سبک زندگی در عصر الگوریتم‌ها

آخرین باری که در شبکه‌های اجتماعی چرخیدید، خودتان تصمیم گرفتید چه چیزی ببینید یا صفحه تلفن همراه مسیر توجهتان را تعیین کرد؟ از انتخاب لباس و غذا تا دنبال‌کردن اخبار و شکل‌گیری قضاوت درباره جامعه، الگوریتم‌ها بیش از آنچه به نظر می‌رسد در زندگی روزمره ما حضور دارند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح با روشن‌شدن صفحه تلفن همراه آغاز می‌شود. هنوز فرصت نکرده‌ایم روزمان را مرور کنیم که خبرها، تصاویر، ویدئوها و پیشنهادها یکی پس از دیگری از راه می‌رسند. چند دقیقه‌ای برای بررسی اخبار وقت می‌گذاریم، اما ویدئویی توجه‌مان را جلب می‌کند؛ پس از آن، محتوایی درباره سبک زندگی، تصویری از یک مقصد گردشگری، تبلیغ محصولی تازه و خبری که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. قرار بود تنها چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی بمانیم، اما زمان گذشته و ذهنمان با موضوعاتی درگیر شده است که شاید پیش از بازکردن گوشی، حتی به آن‌ها فکر هم نمی‌کردیم.

این تجربه برای بسیاری از کاربران آشناست؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی دیگر تنها محلی برای ارتباط با دوستان یا گذراندن اوقات فراغت نیستند. آن‌ها به بخشی از محیط روزمره ما تبدیل شده‌اند؛ محیطی که در آن می‌خوانیم، می‌بینیم، مقایسه می‌کنیم، تصمیم می‌گیریم و گاهی بدون آنکه متوجه باشیم، درباره خودمان و دیگران به قضاوت می‌رسیم، اما در پس این جریان بی‌وقفه محتوا، سازوکاری فعالیت می‌کند که تعیین می‌کند کدام مطالب بیشتر دیده شوند، چه موضوعاتی در صفحه ما تکرار شوند و چه چیزهایی کمتر به چشم بیایند.

الگوریتم‌ها، همان سازوکارهای محاسباتی که رفتار کاربران را تحلیل می‌کنند و بر اساس معیارهای مختلف محتوا پیشنهاد می‌دهند، امروز به یکی از عوامل مؤثر بر تجربه ما از جهان دیجیتال تبدیل شده‌اند، پرسش اصلی اینجاست که آیا ما تنها از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنیم یا این شبکه‌ها نیز در حال شکل‌دادن به عادت‌ها، سلیقه‌ها و اولویت‌های ما هستند؟

شبکه‌های اجتماعی چگونه سلیقه ما را می‌سازند؟

وقتی صفحه تلفن همراه، دستور کار روزانه ما را می‌چیند

در گذشته، بخش مهمی از دستور کار ذهنی افراد از طریق رسانه‌های جمعی، خانواده، محیط کار و روابط اجتماعی شکل می‌گرفت. امروز شبکه‌های اجتماعی نیز به این مجموعه اضافه شده‌اند، با این تفاوت که محتوای نمایش‌داده‌شده برای همه کاربران یکسان نیست. آنچه در صفحه یک نفر برجسته می‌شود، ممکن است برای دیگری نمایش داده نشود.

این تفاوت، نتیجه بخشی از عملکرد الگوریتم‌هاست؛ سازوکارهایی که با بررسی رفتار کاربران، از جمله جست‌وجوها، مدت تماشای محتوا و نوع تعامل با مطالب، تلاش می‌کنند محتوایی متناسب با علایق آن‌ها ارائه دهند. به این ترتیب، صفحه هر کاربر می‌تواند به محیطی شخصی‌سازی‌شده تبدیل شود که موضوعات، اخبار و روایت‌های خاصی در آن برجستگی بیشتری دارند.

علیرضا خرازی، مدیر آموزش انجمن سواد رسانه‌ای ایران و مدرس دانشگاه با اشاره به نقش الگوریتم‌ها در شکل‌دهی به دستور کار ذهنی مخاطبان به خبرنگار ایمنا می‌گوید: این سازوکارها با انتخاب و برجسته‌سازی برخی محتواها، تعیین می‌کنند چه موضوعاتی بیشتر دیده شوند و چه مسائلی کمتر به چشم بیایند.

از نگاه وی، مسئله مهم زمانی آغاز می‌شود که مخاطب تصور کند آنچه در فضای مجازی می‌بیند، بازتاب کامل واقعیت جامعه است؛ درحالی‌که در برابر تصویری گزینش‌شده قرار دارد. الگوریتم‌ها واقعیت را تغییر نمی‌دهند، اما می‌توانند بر نحوه دیده‌شدن، درک‌شدن و اولویت‌بندی آن اثر بگذارند.

در واقع، ممکن است یک موضوع به‌دلیل تکرار فراوان در صفحه کاربر، مهم‌تر از موضوعات دیگر به نظر برسد؛ نه به این دلیل که در جهان بیرون اهمیت بیشتری دارد، بلکه چون سهم بیشتری از توجه او را به خود اختصاص داده است. آنچه دیده می‌شود، به موضوع فکرکردن تبدیل می‌شود و آنچه کمتر دیده می‌شود، ممکن است به‌تدریج از دایره توجه بیرون برود.

شبکه‌های اجتماعی چگونه سلیقه ما را می‌سازند؟

الگوریتم‌ها؛ آینه علایق ما یا سازنده خواسته‌های تازه؟

ما به‌طور معمول تصور می‌کنیم آنچه در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم، بازتاب مستقیم علاقه‌های خودمان است. اگر محتوای ورزشی می‌بینیم، یعنی به ورزش علاقه داریم؛ اگر ویدئوهای گردشگری دنبال می‌کنیم، یعنی سفر برایمان جذاب است و اگر درباره خرید یا مد جست‌وجو می‌کنیم، طبیعی است که پیشنهادهای مشابه دریافت کنیم، اما رابطه کاربر و الگوریتم به همین سادگی نیست. الگوریتم‌ها از رفتار گذشته ما برای پیشنهاد محتوای آینده استفاده می‌کنند و همین پیشنهادها می‌توانند رفتار بعدی ما را تحت تأثیر قرار دهند. در نتیجه، یک چرخه شکل می‌گیرد، ما با انتخاب‌هایمان به الگوریتم اطلاعات می‌دهیم و الگوریتم با پیشنهادهای تازه، بر انتخاب‌های بعدی ما اثر می‌گذارد.

خرازی در توضیح این رابطه دوسویه تأکید می‌کند: الگوریتم‌ها هم علایق قبلی افراد را بازتاب می‌دهند و هم می‌توانند به‌تدریج سلیقه، نگرش و اولویت‌های ذهنی آن‌ها را تغییر دهند.

وی تکرار و برجسته‌سازی برخی محتواها، کاهش رویارویی با دیدگاه‌های متفاوت، پیشنهاد مطالب مشابه بر اساس رفتار گذشته و تقویت تعامل از طریق محتواهای جذاب و هیجان‌برانگیز را از جمله مسیرهای این اثرگذاری می‌داند.

برای درک بهتر این فرایند، کافی است به تجربه خریدهای اینترنتی یا دنبال‌کردن محتوای سبک زندگی توجه کنیم. ممکن است، ابتدا تنها از سر کنجکاوی ویدئویی درباره یک محصول ببینیم، اما پس از آن با ده‌ها محتوای مشابه روبه‌رو شویم؛ از معرفی ویژگی‌های محصول تا مقایسه آن با گزینه‌های دیگر و تجربه افرادی که آن را خریده‌اند. تکرار این رویارویی می‌تواند موضوع را در ذهن ما برجسته کند و حتی علاقه‌ای تازه به وجود آورد.

همین اتفاق در حوزه‌های دیگر نیز ممکن است رخ دهد؛ از الگوهای پوشش و زیبایی گرفته تا تفریح، ورزش، تغذیه و شیوه گذراندن اوقات فراغت. زمانی که تصویری از یک زندگی مطلوب بارها در برابر ما قرار می‌گیرد، ممکن است معیارهایمان برای رضایت، موفقیت یا حتی ظاهر مناسب تحت تأثیر قرار گیرد.

 این به معنای آن نیست که الگوریتم‌ها به‌تنهایی سلیقه و رفتار انسان را تعیین می‌کنند. خانواده، فرهنگ، شرایط اقتصادی، تجربه‌های شخصی و تصمیم‌های آگاهانه همچنان نقش دارند. با این‌حال، نمی‌توان از تأثیر محیطی چشم پوشید که در آن بعضی انتخاب‌ها پیوسته در معرض دید قرار می‌گیرند و برخی دیگر کمتر فرصت دیده‌شدن پیدا می‌کنند.

شبکه‌های اجتماعی چگونه سلیقه ما را می‌سازند؟

حباب اطلاعاتی؛ وقتی جهان به اندازه صفحه ما کوچک می‌شود

یکی از پیامدهای شخصی‌سازی محتوا، شکل‌گیری احتمالی حباب فیلتر است؛ وضعیتی که در آن، الگوریتم‌ها بر اساس رفتار و علایق قبلی کاربر، محتوای خاصی را بیشتر نمایش می‌دهند و احتمال رویارویی او با برخی دیدگاه‌های متفاوت کاهش پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، کاربر ممکن است بارها با مطالبی روبه‌رو شود که با باورها، ترجیحات یا نگرش‌های قبلی او هم‌خوانی دارند. تکرار این محتواها می‌تواند تصویری محدود از جهان بسازد؛ تصویری که در آن، دیدگاه‌های نزدیک به فرد پررنگ‌تر و دیدگاه‌های متفاوت کم‌رنگ‌تر به نظر می‌رسند.

خرازی تأکید می‌کند : هر کاربری در یک حباب اطلاعاتی بسته قرار نمی‌گیرد و میزان شکل‌گیری این وضعیت به نوع سکو، شیوه استفاده کاربر، تنوع منابع خبری و رفتار الگوریتم‌ها بستگی دارد.

وی میان حباب فیلتر و اتاق پژواک تفاوت قائل می‌شود. حباب فیلتر بیشتر به شخصی‌سازی الگوریتمی محتوا مربوط است؛ درحالی‌که اتاق پژواک فضایی را توصیف می‌کند که در آن افراد به‌طور عمده با دیدگاه‌های مشابه خود تعامل دارند و باورهای یکدیگر را تقویت می‌کنند.

اهمیت این موضوع تنها در محدودشدن اطلاعات نیست. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که تصویر شخصی ما از فضای مجازی را با تمام واقعیت جامعه اشتباه بگیریم. وقتی در صفحه خود بارها با یک نوع نگرش روبه‌رو می‌شویم، ممکن است تصور کنیم دیدگاه‌های دیگر چندان طرفداری ندارند یا برعکس، با مشاهده مکرر یک نگرش، میزان فراگیری آن را بیش از واقعیت برآورد کنیم.

به این ترتیب، صفحه‌ای که قرار بود دریچه‌ای به جهان باشد، ممکن است به قاب محدودی تبدیل شود که بخش‌هایی از واقعیت را برجسته و بخش‌هایی دیگر را پنهان می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی چگونه سلیقه ما را می‌سازند؟

پربازدید بودن، به‌معنای نظر اکثریت نیست

در فضای شبکه‌های اجتماعی، اعداد به‌سرعت توجه ما را جلب می‌کنند. شمار بالای بازدیدها، پسندیدن‌ها و بازنشرها گاهی به معیاری برای سنجش اهمیت یک موضوع یا اعتبار یک دیدگاه تبدیل می‌شود، اما آیا محتوایی که هزاران یا میلیون‌ها بار دیده شده، بیانگر نظر اکثریت جامعه است؟ پاسخ منفی است.

خرازی با تأکید بر همین نکته می‌گوید: پربازدید بودن یک محتوا به معنای فراگیر بودن دیدگاه آن در جامعه نیست. به گفته وی، جنجالی‌بودن یک مطلب، بازنشر گسترده، فعالیت سازمان‌یافته کاربران و سازوکارهای پیشنهاددهی الگوریتمی می‌توانند در میزان دیده‌شدن محتوا نقش داشته باشند.

از سوی دیگر، شمار بازدیدها به‌طور عمومی تعداد افراد منحصربه‌فردی را که یک مطلب دیده‌اند مشخص نمی‌کند و مشاهده یک محتوا نیز به معنای موافقت با آن نیست. ممکن است فردی مطلبی را از سر مخالفت، کنجکاوی یا حتی برای نقدکردن بازنشر کند، اما در آمار تعامل، این رفتار نیز به افزایش دیده‌شدن محتوا کمک می‌کند.

این مسئله در رویارویی با خبرها و رویدادهای اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. گاهی یک موضوع به‌دلیل جنجال، هیجان یا بازتاب گسترده در فضای مجازی، بسیار بزرگ‌تر از ابعاد واقعی آن به نظر می‌رسد. در مقابل، مسائل مهمی که کمتر قابلیت تبدیل‌شدن به محتوای پربازدید دارند، ممکن است سهم کمتری از توجه عمومی را به خود اختصاص دهند.

 شناخت افکار عمومی را نمی‌توان تنها بر اساس آنچه در صفحه‌های مجازی دیده می‌شود، انجام داد. برای درک دقیق‌تر نگرش‌های جامعه، باید میان میزان دیده‌شدن محتوا، تعداد مخاطبان واقعی، میزان موافقت با یک دیدگاه و نتایج پژوهش‌های معتبر اجتماعی تفاوت قائل شد.

شبکه‌های اجتماعی چگونه سلیقه ما را می‌سازند؟

سواد الگوریتمی؛ بازگشت به انتخاب آگاهانه

در برابر این تحولات، مسئله اصلی نه کنارگذاشتن شبکه‌های اجتماعی، بلکه شناخت سازوکارهایی است که تجربه ما از این فضا را شکل می‌دهند. نمی‌توان انتظار داشت کاربر از همه جزئیات فنی الگوریتم‌ها آگاه باشد، اما می‌توان انتظار داشت نسبت به چگونگی انتخاب و نمایش محتوا حساس‌تر شود.

خرازی بر ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای و الگوریتمی تأکید می‌کند؛ دانشی که به مخاطب کمک می‌کند میان تصویری که سکوها ارائه می‌کنند و واقعیت اجتماعی تمایز قائل شود.

چنین آگاهی‌ از پرسش‌های ساده آغاز می‌شود: چرا این محتوا به من پیشنهاد شده است؟ چرا در روزهای اخیر مطالب مشابهی را بارها دیده‌ام؟ آیا منابعی که دنبال می‌کنم، دیدگاه‌های متنوعی دارند؟ آیا تنها به‌دلیل تعداد بالای بازدیدها، یک ادعا را پذیرفته‌ام؟  آیا زمانی که در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانم، با هدفی که در ابتدا داشتم تناسب دارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند نگاه ما را از مصرف‌کننده منفعل محتوا به کاربری آگاه‌تر تغییر دهد. دنبال‌کردن منابع متنوع، جست‌وجوی فعالانه دیدگاه‌های متفاوت، بررسی اطلاعات در چند منبع و مدیریت زمان حضور در شبکه‌های اجتماعی، از جمله اقداماتی است که به گسترش دامنه انتخاب و کاهش وابستگی به پیشنهادهای پی‌درپی کمک می‌کند.

در نهایت، الگوریتم‌ها نه تمام‌کننده اختیار انسان‌ هستند و نه ابزارهایی خنثی که هیچ اثری بر زندگی او ندارند. آن‌ها در تعامل با رفتار کاربران و طراحی سکوها، بر مسیر توجه، دسترسی به اطلاعات و احتمال انتخاب‌های مختلف اثر می‌گذارند. شناخت این سازوکارها به‌معنای انکار نقش فناوری نیست؛ بلکه راهی برای استفاده آگاهانه‌تر از آن است.

کد مطلب 1012109

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.