به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، کشاورزی از دیرباز بر پایه چرخههای طبیعی شکل گرفته است: بذر در خاک میروید، محصول برداشت میشود و بخشی از بقایا دوباره به زمین بازمیگردد، اما کشاورزی صنعتی با الگویی که بر استخراج، تولید، مصرف و دورریختن تکیه دارد، این پیوندها را در بسیاری از مناطق سست کرده است. وابستگی به فرایندهای پرهزینه، فرسایش خاک، مصرف بیرویه آب و انباشت ضایعات غذایی از پیامدهای این روند هستند. اقتصاد چرخشی میکوشد این مسیر را تغییر دهد: منابع را تا حد ممکن در چرخه تولید نگه دارد، از هدررفت بکاهد و پسماند یک فرایند را به ماده اولیه فرایندی دیگر تبدیل کند.
یکی از روشنترین جلوههای اقتصاد چرخشی در کشاورزی، بازگرداندن مواد آلی و مغذی به خاک است. بقایای گیاهی، کود دامی و پسماندهای آلی مناسب میتوانند پس از مدیریت و فرآوری درست، به کمپوست یا کود آلی تبدیل شوند. این مواد علاوه بر تأمین بخشی از نیاز غذایی گیاه، به بهبود ساختمان خاک، افزایش نگهداری آب و تقویت فعالیت زیستی آن کمک میکنند.
بخش مهمی از آنچه در زنجیره کشاورزی دورریز تلقی میشود، میتواند کاربرد دیگری پیدا کند. کاه و کلش، شاخههای هرسشده، تفاله میوه، پوست محصولات و ضایعات فرآوری برای تولید خوراک دام، کمپوست، بستر کشت، زیستگاز یا مواد زیستی قابل استفاده هستند. در بعضی سامانههای کشاورزی چرخشی، پسماندهای آلی در واحدهای بیهوازی به زیستگاز تبدیل میشوند؛ انرژی تولیدشده میتواند در محل مصرف شود و مواد باقیمانده پس از بررسی کیفیت و ایمنی، برای بازگرداندن بخشی از مواد مغذی به خاک به کار رود. افزون بر این، بقایای گیاهی ممکن است برای حفظ رطوبت و جلوگیری از فرسایش در خود مزرعه لازم باشند.
بخش بزرگی از هدررفت مواد غذایی پس از برداشت و پیش از رسیدن محصول به سفره ، در انبارداری، حملونقل، فرآوری، فروش یا خانه رخ میدهد. بهبود زنجیره سرد، بستهبندی مناسب، دسترسی به بازارهای محلی، فرآوری محصولاتی که ظاهر نامتعارف دارند و برنامهریزی بهتر برای عرضه میتوانند هدررفت کاهش دهند. اقتصاد چرخشی بر سلسلهمراتبی تأکید میکند که در آن پیشگیری از ضایعات در اولویت است؛ استفاده دوباره و بازتوزیع در مرحله بعد قرار میگیرند و بازیافت یا تولید انرژی از پسماند، گزینههای پایینتر این زنجیره هستند.
هدف اقتصاد چرخشی در کشاورزی تولید غذا با اتلاف کمتر و پیوندی سنجیدهتر میان مزرعه، صنعت، شهر و طبیعت است. موفقیت این گذار به تناسب راهحلها با اقلیم و اقتصاد محلی بستگی دارد. راهبردی که در یک منطقه کمآب و کوچکمقیاس کارآمد است، ممکن است در منطقهای دیگر نتیجه مشابهی نداشته باشد. ازاینرو، کشاورزی چرخشی بیش از آنکه نسخهای یکسان برای همه باشد، شیوهای برای بازاندیشی در تولید است که چگونه میتوان از منابع کمتر، ارزش بیشتری آفرید و همزمان خاک، آب و توان معیشتی نسلهای آینده را حفظ کرد.

سئول؛ بازگرداندن پسماند غذایی به چرخه کشاورزی
سئول یکی از نمونههای موفق در جمعآوری و بازیافت پسماند غذایی است. این شهر از سالها پیش سامانه تفکیک اجباری پسماند غذایی و دریافت هزینه بر اساس میزان دورریز را توسعه داده است. طبق آمارهای منتشرشده، کرهجنوبی در سطح ملی بیش از ۹۰ درصد پسماند غذایی خود را بازیافت یا فرآوری میکند.
پسماند غذایی در این شهر زبالهای برای دفع نیست؛ بخشی از این پسماندها پس از آبگیری و فرآوری به خوراک دام، کود، کمپوست یا مواد مورد استفاده در تولید زیستگاز از جمله متان تبدیل میشوند و دوباره به چرخه تولید باز میگردند. این مواد در کشاورزی پیرامون شهر یا در باغهای شهری به کار میروند و با کاهش فشار بر محلهای دفن زباله، بخشی از منابع مصرفشده را در تولید غذا حفظ میکنند. گاز تولیدشده در این مسیر نیز میتواند برای تولید برق و گرما یا تأمین بخشی از انرژی کارخانههای فرآوری به کار رود.

زیرساخت این نظام در کرهجنوبی طی چند دهه شکل گرفته است. دریافت هزینه بر اساس میزان پسماند از سال ۱۹۹۵ آغاز شد و از سال ۲۰۰۵ دفن مستقیم پسماند غذایی ممنوع شد. شهروندان سئول پسماند غذایی را جداگانه و کیسههای مخصوص و گاهی از طریق دستگاههای جمعآوری تحویل میدهند. در مجتمعهای مسکونی، بعضی دستگاههای مجهز به سامانه شناسایی فرکانس رادیویی هستند که پسماند هر خانوار را وزن میکنند و هزینه را متناسب با مقدار آن ثبت میکنند. چنین سازوکاری، کاهش دورریز را به منفعتی مستقیم برای شهروندان پیوند میدهد.
یکی از راههای بازگرداندن پسماند غذایی به کشاورزی، تولید کمپوست و کود آلی است. پسماند در مراکز فرآوری خرد میشود و سپس با روشهای هوازی یا بیهوازی تجزیه میشود. محصول نهایی در صورت برخورداری از کیفیت مناسب، برای بهبود خاک مزارع، گلخانهها، باغهای شهری و فضای سبز به کار میرود و وابستگی به کودهای شیمیایی را کاهش میدهد. آزمایش کود پیش از مصرف، بخش مهمی از فرایند است زیرا این چرخه تنها زمانی سودمند است که محصول نهایی ایمن باشد.

بخشی از پسماندهای دارای ارزش تغذیهای نیز پس از فرآوری به خوراک دام تبدیل میشود. این کار مواد غذایی را دوباره وارد زنجیره تولید پروتئین میکند و از هدررفتن بخشی از ارزش آنها میکاهد. نکته قابلتوجه در استفاده از این مسیر وابستگی شدید به رعایت ضوابط بهداشتی است؛ مواد نامناسب جدا میشوند، آب و رطوبت مواد گرفته میشود و محصول از نظر میکروبی بررسی و در دمای مناسب فرآوری میشود. بدون کنترل کیفیت، خوراک آلوده میتواند سلامت دام و در نهایت سلامت انسان را به خطر بیندازد.
کشاورزی شهری سئول زمینهای برای پیوند ملموستر این چرخه با زندگی روزمره فراهم میکند. در شهر فضاهایی برای کشت در پشتبامها، حیاط مدارس، زمینهای خالی، مجتمعهای مسکونی، پارکها و اراضی عمومی ایجاد شده است. بسیاری از این باغها کارکرد آموزشی و اجتماعی دارند. شهروندان با کشت سبزیجات، مصرف فصلی، کمپوستسازی و کاهش دورریز غذا آشنا میشوند و ارتباط میان تولید غذا و محیطزیست را بهتر درک میکنند. اهمیت تجربه سئول فقط در فناوری پردازش پسماند نیست، بلکه در شکلدادن به زنجیرهای است که تفکیک و جمعآوری را به بازیابی مواد، تولید انرژی و پشتیبانی از کشاورزی پیوند میدهد.

پاریس؛ استفاده از پشتبامها و فضاهای شهری برای تولید غذا
پاریس الگوی کشاورزی شهری خود را بر تولید غذا در فضاهای محدود و نزدیک به مصرفکننده بنا کرده است. تراکم بالای جمعیت و قیمت زیاد زمین، کشاورزی را به پشتبامها، پارکینگها، مدارس، مراکز تجاری، محوطههای راهآهن و زمینهای کوچک شهری کشانده است. در این رویکرد فضاهایی که پیشتر استفادهای نداشتند یا سطحی سخت و بیکارکرد بودند، به باغ، گلخانه یا محل تولید محصولات کشاورزی تبدیل میشوند.
یکی از برنامههای شناختهشده این حوزه برنامه موسوم به «Parisculteurs» است که در سال ۲۰۱۶ آغاز شد و هدف اولیه آن ایجاد یا گسترش ۱۰۰ هکتار فضای سبز و کشاورزی در محدوده شهر بود که بخشی از آن به باغهای شهری، باغهای بام، پوشش گیاهی، فضاهای تقویتکننده تنوع زیستی، گلخانهها و باغهای آموزشی اختصاص داشت.
در این طرح، شهرداری پاریس فضاهای مناسب را شناسایی میکند و از طریق فراخوان، آنها را در اختیار شرکتها، انجمنها، کشاورزان شهری یا تعاونیها میگذارد. متقاضیان باید طرحی ارائه دهند که در آن نوع محصول و روش کشت، میزان مصرف آب، منبع خاک و بستر کشت، شیوه مدیریت پسماند و نحوه فروش محصول مشخص باشد. میزان مشارکت اجتماعی، اثر احتمالی پروژه بر تنوع زیستی و ایمنی سازه و ساختمان نیز از موضوعاتی است که در طراحی و ارزیابی پروژهها اهمیت دارد. به این ترتیب، کشاورزی شهری در پاریس فقط به ایجاد فضایی سبز محدود نمیشود و بسیاری از طرحها با فروش محصول، آموزش و فعالیت اقتصادی همراه هستند.

از نمونههای شاخص این رویکرد پروژه «طبیعت شهری» است؛ مجموعهای که حدود ۱۴ هزار مترمربع سطح کشاورزی و فضای تولیدی را دربر میگیرد. این پروژه ترکیبی از کشت روی پشتبام، باغهای تولیدی و گلخانه را شامل میشود و در آن سبزیجات، گیاهان معطر و میوههای کوچک پرورش مییابند. بخشی از فعالیتها نیز به آموزش و زنبورداری اختصاص دارد. محصولات این مزرعه به رستورانها، فروشگاههای محلی و مصرفکنندگان اطراف عرضه میشوند؛ نزدیکی محل تولید به بازار، امکان عرضه محصول تازه و کاهش بخشی از مسافت حملونقل را فراهم میکند.
بخشی از محصولات مجموعه از روشهای کشت بدون خاک و با برجهای کشت هیدروپونیک و ایروپونیک تولید میشود. در این روش ریشهها در خاک قرار نمیگیرند، بلکه مواد مغذی از طریق آب یا به شکل مه به آنها میرسد. این مجموعه ترکیبی از روشهای کشت را به کار میگیرد و بخشی از محصولات را نیز در بسترهای کشت معمولیتر پرورش میدهد. اهمیت مزارع روی پشتبام در تولید محصول تازه و با کیفیت، آزمودن روشهای نوین کشاورزی شهری، آموزش شهروندان و افزایش پوشش گیاهی است. چنین پروژههایی به استفاده دوباره از فضاهای کمکاربرد کمک میکنند و میتوانند در کاهش گرمای پشتبامها و تقویت طبیعت شهری نقش داشته باشند.

پشتبامها بهدلیل کمبود زمین، جایگاه مهمی در کشاورزی شهری پاریس دارند و تبدیل آنها به فضای کشت به بررسیهای مهندسی نیازمند است. ازاینرو در بسیاری از طرحها از بسترهای سبک، گلدانهای بزرگ، کیسههای کشت یا خاکهای ترکیبی کموزن استفاده میشود. روشهای کشت بدون خاک از جمله هیدروپونیک و ایروپونیک نیز در فضاهای مناسب به کار گرفته شده است تا وزن مزرعه و فشار بر ساختمان را به حداقل برساند.
کشاورزی شهری پاریس با مدیریت آب باران پیوند مستقیم دارد. پشتبامهای سبز و باغهای شهری بخشی از بارش را جذب و نگهداری میکنند و هنگام بارندگی شدید از فشار بر شبکه فاضلاب میکاهند. در بعضی طرحها آب باران برای آبیاری استفاده میشود و سامانههای قطرهای یا حسگرهای رطوبت خاک به کنترل مصرف کمک میکنند.
بخش مهمی از چرخه کشاورزی شهری پاریس به مدیریت پسماندهای آلی مربوط میشود. برگها، شاخههای خردشده و باقیمانده سبزیجات با جمعآوری و پردازش مناسب به کمپوست تبدیل میشوند و برای تقویت خاک باغهای شهری به کار میروند. پاریس در سالهای اخیر تفکیک پسماندهای زیستی را گسترش داده و امکان جمعآوری پسماند غذایی را در بعضی نقاط شهر فراهم کرده است. این مواد پس از جمعآوری به کمپوست یا زیستگاز تبدیل میشوند. هدف این است که مواد آلی تا حد امکان به جای دفن یا سوزاندن، دوباره در چرخه تولید کود و انرژی قرار گیرند.

میلان؛ پیوند مدیریت پسماند غذایی با کشاورزی شهری
میلان یکی از شناختهشدهترین شیوههای مدیریت چرخشی پسماند غذایی را در اروپا دارد. این شهر از سال ۲۰۱۸ طرح «مراکز مدیریت پسماند مواد غذایی» را به اجرا درآورد. در این طرح مواد غذایی سالم اما فروختهنشده از فروشگاهها، بازارها و مراکز توزیع جمعآوری و پس از تفکیک در اختیار خیریهها و مراکز اجتماعی قرار میگیرد.
اگرچه هدف اصلی این مراکز، کاهش گرسنگی و توزیع غذای مازاد است، اما بخش غیرقابل مصرف مواد غذایی نیز میتواند وارد چرخه تولید کمپوست و کود آلی شود. به این ترتیب، زنجیرهای شکل میگیرد که در آن مواد غذایی مازاد یا به مصرف انسان میرسند یا برای بهبود خاک و تولید محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرند. طبق گزارشهای شهرداری، شبکه مراکز جمعآوری میلان در سالهای مختلف صدها تن غذای مازاد را از دورریز نجات داده است. این مدل از سوی نهادهایی همچون شبکه شهرهای C۴۰ و سازمانهای بینالمللی بهعنوان نمونهای قابلتوجه در کاهش پسماند غذایی معرفی شده است.
میلان همچنین از طریق برنامه «پیمان سیاست غذایی شهری میلان» تلاش میکند کشاورزی پیرامون شهر، بازارهای محلی، باغهای اجتماعی، آموزش تغذیه و کاهش پسماند را در یک سیاست واحد قرار دهد. در این الگو کشاورزی شهری فقط به تولید محصول محدود نیست؛ بلکه بخشی از سیستم گستردهتری است که تولید، توزیع، مصرف و بازیافت مواد غذایی را به یکدیگر متصل میکند.

نظر شما