به گزارش خبرگزاری ایمنا، هر بار که بهای نفت بالا میرود و فشار اقتصادی بر دولت دونالد ترامپ بیشتر میشود، موج تازهای از تحرکات دیپلماتیک و خبرهای میانجیگری درباره ایران شکل میگیرد. این بار نیز همزمان با رسیدن نفت برنت به محدوده ۱۱۰ دلار، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران آمد و خبر سفر دوباره عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، منتشر شد؛ رفتوآمدهایی که بار دیگر پرسش مهمی را برای مردم و مسئولان ایران پیش میکشد: آیا قرار است فشار نفت گران بر واشنگتن به اهرمی برای گرفتن امتیاز از آمریکا تبدیل شود یا هر بار با انتشار خبرهای مذاکره، راه کاهش همین فشار هموار شود؟
نفت گران شد؛ میانجیها سر رسیدند!
افزایش بهای نفت، برای دولت آمریکا تنها یک مسئله اقتصادی نیست. گرانی سوخت، هزینه حملونقل و تولید را بالا میبرد و فشار بیشتری بر زندگی شهروندان آمریکایی وارد میکند. در شرایط جنگ با ایران، افزایش هزینه انرژی میتواند به مسئلهای سیاسی برای ترامپ تبدیل شود؛ بهویژه آنکه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در پیش است و افزایش هزینه زندگی میتواند برای حزب جمهوریخواه دردسرساز شود.
در چنین فضایی، خبر سفر عاصم منیر به تهران جلب توجه میکند. خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران تا شامگاه یکشنبه تقریباً منتفی بود، اما ظهر دوشنبه و همزمان با رسیدن بهای نفت به محدوده ۱۱۰ دلار، سفر نهایی شد.
در همین روزها، سرگئی لاوروف نیز به تهران آمد و پس از دیدار با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از آمادگی روسیه برای نقشآفرینی در دستیابی به راهحلی برای اختلافهای ایران و آمریکا سخن گفت. همزمان، دونالد ترامپ اعلام کرد که واشنگتن با مسکو درباره ایران گفتوگو میکند.
کنار هم قرار گرفتن این رویدادها، بار دیگر توجهها را به پیوند میان فشار بازار انرژی و تلاش برای میانجیگری جلب میکند.

نسخه آشنای بازار؛ خبر مذاکره، امید به توافق، افت نفت
بازار نفت تنها به میزان عرضه و تقاضا واکنش نشان نمیدهد؛ چشمانداز جنگ و احتمال اختلال در مسیرهای انتقال انرژی و وضعیت تنگه هرمز نیز بر قیمتها اثر میگذارد. به همین دلیل، انتشار خبرهایی درباره میانجیگری، احتمال مذاکره و نزدیک شدن به توافق میتواند انتظارات معاملهگران را تغییر دهد و از نگرانی آنها درباره ادامه بحران بکاهد.
اینجا همان نقطهای است که باید با دقت بیشتری به روند تحولات نگاه کرد. با انتشار خبر سفر میانجیها و احتمال ازسرگیری گفتوگوها، فضای روانی تازهای در بازار شکل میگیرد؛ فضایی که میتواند از نگرانی درباره ادامه جنگ بکاهد و به افت بهای نفت بینجامد، حتی اگر هنوز توافقی شکل نگرفته و اختلافهای اصلی پابرجا باشد.
به بیان روشنتر صرف انتشار خبر احتمال توافق بخشی از فشار اقتصادی را که بر آمریکا سنگینی میکند، کاهش میدهد.
چرا ایران باید اهرم فشار را ارزان بفروشد؟ چرا میانجیگران آزادانه و در زمان مطلوب آمریکا به ایران میآیند؟
در جنگ، میدان نظامی تنها عرصه اثرگذاری نیست. اقتصاد، انرژی و هزینههای سیاسی نیز در محاسبات طرفین نقش دارند. افزایش بهای نفت میتواند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد و فشار بیشتری بر دولت ترامپ وارد کند. از همین رو، این پرسش مطرح است که چرا ایران باید هر بار در این بازی گرفتار شود و اهرم فشارش را از دست دهد؟
اگر نفت گران به اهرم فشار ایران تبدیل شده است، چه منطقی دارد که پیش از رسیدن به نتیجه، این اهرم با چند سیگنال سیاسی کماثر شود؟ قرار است قدرت حاصل از میدان و تحولات منطقهای به امتیازی برای ایران تبدیل شود یا پیش از آغاز مذاکره، به ترامپ فرصت تنفس داده شود؟
عملکرد وزارت امور خارجه و نحوه انتشار خبرهای مربوط به مذاکرات و میانجیگریها در شرایط جنگی نیازمند بازنگری جدی است. وقتی افزایش بهای نفت، هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا بالا میبرد و فشار اقتصادی بر دولت دونالد ترامپ را تشدید میکند، چرا باید با انتشار خبر احتمال مذاکره و توافق، پیش از گرفتن امتیاز از واشنگتن، به بازار پیام کاهش تنش داد؟ در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، افزایش هزینه انرژی میتواند به عاملی برای تشدید فشار اقتصادی و سیاسی بر ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شود. اگر نفت گران به اهرم فشار ایران تبدیل شده است، چه منطقی دارد که پیش از رسیدن به نتیجه، این اهرم با چند سیگنال سیاسی کماثر شود؟ قرار است قدرت حاصل از میدان و تحولات منطقهای به امتیازی برای ایران تبدیل شود یا پیش از آغاز مذاکره، به ترامپ فرصت تنفس داده شود؟
انتخابات آمریکا؛ فرصتی که نباید از دست برود
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، هزینه سوخت و تورم میتواند بر فضای سیاسی این کشور اثر بگذارد و برای دولت ترامپ به مسئلهای انتخاباتی تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر خبری که انتظار توافق را در بازار تقویت کند و به کاهش بهای نفت بینجامد، ممکن است بخشی از فشار اقتصادی بر واشنگتن را کاهش دهد؛ بیآنکه ایران امتیاز مشخصی گرفته باشد. مسئله مخالفت با میانجیگری نیست؛ مسئله این است که چرا باید میانجیها به تهران بیایند، خبر مذاکره منتشر شود و بازار به توافق امیدوار شود، اما امتیازهای مورد انتظار ایران همچنان روی میز نمانده باشد؟ انتخابات آمریکا یک رویداد داخلی جدا از جنگ نیست؛ زیرا هزینههای اقتصادی جنگ و قیمت انرژی میتواند بر محاسبات سیاسی کاخ سفید اثر بگذارد. از همین رو، هر پیام دیپلماتیک باید با سنجش پیامدهای آن بر اهرمهای فشار ایران همراه باشد. دیپلماسیای که پیش از گرفتن امتیاز، هزینههای طرف مقابل را کاهش دهد، چگونه قرار است به پایان جنگ و تأمین منافع ایران کمک کند؟
با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، فشار اقتصادی ناشی از جنگ میتواند به یکی از چالشهای سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان تبدیل شود. در چنین فضایی، افزایش هزینه سوخت و زندگی روزمره شهروندان آمریکایی برای دولت این کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند. از همین رو، بازه باقیمانده تا انتخابات، از منظر محاسبات سیاسی واشنگتن اهمیت دارد.

اهداف روسیه از میانجیگری میان ایران و آمریکا؛ معامله بر سر اوکراین؟
از سوی دیگر روسیه در میانجیگری میان ایران و آمریکا ممکن است اهدافی فراتر از کاهش تنش در منطقه دنبال کند. مسکو که همزمان با واشنگتن بر سر جنگ اوکراین و آینده بازار انرژی چانهزنی میکند، میتواند از پرونده ایران بهعنوان اهرمی برای گرفتن امتیاز از دولت ترامپ بهره ببرد. اگر اختلافهای مسکو و واشنگتن بر سر اوکراین به توافقی نزدیک شود و روسیه بتواند دوباره جایگاه خود را در بازار جهانی انرژی تقویت کند، هرگونه نقشآفرینی در پرونده ایران نیز میتواند بخشی از محاسبات گستردهتر کرملین باشد. از این منظر، باید مراقب بود که منافع تهران به ابزار معامله میان دو قدرت تبدیل نشود.
هدف دیگر روسیه، تثبیت جایگاه خود در ترتیبات امنیتی آینده غرب آسیا و پیشبرد طرح دیرینهاش برای مشارکت کشورهای منطقه در تأمین امنیت خلیج فارس است. مسکو با برقراری ارتباط همزمان با ایران و کشورهای عربی منطقه میکوشد خود را بازیگری اثرگذار در معادلات آینده نشان دهد؛ ضمن آنکه ادامه تنشها میتواند اجرای طرحهای مشترک اقتصادی، از جمله همکاریهای انرژی و کریدورهای حملونقل با ایران، را دشوار کند. با این حال، هرگونه میانجیگری درباره پرونده هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، بهویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد، نیازمند بررسی دقیق منافع و تضمینهاست؛ زیرا خروج این اهرم راهبردی از دسترس ایران، بدون دریافت تضمینهای معتبر و امتیازهای روشن، میتواند موازنه چانهزنی را تغییر دهد.


نظر شما