به گزارش خبرگزاری ایمنا، سیزدهم آبان در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی تنها یادآور تسخیر سفارت آمریکا در تهران نیست؛ این روز روایت سه رویارویی سرنوشتساز میان ملت ایران و نظام سلطه است؛ تبعید امام خمینی در سال ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر لانه جاسوسی در سال ۱۳۵۸. سه رویدادی که در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، از یک ریشه مشترک برخوردارند و آن، ایستادگی در برابر سلطهطلبی آمریکا و دفاع از حق تعیین سرنوشت ملت ایران است. در منظومه فکری ایشان، استکبارستیزی نه یک شعار گذرا، بلکه راهبردی برای حفظ استقلال، ساخت قدرت ملی و جلوگیری از بازگشت بیگانگان به عرصه تصمیمگیری کشور بود.
استکبار؛ از خودبرتربینی تا دخالت در سرنوشت ملتها
رهبر شهید انقلاب اسلامی در بیانات سال ۱۳۷۵، میان دو مفهوم تکبر و استکبار تفاوت قائل شدند و استکبار را فراتر از یک خوی درونی دانستند. در توضیح این مفهوم، تکبر به معنای برتر دانستن خود در برابر دیگران است، اما استکبار زمانی شکل میگیرد که این برتریجویی در رفتار و مناسبات با دیگران نمود پیدا کند؛ بهگونهای که یک قدرت، دیگران را خوار بشمارد، به امور آنان دستاندازی کند و خود را تصمیمگیرنده سرنوشت ملتها بداند.
بر این پایه، استکبار تنها به معنای داشتن قدرت اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه زمانی شکل میگیرد که یک کشور با تکیه بر توان خود، حق دیگر ملتها برای انتخاب مسیر زندگی و اداره سرزمینشان را نادیده بگیرد. ایشان در توضیح جایگاه آمریکا در این چارچوب، از دخالتهای این کشور در امور ایران، سلطه بر منابع، حضور در تصمیمگیریهای سیاسی و نظامی و تلاش برای تغییر فرهنگ ملت سخن گفتند.
در بیانات سال ۱۴۰۳ نیز ریشه رویارویی ایران و آمریکا به سالهای پیش از انقلاب بازگردانده شد. رهبر شهید با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد، شکلگیری ساواک، حضور مستشاران آمریکایی و دخالت آنان در امور کشور، تأکید کردند که دشمنی آمریکا با ملت ایران از روز تسخیر سفارت این کشور آغاز نشده است. از این نگاه، سیزدهم آبان یکی از حلقههای آشکار یک رویارویی تاریخی است؛ رویارویی میان خواست استقلال ملت ایران و تلاش قدرت خارجی برای حفظ سلطه بر کشور.
شعار استکبارستیزی؛ نشانهای برای گم نکردن مسیر استقلال
یکی از نکات برجسته در بیانات رهبر شهید، پیوند میان شعار و عمل است. ایشان این دیدگاه را که دوران شعار دادن به پایان رسیده و تنها باید به عمل پرداخت، نادرست دانستند و توضیح دادند که شعارها مانند پرچم و نشانه، مسیر حرکت یک ملت را روشن نگه میدارند.
از نگاه ایشان، شعار استقلال و آزادی که در آغاز نهضت اسلامی مطرح شد، در گذر زمان به مفاهیم روشنتری رسید و مبارزه با استکبار یکی از همین مفاهیم بود. به همین دلیل، کنار گذاشتن این شعار میتواند به فراموشی مسیر انقلاب و تغییر جهت حرکت کشور بینجامد.
رهبر شهید در همین زمینه تأکید کردند: «تا ذهن مردم از مرگ بر آمریکا پر است، تسلط دوباره آمریکا بر این کشور ممکن نیست.» این جمله، پیوند میان آگاهی عمومی و حفظ استقلال را نشان میدهد. از این دیدگاه، سلطه خارجی تنها با ابزار نظامی شکل نمیگیرد؛ بلکه پیش از هر چیز باید ذهن و اراده یک ملت برای پذیرش برتری قدرت بیگانه آماده شود. از همین رو، تغییر نگرش مردم نسبت به آمریکا و القای شکستناپذیری آن، یکی از راههای باز کردن مسیر بازگشت سلطه به کشور است.
قدرت واقعی در دست ملتهاست، نه قدرتهای پرهیاهو
در نگاه رهبر شهید، یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی شکستن تصور شکستناپذیری قدرتهای بزرگ بود. ایشان در پیام سال ۱۳۶۹ به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، تسخیر لانه جاسوسی را فراتر از واکنشی به رفتار آمریکا دانستند و آن را نشانه آغاز برهم خوردن موازنه قدرت میان ملتهای تحت سلطه و قدرتهای بزرگ توصیف کردند.
به باور ایشان، ملت ایران با ایستادگی در برابر آمریکا نشان داد که ملتهای مسلمان نیز میتوانند به توان خود تکیه کنند و در برابر قدرتهایی که سالها با ابزار تبلیغات، خود را شکستناپذیر نشان دادهاند، بایستند. ایشان در همین پیام تصریح کردند که قدرت واقعی، مردم باایمان هستند و هیچ قدرت مادی، هر اندازه بزرگ و مجهز، نمیتواند اراده چنین مردمی را در هم بشکند.
این نگاه، استقلال را از یک خواسته سیاسی به پایهای برای قدرت ملی تبدیل میکند. ملتی که به توان خود باور داشته باشد، در برابر فشار خارجی از پای نمینشیند و برای پیشرفت، چشم به اراده بیگانگان نمیدوزد. از همین رو، رهبر شهید پیروزیهای انقلاب در برابر فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی را نتیجه ایمان، وحدت، تلاش یکپارچه مردم و تکیه بر اسلام میدانستند.
فشار و مذاکره؛ دو روی یک راهبرد برای بازگرداندن سلطه
یکی از بخشهای مهم بیانات ایشان شرح شیوههای آمریکا برای به زانو درآوردن دولتهای مستقل است. رهبر شهید توضیح دادند که قدرتهای سلطهگر از یک سو با فشارهای سیاسی، اقتصادی، علمی و تبلیغاتی تلاش میکنند یک کشور را خسته و ناتوان کنند و از سوی دیگر، هنگامی که نشانههایی از فرسودگی در آن ببینند، با نشان دادن چهرهای دوستانه و پیشنهاد ارتباط و مذاکره وارد میدان میشوند.
در این الگو، هدف تنها تغییر رفتار یک دولت نیست؛ بلکه از بین بردن پشتوانه مردمی، اراده استقلالخواهانه و جایگاه آن کشور در جهان دنبال میشود. ایشان هشدار دادند که اگر دولتی در چنین شرایطی بدون شناخت نقشه طرف مقابل به دعوت او پاسخ مثبت بدهد، ممکن است همان اندک اعتباری را هم که از استقلال خود به دست آورده، از دست بدهد و زمینه تحمیل خواستههای بیشتر را فراهم کند.
بر همین پایه، استکبارستیزی در این منظومه فکری به معنای آغاز جنگ نظامی با آمریکا نیست؛ بلکه ایستادگی در برابر دستاندازی سیاسی، فشار اقتصادی، نفوذ فرهنگی و تلاش برای تبدیل دوباره ایران به کشوری وابسته است. البته ایشان تأکید کردند که هرگونه تعرض نظامی به ایران نیز با پاسخ سخت ملت روبهرو خواهد شد.
استقلال بدون وحدت، قدرتی پایدار نخواهد داشت
رهبر شهید در پیام سال ۱۳۶۹، وحدت ملی را شرط اصلی بهرهگیری از ظرفیتهای استقلال دانستند. از نگاه ایشان، هر اندازه یک ملت از توان انسانی، علمی و اقتصادی برخوردار باشد، اگر انسجام خود را از دست بدهد، امکان پیشروی و رسیدن به هدفهای بزرگ را از دست خواهد داد.
ایشان با اشاره به تجربههای تاریخی مبارزات ملت ایران، شکستها و ناکامیها را در بسیاری از موارد نتیجه شکسته شدن صف واحد مردم دانستند و هشدار دادند که دشمن برای از میان بردن همین وحدت، سرمایهگذاری میکند. بر همین پایه، گروهها، جناحها و مسئولان باید هر رفتار و گفتاری را که به یکپارچگی ملت آسیب میزند، کنار بگذارند.
در کنار وحدت مردم، پیوند میان ملت و دولت نیز از پایههای حفظ قدرت کشور معرفی شده است. ایشان از مسئولان خواستند خدمت به مردم، بهویژه طبقات محروم و پابرهنگان، را در کانون برنامهها و تصمیمهای خود قرار دهند. در این نگاه، قدرت ملی تنها با توان نظامی یا ایستادگی سیاسی سنجیده نمیشود؛ رسیدگی به زندگی مردم، کاهش فاصلههای اقتصادی و فراهم کردن زمینه رشد و پیشرفت نیز بخشی از بنیانهای استقلال است.
مبارزه با استکبار از خیابان تا دانشگاه و میدان علم
یکی دیگر از نکات برجسته در بیانات رهبر شهید، پیوند استکبارستیزی با پیشرفت علمی و مسئولیت نسل جوان است. ایشان در سخنان ۹ آبان ۱۳۷۵، از دانشآموزان و دانشجویان خواستند که به شعارها بسنده نکنند و با شناخت شیوههای دشمن، راههای گوناگون مبارزه با سلطه را بشناسند.
از نگاه ایشان، کشوری که در آن ایمان، کار، پژوهش، ابتکار، سازندگی و مسئولیتپذیری جریان داشته باشد، در برابر فشار قدرتهای بزرگ آسیبپذیر نخواهد بود. در برابر، یکی از خواستههای نظام سلطه، بازماندن ملتها از دانش و فناوری، گسترش بیکاری و سستی و دور شدن جامعه از تلاش و پیشرفت است.
به همین دلیل، مبارزه با استکبار تنها در راهپیمایی و سردادن شعار خلاصه نمیشود؛ تحصیل علم، پژوهش، فعالیت فرهنگی، حضور سیاسی آگاهانه، کار اقتصادی و خدمت به مردم نیز بخشی از این مسیر است. ایشان در بیانات ۱۲ آبان ۱۴۰۳ نیز مقابله با ظلم بینالمللی و استکبار را یک فریضه دانستند و بر نقش ملت ایران در ایستادگی در کنار ملتهای زیر ستم تأکید کردند.
ادر اندیشه رهبر شهید، رمز ایستادگی ملتها در برابر قدرتهای سلطهگر، نه در اندازه زرادخانهها و هیاهوی قدرتهای جهانی، بلکه در ایمان، خودباوری، وحدت، پیشرفت و اراده جمعی نهفته است. سیزدهم آبان نیز یادآور همین پیام است؛ اینکه استقلال با واگذاری اختیار به بیگانگان به دست نمیآید و حفظ آن نیازمند ملتی آگاه، متحد و آماده ایستادگی است.


نظر شما