به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح هنوز به میانه نرسیده بود، اما انگار بغضی قدیمی در گلوی شهر نشسته بود. آسمان اصفهان شاهد آمدن مسافرانی بود که نه صدای قدمهایشان به گوش میرسید و نه نشانی از چهرههایشان باقی مانده بود؛ بیست مردی که سالها پیش از خانههایشان رفتند، در خاک جبههها آرام گرفتند و حالا پس از سالها، در روزهایی که عطر غربت و مظلومیت حضرت فاطمه زهرا (س) در کوچههای شهر پیچیده است، به آغوش مردم بازگشتهاند.
سهشنبه، دوازدهم آبان، حرم مطهر حضرت زینب (س)، خواهر امام رضا (ع)، میزبان مهمانانی بود که نامشان را کسی نمیدانست، اما خاطره فداکاریشان در حافظه این سرزمین زنده مانده است. ششمین دوره کاروان «اهالی بهشت» با پیکرهای مطهر ۲۰ شهید گمنام دوران دفاع مقدس به اصفهان رسید؛ کاروانی که این بار بهجای مسافران زنده، تابوتهایی را با خود آورده بود که هرکدام روایتی ناگفته از جوانی، دلدادگی و بازنگشتن داشتند.

پیکرها که وارد حرم شدند، سکوتی سنگین میان جمعیت نشست. چشمها به تابوتها دوخته شده بود؛ تابوتهایی که شاید در هرکدامشان پسری آرمیده بود که روزی مادرش برای بازگشت او چشم به راه مانده بود، پدری که هنوز جای خالی فرزندش را در خانه احساس میکرد و خواهرانی که شاید سالهاست در انتظار شنیدن خبری از برادرشان، به در خانه چشم دوختهاند.
اینجا دیگر تفاوتی میان پیر و جوان نبود. هرکس به شیوه خودش با این مسافران سخن میگفت؛ یکی زیر لب فاتحه میخواند، دیگری دست بر سینه گذاشته بود و کسی هم نمیتوانست اشکهایش را پنهان کند. بعضیها به تابوتها نزدیک میشدند، گویی میخواستند از فاصله چند دهساله عبور کنند و دستی بر شانه مردانی بکشند که هیچگاه فرصت نکردند به خانه بازگردند.
عجیب است؛ آدمهایی که نامشان را نمیدانیم، گاهی از نزدیکترین آدمهای زندگیمان به ما نزدیکتر میشوند. این بیست شهید، سالها در سکوت خاک خفته بودند، اما امروز حضورشان در میان مردم، بیش از هر کلامی از معنای وطن، وفاداری و بهای امنیت سخن میگفت.

در میان این اندوه، صدای مرثیهخوانی سیدرضا نریمانی، مداح اهلبیت (ع)، فضای حرم را به سوگ نشاند. نوای روضه حضرت زهرا (س) با عطر حضور شهیدانی درآمیخت که خود، روایت مظلومیت و غربت بودند. گویی دو داغ در یک مجلس به هم رسیده بودند؛ داغ مادری که در مظلومیت از دنیا رفت و داغ فرزندانی که در راه دفاع از خانه و میهن، از آغوش مادرانشان دور ماندند.
روضه که بالا گرفت، بغضها هم شکست. در روزهای فاطمیه، نام حضرت زهرا (س) با غربت گره خورده است و چه تناسب تلخی میان این ایام و آمدن مردانی که سالها بینشان ماندند. مادرانی که شاید هنوز قاب عکسی از جوانی فرزندشان را در گوشه خانه نگه داشتهاند، بیآنکه بدانند فرزندشان امروز در کدام گوشه این سرزمین آرام گرفته است.
در ادامه این آیین، آیتالله سید یوسف طباطبایینژاد، امام جمعه اصفهان، با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، به جایگاه شهدای گمنام و نقش آنان در حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور اشاره کرد و بر ضرورت پاسداشت مجاهدتها و فداکاریهای شهدا تأکید داشت.
اما شاید معنای حضور این بیست مسافر را بتوان در نگاه مردم جستوجو کرد؛ مردمی که آمده بودند تا به استقبال کسانی بروند که نه نشانی از آنان داشتند و نه خاطرهای شخصی از زندگیشان، اما خوب میدانستند اگر امروز در خیابانهای شهر قدم میزنند، اگر چراغ خانههایشان روشن است و اگر کودکانشان در آرامش به مدرسه میروند، روزگاری مردانی از همین جنس، از جان خود گذشتهاند تا این آرامش باقی بماند.
کاروان «اهالی بهشت» تنها حامل بیست پیکر نبود؛ حامل بیست روایت ناتمام، بیست جوانی ازدسترفته و بیست سلام بیپاسخ از سوی مادرانی بود که شاید هنوز نمیدانند فرزندشان در کدام قطعه از خاک ایران به خواب ابدی رفته است. بیست نام که گمنام ماندهاند، اما گمنامیشان هرگز به معنای فراموششدن نیست.
اصفهان امروز میزبان فرزندان بینشان خود بود؛ فرزندانی که سالها پیش برای دفاع از این خاک رفتند و حالا در روزهای سوگواری مادر آفرینش، دوباره به شهر بازگشتهاند. شاید هیچکس نداند کدامیک از این تابوتها، پیکر پسری است که مادرش آخرین بار او را پشت در خانه بدرقه کرده بود؛ اما امروز هزاران نفر آمده بودند تا جای خالی همان مادر را پر کنند.
و چه تلخ است که بعضی پسرها هرگز به خانه بازنمیگردند؛ مگر آن روز که تمام شهر، خانه آنان میشود.


نظر شما