برای بانویی که میان معادلات، نام وطن را جست‌وجو می‌کرد

از سنگ‌فرش‌های نم‌خورده یک کوچه و یاس بالارفته از دیوار تا معادلات پیچیده موشکی؛ لیلا مهدوی، نویسنده، در یادداشتی برای شهید مهسا طاهری، بانوی نخبه موشکی ایران، از پیوند میان لحظه‌های ساده زندگی، دانش و عشق به وطن نوشته است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، لیلا مهدوی، نویسنده در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، یادداشتی ادبی برای شهید مهسا طاهری، بانوی نخبه موشکی ایران منتشر کرد و در آن از پیوند میان دانش، وطن‌دوستی و تلاش برای پاسداری از امنیت کشور نوشت.

مهدوی در این یادداشت با تصور لحظه‌های پیش از رفتن شهید طاهری از خانه به جزئیات ساده زندگی اشاره می‌کند؛ سنگفرش‌های نم‌خورده کوچه، یاس بالارفته از دیوار و کبوترهایی که بی‌خبر از معادلات زمین در آسمان پرواز می‌کنند.

وی با این تصویرسازی، بر ارزش لحظه‌های معمولی زندگی و خاطره‌هایی تأکید می‌کند: ممکن است پس از یک فقدان، به بخشی از یادگارهای باقی‌مانده از یک روز تبدیل شوند.

در بخشی از این یادداشت آمده است: «تو از جهان پرسش‌ها آمده بودی؛ از جایی که هیچ کشفی با یک پاسخ آغاز نمی‌شود و هر یقین از میان انبوهی از احتمال‌ها عبور می‌کند.»

نویسنده در ادامه به نقش دانش و اندیشه در تأمین امنیت کشور می‌پردازد و یادآور می‌شود که سرنوشت یک میدان، همیشه در صحنه نبرد و میان انفجارها رقم نمی‌خورد؛ گاه نتیجه سال‌ها تلاش علمی، محاسبه و جست‌وجو پشت یک میز و در ذهن پژوهشگرانی شکل می‌گیرد که از حل مسائل دشوار دست نمی‌کشند.

مهدوی در این باره می‌نویسد: «مگر می‌شود از امنیت آسمان گفت و از ذهن‌هایی چشم پوشید که برای آن سال‌ها با مجهول کلنجار می‌روند؟»

وی در بخش دیگری از یادداشت خود، وطن‌دوستی را فراتر از حضور در میدان نبرد می‌داند و بر نقش دانشمندانی تأکید می‌کند که با تلاش علمی، مرزهای توانایی کشور را گسترش می‌دهند. به باور او، پاسداری از وطن گاه در دست‌هایی معنا پیدا می‌کند که ماشه می‌چکانند و گاه در انگشتانی که روی کاغذ، راهی را از میان هزاران احتمال پیدا می‌کنند.

این یادداشت با تصویری شاعرانه از پیوند دانش و عشق به وطن همراه می‌شود؛ جایی که نویسنده تصور می‌کند، اگر جای شهید طاهری بود، بر بدنه موشک و میان محاسبات دقیق، بیتی برای وطن می‌نوشت تا حتی آهن نیز رنگی از شعر بگیرد. وی برای پایان‌بخشیدن به این تصویر، این بیت را آورده است:« نظر از تو برنگیرم، همه عمر تا بمیرم / که تو در دلم نشستی و سر مقام داری.»

کد مطلب 1015774

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.