به گزارش خبرگزاری ایمنا، عصر یکشنبه ۳ آبان، تصویری روی شبکههای اجتماعی چرخید که تا چند ماه پیش تصورش هم سخت بود. یک هواپیمای ترابری C-130 هرکولس متعلق به نیروی هوایی سعودی، با شماره پروازی که ردیابهای پرواز هم ثبت کردند، از آسمان خلیج فارس گذشت و روی باند مهرآباد نشست. این هواپیما آشنا بود، نه خودش، بلکه صحنهاش. چند ماه پیش هم در روزهایی که پروازهای تهران بهخاطر جنگ و محدودیتهای هوایی تقریباً متوقف بود، هواپیماهای اماراتی یکییکی و بیهیاهو به همین فرودگاه آمدند.
بیشتر بخوانید: هواپیمای سلطنتی امارات در تهران
روایت رسمی ایران روشن است. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، اعلام کرد که خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، برای نشستی مشترک با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به تهران میآیند. هدف رسمی، تبریک به رضایی و گفتوگو درباره «امنیت درونزای منطقهای» است. رویترز هم نوشته این نخستین تماس عالیرتبه تهران با هر سه عضو «پیمان مکه» است، آن هم بعد از تشدید حملات حوثیها به عربستان.
اما در سیاست، جمله رسمی به طور معمول فقط لایه اول ماجراست. سؤال اصلی این است که چرا حالا؟
میانجیها دنبال چه هستند؟
میانجیگری در این پرونده یک بازی دوسویه است. طرف آمریکایی و اسرائیلی در میانه جنگ، کانال مستقیم و قابلاعتمادی با تهران ندارند. بنابراین از واسطههایی مثل عمان، پاکستان، قطر، عربستان یا روسیه استفاده میکنند. این واسطهها پیشنهاد و پیام را میبرند و جواب را برمیگردانند. هدف این رفتوبرگشتها همیشه صلح نیست. گاهی هدف این است که زمین بازی به نفع فرستنده عوض شود.
اما میانجیها هم بیطرف و بیغرض نیستند. هر کدام منافع، ترس و حسابوکتاب خودش را دارد. عربستان زیر فشار حملات حوثیهاست. ترکیه و پاکستان مرز و بازار و امنیت مشترک با ایران دارند. هیچکدام نمیخواهند در آتشی بسوزند که اگر شعلهور شود، اول از همه به همسایگان میرسد. آنها میدانند دشمنی علنی با ایران برایشان گران تمام میشود، برای همین وارد بازی میشوند. هم برای امنیت خودشان، هم برای اینکه در معامله بعدی بیسهم نمانند.
ساعت انتخابات؛ زمانبندی بیگناه نیست
زمانبندی این سفر را باید کنار تقویم سیاسی غرب گذاشت. فردا، سهشنبه ۵ آبان، اسرائیل پای صندوقها میرود و یک هفته بعد، ۳ نوامبر، نوبت انتخابات میاندورهای آمریکاست.
آمارها برای ائتلاف نتانیاهو خوب نیست. سه شبکه بزرگ تلویزیونی اسرائیل در آخرین نظرسنجیهای پیش از انتخابات، ۵۰ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را برای بلوک او پیشبینی کردهاند. این رقم ۱۷ کرسی کمتر از ائتلاف فعلی است. فقط شبکه ۱۴، که به نتانیاهو نزدیک است، عدد دیگری داده است. به نوشته اکسیوس، نتانیاهو در روزهای اخیر بهطور مکرر از ترامپ خواسته حمایت علنیتری از او بکند. کاخ سفید این را «نشانه استیصال» دانسته و سخنگوی لیکود آن را تکذیب کرده است. ترامپ هم دوباره از او حمایت کرده و نوشته: «باید کاری را که شروع کردهایم تمام کنیم.»
ترامپ هم راحت نیست. بنزین گران شده، جنگ در افکار عمومی آمریکا محبوب نیست و میاندورهایها نزدیک است. در همین حال از ناو سوم و اعزام نیروهای بیشتر به منطقه میشنویم.
نتانیاهو سیاستمداری نیست که آسان از قدرت کنار برود. کارنامهاش نشان میدهد در بحرانها بهتر نفس میکشد. تبلیغات انتخاباتی او، که ایران را تهدید وجودی معرفی میکند و هشدار میدهد تهران در انتخابات دخالت میکند، تصادفی نیست. گزارش شبکه ۱۲ اسرائیل را هم نباید نادیده گرفت. طبق آن، رئیس ستاد ارتش پیش از انتخابات در برابر دستور نتانیاهو برای یک اقدام نظامی درباره ایران مقاومت کرده و مجوز کتبی خواسته است. این گزارش تکذیب شده، ولی همین نگرانی در خود ارتش پیداست که تنش با ایران ابزار رقابت انتخاباتی شود.
در چنین فضایی، هر پیام و هر رفتوآمد دیپلماتیک میتواند دو چهره داشته باشد. یک چهرهاش تلاش واقعی برای جلوگیری از جنگ است. چهره دیگرش مهلتخریدن و ایجاد فضای مناسب برای دو رهبری است که هر دو عجله دارند.
پرسش اصلی
پس این هرکولس چه چیزی را بر باند مهرآباد گذاشت؟ نشانه ذوب شدن یخ یا آخرین مهلت پیش از طوفان؟
هر دو خوانش ممکن است درست باشد. این رفتوآمدها، بهاضافه صدای ناو و مین و تهدید در تنگه هرمز، همه از یک چیز خبر میدهند: منطقه در نقطهای ایستاده که جنگ و توافق هر دو به یک اندازه نزدیکاند. حضور سعودیها نشان میدهد دیپلماسی هنوز زنده است. اما همین دیپلماسی در هفتهای فعال شده که دو صندوق رأی در دو کشور تکلیف دو رهبر را روشن میکند. پاسخ را احتمالاً در روزهای پس از ۳ نوامبر خواهیم دید.
رفتوآمدهای دیپلماتیک منطقه ریشه در نیاز آمریکا به توافق با ایران دارد
محمدحسن دهقانی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تحرکات و رفتوآمدهای دیپلماتیک در ایران و منطقه را نباید تنها در چارچوب تحولات داخلی ایران بررسی کرد، بلکه لازم است این تحرکات را در بستر کلی تحولات منطقهای و شرایط سیاسی کشورهای مختلف ارزیابی کرد. مجموعه این تحولات نشان میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در تلاش هستند وضعیت کنونی را به سرانجامی برسانند.
انتخابات در سرزمینهای اشغالی و آمریکا؛ دو عامل مؤثر بر تحرکات دیپلماتیک
وی افزود: یکی از عوامل مهم در این زمینه، شرایط داخلی رژیم صهیونیستی و نزدیک شدن به انتخابات است. بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات قرار دارد و اختلافات داخلی در این رژیم بهشدت افزایش یافته است؛ البته باید توجه داشت که این اختلافات را نباید لزوماً به موضوع تهاجم به ایران یا جنگ با جمهوری اسلامی مرتبط دانست، بلکه این اختلافات بیشتر به مسائل و رقابتهای انتخاباتی در داخل رژیم صهیونیستی مربوط میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: در ایالات متحده آمریکا نیز اختلافات سیاسی افزایش یافته و انتقادها از دونالد ترامپ شدت گرفته است. او باید تکلیف موضوع جنگ با ایران را مشخص کند، زیرا بخش قابل توجهی از نتایج انتخابات جمهوریخواهان به این مسئله گره خورده است.
دهقانی خاطرنشان کرد: برای درک بهتر شرایط سیاسی آمریکا باید به این نکته توجه داشت که در جریان کارزارهای انتخاباتی این کشور، کمتر از یک درصد از نامزدهای جمهوریخواه حاضر شدهاند از ترامپ برای سخنرانی و تبلیغات انتخاباتی دعوت کنند. این مسئله نشاندهنده کاهش شدید محبوبیت ترامپ در میان بخشی از جریان جمهوریخواه است؛ موضوعی که جنگ با ایران و پیامدهای ناشی از آن، از جمله تحولات حوزه انرژی، افزایش قیمت نفت و تورم، در شکلگیری آن نقش داشته است.
نیاز آمریکا به توافق با ایران پیش از انتخابات
وی با اشاره به مجموعه این تحولات گفت: مجموع شرایط داخلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، در کنار سایر تحولات منطقهای، نشان میدهد که طرف آمریکایی بهشدت به دستیابی به توافقی با ایران نیاز دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدا نسبت به این شرایط آگاهی داشته و تحولات را بهدرستی رصد کرده است.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: یکی از دلایل اصلی رفتوآمدهای دیپلماتیک کنونی، نیاز ایالات متحده به دستیابی به توافق با ایران پیش از انتخابات است. البته ممکن است این نیاز تنها به انتخابات محدود نباشد و فارغ از نتایج انتخابات نیز دلایل دیگری برای آن وجود داشته باشد؛ اما در شرایط فعلی، این موضوع برای کارزار انتخاباتی آمریکا اهمیت ویژهای دارد و از جنبه سیاست خارجی، یکی از مسائل مهم پیش روی این کشور به شمار میرود.
موضع جمهوری اسلامی ایران مشخص است؛ شرط جدیدی در کار نیست
دهقانی با اشاره به مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات جاری اظهار کرد: موضع ایران در این زمینه مشخص است. آنچه از سوی شورای عالی امنیت ملی، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و تقریبا تمامی مقامات سیاسی و نظامی کشور اعلام شده، نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران شرط جدیدی مطرح نکرده و از اساس گفتوگوی جدیدی نیز در دستور کار ندارد.
وی افزود: موضع ایران همان مواردی است که پیشتر در چارچوب موضوعات مطرحشده در اسلامآباد اعلام شده و دو شرط دیگر نیز به آن افزوده شده است. در مجموع، تحقق هفت شرط تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی ایران از طرف ایالات متحده، مبنای اصلی این موضع است و پس از تحقق این شروط میتوان درباره سایر موضوعات گفتوگو کرد.
تحرکات دیپلماتیک منطقه درباره جنگ است، نه پرونده هستهای
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به برخی گمانهزنیها درباره محور هستهای مذاکرات گفت: یکی از موضوعاتی که در روزهای اخیر بسیار مطرح شده، مسئله هستهای است؛ اما باید توجه داشت که تحرکات و گفتوگوهای دیپلماتیک کنونی، گفتوگوهای هستهای نیستند. میانجیها ممکن است موضوع هستهای را مطرح کنند، اما جمهوری اسلامی ایران در این چارچوب، موضوع هستهای را در دستور کار این تحرکات دیپلماتیک قرار نداده است.
دهقانی تأکید کرد: آنچه در حال حاضر جریان دارد، تحرکات دیپلماتیک ناظر بر موضوع جنگ و حواشی مرتبط با آن است و نباید این تحولات را با مذاکرات هستهای یکسان دانست.
کشورهای منطقه از درگیری مجدد ایران و آمریکا بیشترین آسیب را میبینند
وی در ادامه با اشاره به نقش کشورهای منطقه در تحرکات دیپلماتیک اخیر اظهار کرد: کشورهایی مانند عربستان سعودی و پاکستان و همچنین سایر میانجیها، از جمله عمان، بهخوبی میدانند که در صورت آغاز دور دیگری از درگیریهای سنگین میان ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، خودشان نیز متحمل خسارتهای گستردهای خواهند شد.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: کشورهای منطقه اکنون نسبت به نیت جمهوری اسلامی ایران و تواناییها و ظرفیتهای آن آگاهی بیشتری پیدا کردهاند و به همین دلیل، میدانند که وقوع جنگی دیگر میتواند برای آنها نیز بسیار خسارتبار باشد و هزینههای سنگینی به دنبال داشته باشد.
دهقانی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، کشورهای منطقه تلاش میکنند با انجام تحرکات دیپلماتیک، از میزان آسیبها و خسارتهای احتمالی چنین درگیریای بکاهند. بنابراین، نباید تمام این رفتوآمدها را تنها ناشی از تحریک ایالات متحده یا مأموریت این کشور به میانجیها دانست؛ زیرا کشورهای منطقه نیز با توجه به منافع و ملاحظات داخلی خود، انگیزههای مستقلی برای جلوگیری از گسترش درگیری دارند.
وی در پایان تأکید کرد: تحرکات دیپلماتیک اخیر تنها به نیازهای ایالات متحده محدود نمیشود، بلکه شرایط داخلی کشورهای منطقه و نگرانی آنها از پیامدهای یک درگیری جدید نیز در شکلگیری و افزایش این رفتوآمدها تأثیرگذار است.
به گزارش ایمنا، فرود هرکولس سعودی در مهرآباد را نه میتوان بهتنهایی نشانه قطعی توافق دانست و نه مقدمه حتمی یک جنگ تازه؛ اما این رفتوآمد در مقطعی حساس، از محاسبات پیچیده بازیگران منطقهای و فرامنطقهای حکایت دارد. کشورهای منطقه نگران گسترش آتش جنگاند و واشنگتن و تلآویو نیز با ملاحظات سیاسی و انتخاباتی خود روبهرو هستند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر شروط اعلامشده خود، مسیر هرگونه توافق را مشخص کرده است.
پرسش اساسی این است که آیا این تحرکات به مهار تنش و پذیرش مطالبات ایران منجر میشود یا صرفاً فرصتی برای بازآرایی سیاسی و نظامی طرف مقابل فراهم میکند؟ پاسخ را نه در تصاویر فرود هواپیماها، بلکه در نتایج مذاکرات و رفتار عملی طرفها در روزهای پیش رو باید جستوجو کرد.


نظر شما