قصه فاتح ۱۱۰؛ روایتی از جسارت شهید طهرانی‌مقدم و اعتماد مهرداد اخلاقی

در روزهایی که هنوز نتیجه تحقیقات موشک فاتح ۱۱۰ معلوم نبود، تصمیمی ۱۰ میلیون دلاری می‌توانست سرنوشت این پروژه را تغییر دهد، تصمیمی که به روایت معصومه سپهری، نویسنده کتاب«مرد ابدی» با اعتماد مهرداد اخلاقی به مسیر شهید حسن طهرانی‌مقدمی گرفته شد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی رفاقت‌ها را باید در لحظه‌های دشوار شناخت، آنجا که هنوز نتیجه معلوم نیست، احتمال شکست وجود دارد و یک تصمیم می تواند سرنوشت سال‌ها تلاش را تغییر دهد. روایت معصومه سپهری، نویسنده کتاب«مرد ابدی» از همراهی مهرداد اخلاقی با شهید حسن طهرانی مقدم، قصه یکی از همین لحظه‌هاست، قصه اعتماد به مسیری که هنوز پایانش روشن نبود.

سپهری در کانال شخصی خود در ایتا، خاطره‌ای از سال‌های شکل‌گیری موشک فاتح ۱۱۰ را بازگو کرده است، روزهایی که برای حسن طهرانی‌مقدم و همکارانش، جنگ با پایان قطعنامه تمام نشده بود و میدان دیگری از آزمون، تجربه و تلاش پیش رویشان قرار داشت.

فاتح ۱۱۰ هنوز مراحل تحقیقاتی خود را به پایان نرسانده بود که تصمیم برای آماده‌سازی خط تولید آن گرفته شد. در منطقه خجیر تهران، احداث کارخانه به آماده‌سازی زمینی نیاز داشت که بخشی از آن را کوهی از سنگ خارا پوشانده بود. در خاطره نقل شده، نزدیک به ۱۰۰ عملیات انفجاری انجام شد تا مسیر ساخت کارخانه هموار شود، آن هم برای موشکی که موفقیتش هنوز قطعی نبود.

اما دشواری ماجرا فقط به کوه سنگی و عملیات‌های انفجاری ختم نمی‌شد، برای خرید تجهیزات مورد نیاز، باید ۱۰ میلیون دلار هزینه می‌شد، سرمایه‌گذاری بزرگی برای پروژه‌ای که احتمال شکست در آن وجود داشت.

قصه فاتح ۱۱۰؛ روایتی از جسارت شهید طهرانی‌مقدم و اعتماد مهرداد اخلاقی

در چنین شرایطی، مهندس مهرداد اخلاقی به میدان آمد. راوی خاطره می‌گوید: وقتی درباره نتیجه پروژه و احتمال شکست از او پرسیده شد، پاسخ فنی این بود که هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد. با این حال، اخلاقی به مسیر اعتماد کرد و هزینه لازم برای تهیه و تجهیزات و آماده‌سازی کارخانه تامین شد. این تصمیم در روایت سپهری تنها یک موفقیت اداری نبود، بخشی از رابطه‌ای بود که میان اخلاقی و طهرانی‌مقدم شکل گرفته بود، دوستی که نشانه‌اش را می توان در خطاب صمیمانه حسن‌آقا دید، او اخلاقی را «مهردادجون» صدا می‌زد.

مسیر فاتح ۱۱۰ البته بدون ناکامی پیش نرفت، نخستین آزمایش پروازی موفق نبود، اما تلاش‌ها ادامه پیدا کرد تا اینکه در سومین آزمایش، موشک به هدف اصابت کرد. آن لحظه، پایان انتظار و آغاز ثمر دادن تصمیم‌هایی بود که پیش‌تر و در شرایطی نامطمئن گرفته شده بودند.

راوی خاطره، آن روز را این‌گونه به یاد می‌آورد که حسن طهرانی‌مقدم برای انجام مناسک حج در عربستان حضور داشت. او با تلفن ماهواره‌ای ثریا از محل آزمایش با طهرانی‌مقدم تماس گرفت و خبر موفقیت را به او رساند. طهرانی‌مقدم نیز با شکرگذاری از این اتفاق استقبال کرد.

آماده بودن خط تولید، نتیجه دیگری هم داشت، به گفته راوی، حدود یک تا دو ماه پس از آزمایش موفق، ۱۰ فروند موشک تولید شد. به این ترتیب، زیرساختی که پیش از قطعی شدن نتیجه تحقیقات فراهم شده بود، امکان عبور سریع‌تر از مرحله آزمایش به تولید را مهیا کرد.

در میان جزئیات فنی، اعداد و رقم‌ها، آنچه این خاطره را خواندنی می‌کند، تصویر آدم‌هایی است که در لحظه تردید پشت یکدیگر ایستادند، حسن طهرانی‌مقدم با اصرار به پیشبرد پروژه و مهراد اخلاقی با اعتماد به مسیری که هنوز نتیجه‌اش معلوم نبود، بخشی از داستانی شدند که سرانجامش به اصابت موشک به هدف رسید.

کد مطلب 1012904

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.