بازسازی نمای چند بنا محدود نیست. اگر گذرها، فضاهای عمومی، بازارها و ارتباط میان بناهای تاریخی مورد توجه قرار نگیرند، بخش مهمی از هویت محله همچنان ناشناخته باقی میماند.
آنچه در پایان این گردش در ذهن باقی میماند، تنها تصویر گنبد مقبره باباقاسم، معماری بقعه شهشهان یا راستههای بازار قدیمی نیست؛ بلکه درک ارتباط میان این عناصر و نقشی است که هر کدام در شکلگیری هویت یک محله داشتهاند.
همراهی با علیرضا شورشینی، پژوهشگر اصفهانشناسی، در این مسیر نشان میدهد که شناخت اصفهان به عبور از خیابانهای اصلی و بازدید از بناهای مشهور محدود نمیشود. گاهی باید وارد کوچههایی شد که در نگاه نخست تفاوت چندانی با دیگر گذرهای شهر ندارند، اما با کمی مکث و شنیدن روایتهای تاریخی، لایههای پنهان آنها آشکار میشود.


نظر شما