به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، پروژه «خانههای میدان قونیه و توسعه موزه دوچرخه» (Konya Square Houses and Bicycle Museum Extension) در زمینی به مساحت ۷۵۰۰ متر مربع اجرا شده است. این طرح که در سال ۲۰۲۶ تکمیل شد، علاوه بر توسعه یک مجموعه فرهنگی، بر احیای ارتباط میان معماری، بافت تاریخی و زندگی اجتماعی شهر تمرکز دارد و نشان میدهد چگونه میتوان با مداخلههای محدود و هدفمند، ظرفیتهای تازهای برای فضاهای شهری ایجاد کرد.
مجموعه خانههای میدان قونیه در سال ۲۰۰۵ و با ساخت ۱۳ ساختمان بتنآرمه شکل گرفت. طراحی اولیه این مجموعه با الهام از خانههای سنتی قونیه و الگوی محلههای قدیمی انجام شده بود که تا سال ۱۹۵۵ در همین محدوده وجود داشتند. این ساختمانها در سالهای بعد میزبان شماری از سازمانهای مردمنهاد و بخشهایی از مدیریت شهری بودند، اما با وجود ارجاع ظاهری به معماری تاریخی، نتوانستند ارتباط فضایی و اجتماعی مؤثری با محیط پیرامون برقرار کنند.

به اعتقاد طراحان پروژه، معماری مجموعه اولیه نمونهای از رویکرد رایج در بخشی از معماری معاصر ترکیه بود که در آن، شکل و سیمای بناهای تاریخی با استفاده از بتن و مصالح جدید بازتولید میشد، بدون آنکه روابط فضایی، کیفیت معماری یا ساختار اجتماعی بافت تاریخی نیز احیا شود. به همین دلیل، مجموعه در گذر زمان به فضایی با ارتباط محدود با زندگی شهری تبدیل شده بود و ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک فضای عمومی فعال بهخوبی استفاده میشود.
مهمترین چالش پروژه، ایجاد تعادل میان حفظ ساختمانهای موجود، اصلاح روابط فضایی مجموعه و احترام به بناهای تاریخی حفاظتشده اطراف بود. طراحان باید بدون نادیده گرفتن ساختارهای ساختهشده، الگویی منسجم برای حضور شهروندان و فعالیتهای عمومی ایجاد میکردند؛ الگویی که هم با محیط تاریخی سازگار باشد و هم به تکرار صوری معماری گذشته محدود نشود.
در این طرح، حفظ ساختمانهای موجود بهتنهایی هدف اصلی نبود، بلکه معماران تلاش کردند از همین ساختارها بهعنوان نقطه شروعی برای بازتعریف فضای شهری استفاده کنند. بر همین اساس، الحاقاتی با موقعیتیابی دقیق در بخشهای مختلف مجموعه شکل گرفت تا پیوستگی فضایی میان ساختمانها افزایش یابد و عناصر فراموششدهای همچون خیابان، میدان و فضاهای میانی دوباره در سازمان فضایی مجموعه نقش پیدا کنند.

یکی از مهمترین ویژگیهای طراحی، ایجاد تضاد آگاهانه میان ساختمانهای بتنآرمه موجود با ظاهر سنتی و سازههای جدید با اسکلت چوبی است. برخلاف ساختمانهای اولیه که با استفاده از بتن، تصویری از معماری گذشته ارائه میکردند، در الحاقات جدید از سازههای چوبی واقعی استفاده شده است تا ضمن ایجاد تمایز بصری، نظم فضایی و ارتباط میان بخشهای مختلف مجموعه تقویت شود.
این سازههای چوبی عناصر تزئینی یا الحاقات ساختمانی نیستند، بلکه نقش مهمی در سازماندهی حرکت، تعریف ورودیها و خروجیها و ایجاد ارتباط میان فضاهای مختلف دارند. استفاده از چوب در کنار بتن، علاوه بر ایجاد تنوع در بیان معماری، امکان خوانایی بهتر بخشهای جدید و قدیمی را فراهم کرده است، به این ترتیب، مداخله معاصر بهجای پنهان کردن تفاوتهای تاریخی و زمانی مجموعه، آنها را به بخشی از هویت فضایی پروژه تبدیل میکند.
بخش مهمی از این مداخله به توسعه موزه دوچرخه اختصاص دارد. در این قسمت، سه ساختمان که در ابتدا بهصورت مستقل از یکدیگر طراحی شده بودند، با استفاده از یک هسته ارتباطی چوبی شامل راهپله و آسانسور به هم متصل شدهاند. این ساختار، مجموعهای متشکل از بخشهای مجزا اما مرتبط ایجاد میکند که در آن، مسیرهای حرکتی عمودی و افقی، ورودیها و خروجیها با وضوح بیشتری تعریف شدهاند.
این شیوه طراحی موجب شده است که بدون تخریب ساختمانهای موجود، ارتباط عملکردی میان آنها تقویت شود و فضاهای پراکنده در قالب یک مجموعه فرهنگی منسجم فعالیت کنند. در واقع، توسعه موزه نه از طریق ساخت یک بنای مستقل و بزرگ، بلکه با اتصال و بازآرایی ظرفیتهای معماری موجود صورت گرفته است؛ رویکردی که میتواند در پروژههای بازآفرینی بافتهای تاریخی و مجموعههای قدیمی شهری نیز مورد توجه قرار گیرد.

برنامه فضایی مجموعه نیز با هدف افزایش حضورپذیری و تنوع فعالیتها گسترش یافته است. واحدهای تجاری، فضاهای عرضه و مصرف غذا و نوشیدنی، کارگاههای صنایعدستی، فضاهای آموزشی و کارگاهی و موزه دوچرخه، مجموعهای از کاربریهای مکمل را شکل میدهند. ترکیب این فعالیتها موجب میشود محدوده در ساعات بازدید از موزه فعال نباشد و در زمانهای مختلف روز، گروههای متنوعی از شهروندان بتوانند از آن استفاده کنند.
این تنوع کاربری از منظر مدیریت شهری اهمیت دارد، زیرا یکی از عوامل مؤثر در پویایی فضاهای عمومی، حضور همزمان فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. فضاهای فرهنگی بهتنهایی ممکن است در ساعات محدودی از روز استفاده شوند، اما ترکیب آنها با خدمات تجاری، خوراک، صنایعدستی و فعالیتهای کارگاهی میتواند دامنه استفاده از محیط را افزایش دهد و به شکلگیری جریان مستمر حضور شهروندان کمک کند.
موزه دوچرخه؛ روایت یک قرن فرهنگ حملونقل قونیه
موزه دوچرخه قونیه مهمترین بخش فرهنگی این پروژه به شمار میرود و با هدف معرفی تاریخ دوچرخهسواری در این شهر شکل گرفته است. دوچرخهسواری در قونیه از دهه ۱۹۲۰ میلادی بهتدریج به بخشی از فرهنگ محلی تبدیل شده و طی حدود یک قرن، جایگاه خود را در زندگی اجتماعی و ورزشی شهر حفظ کرده است، با این حال، این پیشینه در سطح ملی و بینالمللی چندان شناختهشده نیست.

نمایشگاه دائمی موزه، تاریخچه دوچرخه، اجزای مختلف آن و روند تحول فرهنگ دوچرخهسواری در قونیه را روایت میکند. در طراحی نمایشگاه از شیوههای سنتی و تعاملی ارائه اطلاعات در کنار محتوای دیجیتال استفاده شده است تا بازدیدکنندگان بتوانند علاوه بر مشاهده آثار و اسناد، با روند تحول این وسیله نقلیه و جایگاه آن در زندگی شهری ارتباط برقرار کنند.
رویکرد موزه فراتر از نمایش مجموعهای از دوچرخههای قدیمی یا معرفی تاریخ یک وسیله حملونقل است. این مجموعه تلاش میکند بخشی از حافظه اجتماعی قونیه را ثبت و قابل مشاهده کند؛ حافظهای که با تحولات فرهنگی، ورزشی و شیوههای جابهجایی شهروندان پیوند خورده است. از این منظر، موزه به بستری برای معرفی هویت شهری و بازخوانی تجربه تاریخی استفاده از دوچرخه تبدیل میشود.
موزه دوچرخه قونیه در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ بهطور رسمی افتتاح شد. اهمیت این افتتاحیه با انتخاب قونیه بهعنوان «پایتخت اروپایی دوچرخهسواری ۲۰۲۶» از سوی فدراسیون پایتختها و شهرهای ورزشی اروپا (ACES Europe) دوچندان شد. این عنوان، هویت دوچرخهمحور شهر را در سطح بینالمللی برجسته میکند و موزه نیز با تبدیل تاریخ دوچرخهسواری به یک تجربه فضایی و فرهنگی، به معرفی این جایگاه کمک میکند.

قونیه در این پروژه تلاش کرده است میان میراث تاریخی دوچرخهسواری، زیرساختهای ورزشی و چشمانداز آینده حملونقل پایدار ارتباط برقرار کند. دوچرخه در این چارچوب فقط یک وسیله ورزشی یا تفریحی نیست، بلکه بخشی از هویت شهری و یکی از گزینههای مهم در مسیر توسعه جابهجایی پایدار محسوب میشود. از این رو، موزه میتواند کنار نقش فرهنگی خود، به افزایش آگاهی عمومی درباره جایگاه دوچرخه در نظام حملونقل شهری کمک کند.
یکی از مفاهیم محوری پروژه خانههای میدان قونیه، استفاده دوباره سازگارانه از ساختمانهای موجود و ارتقای ظرفیت مصالح و ساختارهای بهجامانده است؛ رویکردی که در ادبیات معماری با مفاهیمی همچون بازاستفاده تطبیقی و ارتقای ارزش ساختاری و عملکردی (Upcycling) شناخته میشود.
در این رویکرد، بهجای تخریب کامل بناها و جایگزینی آنها با ساختمانهای جدید، ساختار موجود بهعنوان بخشی از سرمایه کالبدی و تاریخی شهر حفظ میشود و با افزودن عناصر معاصر، کاربری و کیفیت فضایی آن ارتقا پیدا میکند. چنین راهبردی میتواند از اتلاف منابع ساختمانی جلوگیری کند، عمر مفید ساختمانها را افزایش دهد و امکان شکلگیری فضاهای جدید را بدون حذف کامل لایههای قبلی شهر فراهم آورد.


نظر شما