از رویای فوتبال در زمین خاکی ماسور تا قهرمانی در والیبال نشسته آسیا

«حسین دریکوند» پس از یک دهه تلاش، بارها خط خوردن از اردوهای تیم ملی و عبور از دشواری‌های مالی، در نخستین اعزام بین‌المللی خود به مدال طلای پاراآسیایی ناگویا رسید؛ قهرمانی که در کنار افتخارآفرینی، روایتگر چالش‌های کمتردیده‌شده ورزشکاران توان‌یاب است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از لرستان، گاهی فاصله میان یک رؤیا و تحقق آن، نه چند قدم، بلکه سال‌ها صبر، شکست و دوباره برخاستن است. برای حسین دریکوند، این مسیر از زمین‌های خاکی محله ماسور خرم‌آباد آغاز شد؛ جایی که او با وجود معلولیت مادرزادی، هم‌پای دوستانش فوتبال بازی می‌کرد و شاید تصور نمی‌کرد روزی به‌جای توپ فوتبال، با لباس تیم ملی والیبال نشسته در میدان رقابت‌های بین‌المللی حاضر شود.

او نه از ابتدا والیبال را انتخاب کرده بود و نه ورودش به ورزش قهرمانی بر اساس برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده شکل گرفت، علاقه به فوتبال، شرایط جسمانی، وضعیت اقتصادی خانواده و آشنایی با ورزشکارانی که توانسته بودند محدودیت‌های جسمی را پشت‌سر بگذارند، عواملی بودند که سرانجام او را به والیبال نشسته رساندند؛ مسیری که از سال ۱۳۹۴ آغاز شد و برای رسیدن به ترکیب اصلی تیم ملی، ۱۰ سال تلاش و بارها خط خوردن از اردوها را به همراه داشت.

دریکوند امروز در ۳۰ سالگی و در نخستین تجربه اعزام خود به رقابت‌های پاراآسیایی ناگویا ۲۰۲۶، مدال طلای این رقابت‌ها را به گردن آویخته است؛ افتخاری که کنار شادی قهرمانی، روایتگر واقعیت‌های کمتردیده‌شده ورزش قهرمانی افراد دارای معلولیت است. او از روزهایی می‌گوید که حتی تأمین هزینه رفت‌وآمد به اردوها برایش دشوار بود، از حمایت‌هایی که به اعتقادش بیشتر به حضور در قاب عکس‌ها محدود شدند و از رشته‌ای که با وجود افتخارات جهانی، همچنان برای تأمین نیازهای اولیه ورزشکارانش با چالش روبه‌روست.

این گفت‌وگو، فراتر از روایت یک مدال‌آوری، تلاشی برای شنیدن صدای ورزشکاری است که هم از مسیر دشوار رسیدن به قهرمانی می‌گوید و هم از فاصله میان افتخارات ورزشی و میزان حمایت‌هایی که نصیب قهرمانان می‌شود.

از رؤیای فوتبال در زمین‌های خاکی تا فتح سکوی قهرمانی آسیا؛ ۱۰ سال انتظار برای پوشیدن پیراه

از رؤیای فوتبال تا انتخابی که مسیر زندگی را تغییر داد

ایمنا: از خودتان بگویید؛ از روزهایی که هنوز والیبال نشسته وارد زندگی شما نشده بود، چه تصویری در ذهن دارید؟

دریکوند: ۳۰ سال دارم و عضو تیم ملی والیبال نشسته جمهوری اسلامی ایران هستم، اگر بخواهم از ابتدای مسیر ورزشی‌ام بگویم، باید به دوران کودکی برگردم، از حدود شش‌سالگی به ورزش علاقه داشتم و چون در خانواده‌ای ورزشکار بزرگ شدم، این علاقه از همان ابتدا در من شکل گرفت.

برادر بزرگ‌ترم در رشته بدن‌سازی فعالیت می‌کرد و همین موضوع موجب شد من هم به ورزش علاقه‌مند شوم، البته علاقه اصلی خودم فوتبال و فوتسال بود و از کودکی در زمین‌های خاکی محله ماسور با دوستانم فوتبال بازی می‌کردم و با وجود محدودیت جسمانی، تلاش می‌کردم همچون سایر بچه‌ها در فعالیت‌های ورزشی حضور داشته باشم.

خانواده‌ام از نظر اقتصادی در شرایط متوسط رو به پایین قرار داشتند، اما فضای خانوادگی ما مذهبی و همراه با علاقه به ورزش بود و برادر بزرگ‌ترم نیز یکی از مشوقان اصلی من محسوب می‌شد، البته او بعدها بر اثر تصادف از ناحیه دست آسیب دید و پس از دو مرحله جراحی و قرار گرفتن پلاتین، پزشکان توصیه کردند فعالیت حرفه‌ای ورزشی را کنار بگذارند.

ایمنا: هیچ‌وقت این تفاوت و محدودیت شما مانع حضور در جمع دوستانتان نشد؟

دریکوند: معلولیت من مادرزادی است و در یکی از پاها، از ناحیه زانو به پایین، با محدودیت جسمی‌حرکتی روبه‌رو هستم، اما از همان کودکی تلاش می‌کردم این موضوع مانع فعالیت‌هایم نشود.

نمی‌توانم بگویم هیچ‌وقت احساس ناراحتی یا ناامیدی نداشتم، گاهی وقتی دوستان و هم‌کلاسی‌هایم را می‌دیدم که به‌راحتی می‌دویدند و فعالیت‌هایی انجام می‌دادند که برای من دشوار بود، احساس تفاوت می‌کردم و این مسئله گاهی آزاردهنده بود.

نگاه منفی بخشی از جامعه به افراد دارای معلولیت نیز در بعضی موقعیت‌ها برایم دشوار بود، اما تلاش می‌کردم بیشتر بر توانایی‌هایم تمرکز کنم تا محدودیت‌هایم. ما در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شدیم و توکل به خداوند و توسل به اهل‌بیت در روزهای سخت به ما امید می‌داد. امروز هم معتقدم اگر انسان اراده داشته باشد و خودش را باور کند، می‌تواند از بسیاری از محدودیت‌ها عبور کند.

ایمنا: پس فوتبال برای شما فقط یک سرگرمی نبود؛ راهی برای اثبات توانایی‌هایتان هم محسوب می‌شد؛ چه شد که این علاقه جای خود را به والیبال نشسته داد؟

دریکوند: ورود من به والیبال نشسته اتفاقی بود. آن زمان به‌هیچ‌وجه علاقه‌ای به این رشته نداشتم و فوتبال را عشق اول و آخر خودم می‌دانستم.

یکی از افرادی که در این مسیر برای من الهام‌بخش بود، وحید امیری از محله ماسور بود که در رشته مردان آهنین فعالیت داشت، اما بر اثر سانحه رانندگی دچار ضایعه نخاعی شد، با این حال، دوباره به ورزش بازگشت و در رشته‌هایی همچون دوومیدانی، پرتاب نیزه و دیسک فعالیت کرد. وقتی دیدم او با وجود آن شرایط دوباره ورزش را از سر گرفته است، با خودم فکر کردم من هم می‌توانم؛ این اتفاق برایم الگو شد و فهمیدم محدودیت جسمی به‌معنای کنار گذاشتن ورزش نیست.

بعدها به‌طور اتفاقی به آقای بیرانوند معرفی شدم. تصورم این بود که قرار است برای فوتبال اقدام کنم، اما ایشان من را به آقای احمدی معرفی کردند. آقای احمدی با توجه به شرایط جسمانی و قد من پیشنهاد دادند والیبال نشسته را امتحان کنم.

ابتدا به‌دلیل علاقه زیادی که به فوتبال داشتم، از والیبال نشسته استقبال نکردم، اما به‌تدریج تصمیم گرفتم وارد این رشته شوم. از سال ۱۳۹۴ فعالیت خودم را در والیبال نشسته آغاز کردم و امروز نتیجه آن تصمیم را در قالب مدال طلای آسیا می‌بینم.

یک دهه تلاش برای رسیدن به پیراهن تیم ملی

ایمنا: در صحبت‌هایتان از ۱۰ سال تلاش برای رسیدن به ترکیب اصلی تیم ملی گفتید. این مسیر چه فرازونشیب‌هایی داشت؟

دریکوند: اواخر سال ۱۳۹۵ افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی را پیدا کردم، اما حضور در اردوها و رسیدن به ترکیب اصلی دو موضوع متفاوت است؛ برای اینکه بتوانم در ترکیب اصلی تیم ملی قرار بگیرم و به مسابقات اعزام شوم، حدود ۱۰ سال تلاش کردم.

در این مدت بارها خط خوردم و با ناکامی روبه‌رو شدم. روزهایی بود که از نظر روحی و مالی شرایط دشواری را پشت‌سر می‌گذاشتم و حتی برای رفت‌وآمد به تمرینات و اردوها مشکل مالی داشتم و تأمین هزینه‌های مسیر برایم آسان نبود.

آن روزها خودم را در جایگاهی که امروز هستم تصور نمی‌کردم و گاهی با خودم می‌گفتم شاید هیچ‌وقت فرصت اعزام به مسابقات را پیدا نکنم، اما باز هم ادامه دادم.

هر بار که از چرخه انتخابی خارج می‌شدم، تلاش می‌کردم دوباره به سطح آمادگی موردنظر برسم و پس از یک دهه توانستم وارد ترکیب اصلی تیم ملی شوم و نخستین تجربه اعزام بین‌المللی‌ام را پشت‌سر بگذارم.

از رؤیای فوتبال در زمین‌های خاکی تا فتح سکوی قهرمانی آسیا؛ ۱۰ سال انتظار برای پوشیدن پیراه

ایمنا: طی این ۱۰ سال، چه چیزی موجب شد با وجود خط خوردن‌ها و مشکلات مالی، والیبال را کنار نگذارید؟

دریکوند: علاقه‌ای که به این رشته پیدا کرده بودم و امیدی که داشتم، مهم‌ترین عوامل ادامه مسیر بودند. حمایت خانواده و اعتقادات مذهبی هم نقش زیادی داشت.

همیشه به خودم می‌گفتم موفقیت یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و ممکن است امروز انتخاب نشوم، اما این به‌معنای پایان مسیر نیست. باید تمرین کنم، نقاط ضعفم را برطرف کنم و دوباره شانسم را امتحان کنم.

گاهی شرایط مالی خانواده اجازه نمی‌داد آن‌طور که می‌خواهم در اردوها و تمرینات حضور پیدا کنم، اما با همه سختی‌ها ادامه دادم. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم آن همه انتظار و تلاش بی‌نتیجه نبوده است؛ اگر همان سال‌های اول ناامید می‌شدم، شاید هیچ‌وقت فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی و حضور در مسابقات آسیایی را پیدا نمی‌کردم.

نخستین اعزام و طلایی که حاصل یک دهه انتظار بود

ایمنا: وقتی برای نخستین بار پیراهن تیم ملی را در یک رقابت بزرگ به تن کردید، چه احساسی داشتید؟

دریکوند: برای من که سال‌ها برای رسیدن به این جایگاه تلاش کرده بودم، حضور در ترکیب تیم ملی اتفاق بزرگی بود.

سال جاری این توفیق را پیدا کردم که به‌عنوان عضو تیم ملی والیبال نشسته ایران در رقابت‌های پاراآسیایی ۲۰۲۶ ناگویا ژاپن حضور داشته باشم و این نخستین تجربه اعزام من بود و مسئولیت سنگینی را احساس می‌کردم؛ ما به‌عنوان نمایندگان کشورمان به میدان رفتیم و می‌دانستیم مردم انتظار دارند بهترین عملکرد را داشته باشیم.

خدا را شکر با تلاش بازیکنان و زحمات کادر فنی توانستیم قهرمان شویم و با مدال طلا به کشور بازگردیم، من هم هر زمان فرصت حضور در زمین را پیدا کردم، تمام توانم را به کار گرفتم انتخاب ترکیب و تصمیم‌گیری درباره بازیکنان بر عهده کادر فنی و پیشکسوتان بود و ما تلاش کردیم وظیفه خودمان را به بهترین شکل انجام دهیم.

این قهرمانی برای من فقط یک مدال نیست؛ نتیجه ۱۰ سال تلاش و انتظاری است که بالاخره به ثمر نشست.

از رؤیای فوتبال در زمین‌های خاکی تا فتح سکوی قهرمانی آسیا؛ ۱۰ سال انتظار برای پوشیدن پیراه

ایمنا: این قهرمانی در حالی به دست آمد که والیبال نشسته ایران سابقه درخشانی در رقابت‌های بین‌المللی دارد. درباره جایگاه این رشته در ورزش ایران و جهان چه توضیحی دارید؟

دریکوند: والیبال نشسته ایران یکی از پرافتخارترین رشته‌های تیمی کشور و جهان است و تیم ملی ما در رقابت‌های مختلف جهانی و پارالمپیک افتخارات زیادی کسب کرده است.

تیم ملی والیبال نشسته ایران تاکنون ۹ عنوان قهرمانی جهان و هشت مدال پارالمپیک شامل شش مدال طلا و دو مدال نقره را در کارنامه دارد، در سطح جهان نیز ایران در زمره سه قدرت برتر این رشته قرار دارد و این جایگاه حاصل تلاش چندین نسل از ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتانی است که برای این رشته زحمت کشیده‌اند.

قهرمانی اخیر در رقابت‌های پاراآسیایی نیز پنجمین قهرمانی متوالی ایران در این رقابت‌ها بود امیدواریم این روند ادامه پیدا کند و بتوانیم در پارالمپیک لس‌آنجلس هم مدال طلا کسب کنیم و جایگاه خودمان را در رده‌بندی جهانی ارتقا دهیم.

البته طی سال‌های گذشته به‌دلیل برخی ناملایمات، مشکلات اعزام و مسائل مربوط به ویزا، شرایط این رشته با دشواری‌هایی همراه بوده و جایگاه آن نیز افت‌وخیزهایی داشته است، اما قهرمانی اخیر نشان داد والیبال نشسته ایران همچنان ظرفیت حضور در بالاترین سطح رقابت‌های جهانی را دارد.

ایمنا: با توجه به اینکه نخستین حضور شما در این رقابت‌ها با قهرمانی همراه شد، پشت صحنه این موفقیت چه سختی‌هایی داشت؟

دریکوند: ورزش قهرمانی فقط آن چند دقیقه‌ای نیست که مردم مسابقه را تماشا می‌کنند؛ پشت هر مدال، ساعت‌ها تمرین، فشار جسمی، خستگی عضلانی، کنترل وزن، رعایت برنامه‌های تمرینی و حتی بی‌خوابی وجود دارد.

ما برای حضور در مسابقات ژاپن حدود دو هفته در این کشور بودیم؛ اختلاف هفت تا هشت‌ساعته موجب شد در روزهای ابتدایی برای تنظیم خواب مشکل داشته باشیم و حدود سه تا چهار روز طول کشید تا بدنمان با شرایط زمانی آنجا هماهنگ شود.

در کنار این مسائل، تمرینات فشرده و فشار جسمی نیز وجود داشت. ورزشکار باید وزن و آمادگی بدنی خود را کنترل کند و با وجود خستگی، در مسابقه بهترین عملکرد را داشته باشد، گاهی شرایط تغذیه‌ای و امکانات هم آن‌طور که باید فراهم نیست، اما همه این سختی‌ها را تحمل کردیم تا نتیجه مطلوب را به دست بیاوریم.

از ابتدا هدفمان این بود که برای مردم کشورمان بجنگیم و با مدال طلا برگردیم و خدا را شکر به این هدف رسیدیم.

از قهرمانی تا واقعیت‌های کمتر دیده‌شده ورزشکاران توان‌یاب

ایمنا: به نظر می‌رسد فاصله‌ای میان افتخاراتی که ورزشکاران این رشته کسب می‌کنند و حمایت‌هایی که دریافت می‌کنند وجود دارد، این مسئله را در تجربه شخصی خودتان چگونه لمس کرده‌اید؟

دریکوند: این یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ماست. انتظار داریم مسئولان توجه بیشتری به جامعه جانبازان و توان‌یابان داشته باشند، چون تناسبی میان میزان افتخارآفرینی این ورزشکاران و امکانات و بودجه‌ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد، وجود ندارد.

حدود ۱۰ سال است برای حضور در تمرینات، اردوها و مسابقات رفت‌وآمد می‌کنم، اما تمام این مدت حتی یک بار هم مسئولان استان برای من بلیت هواپیما تهیه نکرده‌اند.

چند بار این موضوع را مطرح کردم و گفتم اگر امکان حمایت کامل وجود ندارد، حداقل در تهیه بلیت رفت‌وآمد به اردوهای تیم ملی کمک کنند، این هزینه‌ها برای ورزشکاری که درآمد مشخص و قرارداد مناسبی ندارد، سنگین است.

مشکل فقط رفت‌وآمد نیست؛ ما برای ادامه فعالیت حرفه‌ای به حمایت‌های مالی، امکانات تمرینی، تغذیه مناسب و پشتیبانی مستمر نیاز داریم.

ایمنا: به حمایت‌های مقطعی و حضور مسئولان در زمان مدال‌آوری اشاره کردید. آیا در جریان اعزام اخیر نیز چنین تجربه‌ای داشتید؟

دریکوند: پیش از اعزام به مسابقات، تعدادی از مسئولان سازمان بهزیستی کشور برای گرفتن عکس کنار ورزشکاران حضور پیدا کردند، گاهی نیز مبالغی برای ورزشکاران در نظر گرفته شده بود، اما در زمان اعزام آن‌طور که انتظار داشتیم، حمایتی دریافت نکردیم.

پس از مسابقات هم صحبت‌هایی درباره برگزاری مراسم تقدیر مطرح شد، اما به اعتقاد من حمایت از ورزشکار نباید به گرفتن عکس و برگزاری مراسم محدود شود.

ورزشکار سال‌ها تمرین می‌کند، از بسیاری از فرصت‌های زندگی خود می‌گذرد، هزینه می‌کند و با آسیب‌های جسمی و فشارهای روحی روبه‌رو می‌شود تا در نهایت برای کشورش افتخار بیافریند، بنابراین انتظار دارد در طول این مسیر نیز حمایت شود، نه اینکه فقط بعد از کسب مدال به یاد او بیفتند.

از رؤیای فوتبال در زمین‌های خاکی تا فتح سکوی قهرمانی آسیا؛ ۱۰ سال انتظار برای پوشیدن پیراه

تبعیض در حمایت‌ها؛ چرا سهم رشته‌های پرافتخار کمتر است؟

ایمنا: این مسئله فقط به حمایت‌های فردی محدود نمی‌شود. شما از تفاوت شرایط مالی رشته‌های مختلف ورزشی هم گلایه دارید. این تفاوت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دریکوند: واقعیت این است که در بعضی رشته‌ها هزینه‌های بسیار زیادی صرف می‌شود، اما رشته‌هایی همچون والیبال نشسته با وجود افتخارات فراوان، از حمایت مالی متناسب برخوردار نیستند.

من حدود چهار تا پنج سال در لیگ دسته یک والیبال نشسته بازی کردم و بعد از پنج سال توانستم وارد لیگ برتر شوم، قراردادهایی که در این رشته پرداخت می‌شود، در مقایسه با هزینه‌های زندگی و زحماتی که ورزشکاران می‌کشند، بسیار ناچیز است. برای مثال، قراردادهایی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان برای یک فصل فعالیت مطرح می‌شود که با شرایط اقتصادی و هزینه‌های زندگی تناسب چندانی ندارد.

ما به این رشته علاقه داریم و همین علاقه موجب شده است با وجود مشکلات ادامه دهیم، اما علاقه نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن حقوق ورزشکاران باشد.

ایمنا: یکی دیگر از انتقادهای شما به شیوه تعیین پاداش رشته‌های تیمی و انفرادی مربوط می‌شود. چرا این موضوع برای والیبال نشسته اهمیت دارد؟

دریکوند: چون در بعضی موارد پاداش رشته‌های تیمی کمتر از رشته‌های انفرادی در نظر گرفته می‌شود و این مسئله برای ما جای سؤال دارد.

وقتی یک تیم برای قهرمانی تلاش می‌کند، مجموعه‌ای از بازیکنان و عوامل فنی در کنار هم زحمت می‌کشند و هرکدام سهمی در موفقیت دارند. نمی‌توان تنخا به‌دلیل تیمی بودن یک رشته، ارزش مدال آن را کمتر در نظر گرفت.

والیبال نشسته ایران طی چند دهه گذشته در سطح جهان افتخارات کم‌نظیری کسب کرده است، کدام رشته تیمی را می‌توان نام برد که طی این سال‌ها چنین سابقه‌ای از قهرمانی و مدال‌آوری در رقابت‌های جهانی داشته باشد؟

درخواست ما این است که در تعیین پاداش‌ها نگاه منصفانه‌تری وجود داشته باشد، امروز هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و باید واقعیت اقتصادی و ارزش زحمات ورزشکاران را هم در نظر گرفت.

ما نمی‌گوییم به رشته‌ای کمتر توجه شود؛ حرفمان این است که رشته‌های پرافتخاری همچون والیبال نشسته نیز متناسب با جایگاه بین‌المللی و زحمات ورزشکارانشان حمایت شوند.

ورزش؛ فرصتی برای عبور از محدودیت و تغییر نگاه جامعه

ایمنا: با توجه به تجربه‌ای که پشت‌سر گذاشته‌اید، اگر امروز جوانی دارای معلولیت در خانه نشسته باشد و تصور کند به دلیل شرایط جسمی نمی‌تواند ورزش کند، چه حرفی برای او دارید؟

دریکوند: به همه این عزیزان می‌گویم خودشان را محدود نکنند و اجازه ندهند شرایط جسمی مانع حضورشان در جامعه شود.

از خانواده‌ها هم می‌خواهم دست فرزندانشان را بگیرند و آن‌ها را به سمت ورزش هدایت کنند، اگر فردی در خانه بماند و به‌دلیل ترس یا ناامیدی فرصت‌های خودش را از دست بدهد، ممکن است هیچ‌وقت استعدادهایش را نشناسد.

جامعه هدف ورزش جانبازان و توان‌یابان بسیار گسترده است و رشته‌های متنوعی را شامل می‌شود، فقط در دوومیدانی چندین ماده تخصصی مانند پرتاب دیسک، نیزه و وزنه وجود دارد و در کنار آن، والیبال نشسته، پاراتنیس، پارابدمینتون و رشته‌های دیگری هم هستند که افراد می‌توانند متناسب با شرایط جسمانی و استعدادشان وارد آن‌ها شوند.

این افراد باید ابتدا در استان شناسایی و آموزش ببینند و سپس وارد چرخه انتخابی استانی و کشوری شوند؛ همان مسیری که خود من طی کردم.

من روزی که والیبال نشسته را شروع کردم، هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم پس از ۱۰ سال به ترکیب تیم ملی برسم و مدال طلای آسیا را کسب کنم.

از رؤیای فوتبال در زمین‌های خاکی تا فتح سکوی قهرمانی آسیا؛ ۱۰ سال انتظار برای پوشیدن پیراه

ایمنا: اگر بخواهید تجربه شخصی خودتان را به یک توصیه برای ورزشکاران جوان تبدیل کنید، مهم‌ترین نکته چیست؟

دریکوند: نباید بخواهیم راه صدساله را یک‌شبه طی کنیم؛ موفقیت به تلاش، پشتکار و صبر نیاز دارد.

در این مسیر ممکن است بارها شکست بخورید، از اردوها خط بخورید، زمین بخورید یا با حرف و رفتار بعضی افراد ناراحت شوید و ممکن است پنج بار، ۱۰ بار یا حتی بیشتر با ناکامی روبه‌رو شوید، اما نباید به خاطر این اتفاقات از هدف خود دست بکشید.

باید امیدوار بمانید، دوباره روی پای خودتان بایستید و حرکت کنید، من خودم ۱۰ سال برای رسیدن به این جایگاه تلاش کردم و بارها ناامید شدم، اما ادامه دادم.

اعتقاد دارم اگر انسان تلاش کند و وظیفه خودش را به‌درستی انجام بدهد، خداوند هم کمک خواهد کرد و دیر و زود دارد، اما اگر پشتکار داشته باشید، می‌توانید به نتیجه برسید.

مطالبه نهایی؛ حمایت مستمر به جای تقدیرهای مقطعی

ایمنا: اگر قرار باشد یک مطالبه مشخص را از مسئولان ورزش، مدیران استانی و نهادهای حمایتی مطرح کنید، آن مطالبه چیست؟

دریکوند: مهم‌ترین درخواست من این است که به جامعه جانبازان و توان‌یابان رسیدگی بیشتری شود و حمایت‌ها متناسب با شأن و افتخارات این ورزشکاران باشد.

حمایت نباید فقط به زمانی محدود شود که ورزشکار مدال می‌گیرد؛ او از ابتدای مسیر، زمانی که برای رفت‌وآمد به تمرین مشکل دارد، هزینه اردو و مسابقه را تأمین می‌کند یا با آسیب‌دیدگی و فشار تمرین روبه‌رو می‌شود، به پشتیبانی نیاز دارد.

انتظار داریم نگاه تبعیض‌آمیز میان رشته‌های ورزشی برداشته شود؛ نمی‌شود یک رشته به‌دلیل برخورداری از حمایت‌های مالی و تبلیغاتی گسترده امکانات فراوانی داشته باشد، اما رشته‌ای همچون والیبال نشسته که سال‌ها در سطح جهانی برای کشور افتخارآفرینی کرده است، همچنان با مشکلات اولیه روبه‌رو باشد.

ما با عشق و علاقه وارد این مسیر شده‌ایم و خودمان را سرباز مردم و کشورمان می‌دانیم، چراکه وقتی از بیت‌المال برای اعزام ورزشکاران هزینه می‌شود، خودمان را موظف می‌دانیم با تمام توان برای کسب بهترین نتیجه تلاش کنیم.

امیدوارم مسئولان نیز به اندازه زحماتی که ورزشکاران می‌کشند، از آن‌ها حمایت کنند تا هم قهرمانان کنونی بتوانند مسیرشان را ادامه دهند و هم جوانان مستعد بیشتری وارد این عرصه شوند.

مردم ایران شایسته بهترین‌ها هستند و تلاش می‌کنیم هر بار که به میدان می‌رویم، با مدال و افتخار به کشورمان برگردیم.

کد مطلب 1017330

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.