وقتی باران هم حریف حضور مردم نمی‌شود

شب‌های ایران همچنان روایت حضورند؛ از خیابان‌های خیس گرگان تا میدان‌هایی که میزبان تجمعات شبانه‌ هستند، باران نیز به بخشی از قاب این روزها تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، خیابان‌ها در اثر بارش بارش شدید باران خیس بود، اما جمعیت همچنان ایستاده بود. گویی قطره‌های باران نه بهانه‌ای برای بازگشت به خانه که بخشی از روایت ایستادگی مردمی شده بود که شب‌های متوالی، حضور در خیابان را به نشانه‌ای از وفاداری و همبستگی تبدیل کرده‌اند. گرگان، شب گذشته، یکی از همین قاب‌ها را به تصویر کشید؛ مردمی که زیر بارش باران گرد هم آمدند و با صدای بلند شعار دادند: «باران رحمت آمد، رهبر ما خوش آمد.»

این تصویر، فراتر از یک تجمع شبانه، روایتی از تداوم حضوری است که در روزهای گذشته نیز در خیابان‌ها و میدان‌های مختلف کشور دیده شده است؛ حضوری که در آن، شرایط جوی نیز به بخشی از صحنه تبدیل می‌شود و باران به جای آنکه پایان‌بخش گردهمایی باشد، در روایت حاضران معنایی نمادین پیدا می‌کند.

باران می‌بارد، اما میدان خالی نمی‌شود

در میان هیاهوی قطره‌های باران و صدای شعارها، پرسشی دوباره در ذهن جان می‌گیرد؛ همان پرسشی که در روایت‌های این شب‌ها بازتاب پیدا کرده است: «شما را تا کی زیر این باران باید نگه داشت؟»

پاسخ را می‌توان در چهره‌هایی جست‌وجو کرد که با وجود خیس شدن لباس‌ها و سنگین شدن قدم‌ها، همچنان در کنار یکدیگر ایستاده‌اند؛ مردمی که حضورشان را نه تنها به شرایط مساعد هوا که به احساسی از تعلق، باور و مسئولیت گره زده‌اند.

برای آنان، باران تنها یک پدیده جوی نیست؛ در روایت این شب‌ها به نشانه‌ای از استقامت تبدیل می‌شود؛ تصویری از مردمی که می‌خواهند بگویند حضورشان با تغییر فصل و سرد و گرم شدن هوا پایان پیدا نمی‌کند.

مردمی که شب را به میدان همدلی تبدیل کرده‌اند

تداوم تجمعات شبانه، خیابان‌ها را به صحنه‌ای برای نمایش همدلی و بیان باورهای جمعی تبدیل کرده است. در این میان، بارش باران نیز قاب تازه‌ای به این روایت افزوده است؛ قاب مردمی که چترها را باز می‌کنند، لباس‌هایشان خیس می‌شود، اما همچنان در کنار هم می‌مانند و شعارهایشان در فضای بارانی شهر طنین می‌اندازد.

شب بارانی گرگان، بابل و دیگر شهرهایی که این شب‌ها شاهد بارش رحمت الهی بوده، تصویری است از پیوند طبیعت و عاطفه جمعی؛ از خیابان‌هایی که زیر باران می‌درخشند و صداهایی که در هوای نم‌خورده شب، رساتر به گوش می‌رسند. در چنین لحظه‌هایی، باران از حاشیه اتفاق بیرون می‌آید و خود به بخشی از روایت تبدیل می‌شود؛ روایتی که در آن، ماندن و ادامه دادن، معنایی نمادین پیدا می‌کند.

باران هر اندازه که خیابان‌ها را خیس کرده باشد، نتوانسته است تصویر حضور مردم را از قاب این شب بیرون ببرد. شب به پایان می‌رسد، باران فروکش می‌کند و خیابان‌ها آرام می‌شوند، اما آنچه از این صحنه در ذهن می‌ماند، تصویر مردمی است که می‌خواهند عهد و باور خود را در میدان عمومی شهر به نمایش بگذارند؛ مردمی که در شب‌های بارانی نیز، روایت حضورشان را ادامه می‌دهند.

کد مطلب 1011580

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.