به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، تصور حضور چنین جماعتی در همه اذهان آمده بود که در روز رزمایش جانفدای «دیار علویان» به قول مازندرانیها «کول و کشن» یا همان کولاک کردند؛ اما آن تصور کجا ، این جمعیت کجا.
قرار ساعت ۱۴ بود طبق تمام آن مصاحبهها مسئولان استانی و انتشار بنرها و پوسترهای تبلیغاتی در سراسر شهرستانهای مازندران، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی اما دقایقی فقط از ظهر گذشته بود که ابتدا یکی یکی، بعد خیل تعداد این یکی یکی ها، طوریکه ابتدای میدان امام مرکز مازندران این مملو جمعیت را میدیدید تا به وعدهگاهی که داده شده بود.
میگویند ریشهشان تبری است، همینهایی که از همان صلات ظهر به میدان آمده بودند، سینه ستبر و چشمانی براق و تیز، آستینهای بالا زده با بازوان چو پهلوانی که خود را از تبار تهمتن میدانند و تاکید دارند صدایشان همیشه بلند و محکم است، تا بحال با این ریشهای بودن اجازه احد الناسی را اجازه به تصرف خاکشان، تبرستان کهن ندادند؛ همان سالهایی که با حسن بن زید همراه شدند و علویتباران لقب گرفتند تا دین و باورشان را با حمایت سید قوامالدین مرعشی کامل کردند و بخش عمدهای از خاک علویانشان "سادات" شد، این ریشهای حفظ کردند.

جوش و خروشی از رزمایش به پا خاست؛ از نوزاد دو ماهه گرفته و آن کودکان، نونهالان و نوجوانان، تا جوان ۱۸ ساله و برسیم به بزرگان و پیرمردان، مملوی این جمعیت شدند و بیشک غوغایی در میدان شده بود.
اسمی که پررنگ در هر نقطهای از این مراسم قبل شروع آن به چشم میآمد را بهمدت چند شب و روز در بسیاری از شهرستانهای این دیار هم شنیده و هم دیده بودیم؛ البته در بسیاری از استانهای این سرزمین کهن و با تمدن.
اقتدار و صلابت را باید در میدان دید را بارها ممکن است شنیده باشیم اما وقتی حضور مییابیم با دیدن چنین جمعیتی از آن صلابت و اقتدار بیشتر دیدیم؛ اقتداری که نه تنها در قشرهای مردمی حتی از کارکنان ادارات و دستگاههای متعدد استانی و شهرستانی در میدان شهید قاسمی دیده شد.
اما با وجود همه این ایستادگی و مقاومت از این رزمایش جانفدای «دیار علویان» نمایشی که بیشتر به چشم آمد و آن مازندرانی اصیل را نشان داد؛ بیشترین جلوه را در این میدان این پویش به نمایش گذاشت، جلوهای که شکوه آن پوشش زنان و مردان، آن اصیل تبری و مازنی بودن نشان داده شد.

جان میدهیم، خاک نمیدهیم
مردانی که داس، تبر، تیشه، بلو، فکاهای مازندرانی در دست داشتند و وقتی پرسیدیم اینها چیست؟ آن ابزارها را بالای سرشان قرارگرفته و با نگاه خصمانه اما مصمم میگویند: ما مردمان دیار مازندران دیار مازندران همانهایی هستیم که در دفاع از خاک و وطن در جنگهای بسیار خون دادیم اما اجازه ندادیم یک وجب از خاکمان را به دشمن ندهیم.
این شیرمردان تبری ادامه میدهند: مازندرانیها را فقط به دوران حسنبن زید نمیشناسند، دوران انقلاب و واقعه ۱۸ دی ساری، لشکر ۲۵ کربلا هشت سال دفاع مقدس و مدافعان حرم خانطومان هم میشناسند که چطور از میهن شان دفاع کردند.
آن پیرمردان هم میگویند: با همین قد خمیده مقابل ترامپ و نتانیاهو میایستیم و جانمان را فدای ایران میکنیم؛ جوانیمان یک حکومت را تغییر دادیم، پیری مان اسرائیل را نابود میکنیم.
این صلابت مردان مازندرانی چه چیزی بالاتر که آن زمان آقای شهیدمان، سیدعلی خامنهای رهبر محبوب جبهه مقاومت، یمنیهای مبارز را در مقابل رژیم سعودی عربستان دید، ریشه این ایستادگی را در خون مازندرانیها توصیف و بیان فرمودند.
یمنیهایی که اکنون با گذشته سه ماه آن خاکهایی را از دست داده بودند با اقتدار از تصرف دشمن در آورده و حتی پیشروی به خاک عربستان کردند تا نام حوثیها رعشه بر اندام بن سلمان ها بیافتد و دست به دامان کشورهای بیگانه چون آمریکا و اسرائیل شوند و همچنان چون گاو شیرده، از آنها این خبیثان زمان بدوشند.
زنان مازندرانی را اما در این میدان دوشادوش مردان دیدیم؛ زنبیل، سبد، چادرشب به دور کمر، لباس شلیته، دامن چین دار، روسری نخی بلند روشن و سفید با آن گلهای قرمز درشت، سربندهای تزئین شده سکه و منجوق و سوزن دوزی یک نماد کامل بانوی مازندرانی را به نمایش درآورده بودند.

جانم را فدای ایران میکنم
زنانی که در کنار این پوشش سنتی، دخترانی را پرورانده بودند که در کنارشان لباس رزم بر تن کرده و سلاح گرم در دست گرفته و به مانند مردان میدان، پوتین چرم پوشیده بودند و آن سلاحها را با دو دوستانشان محکم بر سینه چسبانده بودند در آن میدان سان گرفته و رژه رفته بودند.
مهربانانه دو پرچم در دست داشت، پرچم یالثارات در دست چپش، پرچم ایران در دست راستش و با تمام توانش آن دو را همزمان میگرداند؛ پرسیدیم: خسته نمیشوی با تبسم بر لب و با زبان شیرین مازندرانی میگوید: اصلا، تا توان دارم، جان در بدن دارم این پرچمها را در دستانم میگیرم و میگردانم، حتی جانم را فدای ایران میکنم.
انرژی مضاعف میگیریم نه تنها از این بانوی مهربان، از آن دختران نوجوان پوشیده در لباس محلی هم میشنویم که میگویند: ترامپ سگ زرد را اجازه نمیدهیم وارد کشورمان شود؛ ما بچهها پشتوان ایران عزیزمان هستیم.
پشتوانههایی که در این روز حماسی، علویتباران هر چه آن زبان میگوید از وصفشان قاصر هست، دیده شد؛ کشاورزان، دامداران، هنرمندان، مهندسان آب، برق، عمران، مخابرات، باغداران، پرستاران، پزشکان، امدادگران، هلالاحمری ها، اورژانسها، خیلیها از استان سرسبز و پرنعمت مازندران آمده بودند تا صلابت شان را همچون کوه و قله دماوند نشان دهند و همچون آرش کمانگیر با تیری در کمان، توانشان را برای حفظ مرزهایشان بهکار ببرند.

قدردانی مسئولان ارشد مازندران از حماسه حضور مردم
حضوری مقتدرانه ای که مسئولان استانی بر آن داشت تا از این مردان و زنان باغیرت مازندران شرافتمندانه قدردانی کنند.
مهدی یونسی رستمی استاندار مازندران، محمدباقر محمدی لائینی نماینده مقام معظم رهبری در استان و محمدرضا موحد فرمانده سپاه کربلا در پیامی مشترک از حضور پرشور و دشمنشکن مردم دیار علویان در رزمایش مردمی «جانفدا» قدردانی کردند.
در این پیام، حضور گسترده مردم جلوهای از وحدت، بصیرت، ولایتمداری و پایبندی به آرمانهای انقلاب اسلامی توصیف و تأکید شده است که ملت ایران با اتحاد و ایستادگی، اجازه نخواهند داد دشمنان به امنیت و اقتدار کشور خدشه وارد کنند.
امضاکنندگان پیام همچنین از زنان و مردان مؤمن، جوانان و خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران مازندران برای حضور آگاهانه و پرشور در این رزمایش قدردانی کردند.
نظر شما