به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانههای مکتوب در طول تاریخ، فراتر از ابزارهای انتقال خبر، بستری برای گسترش دانش، شکلگیری گفتوگوی اجتماعی و پیگیری مطالبات عمومی بودهاند که با انتشار اخبار، تحلیل رویدادها و پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی، میان جامعه و مسئولان ارتباط برقرار میکردهاند و زمینه آگاهی عمومی را فراهم میآوردند؛ با این وجود، ایفای این نقش به امکاناتی نیاز دارد که تأمین آنها در شرایط اقتصادی دشوار، به یکی از دغدغههای اصلی فعالان مطبوعاتی تبدیل شده است.
افزایش هزینههای تولید و انتشار بهویژه در بخشهایی همچون تأمین کاغذ و چاپ، میتواند بر استمرار انتشار، کیفیت تولید محتوا و فرصت پرداختن به موضوعات مهم اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر بگذارد و از سوی دیگر، افزایش قیمت محصولات مطبوعاتی در شرایط محدودیت قدرت خرید مخاطبان، ممکن است دسترسی به رسانههای مکتوب را دشوارتر کند و چرخه اقتصادی آنها را با مشکلات بیشتری روبهرو سازد.
در چنین شرایطی، آیا میتوان از رسانهها انتظار داشت در ارتقای فرهنگ عمومی و نظارت بر مسائل جامعه نقش مؤثری ایفا کنند، اما به دشواریهای تأمین ابزارهای اولیه فعالیت آنها بیتوجه بود؟ ازاینرو گفتوگویی با یک روزنامهنگار و فعال رسانهای داشتیم تا بیشتر از شرایط فعالیت رسانههای مکتوب در شرایط فعلی جویا شویم.
کاغذ؛ از ابزار انتقال دانش تا مسئله بقای مطبوعات
رضا صالحیپژوه، روزنامهنگار، پژوهشگر علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه به خبرنگار ایمنا میگوید: از نخستین روزهای شکلگیری مطبوعات و گسترش صنعت چاپ، کاغذ یکی از اصلیترین ابزارهای انتقال اطلاعات و دانش بوده است و حتی پیش از اختراع ماشین چاپ گوتنبرگ نیز موادی همچون پاپیروس و پوست برای ثبت و انتقال دانش مورد استفاده قرار میگرفتند و با ظهور روزنامهها، کاغذ جایگاهی اساسی در اطلاعرسانی عمومی پیدا کرد.
وی میافزاید: در تاریخ مطبوعات ایران نیز امیرکبیر با درک اهمیت آگاهی عمومی، روزنامه را ابزاری برای همراه کردن مردم با اصلاحات و برنامههای توسعهای میدانست؛ نگاهی که اهمیت رسانه را در فرایند پیشرفت اجتماعی نشان میدهد.
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن عنوان میکند: روزنامهها همچنان میتوانند واسطهای میان جامعه و حکمرانان باشند و با طرح مسائل عمومی، آگاهیبخشی و پیگیری مطالبات، به اصلاح امور کمک کنند، اما هنگامی که دسترسی به کاغذ دشوار و هزینه انتشار روزنامه سنگین میشود، بخشی از ظرفیت این رسانه برای ایفای نقش فرهنگی و اجتماعی از بین میرود.
صالحیپژوه ادامه میدهد: افزایش هزینههای انتشار موجب میشود مدیر یک رسانه بهجای آنکه در درجه نخست به این بیندیشد که چگونه افکار عمومی را نسبت به ارزشهای فرهنگی و اجتماعی همراه کند یا چه موضوعاتی را برای افزایش آگاهی جامعه در دستور کار قرار دهد، ناچار باشد به تأمین هزینه کاغذ، چاپ، نیروی انسانی و سایر مخارج فکر کند، آن هم در شرایطی که هدف اولیه، تنها ادامه فعالیت رسانه با حداقل امکانات است.

اقتصاد رسانه نباید جایگزین رسالت فرهنگی شود
وی خاطرنشان میکند: رسانه ابزار ارتباط جمعی است و باید بتواند در خدمت آگاهیبخشی، انتقال دانش و شکلدهی به گفتوگوی اجتماعی قرار گیرد، اما وقتی بخش عمده توان مدیران رسانه صرف تأمین هزینههای جاری میشود، فرصت کمتری برای پرداختن به مسائل بنیادین فرهنگی و اجتماعی باقی میماند.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تأثیر جریانهای اقتصادی بر محتوای رسانهها میگوید: گاهی گروههایی که از منافع اقتصادی مشخصی برخوردارند، تلاش میکنند با استفاده از ظرفیت رسانهها، افکار عمومی را به سمت مطلوب خود هدایت کنند و در چنین شرایطی، ممکن است تأمین بخشی از هزینههای رسانه به انتشار محتوایی خاص یا برجستهسازی یک موضوع گره بخورد؛ موضوعی که ضرورت توجه به استقلال رسانه و شفافیت در تأمین منابع مالی آن را نشان میدهد.
صالحیپژوه میافزاید: برای نمونه، در موضوعاتی همچون بازار حیوانات خانگی، گروههایی ممکن است منافع اقتصادی داشته باشند و بخواهند رسانهها با برجستهسازی یک نگاه خاص، منتقدان آن حوزه را به حاشیه برانند؛ مسئله اصلی این نیست که رسانه از یک موضوع مشخص حمایت یا با آن مخالفت کند، بلکه باید بتواند مستقل از منافع اقتصادی گروههای مختلف، ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی موضوعات را بررسی کند.
وی ادامه میدهد: هنگامی که رسانه بهدلیل مشکلات مالی، امکان تولید محتوای مستقل و پیگیری موضوعات مهم را از دست میدهد، زمینه برای تأثیرگذاری بیشتر جریانهایی فراهم میشود که از منابع اقتصادی و ابزارهای رسانهای برخوردارند و در این وضعیت، رسانهای که باید در خدمت جامعه باشد، ممکن است ناخواسته به ابزاری برای پیشبرد منافع دیگران تبدیل شود.
گرانی کاغذ و تضعیف ظرفیت رسانههای فرهنگی
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن با اشاره به تحولات فرهنگی جامعه اظهار میکند: بخشی از تغییرات اجتماعی و فرهنگی را باید در پیوند با سازوکارهای اقتصادی و رسانهای بررسی کرد؛ در حوزه سبک زندگی و الگوهای مصرف نیز رسانهها میتوانند در معرفی، عادیسازی یا نقد برخی رفتارها نقش داشته باشند، از اینرو ضروری است امکان فعالیت رسانههای مسئولیتپذیر و برخوردار از استقلال حرفهای حفظ شود.
صالحیپژوه تأکید میکند: مقصود این نیست که رسانههای مکتوب تنها ابزار اثرگذار بر فرهنگ جامعه هستند یا فضای مجازی را باید بهطور کامل محدود کرد؛ مسئله این است که رسانههای مکتوب نیز ظرفیت مهمی برای تولید محتوای عمیق، تحلیل مسائل و انتقال ارزشها دارند و نباید بهواسطه مشکلات اقتصادی، این ظرفیت تضعیف شود.
وی میگوید: اگر رسانههای مکتوب برای تأمین هزینههای اولیه خود با دشواری روبهرو باشند، توان کمتری برای رقابت با جریانهای گسترده تولید محتوا در فضای مجازی خواهند داشت؛ در چنین شرایطی، جامعه ممکن است بخشی از منابع معتبر تحلیل و آگاهیبخشی خود را از دست بدهد درحالیکه تقویت تنوع رسانهای، بهویژه در حوزه فرهنگ و اندیشه، برای سلامت فضای عمومی ضروری است.
ضرورت بازنگری در نگاه سیاستگذاران به کاغذ
این روزنامهنگار با انتقاد از آنچه کمتوجهی به جایگاه فرهنگی کاغذ میداند، عنوان میکند: وقتی قیمت بعضی کالاها همچون طلا و خودرو افزایش پیدا میکند، این تغییر بهطور معمول در سطح عمومی و سیاستگذاری مورد توجه قرار میگیرد، اما افزایش هزینه کالایی فرهنگی همچون کاغذ، با پیامدهای مستقیم برای انتشار روزنامهها، گاهی بهعنوان مسئلهای به صرف اقتصادی تلقی میشود.
صالحیپژوه میافزاید: کاغذ برای رسانه مکتوب، ابزار تولید و انتشار محتوا و بستری برای انتقال دانش است، بنابراین افزایش قیمت آن باید با توجه به پیامدهای فرهنگی و اجتماعیاش نیز بررسی شود، زیرا دشوار شدن انتشار روزنامه میتواند بر میزان دسترسی جامعه به محتوای مکتوب و ظرفیت رسانهها برای ایفای مسئولیت اجتماعی اثر بگذارد.
وی خاطرنشان میکند: از نگاه این رسانهها، پیامد سیاستهایی که کاغذ را به کالایی گران و دشوار برای دسترسی تبدیل میکند، آن است که مدیران مطبوعات با هزینههای بالاتر روبهرو میشوند، درحالیکه افزایش قیمت روزنامه برای مخاطب نیز با محدودیت قدرت خرید همراه است و در نتیجه، رسانه میان افزایش هزینههای تولید و دشواری تأمین درآمد از محل فروش گرفتار میشود.

رسانه مکتوب برای بقا به حمایت هدفمند نیاز دارد
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن ادامه میدهد: انتظار میرود سیاستگذاران فرهنگی و اقتصادی، کاغذ مطبوعاتی را تنها از منظر قیمت و تجارت بررسی نکنند و جایگاه آن را در زنجیره تولید و انتشار دانش و آگاهی عمومی نیز در نظر بگیرند؛ حمایت هدفمند از رسانههای مکتوب میتواند به تداوم فعالیت آنها و حفظ ظرفیتشان برای پرداختن به مسائل فرهنگی، اجتماعی و عمومی کمک کند.
صالحیپژوه میگوید: اگر از رسانه انتظار داریم در برابر جریانهای مختلف اطلاعرسانی نقشآفرینی کند، افکار عمومی را نسبت به مسائل مهم آگاه سازد و در ارتقای فرهنگ جامعه سهم داشته باشد، باید شرایط اقتصادی لازم برای انجام این مسئولیت نیز فراهم شود و نمیتوان از رسانه انتظار ایفای نقش مؤثر داشت، اما همزمان ابزار اصلی فعالیت آن را به کالایی با هزینههای دشوار تبدیل کرد.
وی تأکید میکند: مسئله گرانی کاغذ تنها مشکل یک روزنامه یا یک مجموعه مطبوعاتی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با آینده رسانههای مکتوب و نقش آنها در انتقال دانش، تقویت اندیشه و شکلدهی به افکار عمومی است، بنابراین توجه به این مسئله باید بخشی از سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای کشور باشد.
به گزارش ایمنا، گرانی کاغذ را نمیتوان تنها در افزایش هزینههای چاپ و انتشار خلاصه کرد؛ این مسئله با توان اقتصادی رسانهها، استقلال حرفهای آنها و امکان تداوم فعالیتشان ارتباط دارد. هنگامی که بخش بزرگی از منابع مطبوعات صرف تأمین هزینههای اولیه میشود، ظرفیت پرداختن به موضوعات فرهنگی، تحلیل مسائل عمومی و پیگیری مطالبات جامعه نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
در چنین شرایطی، حمایت از رسانههای مکتوب باید با نگاهی فراتر از تأمین یک کالای مصرفی دنبال شود. سیاستگذاری هدفمند، شفافیت در تخصیص حمایتها و توجه به استقلال حرفهای رسانهها میتواند به حفظ تنوع رسانهای و تقویت نقش مطبوعات در آگاهیبخشی کمک کند.
مسئله اصلی حفظ فرصت جامعه برای دسترسی به محتوای معتبر، تحلیل عمیق و گفتوگوی عمومی است؛ ظرفیتی که تضعیف آن میتواند فراتر از یک صنعت، بر حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه اثر بگذارد.
نظر شما