به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دفتر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، نشانههای فرهنگ و هنر را میتوان پیش از آغاز گفتوگو در گوشهوکنار اتاق دید؛ از صنایعدستی اصفهان که جلوهای از هنر و هویت این سرزمین را به نمایش گذاشتهاند تا قفسههایی که با کتاب پر شدهاند. روی میز نیز چندین جلد از مجله «خط» با عنوان «آقا مجتبی» به چشم میخورد؛ جزئیاتی که در کنار فضای فرهنگی دفتر، حالوهوای متفاوتی به محل گفتوگو بخشیده است.
موضوع گفتوگو با سیدمهدی سیدیننیا، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان درباره حالو روز فرهنگ در جامعه، چالشهای پیش رو و ضرورت بازنگری در شیوههای مدیریت و سیاستگذاری فرهنگی در آستانه چهاردهم آبان روز فرهنگ عمومی است.
وی که در چهارده سالگی راهی جبهه شده و تجربه حضور در جنگ هشت ساله تحمیلی را در زندگی خود دارد، پس از آن مسیر فعالیت حرفهایاش را در عرصه فرهنگ و هنر ادامه داده است. معاونت صداوسیمای مرکز اصفهان، ریاست حوزه هنری استانهای اصفهان، آذربایجان شرقی و قم، معاونت اجرایی امور استانهای حوزه هنری کشور و معاونت سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان بخشی از سوابق مدیریتی اوست.
سیدیننیا در این گفتوگو، فرهنگ عمومی را فراتر از مجموعهای از مناسبتها و برنامههای مناسبتی میداند و معتقد است بخش مهمی از مشکلات امروز جامعه، ریشه در کمتوجهی به زیرساختهای فرهنگی، تربیت نیروی انسانی، تولید محتوا و سرمایهگذاری دارد. او با انتقاد از رویدادمحوری دستگاههای فرهنگی، تمرکز امکانات در پایتخت و ورود مجموعههای غیرمتخصص به عرصه فرهنگ، بر ضرورت شکلگیری یک جبهه منسجم فرهنگی تأکید میکند.
در این گفتوگو از ظرفیتهای هنری اصفهان، برگزاری کنسرتها، نقش هنر در ارتقای نشاط اجتماعی و ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت فرهنگی نیز سخن گفتهایم. با بخش دوم این گفتوگو همراه باشید:

ایمنا: در دیدار اعضای کنگره شهدای اصفهان با رهبر شهید انقلاب، موضوع تولید بازیهای رایانهای با استفاده از تجربه دفاع مقدس و همچنین ارزیابی اثرگذاری رویدادها بر نسل جوان مطرح شد. این تأکیدها تا چه اندازه در اصفهان عملیاتی شده است؟
سیدیننیا: من شخصاً تلاش کردم با مجموعههای مختلف در این زمینه ارتباط برقرار کنم و اقداماتی انجام شود، اما آنچه صورت گرفته، متناسب با انتظاری که وجود داشت، بسیار محدود بوده است.
رهبر شهید انقلاب تأکید داشتند که نباید تنها به برگزاری یک رویداد بسنده کنیم، بلکه باید بررسی کنیم این رویداد چه تأثیری بر نسل جوان گذاشته است. همچنین بر ضرورت تولید بازی با استفاده از ظرفیت و تجربه دفاع مقدس تأکید داشتند، اما وقتی به وضعیت تولیدات فرهنگی اصفهان نگاه میکنیم، میبینیم هنوز در بسیاری از حوزهها فاصله زیادی با ظرفیتهای موجود داریم. اصفهان در تولیدات سینمایی کشور نقش متناسبی ندارد، در حوزه تولید بازیهای رایانهای سهم قابل توجهی ندارد و در زمینه تولید رمان و آثار داستانی نیز نتوانسته است جایگاه شایسته خود را به دست بیاورد.
این در حالی است که نیروی انسانی، استعداد و ظرفیتهای لازم در استان وجود دارد. مسئله اصلی، نبود سرمایهگذاری و حمایت کافی است.
ایمنا: چرا اصفهان با وجود برخورداری از پیشینه فرهنگی و هنری غنی، نتوانسته است در تولیدات فرهنگی و هنری کشور نقش پررنگتری داشته باشد؟
سیدیننیا: یکی از دلایل اصلی، تمرکز امکانات و تصمیمگیریها در پایتخت است. بسیاری از ظرفیتهای موجود در استانها امکان تبدیل شدن به تولیدات بزرگ را ندارند؛ زیرا منابع مالی و امکانات اصلی در تهران متمرکز شده است.
برای مثال، در حوزه هنری ساختار بهگونهای نیست که اصفهان بتواند بهراحتی با استفاده از امکانات و منابع خود، تولید فیلم بلند سینمایی را در استان پیش ببرد. حتی در بخشهایی از فعالیتهای سینمایی، درآمدها و منابعی که میتواند در اصفهان باقی بماند و صرف تولید شود، به مرکز منتقل میشود. این مسئله در حوزه آثار مرتبط با دفاع مقدس نیز دیده میشود. اصفهان شخصیتهای برجستهای در دوران دفاع مقدس داشته، اما هنوز نتوانستهایم آثار شاخص و درخور توجهی برای معرفی بسیاری از این چهرهها تولید کنیم.
برای مثال، درباره شهید خرازی پژوهشهایی انجام شده، اما این پژوهشها به تولید اثر سینمایی شاخص منجر نشده است. در مورد برخی دیگر از فرماندهان و شخصیتهای دفاع مقدس نیز شرایط مشابهی وجود دارد.
ایمنا: تمرکز امکانات در پایتخت تا چه اندازه با عدالت فرهنگی در کشور در تعارض است؟
سیدیننیا: این موضوع یکی از مشکلات جدی نظام فرهنگی کشور است. بسیاری از تصمیمات مهم، امکانات و منابع در تهران متمرکز شده و استانها برای انجام فعالیتهای بزرگ، وابستگی زیادی به مرکز دارند. در حالی که یکی از برنامههای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز توجه به عدالت فرهنگی و گسترش امکانات در استانها و حتی روستاها بوده است، اما باید پذیرفت که منابع موجود در وزارتخانه و دستگاههای فرهنگی محدود است و استانها نیز با کمبود اعتبارات روبهرو هستند.
برای نمونه، گاهی بودجههایی که برای حمایت از تولیدات سینمایی در نظر گرفته میشود، با هزینه واقعی ساخت یک اثر حرفهای تناسب ندارد. وقتی بنیاد سینمایی فارابی بودجه محدودی در اختیار دارد و تولید یک فیلم باکیفیت به دهها یا صدها میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد، طبیعی است که امکان حمایت گسترده از تولیدات مختلف فراهم نباشد.
ما باید میان شعار و واقعیت فاصله قائل شویم. گاهی عنوانهایی مانند پایتخت فرهنگی برای شهرها انتخاب میشود، اما باید پرسید پشت این عنوان چه امکانات، منابع، هنرمندان و زیرساختهایی قرار دارد؟
اصفهان زمانی دوران شکوفایی فرهنگی و هنری درخشانی داشته است؛ از معماری و هنرهای تجسمی تا خوشنویسی و دیگر رشتههای هنری. شخصیتهای بزرگی از این شهر برخاستهاند، اما امروز برای بازگشت به آن جایگاه باید سرمایهگذاری و حمایت جدی صورت بگیرد، صرف نامگذاری یک شهر بهعنوان پایتخت فرهنگی، بدون فراهم کردن زیرساخت و منابع، نمیتواند جایگاه واقعی آن را احیا کند.

ایمنا: شما کمبود اعتبار را یکی از مهمترین موانع توسعه فرهنگی میدانید. آیا مشکل فقط به میزان بودجه مربوط است یا نحوه توزیع و تخصیص منابع نیز اهمیت دارد؟
سیدیننیا: هر دو موضوع اهمیت دارد. هم میزان اعتبارات فرهنگی کشور پایین است و هم در تخصیص منابع، تناسب لازم وجود ندارد.
ما باید ببینیم منابع اقتصادی هر استان چگونه هزینه میشود و چه سهمی از آن برای توسعه همان استان باقی میماند. برای مثال، من معتقدم مالیات و منابعی که در یک استان تولید میشود، باید سهم بیشتری در توسعه همان استان داشته باشد. بهعنوان نمونه، درباره اصفهان رقم حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان مالیات مطرح است، اما به گفته من، سهمی که از این منابع به خود استان بازمیگردد بسیار محدود و در حدود ۱۰ درصد است. اگر منابع بیشتری در خود استان باقی بماند، امکان حل بسیاری از مشکلات و سرمایهگذاری در زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی فراهم میشود.
در سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز بر این موضوع تأکید شده که درآمدهای هر منطقه باید در همان منطقه و برای مردم آن هزینه شود. این نگاه میتواند در برنامهریزی اقتصادی و توسعه متوازن استانها مورد توجه قرار بگیرد.
ایمنا: شما در بخش دیگری از صحبتهایتان بر ضرورت بازگشت به مبانی دینی و فکری تأکید میکنید. این بازگشت چه نسبتی با اصلاح نظام فرهنگی و اجتماعی دارد؟
سیدیننیا: ما برای اصلاح وضعیت فرهنگی باید به منابع و مبانی خودمان مراجعه کنیم. قرآن کریم و سیره اهلبیت(ع) منابع عظیمی هستند که میتوانند مبنای برنامهریزی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی قرار بگیرند.
در کنار این منابع، باید دیدگاهها و مبانی نظری حضرت امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب را نیز دوباره مطالعه کنیم. این شخصیتها نسبت به مسائل زمان خود شناخت عمیقی داشتند و بسیاری از هشدارها و توصیههایشان ناظر بر آینده جامعه بود.
مسئله دیگر، استفاده از نیروهای متخصص و سپردن مسئولیتها به افراد شایسته است. هر کاری باید به اهل آن سپرده شود. همانطور که یک مدیر نمیتواند تنها به دلیل جایگاه اداری خود وارد اتاق عمل شود و جراحی کند، یا پشت فرمان هواپیما بنشیند و مسافران را جابهجا کند، در حوزه فرهنگ نیز باید تخصص و صلاحیت افراد ملاک باشد. من اگر مدیرکل باشم، این به معنای آن نیست که در تمام حوزهها تخصص دارم. برای هر مسئولیتی باید فرد متخصص همان حوزه تصمیمگیری کند.

ایمنا: منظورتان این است که یکی از مشکلات مدیریت فرهنگی کشور، ورود دستگاههای غیرمتخصص به عرصه فرهنگ است؟
سیدیننیا: دقیقاً. امروز دستگاههای مختلف هرکدام به شکلی وارد حوزه فرهنگ شدهاند، البته همکاری همه مجموعهها با فرهنگ ضروری است، اما مسئله این است که گاهی ورود آنها به حوزه فرهنگ بدون شناخت تخصصی و بدون هماهنگی با متولیان اصلی انجام میشود.
برای مثال، مجموعههای صنعتی و اقتصادی گاهی بودجههای قابل توجهی دارند و میتوانند در تولیدات فرهنگی سرمایهگذاری کنند، اما این منابع همیشه در مسیر اولویتهای واقعی فرهنگ قرار نمیگیرد.
از سوی دیگر، دستگاه متولی فرهنگ برای اجرای برنامههای خود با کمبود اعتبار روبهرو است و باید برای دریافت حمایتهای مالی پیگیریهای فراوانی انجام دهد. باید سازوکاری وجود داشته باشد که هر دستگاه در چارچوب مأموریت مشخص خود به فرهنگ کمک کند، اما سیاستگذاری، هدایت و برنامهریزی فرهنگی بر اساس تخصص و مسئولیت مشخص انجام شود. در غیر این صورت، منابع پراکنده میشوند و فعالیتها نیز بهجای همافزایی، گاهی یکدیگر را خنثی میکنند.
ایمنا: با توجه به انتقادهایی که درباره کمبود سرمایهگذاری و پراکندگی مدیریت فرهنگی مطرح کردید، به موضوعی بپردازیم که در ماههای گذشته مورد توجه مردم اصفهان قرار گرفت؛ برگزاری کنسرتهایی همچون اجرای علیرضا قربانی و همایون شجریان. استقبال گسترده مردم از این برنامهها چه پیامی برای مدیران فرهنگی دارد؟
سیدیننیا: استقبال مردم از این کنسرتها برای ما قابل پیشبینی بود. این استقبال نشان داد که فرهنگ و هنر در حاشیه زندگی مردم قرار ندارد، بلکه در متن زندگی آنهاست. مردم با وجود دشواریهای اقتصادی و مشکلات معیشتی، همچنان به هنر نیاز دارند. موسیقی، سینما و دیگر فعالیتهای هنری میتوانند در ارتقای نشاط اجتماعی و افزایش امید نقش مؤثری داشته باشند.
در کنسرتهایی که در اصفهان برگزار شد، شاهد حضور گروههای مختلف مردم بودیم و اینطور نبود که تنها یک گروه یا طبقه خاص در این برنامهها شرکت کنند. افراد با دیدگاهها و سبکهای زندگی متفاوت در کنار یکدیگر حضور پیدا کردند. این اتفاق از نظر فرهنگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد هنر میتواند زمینه تعامل اجتماعی و کاهش فاصلهها را فراهم کند.
ایمنا: برخی معتقدند برگزاری چنین برنامههایی میتواند به ایجاد ارتباط بیشتر میان گروههای مختلف اجتماعی کمک کند. شما این ظرفیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
سیدیننیا: من معتقدم هنر میتواند چنین نقشی داشته باشد. گاهی در جامعه تصور میشود گروههای مختلف مردم فاصله زیادی با یکدیگر دارند، اما وقتی زمینهای برای حضور مشترک آنها فراهم میشود، میبینیم که میتوانند در کنار هم قرار بگیرند.
این اتفاق را باید از منظر ظرفیت هنر برای ایجاد همبستگی اجتماعی بررسی کرد. فعالیت فرهنگی و هنری میتواند زمینهای برای گفتوگو، تعامل و نزدیکتر شدن مردم به یکدیگر باشد.

ایمنا: چگونه میتوان از ظرفیت هنر برای ارتقای فرهنگ عمومی استفاده کرد؟ آیا هنر تنها یک ابزار سرگرمی است یا میتواند نقش تربیتی و هویتی نیز داشته باشد؟
سیدیننیا: هنر ظرفیت بسیار بزرگی دارد و نباید آن را تنها در حوزه سرگرمی محدود کنیم. در کتاب «هنر چیست؟» نیز بحثهایی درباره اهمیت هنر و نقش آن در ارتقای نگاه انسان مطرح شده است. هنر میتواند انسان را به خوب دیدن و خوب شنیدن دعوت کند و این موضوع با زیباییشناسی و فطرت زیباییدوست انسان ارتباط دارد.
اگر بتوانیم به نیازهای فطری انسان پاسخ درست بدهیم، بسیاری از آسیبهایی که درباره آنها صحبت کردیم، کاهش پیدا میکنند. انسان نیازهایی دارد که باید به آنها توجه شود؛ نیاز عقل، نیاز روح و نیاز به زیبایی و تعالی.
هنر میتواند به این نیازها پاسخ دهد و در رشد فکری و معنوی انسان اثرگذار باشد. اگر بتوانیم نگاه جامعه را به سمت توحید و ارزشهای الهی هدایت کنیم، بسیاری از مشکلات و وسوسههایی که در زندگی انسان وجود دارد، قابل مدیریت خواهد بود.
حتی در روابط روزمره نیز این موضوع اثرگذار است. اگر مردم یاد بگیرند با یکدیگر محترمانه صحبت کنند، به حقوق هم احترام بگذارند و با نیکی از یکدیگر یاد کنند، روابط خانوادگی، محلهای و اداری نیز بهتر خواهد شد.این مسائل نیازمند آموزش و تربیت هستند و هنر میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای انتقال این مفاهیم باشد.
ایمنا: چرا در میان ابزارهای فرهنگی، این اندازه بر زبان هنر تأکید میکنید؟
سیدیننیا: به دلیل قدرت نفوذ هنر در ذهن و احساس انسان. رهبر شهید انقلاب رحمتالله علیه نیز بارها درباره قدرت زبان هنر صحبت کردهاند و تأکید داشتهاند که هنر میتواند در لایههای عمیق ذهن انسان نفوذ کند و ماندگار شود.برای مثال، ممکن است فردی بارها یک متن دینی را خوانده یا یک سخنرانی درباره یک موضوع شنیده باشد، اما وقتی همان مفهوم در قالب یک اثر سینمایی به تصویر کشیده میشود، تأثیر متفاوتی بر ذهن او میگذارد.
برای نمونه، مجموعههایی همچون «مختارنامه» توانستهاند شخصیتها و وقایع تاریخی را به شکلی در ذهن مخاطب ماندگار کنند که شاید تنها با شنیدن روایت آنها چنین اثری ایجاد نمیشد. بنابراین، باید محتوای درست را در قالب مناسب هنری و رسانهای ارائه کنیم. صرف انتقال پیام کافی نیست؛ شیوه بیان پیام نیز اهمیت دارد.
ایمنا: با وجود این ظرفیتها، آیا اصفهان از نظر نیروی انسانی و هنرمندان توانمند، امکان تبدیل شدن به یکی از قطبهای اصلی تولیدات فرهنگی کشور را دارد؟
سیدیننیا: بدون شک، اصفهان از نظر نیروی انسانی، هنرمندان، فرهیختگان و ظرفیتهای فرهنگی بسیار غنی است. برای نمونه، در استان اصفهان حدود پنج هزار نفر عضو صندوق اعتباری هنر هستند که نشاندهنده گستردگی جامعه هنری استان است.
در حوزه تألیف نیز اصفهان ظرفیت قابل توجهی دارد و سالانه بیش از سه تا چهار هزار عنوان کتاب در استان تولید میشود. مؤسسات قرآنی اصفهان نیز بسیار فعال هستند و فعالیتهای گستردهای در این زمینه انجام میدهند. برای مثال، در مسابقات قرآن که قرار است بیستوهشتم آبان در استان برگزار شود، حدود ۱۴ هزار نفر در رشتههای مختلف از جمله حفظ و مفاهیم ثبتنام کردهاند.
این آمارها نشان میدهد اصفهان همچنان ظرفیتهای بزرگی در حوزه فرهنگ و هنر دارد. ما باید این ظرفیتها را شناسایی کنیم، از هنرمندان حمایت کنیم و شرایطی فراهم کنیم که تولیدات آنها امکان عرضه و دیده شدن داشته باشد.
اصفهان به نیروی انسانی نیاز ندارد که از بیرون برای آن ساخته شود؛ ما این نیروها را داریم. مسئله اصلی این است که باید امکانات، منابع و فرصتهای لازم را در اختیار آنها قرار دهیم.
ایمنا: رهبر شهید انقلاب رضوانالله تعالی علیه فرهنگ را به هوا تشبیه کرده بودند، چرا این تشبیه را برای توضیح اهمیت فرهنگ به کار برده بودند؟
سیدیننیا: چرا که فرهنگ همچون هوا در همه ابعاد زندگی انسان حضور دارد، اما گاهی دیده نمیشود. انسان تا زمانی که هوا وجود دارد، شاید به اهمیت آن توجه نکند، اما اگر اکسیژن برای چند دقیقه به او نرسد، حیاتش به خطر میافتد. فرهنگ نیز چنین وضعیتی دارد. ممکن است در زندگی روزمره متوجه حضور آن نباشیم، اما وقتی فرهنگ در جامعه دچار اختلال شود، آثار آن در رفتار، روابط اجتماعی، اقتصاد، امنیت، خانواده و تمام عرصههای زندگی نمایان میشود.
بنابراین، فرهنگ موضوعی نیست که بتوان آن را به چند برنامه مناسبتی یا چند فعالیت محدود کرد. فرهنگ باید در تمام تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای کشور حضور داشته باشد.
ایمنا: یکی از نکاتی که در صحبتهایتان به آن اشاره کردید، ضرورت توجه به پیوست فرهنگی در تصمیمات سایر دستگاههاست. چرا معتقدید مسائل فرهنگی باید در حوزههایی همچون شهرسازی، صنعت و اقتصاد نیز مورد توجه قرار بگیرد؟
سیدیننیا: چون فرهنگ از زندگی مردم جدا نیست و هر تصمیمی که در کشور گرفته میشود، به شکلی بر فرهنگ عمومی اثر میگذارد. نمیتوانیم یک محصول یا خدمت را وارد جامعه کنیم، اما درباره آثار فرهنگی آن هیچ برنامهای نداشته باشیم. برای مثال، وقتی خودرو تولید میکنیم یا وارد کشور میکنیم، نباید فقط به تولید و عرضه آن فکر کنیم؛ باید به فرهنگ استفاده از خودرو نیز توجه داشته باشیم. وقتی شهر میسازیم، باید ببینیم خیابانها، پارکینگها و زیرساختهای شهری با تعداد خودروها تناسب دارند یا خیر.
امروز در بسیاری از شهرها، ساختمانهایی ساخته میشوند که پارکینگ کافی ندارند. خیابانها ظرفیت خودروهای موجود را ندارند و همین مسئله زمینه بروز اختلاف و نزاع میان مردم را فراهم میکند.
در برخی شهرهای پیشرفته مانند توکیو، برای مالکیت خودرو داشتن محل پارک مناسب نیز اهمیت دارد و خودرو نباید بهسادگی در معابر عمومی رها شود. این موضوع بخشی از فرهنگ شهرنشینی و مدیریت شهری است.
ایمنا: اگر بخواهید برای اصلاح این وضعیت راهکاری ارائه دهید، از کجا باید آغاز کنیم؟
سیدیننیا: نخست باید به مبانی خودمان برگردیم. قرآن کریم و سیره اهلبیت(ع) منابعی هستند که میتوانند راهنمای ما در حوزههای مختلف باشند. باید ببینیم آموزههای دینی درباره اقتصاد، روابط اجتماعی، حقوق مردم، عدالت و مسئولیتهای حکومت چه میگویند.
برای مثال، در حوزه اقتصاد باید به موضوعاتی مانند ربا، زکات، خمس و رسیدگی به فقرا توجه کنیم. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم اقتصادی سالم و عادلانه داشته باشیم، اما در آن به حقوق گروههای اقشار ضعیف و مسئولیتهای اجتماعی توجه نشود.
در سیره اهلبیت (ع)، یکی از وظایف حکومت، فراهم کردن زمینه رفاه و ثروتمند شدن مردم است. بنابراین، باید بررسی کنیم برنامههای توسعه کشور و قوانینی که در مجلس تصویب میشوند، تا چه اندازه در مسیر افزایش رفاه و توان اقتصادی مردم قرار دارند.
همچنین باید به آموزههای دینی درباره اطاعت از خداوند، پیامبر(ص)توجه کنیم. این موضوع فقط برای مردم نیست؛ مسئولان نیز باید در عمل به مبانی و رهنمودهای دینی پایبند باشند.
راهکار دیگر، بازخوانی مبانی فکری حضرت امام خمینی رحمتالله علیه و رهبر شهید انقلاب رضوانالله تعالی علیه است. باید دوباره به سخنان و دیدگاههای آنها مراجعه کنیم و ببینیم در حوزه فرهنگ چه توصیههایی داشتهاند و تا چه اندازه به آنها عمل کردهایم.
در نهایت نیز باید مسئولیتها را به افراد متخصص و شایسته بسپاریم. اگر این سه موضوع، یعنی بازگشت به مبانی، توجه به رهنمودهای رهبران انقلاب و سپردن کار به اهل تخصص، جدی گرفته شود، میتوانیم مسیر اصلاح را آغاز کنیم.



نظر شما