به گزارش خبرگزاری ایمنا، حراج آثار هنری، زمانی که پای نامهای بزرگ و ارقام نجومی به میان میآید، تنها محل رقابت خریداران نیست، گاهی به صحنهای برای طرح پرسشهایی درباره ارزشگذاری آثار، سرنوشت میراث هنری و نسبت میان شهرت، سرمایه و فرهنگ تبدیل میشود.
انتشار اخباری درباره فروش یک مجسمه در حراج تهران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که در بازار هنر ایران، چه چیزی یک اثر را به چنین رقمهایی میرساند؟
در اخبار منتشر شده با اشاره به حراج مجسمهای با رقم اولیه ۲۵۰ میلیارد تومان و فروش نهایی ۲۸۰ میلیارد تومان آمده است که با احتساب مالیات و دستمزد حراجی، مبلغ پرداختی به حدود ۳۰۸ میلیارد تومان رسیده است. اثر مورد اشاره، مجسمهای با عنوان«هیچ» از پرویز تناولی، هنرمند شناخته شده ایرانی است، اثری که فروش آن باردیگر توجهها را به بازار آثار هنری گرانقیمت جلب کرده است.
انتشار این اخبار، انتقادهای گستردهای را بهدنبال داشته است و این پرسش مطرح شده که در این معاملات چه کسی خریدار است و معیار ارزشگذاری یک اثر چیست.
در این یادداشت با اشاره به نقش چهرههای شناخته شده در معرفی آثار هنری، موضوع تاثیر شهرت و فضای رسانهای بر بازار هنر به میان آمده است.
قیمت بالای یک اثر هنری به تنهایی نشانه ارزش فرهنگی بیشتر آن نیست و نه دلیلی برای بیارزش دانستن آن. بازار هنر تابع عواملی همچون جایگاه هنرمند، پیشینه اثر، کمیابی، سابقه حضور در مجموعهها و نمایشگاهها و میزان تقاضای خریداران است. با این حال فاصله میان ارقام نجومی معاملات هنری و دسترسی عمومی به هنر، موضوعی است که میتواند زمینه بحث درباره اقتصاد هنر و جایگاه آن در جامعه را فراهم کند.
ماجرای فروش این مجسمه، فراتر از یک معامله گرانقیمت، فرصتی برای بازخوانی این پرسش قدیمی است که آیا ارزش هنر را باید تنها با قیمت آن سنجید یا اهمیت یک اثر در تاریخ، فرهنگ و تجربه زیبایی شناختی جامعه نیز معیاری اساسی به شمار میرود؟
نظر شما