صفر تا صد توافق نفتی آمریکا و روسیه؛ آیا روسیه به ایران خیانت کرده است؟

توافق نفتی مسکو و واشنگتن، پرسش‌هایی درباره آینده روابط ایران و روسیه و احتمال تقاطع منافع دو کشور برانگیخته است؛ اما آیا فروش انرژی به آمریکا را باید نشانه خیانت روسیه دانست یا این تصمیم را باید در چارچوب منافع ملی و رقابت قدرت‌ها بررسی کرد؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهای اخیر، خبر تماس تلفنی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین و توافق دو طرف برای فروش نفت و مشتقات نفتی روسیه به بازارهای جهانی، به‌ویژه بازار آمریکا، واکنش‌های گسترده‌ای را در محافل رسانه‌ای و تحلیلی برانگیخته است. برخی این توافق را «خیانت روسیه به ایران» یا «دور زدن ایران» تفسیر کرده‌اند، اما بررسی حجم محموله‌ها، منافع راهبردی طرفین و منطق روابط بین‌الملل، ابعاد دیگری از این توافق را آشکار می‌کند.

تماس تلفنی یک‌ساعت‌ونیمه ترامپ و پوتین به بهانه تبریک تولد رئیس‌جمهور روسیه انجام شد و موضوعاتی از جمله جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و جنگ ایران و آمریکا را دربر گرفت. مهم‌ترین نتیجه اعلام‌شده این گفت‌وگو، توافق دو رئیس‌جمهور برای فروش نفت و مشتقات نفتی روسیه به بازارهای جهانی و به‌طور ویژه آمریکا بود. ترامپ اعلام کرد روسیه در ماه نوامبر ۳۰۰ هزار تن گازوئیل تحویل می‌دهد و این رقم در ماه‌های بعد به ۵۰۰ هزار تن و سپس یک میلیون تن افزایش می‌یابد.

این توافق در شرایطی مطرح شده است که تنها ۲۴ روز به انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس آمریکا باقی مانده است. از این منظر، پوتین با فراهم کردن فرصتی برای تأمین بخشی از نیاز انرژی آمریکا، به ترامپ امکان می‌دهد فشارهای ناشی از قیمت سوخت را مدیریت کند و از این موضوع در فضای سیاسی پیش از انتخابات بهره ببرد.

توافق نفتی روسیه و آمریکا چقدر می‌ارزد؟

برای ارزیابی تأثیر واقعی این توافق، باید حجم محموله‌ها را با مصرف انرژی آمریکا مقایسه کرد. ۳۰۰ هزار تن گازوئیل معادل ۳۰۰ میلیون لیتر است، در حالی که مصرف روزانه گازوئیل در آمریکا حدود ۶۰۰ میلیون لیتر برآورد می‌شود. بر این اساس، کل محموله ماه نوامبر تنها نصف یک روز مصرف گازوئیل آمریکا را پوشش می‌دهد.

از منظر معادل نفت خام نیز هر بشکه نفت حدود ۱۵۹ لیتر است و به‌طور میانگین حدود ۴۰ درصد از هر بشکه به گازوئیل تبدیل می‌شود. بنابراین، برای تولید ۳۰۰ میلیون لیتر گازوئیل، به حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت خام نیاز است. این رقم در مقایسه با مصرف روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه‌ای نفت در آمریکا، ناچیز است.

این محاسبات نشان می‌دهد توافق یادشده، حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، قادر به حل مشکل انرژی آمریکا نیست و بیشتر اقدامی نمادین و مقطعی به شمار می‌رود. ترامپ می‌تواند با بزرگ‌نمایی این توافق، آن را به‌عنوان دستاوردی در مدیریت بازار انرژی و کاهش فشارهای اقتصادی بر افکار عمومی آمریکا عرضه کند؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که برای دولت او اهمیت سیاسی دارد.

منافع ملی؛ اصل تعیین‌کننده در روابط بین‌الملل

در روابط بین‌الملل، منافع ملی حرف اول و آخر را می‌زند. آمریکا در جنگ اوکراین میلیاردها دلار به کی‌یف کمک کرد، زیرا این اقدام را در راستای منافع خود می‌دانست. اکنون نیز در صورت خرید نفت روسیه، هدف واشنگتن می‌تواند جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت انرژی در بازار داخلی باشد.

از نگاه اوکراین، چنین تصمیمی ممکن است به معنای پشت کردن آمریکا به این کشور باشد، اما از منظر واشنگتن، پیگیری منافع ملی مبنای تصمیم‌گیری است. همین منطق درباره روسیه نیز صدق می‌کند. روسیه با ایران شریک است، اما شراکت به معنای همراهی در همه موضوعات نیست. دو کشور نه در همه زمینه‌ها منافع یکسانی دارند و نه انتظار همراهی کامل آن‌ها با یکدیگر واقع‌بینانه است.

روسیه کشوری مستقل با ملاحظات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت از ایران است و با اسرائیل نیز رابطه دارد. بنابراین، انتظار اینکه مسکو در همه شرایط دقیقا همان مسیری را انتخاب کند که تهران می‌خواهد، با واقعیت‌های سیاست خارجی سازگار نیست.

روسیه از توافق نفتی با ترامپ چه منافعی به دست می‌آورد؟

روسیه از این توافق چند منفعت راهبردی را دنبال می‌کند. نخست، مسکو در سال‌های اخیر تلاش کرده است آمریکا را از جبهه جنگ اوکراین دور نگه دارد. دولت ترامپ تعهد جدید و مستقلی برای تأمین تجهیزات نظامی و منابع مالی اوکراین نپذیرفته و بخشی از کمک‌هایی که همچنان به کی‌یف می‌رسد، به تعهدات دوره ریاست‌جمهوری جو بایدن بازمی‌گردد.

از این منظر، کاهش حمایت آمریکا از اوکراین می‌تواند موقعیت روسیه را در جنگ تقویت کند و اختلافات واشنگتن با متحدان اروپایی‌اش را افزایش دهد. تضعیف انسجام غرب در برابر مسکو نیز می‌تواند در برخی معادلات بین‌المللی به سود ایران باشد.

دوم، روسیه تحت فشار تحریم‌ها به بازارهای فروش نفت و گاز نیاز دارد. دسترسی به بازارهای جدید یا گسترش فروش به بازارهای موجود می‌تواند به حفظ درآمدهای انرژی و جلوگیری از تضعیف بیشتر اقتصاد این کشور کمک کند. تضعیف شدید اقتصاد روسیه، این کشور را به شریکی ضعیف‌تر برای ایران تبدیل خواهد کرد.

سوم، روسیه توانایی جایگزینی کامل نفت عراق، کویت، قطر، امارات و عربستان را که بخش اعظم عرضه آن‌ها از بازار حذف شده است، ندارد. از این رو، ادعای اینکه روسیه با توافق اخیر جای ایران را در بازار نفت می‌گیرد، با توجه به محدودیت حجم محموله‌های اعلام‌شده، بزرگ‌نمایی ابعاد این توافق است.

چرا روایت «خیانت روسیه به ایران» محل تردید است؟

در جنگ روایت‌ها، ایجاد بی‌اعتمادی میان کشورهای دارای منافع مشترک می‌تواند به سود رقبای آن‌ها تمام شود. سال گذشته ادعاهایی درباره معامله روسیه با اوکراین بر سر ایران مطرح شد و اکنون نیز برخی رسانه‌ها فروش نفت روسیه به آمریکا را نشانه دور زدن تهران معرفی می‌کنند. چنین برداشت‌هایی باید با بررسی شواهد و آثار عملی توافق سنجیده شوند.

مقامات روسیه نیز بر تداوم روابط با جمهوری اسلامی تأکید کرده‌اند. دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، در مصاحبه با تلویزیون ایران گفت: «ما هرگز روابطمان با جمهوری اسلامی ایران را فدا نخواهیم کرد، هر کسی که از ما بخواهد.» او همچنین روابط دو کشور را در سطح «بی‌سابقه» توصیف کرد و به تقویت همکاری‌ها پس از امضای معاهده مشارکت راهبردی در سال ۲۰۲۵ اشاره داشت.

با این حال، اظهارات رسمی به‌تنهایی برای ارزیابی روابط دو کشور کافی نیست و باید در کنار عملکرد عملی آن‌ها بررسی شود. توافق نفتی روسیه و آمریکا نیز باید در همین چارچوب، یعنی رقابت قدرت‌ها و تلاش هر کشور برای تأمین منافع خود، مورد ارزیابی قرار گیرد.

ایران و روسیه؛ شراکت راهبردی، نه عهد اخوت

ایران و روسیه کشورهای مستقلی هستند و هیچ‌کدام به دیگری وابسته نیست. هر کشور بر اساس منافع خود تصمیم می‌گیرد و همکاری در یک پرونده به معنای توافق کامل در همه پرونده‌ها نیست.

برای نمونه، زمانی که در سازمان ملل موضوع محکومیت روسیه مطرح شد، ایران رأی ممتنع داد. این تصمیم نشان داد که تهران نیز بر پایه محاسبات و ملاحظات خود عمل می‌کند. همان‌طور که روسیه حق دارد در موضوعات مختلف سیاست مستقل خود را دنبال کند، ایران نیز چنین حقی دارد.

دو کشور در موضوع جنگ اوکراین اختلافاتی دارند و ایران الحاق کریمه را به رسمیت نشناخته است؛ با این حال، در چارچوب همکاری‌های نظامی و دفاعی، ایران توان نظامی و پهپادی خود را در اختیار روسیه قرار داده است. این نمونه نشان می‌دهد روابط بین‌الملل را نمی‌توان تنها با دوگانه «دوست و دشمن» یا «وفاداری و خیانت» تحلیل کرد.

توافق نفتی روسیه و آمریکا چه اثری بر انتخابات کنگره دارد؟

مهدی تبریزی کارشناس مسائل روسیه اظهار کرد: اخباری درباره تماس تلفنی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، رؤسای جمهور آمریکا و روسیه، منتشر شد. این تماس حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید و دو طرف درباره موضوعاتی از جمله جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و جنگ ایران و آمریکا گفت‌وگو کردند.

وی افزود: مهم‌ترین موضوع در ارزیابی این تماس، توافق دو رئیس‌جمهور درباره فروش نفت و مشتقات نفتی روسیه به بازارهای جهانی، به‌ویژه آمریکا، است. در شرایط فعلی، بُعد سیاسی این توافق و تأثیر احتمالی آن بر معادلات انتخاباتی آمریکا اهمیت بیشتری دارد.

کارشناس مسائل روسیه تصریح کرد: در فاصله حدود ۲۴ روز مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، ولادیمیر پوتین فرصتی برای خروج دونالد ترامپ از بخشی از فشارهای اقتصادی و انرژی ایجاد کرده است؛ فرصتی که می‌تواند در کنترل قیمت انرژی در بازار آمریکا مؤثر باشد و از این راه به موقعیت انتخاباتی ترامپ و جمهوری‌خواهان کمک کند.

وی با اشاره به سابقه جنگ روسیه و اوکراین گفت: حدود چهار سال و نیم از آغاز جنگ روسیه و اوکراین می‌گذرد؛ جنگی که از نگاه مسکو، رویارویی با مجموعه کشورهای غربی و ناتو نیز به شمار می‌رود. پس از انتخابات آمریکا و بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، روسیه او را روزنه‌ای برای خروج از وضعیت دشوار تقابل با غرب ارزیابی کرد.

تبریزی ادامه داد: در دو سال و نیم گذشته، ارتباطات شخصی میان پوتین و ترامپ به شکل‌گیری شرایطی کمک کرده است که آمریکا از نظر سیاسی و راهبردی فاصله بیشتری از جبهه جنگ اوکراین بگیرد. واشنگتن در این مدت تعهد جدید و قابل‌توجهی برای تأمین تجهیزات نظامی و منابع مالی اوکراین نپذیرفته است، هرچند بخشی از کمک‌های ادامه‌یافته به کی‌یف به تعهدات دوره جو بایدن مربوط می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: روسیه تا اندازه‌ای توانسته است آمریکا را از جبهه جنگ اوکراین دور کند. این روند، در کنار اختلافات واشنگتن با متحدان اروپایی خود، به شکل‌گیری نوعی گسل فراآتلانتیکی منجر شده است؛ زیرا آمریکا برخلاف انتظار برخی متحدان اروپایی‌اش، حمایت مورد انتظار آنان از اوکراین را دنبال نکرده و این اختلافات بر روند پشتیبانی غرب از کی‌یف تأثیر گذاشته است.

این کارشناس مسائل روسیه افزود: اگرچه کشورهای اروپایی نیز در حمایت از اوکراین با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند، روسیه توانسته است با سیاست‌های خود آمریکا را تا اندازه‌ای از معادلات نظامی این جنگ کنار بگذارد. توافق نفتی اخیر نیز می‌تواند به تعمیق شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس و افزایش اختلافات واشنگتن با متحدان اروپایی‌اش کمک کند.

تفاوت محاسبات تهران و مسکو درباره انتخابات آمریکا

تبریزی با اشاره به تفاوت منافع ایران و روسیه در انتخابات آمریکا اظهار کرد: یکی از نکات مهم در بررسی این تحولات، تفاوت محاسبات سیاسی دو کشور درباره انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکاست. در شرایطی که ایران ممکن است شکست جمهوری‌خواهان و تضعیف موقعیت انتخاباتی ترامپ را در راستای منافع خود ارزیابی کند، محاسبات روسیه در نقطه مقابل قرار دارد.

تبریزی: در شرایطی که ایران ممکن است شکست جمهوری‌خواهان و تضعیف موقعیت انتخاباتی ترامپ را در راستای منافع خود ارزیابی کند، محاسبات روسیه در نقطه مقابل قرار دارد.

وی ادامه داد: روسیه تلاش می‌کند شرایطی فراهم شود که ترامپ و جمهوری‌خواهان همچنان کنترل دو مجلس کنگره آمریکا را در اختیار داشته باشند؛ زیرا تداوم این وضعیت می‌تواند به مسکو کمک کند تا در دو سال آینده نیز آمریکا را از جبهه جنگ اوکراین دور نگه دارد و مانع بازگشت واشنگتن به سیاست‌های حمایتی گسترده‌تر از کی‌یف شود.

کارشناس مسائل روسیه تصریح کرد: ممکن است این رفتار روسیه در فضای رسانه‌ای و تحلیلی ایران به‌عنوان نوعی خیانت به جمهوری اسلامی تلقی شود، اما برای تحلیل دقیق‌تر باید به منطق سیاست خارجی مسکو توجه کرد. روسیه در عرصه بین‌المللی به دنبال تأمین منافع ملی و امنیت ملی خود است و تلاش می‌کند با استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی و مدیریت روابط با آمریکا، موقعیت راهبردی خود را تقویت کند.

زلنسکی: توافق نفتی روسیه و آمریکا ضربه‌ای به اوکراین است

تبریزی با اشاره به واکنش اوکراین به توافق نفتی روسیه و آمریکا گفت: بلافاصله پس از انتشار خبر این توافق، ولودیمیر زلنسکی در گفت‌وگو با رسانه‌های اوکراینی، این اقدام را ضربه‌ای جدی به روابط آمریکا با شرکای اروپایی خود دانست. او معتقد بود چنین تفاهمی و لغو محدودیت‌های مربوط به فروش نفت روسیه، با ایجاد درآمدی در حدود چهار میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار برای مسکو، می‌تواند ضربه‌ای سنگین به جبهه اوکراین وارد کند و روند حرکت به سمت صلح را با مشکلات بیشتری روبه‌رو سازد.

وی خاطرنشان کرد: این تحول در راستای یکی از اهدافی است که روسیه می‌تواند از طریق آن منافع خود را تأمین کند؛ یعنی ایجاد اختلال در روابط اوکراین با کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، و افزایش اختلافات میان متحدان کی‌یف. بنابراین، توافق اخیر را باید در چارچوب راهبرد گسترده‌تر مسکو برای تغییر موازنه سیاسی و امنیتی جنگ اوکراین ارزیابی کرد.

تنگه هرمز؛ اهرم فشار ایران در معادلات انرژی

این کارشناس مسائل روسیه با اشاره به ضرورت بازنگری ایران در سیاست‌های مرتبط با تنگه هرمز گفت: جمهوری اسلامی ایران باید تحولات بازار جهانی انرژی و پیامدهای توافق نفتی روسیه و آمریکا را با دقت بیشتری بررسی کند. در فاصله حدود ۲۰ روز مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، تهران باید در سیاست‌های خود درباره تنگه هرمز و تحرکات مرتبط با عبور کشتی‌های نفتی، محاسبات دقیق‌تر و سنجیده‌تری داشته باشد.

وی افزود: اگر ایران به دنبال افزایش تأثیرگذاری بر معادلات سیاسی آمریکا و اثرگذاری بر نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای به زیان جمهوری‌خواهان باشد، لازم است سیاست‌های خود در تنگه هرمز را بازنگری کند. از این منظر، افزایش سخت‌گیری در زمینه انتقال انرژی از این آبراه راهبردی، یکی از گزینه‌هایی است که می‌توان درباره پیامدها و میزان اثرگذاری آن بحث کرد.

تبریزی در پایان تأکید کرد: توافق نفتی روسیه و آمریکا می‌تواند برای ترامپ فرصتی در جهت مدیریت فشارهای اقتصادی و انرژی در آستانه انتخابات فراهم کند. از این رو، ایران برای حفظ قدرت تأثیرگذاری خود بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی باید پیامدهای این توافق را در محاسبات راهبردی خود لحاظ کند و بررسی کند که چگونه می‌توان اثرات احتمالی این توافق بر موقعیت انتخاباتی دولت آمریکا را خنثی کرد.

منافع ملی را باید در عمل سنجید

توافق گازوئیلی روسیه و آمریکا از نظر فنی، با توجه به حجم محموله اعلام‌شده، تأثیر محدودی بر بازار انرژی آمریکا دارد؛ اما از نظر سیاسی، می‌تواند معامله‌ای تاکتیکی در چارچوب منافع ملی روسیه و تلاش این کشور برای تأثیرگذاری بر معادلات جنگ اوکراین و روابط واشنگتن با اروپا باشد.

این توافق به‌خودی‌خود اثبات‌کننده خیانت روسیه به ایران نیست، اما تفاوت محاسبات تهران و مسکو را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا آشکار می‌کند. در سیاست بین‌الملل، منافع ملی بر احساسات مقدم است؛ همان‌طور که روسیه منافع خود را دنبال می‌کند، ایران نیز باید با تکیه بر ظرفیت‌های مستقل خود، منافع ملی‌اش را پیش ببرد.

آنچه ایران و روسیه را به یکدیگر پیوند می‌دهد، منافع مشترک در برابر هژمونی آمریکا و نظام تک‌قطبی است. تا زمانی که این منافع مشترک پابرجا باشد، زمینه همکاری میان دو کشور نیز وجود خواهد داشت؛ با این حال، شناخت تفاوت منافع و ارزیابی عملکرد عملی طرف مقابل، ضرورتی است که نباید تحت‌تأثیر تیترهای رسانه‌ای یا برداشت‌های احساسی قرار گیرد.

کد مطلب 1011165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.