به گزارش خبرگزاری ایمنا، سالمندی یکی از مهمترین تحولات جمعیتی و اجتماعی پیش رو است، تحولی که ضرورت بازنگری در سیاستهای عمومی، ساختارهای خدماتی و الگوهای زندگی اجتماعی را بیش از گذشته آشکار میکند. افزایش امید به زندگی و تغییر ترکیب سنی جمعیت، در کنار چالشهایی همچون حفظ سلامت، استقلال فردی و استمرار مشارکت اجتماعی، موضوع سالمندی را به یکی از محورهای مهم برنامهریزی برای آینده تبدیل کرده است. در این میان، مفهوم جامعه دوستدار سالمند فراتر از ایجاد امکانات حمایتی برای یک گروه سنی قرار میگیرد و بر ضرورت طراحی محیطی تاکید دارد که در آن افراد در تمام مراحل زندگی از فرصتهای برابر برای سلامت، رفاه و حضور اجتماعی برخوردار باشند.
در رویکرد نوین حکمرانی سالمندی، سالمندان تنها دریافتکنندگان خدمات درمانی و حمایتی نیستند، بلکه افرادی برخوردار از تجربه، دانش، مهارت و ظرفیتهای ارزشمند اجتماعی بهشمار میروند. از این منظر، بازتعریف جایگاه سالمندان در خانواده و جامعه، ایجاد فرصت برای انتقال تجربه میان نسلها و فراهمکردن زمینه مشارکت آنان در فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. تحقق چنین رویکردی نیازمند همکاری نهادهای مختلف، از مدیریت شهری و نظام سلامت تا دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی است، همچنین سیاستگذاری در این حوزه باید از اقدامات پراکنده فاصله بگیرد و به سمت برنامهریزی یکپارچه، بر پایه شواهد و متناسب با نیازهای واقعی سالمندان حرکت کند.
یکی از ارکان مهم جامعه دوستدار سالمند، ایجاد محیطهایی است که امکان تحرک، دسترسی و حضور مستقل افراد را در زندگی روزمره افزایش دهد. شهرهای برخوردار از مسیرهای پیادهروی ایمن، حملونقل عمومی دسترسپذیر، فضاهای سبز مناسب و امکانات فرهنگی و ورزشی متنوع، شرایط بهتری برای حفظ استقلال سالمندان فراهم میکنند. در کنار زیرساختهای محیطی، توسعه فناوریهای سلامت، آموزش مهارتهای دیجیتال و گسترش خدمات پیشگیرانه نیز میتواند کیفیت زندگی این گروه را ارتقا دهد. در واقع، سالمندی فعال زمانی امکان تحقق پیدا میکند که سیاستهای اجتماعی و خدمات عمومی بهجای تمرکز صرف بر نیازهای مراقبتی، بر حفظ تواناییهای فردی و افزایش فرصتهای مشارکت در جامعه تاکید داشته باشند.
در این میان، فعالیت بدنی منظم یکی از عوامل مهم در حفظ تواناییهای جسمانی و عملکردی سالمندان محسوب میشود. تقویت قدرت عضلانی، بهبود تعادل، افزایش استقامت قلبیتنفسی و حفظ انعطافپذیری، از جمله دستاوردهایی است که میتواند به استقلال بیشتر افراد در انجام امور روزمره کمک کند، همچنین تحرک بدنی با ایجاد فرصت تعامل اجتماعی، بهبود خلقوخو و تقویت احساس توانمندی، در ارتقای کیفیت زندگی نقش دارد. با این حال، بهرهمندی از این ظرفیت نیازمند برنامههای ورزشی متناسب با وضعیت جسمانی، سابقه فعالیت و شرایط سلامت هر فرد است. فراهمکردن امکانات ورزشی ایمن و در دسترس، آموزش خانوادهها و توسعه برنامههای محلهمحور نیز از ضرورتهای گسترش مشارکت سالمندان در فعالیت بدنی بهشمار میرود.
زهره شانظری، عضو هیئت علمی گروه فیزیولوژی ورزشی دانشگاه اصفهان، در گفتوگویی با خبرنگار ایمنا، با تشریح ابعاد مختلف جامعه دوستدار سالمند، به تبیین ضرورت تغییر نگاه به سالمندی از یک موضوع تنها حمایتی و هزینهزا به فرصتی برای توسعه اجتماعی و تقویت سرمایه انسانی میپردازد و ضمن بررسی نقش مدیریت شهری، فناوری، نظام سلامت و آموزش در آینده حکمرانی سالمندی، بر اهمیت فعالیت بدنی در حفظ استقلال و توان عملکردی افراد تاکید میکند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به پیامدهای کمتحرکی، ضرورت طراحی برنامههای ورزشی متناسب با تفاوتهای فردی و توسعه فرصتهای مشارکت اجتماعی را تشریح میکند و از ظرفیت تجربه و دانش سالمندان بهعنوان بخشی ارزشمند از سرمایه جامعه سخن میگوید.

ایمنا: جامعه دوستدار سالمند چه مفهومی دارد و چرا تحقق آن برای آینده اهمیت دارد؟
شانظری: جامعه دوستدار سالمند، جامعهای نیست که تنها برای سالمندان امکانات ویژه فراهم کند، بلکه جامعهای است که در تمام مراحل زندگی، فرصت برخورداری از سلامت، رفاه، استقلال و مشارکت اجتماعی را برای شهروندان فراهم میسازد. در چنین جامعهای، سالمندی بهعنوان بخشی طبیعی از چرخه زندگی پذیرفته میشود و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بهگونهای شکل میگیرند که افراد بتوانند با حفظ کرامت و استقلال، حضور موثری در جامعه داشته باشند.
نکته مهم این است که بسیاری از اقداماتی که برای بهبود شرایط زندگی سالمندان انجام میشود، منافع گستردهتری برای سایر گروههای اجتماعی نیز به همراه دارد. برای مثال، ایمنسازی معابر و مناسبسازی فضاهای عمومی علاوه بر سالمندان، به بهبود دسترسی افراد دارای معلولیت، کودکان و زنان باردار نیز کمک میکند، همچنین توسعه حملونقل عمومی دسترسپذیر و خدمات هوشمند سلامت میتواند کیفیت زندگی طیف گستردهای از شهروندان را افزایش دهد، بنابراین جامعه دوستدار سالمند را نباید تنها یک برنامه رفاهی یا مجموعهای از خدمات حمایتی دانست؛ بلکه این مفهوم الگویی برای حکمرانی اجتماعی و توسعه محیطهای انسانی، فراگیر و پایدار است. کشوری که از امروز برای دوران سالمندی جمعیت خود برنامهریزی میکند، در حقیقت در حال فراهمکردن شرایط زندگی بهتر برای نسلهای امروز و آینده است.
ایمنا: شهرهای دوستدار سالمند چه ویژگیهایی دارند و مدیریت شهری چه نقشی در تحقق این الگو ایفا میکند؟
شانظری: شهر یکی از مهمترین بسترهای تحقق جامعه دوستدار سالمند است؛ زیرا بخش قابلتوجهی از تجربه روزمره افراد، از دسترسی به خدمات تا حضور در فعالیتهای اجتماعی، در محیط شهری شکل میگیرد. شهر دوستدار سالمند تنها به نصب رمپ و آسانسور در ساختمانها محدود نمیشود، بلکه باید مجموعه خدمات و فضاهای عمومی آن بر اساس دسترسی برابر و نیازهای متنوع شهروندان طراحی شود.
چنین شهری باید از پیادهروهای ایمن، حملونقل عمومی مناسب، فضاهای سبز دسترسپذیر، مراکز فرهنگی و ورزشی متناسب با نیاز سالمندان، مسکن مناسب و خدمات دیجیتال ساده برخوردار باشد. در کنار این زیرساختها، مشارکت خود سالمندان در تصمیمگیریهای شهری اهمیت زیادی دارد. آنها به دلیل تجربه زیسته و شناختی که از نیازهای روزمره دارند، میتوانند دیدگاههای ارزشمندی برای بهبود کیفیت خدمات و شناسایی موانع محیطی ارائه کنند.
از این منظر باید برنامهریزی برای مناسبسازی فضاهای عمومی، توسعه ورزش همگانی و ایجاد فرصتهای تعامل اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد. شهرهایی که از امروز با نگاه سالمندمحور برنامهریزی میکنند، در آینده محیطهایی ایمنتر، عادلانهتر و زیستپذیرتر برای همه نسلها خواهند داشت.
ایمنا: فناوری، آموزش و نظام سلامت چه نقشی در آینده حکمرانی سالمندی خواهند داشت؟
شانظری: آینده حکمرانی سالمندی بدون بهرهگیری هدفمند از فناوری قابل تصور نیست. هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، خانههای هوشمند، پرونده الکترونیک سلامت، پزشکی از راه دور و سامانههای پایش وضعیت جسمانی میتوانند به ارتقای کیفیت خدمات و حفظ استقلال سالمندان کمک کنند. این فناوریها امکان مراقبت مستمر، شناسایی زودهنگام برخی مشکلات سلامت و دسترسی آسانتر به خدمات را فراهم میکنند و میتوانند شرایط زندگی مستقل را برای مدت بیشتری بهبود بخشند.
با این حال، توسعه فناوری زمانی اثربخش خواهد بود که سالمندان نیز مهارت استفاده از آن را داشته باشند. در غیر این صورت، شکاف دیجیتال ممکن است به مانعی برای دسترسی آنان به خدمات تبدیل شود. به همین دلیل، آموزش مادامالعمر و تقویت سواد دیجیتال باید بخشی از سیاستهای سالمندی باشد تا افراد بتوانند با استقلال بیشتری از خدمات بانکی، سلامت، آموزشی و ارتباطی استفاده کنند.
از سوی دیگر، نظام سلامت باید بیش از گذشته بر پیشگیری، توانمندسازی و حفظ عملکرد جسمانی و شناختی تمرکز کند. هدف سیاستگذاری در حوزه سالمندی نباید تنها افزایش طول عمر باشد، بلکه افزایش سالهای زندگی سالم و همراه با استقلال نیز باید مورد توجه قرار گیرد، به این ترتیب، افراد فرصت بیشتری برای حفظ تواناییهای فردی و مشارکت در زندگی خانوادگی و اجتماعی خواهند داشت.
ایمنا: اگر بخواهید نقشه راهی برای آینده حکمرانی سالمندی ترسیم کنید، مهمترین اولویتهای آن چه خواهد بود؟
شانظری: به نظر من، آینده حکمرانی سالمندی بر سه محور اصلی استوار است. نخستین محور، تغییر نگرش سیاستگذاران و جامعه نسبت به سالمندی است. باید این مرحله از زندگی را از یک موضوع مرتبط با هزینههای حمایتی و درمانی فراتر ببریم و ظرفیتهای آن را در توسعه اجتماعی و انسانی مورد توجه قرار دهیم. چنین تغییری در نگرش، زمینهساز اصلاح سیاستها و برنامههای اجرایی خواهد بود.
دومین محور، ایجاد نظام حکمرانی یکپارچه سالمندی است. در حال حاضر، مسئولیتهای مرتبط با سالمندان میان نهادهای مختلف توزیع شده است، بنابراین لازم است سازوکاری برای هماهنگی میان نهادهای مربوط ایجاد شود تا برنامهها در راستای اهداف مشترک و بر اساس شواهد علمی اجرا شوند.
سومین محور، سرمایهگذاری بر سالمندی فعال و مشارکت بیننسلی است. باید فرصتهایی فراهم شود تا سالمندان بتوانند متناسب با علاقه و توانایی خود در آموزش، کارآفرینی، فعالیتهای داوطلبانه، مشاوره، مدیریت محلی و انتقال تجربه نقش داشته باشند. بازنشستگی نباید به معنای پایان حضور اجتماعی تلقی شود، بلکه میتواند آغاز مرحلهای تازه از مشارکت و انتقال دانش باشد.
در نهایت، اگر آینده کشور را جامعهای پویا و تابآور میدانیم، باید سرمایه انسانی را در مرکز برنامهریزی قرار دهیم. سالمندان بخش ارزشمندی از این سرمایه هستند و تجربه آنان میتواند در کنار خلاقیت و توان نسل جوان، زمینهساز تقویت سرمایه اجتماعی و توسعه جامعه باشد.

ایمنا: فعالیت بدنی منظم چه نقشی در حفظ استقلال، توان حرکتی و کیفیت زندگی سالمندان دارد؟
شانظری: فعالیت بدنی منظم یکی از مهمترین عوامل موثر بر سلامت و کیفیت زندگی در دوران سالمندی است. سالمندی لزوما به معنای ناتوانی، وابستگی یا کاهش مشارکت اجتماعی نیست؛ بلکه با برخورداری از سبک زندگی سالم و فرصتهای مناسب برای تحرک، میتوان بخش قابلتوجهی از تواناییهای جسمانی و عملکردی را در این دوره حفظ کرد.
فعالیت بدنی مناسب به تقویت قدرت عضلانی، حفظ تعادل، بهبود انعطافپذیری و افزایش استقامت قلبیتنفسی کمک میکند. این تواناییها برای انجام فعالیتهای روزمره مانند راهرفتن، برخاستن از صندلی، بالا رفتن از پلهها و انجام امور شخصی اهمیت دارند، همچنین تمرینات قدرتی و تعادلی میتوانند در کاهش خطر زمینخوردن و حفظ استقلال عملکردی سالمندان موثر باشند.
از سوی دیگر، فعالیت بدنی با بهبود خلقوخو، افزایش احساس توانمندی و فراهمکردن فرصت تعامل با دیگران، به ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی کمک میکند، بنابراین هدف از ورزش در دوران سالمندی تنها افزایش توان جسمانی نیست، بلکه حفظ استقلال، تقویت خودکارآمدی و فراهمکردن امکان حضور فعال در زندگی خانوادگی و اجتماعی است. در واقع، توسعه فرصتهای فعالیت بدنی برای سالمندان، سرمایهگذاری بر سلامت، کرامت انسانی و استقلال آنان محسوب میشود.
ایمنا: کمتحرکی در دوران سالمندی چه پیامدهایی برای سلامت جسمانی، عملکرد شناختی و سلامت روان دارد؟
شانظری: کمتحرکی یکی از عوامل خطر مهم برای سلامت سالمندان است و پیامدهای آن به ابعاد مختلف زندگی این گروه سنی گسترش مییابد. از نظر جسمانی، کاهش فعالیت بدنی میتواند به افت قدرت عضلانی، کاهش استقامت، اختلال در تعادل و تحرک، افزایش خطر زمینخوردن و دشواری در انجام فعالیتهای روزمره منجر شود. همچنین کمتحرکی با افزایش خطر بیماریهای قلبیعروقی، اختلالات متابولیک و تشدید برخی مشکلات مزمن ارتباط دارد.
در حوزه عملکرد شناختی، شواهد علمی نشان میدهد که فعالیت بدنی منظم میتواند از سلامت مغز حمایت کند و در حفظ تواناییهایی مانند توجه و عملکردهای اجرایی نقش داشته باشد. در مقابل، کمتحرکی با پیامدهای نامطلوب برای سلامت شناختی ارتباط دارد. البته افت شناختی در سالمندی پدیدهای چندعاملی است و عواملی همچون وضعیت سلامت عمومی، کیفیت خواب، تغذیه، روابط اجتماعی و شرایط اقتصادی نیز در آن نقش دارند.
از نظر روانشناختی نیز کمتحرکی میتواند با کاهش تعاملات اجتماعی، افت احساس توانمندی و افزایش زمینههای مرتبط با انزوای اجتماعی و علائم افسردگی همراه باشد، البته این ارتباطها پیچیده است و نمیتوان در همه افراد رابطه علت و معلولی مستقیمی میان کمتحرکی و مشکلات روانشناختی در نظر گرفت.
نکته مهم این است که کاهش تحرک نباید پیامد اجتنابناپذیر سالمندی تلقی شود. حتی افزایش تدریجی فعالیت بدنی متناسب با توانایی فرد و کاهش زمان نشستنهای طولانی میتواند گامی موثر برای حفظ سلامت و عملکرد روزانه سالمندان باشد.
ایمنا: چه نوع فعالیتهای بدنی برای سالمندان مناسبتر است و چگونه میتوان برنامههای ورزشی را با تفاوتهای فردی و وضعیت جسمانی آنها متناسب کرد؟
شانظری: یک برنامه جامع فعالیت بدنی برای سالمندان باید چهار مولفه اصلی شامل فعالیتهای هوازی، تمرینات قدرتی، تمرینات تعادلی و تمرینات انعطافپذیری و تحرک مفاصل را در بر بگیرد. فعالیتهای هوازی همچون پیادهروی، دوچرخهسواری ثابت و فعالیتهای آبی، در صورت دسترسی و تناسب با وضعیت فرد، به بهبود استقامت قلبیتنفسی کمک میکنند. تمرینات قدرتی با وزنههای سبک، کشهای مقاومتی یا وزن بدن برای حفظ قدرت عضلانی و توانایی انجام فعالیتهای روزمره اهمیت دارند. تمرینات تعادلی نیز بهویژه برای سالمندانی که در معرض خطر زمینخوردن هستند، ضروریاند. در کنار این موارد، تمرینات انعطافپذیری و حرکات ملایم مفاصل به حفظ دامنه حرکتی کمک میکنند.
با این حال، نمیتوان یک نسخه ورزشی یکسان برای همه سالمندان تجویز کرد. افراد از نظر سن، سطح آمادگی جسمانی، سابقه فعالیت بدنی، بیماریهای مزمن، وضعیت تعادل و میزان استقلال عملکردی تفاوتهای قابلتوجهی دارند. بنابراین، طراحی برنامه باید با ارزیابی اولیه وضعیت جسمانی و عملکردی فرد آغاز شود و در صورت وجود بیماری کنترلنشده، علائم هشداردهنده یا محدودیتهای خاص، با نظر متخصص سلامت انجام گیرد.
برای سالمندان کمتحرک یا دارای محدودیت حرکتی، شروع با دورههای کوتاه فعالیت، تمرینات نشسته یا حرکات ساده در محیط امن میتواند مناسب باشد. سپس میتوان مدت، شدت و دشواری تمرینات را بهتدریج افزایش داد.
بر اساس توصیههای عمومی سازمان جهانی بهداشت، سالمندان در صورت امکان باید در طول هفته ۱۵۰ تا ۳۰۰ دقیقه فعالیت هوازی با شدت متوسط یا معادل آن انجام دهند و فعالیتهای تقویت عضلات را دستکم در دو روز هفته در برنامه خود بگنجانند. فعالیتهای چندجزئی با تاکید بر تعادل و قدرت نیز برای حفظ عملکرد جسمانی اهمیت دارند. البته این اهداف باید متناسب با توانایی و وضعیت سلامت هر فرد تنظیم شوند. حتی افزایش فعالیت بدنی در مقادیر کمتر از این توصیهها نیز میتواند در مقایسه با بیتحرکی ارزشمند باشد. اصل اساسی این است که برنامه ورزشی ایمن، علمی، قابل اجرا و متناسب با شرایط واقعی زندگی سالمند باشد.

ایمنا: چگونه میتوان سالمندان را به مشارکت مستمر در فعالیتهای بدنی تشویق کرد، بهویژه افرادی که با محدودیت حرکتی یا بیماریهای مزمن مواجه هستند؟
شانظری: برای افزایش مشارکت سالمندان در فعالیت بدنی، نباید تنها بر مسئولیت فردی تاکید کرد؛ زیرا رفتار حرکتی آنان تحت تاثیر مجموعهای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی قرار دارد. هزینه کلاسهای ورزشی، نبود فضاهای مناسب، ناایمنی مسیرهای پیادهروی، محدودیت حملونقل، ترس از زمینخوردن و برخی نگرشهای نادرست درباره سالمندی از جمله موانعی هستند که ممکن است مشارکت مستمر را دشوار کنند.
در سطح فردی، یکی از موثرترین راهکارها آغاز فعالیت با اهداف کوچک و دستیافتنی است. برای مثال، سالمندی که مدتها فعالیت بدنی نداشته است، میتواند با چند دقیقه پیادهروی یا حرکات ساده و ایمن در منزل شروع کند و بهتدریج مدت و دفعات فعالیت را افزایش دهد. انتخاب فعالیتهای مورد علاقه فرد، توجه به احساس پیشرفت و پرهیز از مقایسه او با دیگران نیز در تداوم مشارکت اهمیت دارد.
در سطح خانواده و جامعه، همراهی اعضای خانواده، تشکیل گروههای پیادهروی، برگزاری کلاسهای متناسب با توان سالمندان در محلهها و استفاده از ظرفیت مراکز سلامت و فرهنگسراها میتواند انگیزه افراد را افزایش دهد و به کاهش انزوای اجتماعی کمک کند. همچنین فراهمکردن مسیرهای پیادهروی ایمن، پارکهای دسترسپذیر، تجهیزات ورزشی مناسب و برنامههای کمهزینه یا رایگان باید بخشی از سیاستهای اجتماعی در حوزه سالمندی باشد.
برای سالمندان دارای بیماریهای مزمن یا محدودیت حرکتی نیز اصل مهم، کنارگذاشتن فعالیت بدنی نیست؛ بلکه باید فعالیت متناسب با شرایط جسمانی آنان انتخاب و تعدیل شود. بسیاری از این افراد در صورت برخورداری از برنامه مناسب و نظارت لازم میتوانند از فواید تحرک بدنی بهرهمند شوند. در موارد ضروری، همکاری پزشک، متخصص علوم ورزشی، فیزیوتراپیست و سایر متخصصان سلامت میتواند به طراحی برنامهای ایمن و اثربخش کمک کند.
از منظر سیاستگذاری، ضروری است فعالیت بدنی سالمندان بهعنوان بخشی از نظام پیشگیری و ارتقای سلامت مورد توجه قرار گیرد، نه یک انتخاب شخصی یا تفریحی. توسعه برنامههای محلهمحور، آموزش خانوادهها، حمایت از ورزش همگانی سالمندان و ارزیابی مستمر اثربخشی این برنامهها میتواند زمینه مشارکت گستردهتر آنان را فراهم کند. در مجموع، سالمندی فعال زمانی تحقق مییابد که فرد، خانواده، جامعه و نهادهای مسئول در کنار یکدیگر شرایطی فراهم کنند که تحرک بدنی برای سالمندان امکانپذیر، ایمن، در دسترس و لذتبخش باشد.
ایمنا: چرا در بسیاری از بحثهای مربوط به سالمندی، بیشتر بر هزینههای اقتصادی و درمانی تاکید میشود؟ چگونه میتوان این نگاه را به سمت شناسایی ظرفیتها و سرمایههای سالمندان تغییر داد؟
شانظری: یکی از دلایل اصلی این مسئله آن است که سالمندی معمولا از منظر افزایش هزینههای درمان، نیاز به مراقبت، مستمری بازنشستگی و فشار بر نظامهای حمایتی بررسی میشود. این مسائل واقعی و مهم هستند، اما اگر تنها همین ابعاد مورد توجه قرار گیرند، تصویری ناقص از سالمندی شکل میگیرد و ظرفیتهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی این گروه کمتر دیده میشود.
سالمندان در طول زندگی خود تجربههای ارزشمندی در حوزههای خانوادگی، حرفهای، فرهنگی و اجتماعی کسب کردهاند. این تجربهها میتوانند در انتقال دانش به نسل جوان، حل مسائل اجتماعی، تقویت روابط بیننسلی و مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه نقش موثری داشته باشند. بنابراین، سالمندی را باید علاوه بر موضوعی مرتبط با هزینههای عمومی، مرحلهای از زندگی با ظرفیتهای ارزشمند برای مشارکت اجتماعی نیز دانست.
برای تغییر این نگرش، لازم است سیاستگذاریها از رویکرد حمایتی به رویکردی جامع حرکت کنند؛ رویکردی که حمایتهای اقتصادی و درمانی را در کنار توانمندسازی، مشارکت اجتماعی و حفظ استقلال سالمندان قرار دهد. برای مثال، ایجاد فرصتهای انتقال تجربه در مدارس و دانشگاهها، توسعه فعالیتهای داوطلبانه محلهمحور و فراهمکردن امکان مشارکت سالمندان در برنامههای فرهنگی و اجتماعی میتواند به تحقق این هدف کمک کند.
البته ارزش سالمندان تنها به میزان بهرهوری یا مشارکت اقتصادی آنان وابسته نیست. هر سالمند، مستقل از توانایی جسمانی، وضعیت اقتصادی یا میزان مشارکت اجتماعی، از کرامت انسانی و حق برخورداری از حمایت و زندگی شایسته برخوردار است. هدف از شناسایی ظرفیتهای سالمندی، فراهمکردن فرصت مشارکت برای افرادی است که تمایل و توانایی آن را دارند، نه تحمیل مسئولیتهای جدید به آنان.
ایمنا: وقتی از سرمایه سالمندی سخن میگوییم، منظور چیست و این مفهوم چه تفاوتی با سالمندی فعال یا سالمندی سالم دارد؟
شانظری: منظور از سرمایه سالمندی، مجموعه ظرفیتها، تجربهها، دانش، مهارتها و روابط اجتماعی است که افراد در طول زندگی کسب میکنند و میتوانند در دوران سالمندی نیز از طریق مشارکت اختیاری و متناسب با شرایط خود در اختیار جامعه قرار دهند. این مفهوم کمک میکند سالمندان را علاوه بر نیازهای حمایتی، از منظر تواناییهای بالقوه و فرصتهای مشارکت اجتماعی نیز بررسی کنیم. برای مثال، یک معلم بازنشسته میتواند در انتقال تجربه به معلمان جوان نقش داشته باشد؛ یک صنعتگر باتجربه میتواند مهارتهای حرفهای خود را به نسل جدید آموزش دهد و یک سالمند علاقهمند به فعالیتهای اجتماعی میتواند در برنامههای محلهای یا فعالیتهای داوطلبانه مشارکت کند. در همه این موارد، تجربه فرد هنگامی به یک ظرفیت اجتماعی تبدیل میشود که فرصت مناسب برای بهاشتراکگذاری آن فراهم باشد و ارتباط موثری میان فرد و جامعه شکل بگیرد.
البته سرمایه سالمندی با دو مفهوم سالمندی سالم و سالمندی فعال یکسان نیست. سالمندی سالم بیشتر بر حفظ تواناییهای عملکردی و فراهمبودن شرایط لازم برای سلامت و رفاه در دوران سالمندی تاکید دارد. سالمندی فعال نیز بر بهینهسازی فرصتهای سلامت، مشارکت و امنیت برای ارتقای کیفیت زندگی تاکید میکند. در مقابل، مفهوم سرمایه سالمندی بر ارزش تجربهها، مهارتها، دانش و شبکههای ارتباطی سالمندان و امکان تبدیل این ظرفیتها به منافع اجتماعی تمرکز دارد.
این سه مفهوم میتوانند مکمل یکدیگر باشند. حفظ سلامت و تواناییهای عملکردی میتواند مشارکت را تسهیل کند، فرصتهای مشارکت میتوانند روابط اجتماعی را تقویت کنند و تجربههای سالمندان نیز به غنای زندگی اجتماعی کمک میکند. با این حال، نباید سرمایه سالمندی را تنها به سالمندان سالم و فعال محدود کرد؛ زیرا سالمندان دارای محدودیتهای جسمانی یا نیازمند مراقبت نیز از دانش، تجربه و کرامت انسانی برخوردارند و باید متناسب با شرایط خود امکان انتخاب و مشارکت داشته باشند.

