به گزارش خبرگزاری ایمنا، پنج نفرند؛ پنج مرد که پشت به دوربین در امتداد پلی قدم برمیدارند که انگار انتهایش به تقدیر یک شهر گره خورده است. چهرههایشان دیده نمیشود، نامی از آنها در دست نیست و نمیدانیم در آن لحظه چه از سر گذراندهاند. تنها میدانیم که در روزهای پایانی مقاومت خرمشهر از پل میگذرند تا راه را بر نیروهای عراقی ببندند یا دستکم پیشروی آنها را به تأخیر بیندازند؛ چند قدم دیگر برای شهری که قرار نبود به این آسانی تسلیم شود.
این تصویر، بیش از آنکه روایت یک عقبنشینی باشد، قاب ماندگار ایستادگی است؛ تصویر مردانی که شاید میدانستند توانشان برای متوقف کردن دشمن محدود است، اما هنوز میتوانستند برای خریدن زمان، برای نجات دیگران و برای دفاع از خاکی که به آن تعلق داشتند، قدمی بردارند.
چهارم آبان، یادآور روزی است که خرمشهر پس از هفتهها مقاومت به اشغال نیروهای متجاوز بعثی درآمد. شهری که مردم و مدافعانش در برابر ارتشی مجهز ایستادند و نام خود را با یکی از تلخترین و در عین حال ماندگارترین فصلهای تاریخ معاصر ایران پیوند زدند. سقوط خرمشهر پایان مقاومت نبود؛ زخمی بر پیکر شهر بود که ماهها بعد در سوم خرداد ۱۳۶۱ با آزادسازی آن التیام دیگری یافت.
اما این عکس فقط به گذشته تعلق ندارد. پنج مرد بینام روی پل، ما را به پرسشی در زمان حال میرسانند، اینکه آنها که دیروز برای دفاع از خرمشهر ایستادند، چه نسبتی با مدافعان امروز این سرزمین دارند؟ آیا فاصله میان آن روزها و روزگار ما، چیزی از معنای ایستادن برای خانه، شهر و میهن کم کرده است؟
روایت این پنج رزمنده را بهرام محمدیفرد، عکاس دوران دفاع مقدس، نقل کرده است؛ دو نفر از آنها تکاور ارتش و سه نفر دیگر از مدافعان مردمی خرمشهر بودند. به گفته او، این پنج نفر رفتند و دیگر بازنگشتند و حتی نامشان نیز برای او روشن نشد.
شاید راز ماندگاری این عکس نیز همین باشد؛ اینکه برای ثبت یک حماسه، همیشه به نامهای بزرگ و چهرههای شناختهشده نیاز نیست. گاهی چند پیکر که از پشت دیده میشوند، چند قدم بر آسفالت یک پل و مقصدی که در قاب عکس معلوم نیست، برای روایت بزرگی یک تصمیم کافی است. این پنج نفر در حافظه تاریخی خرمشهر، نماد کسانی شدهاند که سهمشان از دفاع، نه شهرت و نه بازگشت، بلکه ایستادن در لحظهای سرنوشتساز بود.

از مدافعان دیروز تا جانفدایان امروز
خرمشهر در چهارم آبان ۱۳۵۹ به اشغال درآمد، اما اراده بازپسگیری آن خاموش نشد. ۱۹ ماه بعد در سوم خرداد ۱۳۶۱، این شهر آزاد شد؛ فاصلهای که با مقاومت، فداکاری و هزینههای سنگین انسانی و مادی طی شد.
امروز، وقتی از جانفدایان این سرزمین و مدافعان خاک ایران سخن میگوییم، تصویر آن پنج مرد بار دیگر پیش چشممان جان میگیرد. نسلها تغییر کردهاند، لباسها و ابزارهای دفاعی دیگر همان نیستند و شکل تهدیدها نیز دگرگون شده است؛ اما در امتداد تاریخ این سرزمین، یک حقیقت همچنان پابرجاست، اینکه در روزهای دشوار، کسانی هستند که امنیت و آرامش دیگران را بر آسودگی خود مقدم میدانند.
مدافعان امروز، هر کدام در جایگاه خود، ادامهدهندگان همان مسئولیتی هستند که روزگاری بر دوش مدافعان خرمشهر بود؛ پاسداری از سرزمینی که خانه میلیونها انسان است. ارزش این پیوند تاریخی، تنها در یادآوری جنگها و نبردها نیست، بلکه در فهم معنای مسئولیت، حفظ جان انسانها، دفاع از استقلال کشور و قدردانی از کسانی است که برای امنیت جامعه خطر میکنند.
با این همه، نباید فراموش کرد که پشت هر تصویر حماسی، واقعیت انسانی جنگ قرار دارد؛ خانوادههایی که چشمانتظار ماندند، مردمی که خانههایشان را ترک کردند و جوانانی که شاید هیچگاه فرصت بازگشت نیافتند. یادآوری خرمشهر، در کنار بزرگداشت مقاومت، یادآور بهای سنگین جنگ و اهمیت پاسداری از صلح و امنیت نیز هست.
چهارم آبان، روز یادآوری سقوط یک شهر است؛ اما سقوط خرمشهر نتوانست معنای ایستادگی را از حافظه ایرانیان پاک کند. آن پنج مرد هنوز در قاب عکس قدم برمیدارند؛ بینام، بیچهره و بیخبر از اینکه دههها بعد، تصویرشان به نشانی از فداکاری تبدیل خواهد شد.
شاید هیچگاه ندانیم آنها چه نام داشتند و در واپسین لحظات به چه میاندیشیدند، اما میدانیم که آن روز، در برابر پیشروی دشمن ایستادند؛ همانگونه که در هر دوره از تاریخ، کسانی برای حفاظت از خانه و میهن خود قدم پیش میگذارند.
پنج مرد از پل گذشتند و در تاریخ گم شدند، اما معنای قدمهایشان هنوز باقی است.

نظر شما