زاینده‌رود جاری باشد، حال ایران خوب می‌شود

در روز نکوداشت زاینده‌رود، خاطرات هنرمندان از روزهای پرآب این رودخانه، از قایق‌ها و پرندگان تا قدم‌زدن‌های شبانه در کنار پل‌های تاریخی،بار دیگر حسرت خاموشی شریان حیاتی اصفهان را زنده می‌کند؛ روایتی مشترک از دلتنگی برای گذشته و امید به روزی که زاینده‌رود دوباره جاری شود و زندگی به قلب اصفهان بازگردد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، زاینده‌رود فقط یک رودخانه نیست؛ بخشی از حافظه جمعی اصفهان و تصویری ماندگار از زندگی در قلب ایران است. رودی که روزگاری صدای جریان آبش با رفت‌وآمد مردم روی پل‌های تاریخی، پرواز پرندگان، قایق‌های روی آب و شب‌نشینی خانواده‌ها درهم می‌آمیخت، امروز در بسیاری از روزهای سال، به بستری خاموش تبدیل شده است؛ بستری که هر گوشه‌اش خاطره‌ای از روزهای پرآب را در خود نگه داشته و هر نگاه به آن، پرسشی قدیمی را زنده می‌کند: زاینده‌رود چه زمانی دوباره جاری خواهد شد؟

امروز، هجدهم مهر، در روز نکوداشت زاینده‌رود، فرصتی دیگر برای بازخوانی قصه این رودخانه و یادآوری جایگاه آن در هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی اصفهان فراهم شده است؛ رودخانه‌ای که اهمیتش به مرزهای یک شهر محدود نمی‌شود و احیای آن، خواسته مشترک مردمانی است که اصفهان را با زاینده‌رود و پل‌های تاریخی‌اش به یاد می‌آورند. زاینده‌رود در حافظه ایرانیان، تنها مسیر عبور آب نیست؛ نشانی از پیوند انسان با طبیعت، از تداوم زندگی شهری و از میراثی است که نسل‌های مختلف، خاطرات خود را در حاشیه آن ساخته‌اند.

در روزهایی که سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان برگزار می‌شد، حضور هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده سینما فرصتی فراهم کرد تا بار دیگر از زاینده‌رود گفته شود؛ از روزهایی که آب، جان تازه‌ای به شهر می‌بخشید، از خاطرات فیلم‌سازی در اصفهانِ پرآب، از قدم‌زدن‌های شبانه در کنار رودخانه و از پرندگانی که روزگاری بخشی از چشم‌انداز آشنای این شهر بودند. هنرمندانی که هرکدام با خاطره‌ای شخصی به زاینده‌رود پیوند خورده‌اند، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا از دلتنگی برای روزهای گذشته و امید به بازگشت جریان زندگی به این رودخانه سخن گفته‌اند.

برای سیدجواد هاشمی، زاینده‌رود بخشی از خاطرات نخستین تجربه‌های فیلم‌سازی در اصفهان است؛ خاطره روزهایی که حضور آب، خود انگیزه‌ای برای انتخاب این شهر به‌عنوان محل ساخت فیلم بود. رسول آذرگون از عظمت هنر و فرهنگ اصفهان می‌گوید و زاینده‌رود را بخشی از اهمیت و هویت این شهر می‌داند. گیتی خامنه، در یادآوری شب‌گردی‌های گذشته و همراهی با چهره‌های ماندگار سینما و ادبیات در حاشیه رودخانه، از خاطراتی سخن می‌گوید که هنوز در ذهن و دل او زنده‌اند. علی کاظمی نیز با یادآوری قایق‌ها و پرندگانی که روزگاری در کنار زاینده‌رود دیده بود، از حسرت مواجهه با بستر خشک رودخانه و امید به بازگشت روزهای پرآب می‌گوید.

این روایت‌ها، فراتر از خاطرات شخصی چند هنرمند، تصویری از جایگاه زاینده‌رود در حافظه مشترک ایرانیان ترسیم می‌کند؛ رودخانه‌ای که جریان آن با سرزندگی فضاهای شهری، رونق گردشگری، خاطرات خانوادگی و هویت تاریخی اصفهان گره خورده است. شاید هرکس زاینده‌رود را به شکلی متفاوت به یاد بیاورد، اما در میان این روایت‌ها، یک خواسته مشترک شنیده می‌شود: بازگشت آب به رودخانه‌ای که نامش با زایندگی و زندگی پیوند خورده است.

روز نکوداشت زاینده‌رود، یادآور همین پیوند عمیق و فرصتی برای شنیدن دوباره صدای مطالبه‌ای است که سال‌هاست از بستر خاموش رودخانه به گوش می‌رسد؛ مطالبه‌ای که نه در حسرت گذشته متوقف می‌شود و نه به خاطره‌گویی بسنده می‌کند، بلکه چشم به آینده‌ای دارد که در آن، زاینده‌رود دوباره بخشی زنده از زندگی روزمره شهر باشد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت هنرمندانی است که در جریان برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، از خاطرات خود با زاینده‌رود، دلتنگی برای روزهای پرآب و امید به جاری‌شدن دوباره این شریان حیاتی سخن گفته‌اند؛ روایت‌هایی که در روز نکوداشت زاینده‌رود، یک پیام روشن دارند: زاینده‌رود، خاطره‌ای متعلق به گذشته نیست؛ امیدی برای آینده اصفهان و میراثی برای همه ایران است.

زاینده‌رود جاری باشد، حال ایران خوب می‌شود

وقتی انگیزه‌ی ساخت یک فیلم، رودخانه‌ای پرآب بود

سینما همواره از روانِ زنده شهرها جان می‌گیرد. سید جواد هاشمی، بازیگر و کارگردان باسابقه، وقتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا از اولین تجربه فیلم‌سازی‌اش در دهه هشتاد می‌گوید، ناخودآگاه قدم به روزهایی می‌گذارد که زاینده‌رود، قلب تپنده‌ی لوکیشن‌های سینمایی بود. او از پیوند گسست‌ناپذیر این رویداد با اصفهان می‌گوید و حسرتی که امروز بر دل دارد: جشنواره فیلم کودک با هویت فرهنگی شهر اصفهان گره خورده است و معتقدم این جشنواره متعلق به اصفهان است.

او سپس اینطور ادامه میدهد: نخستین فیلم سینمایی‌ام را در سال ۱۳۸۲ در شهر اصفهان ساختم، همچنین نخستین فیلم کودک خود را نیز در همین شهر ساختم و تمام بازیگران در آن با لهجه اصفهانی صحبت می‌کردند که این موضوع برای من مایه افتخار است و اصفهان همیشه برایم لذت‌بخش بوده، هست و خواهد بود.

هاشمی در نهایت حسرتش از خشکی زاینده رود را اینطور بیان میکند: وقتی برای ساخت فیلم در سال ۱۳۸۲ به اصفهان آمدم، زاینده‌رود پر از آب بود و حتی وقتی از من پرسیدند چرا برای ساخت فیلم به اصفهان آمده‌ام، گفتم به خاطر زاینده‌رود آمده‌ام.

زاینده‌رود جاری شود، حال ایران خوب می‌شود

شکوه شهری که نفس‌هایش به آب بسته است

گاه برای لمسِ عظمت یک اثر، باید قدری دورتر ایستاد. رسول آذرگون، کارگردان سینما، از هوای متفاوتی می‌گوید که با قدم زدن در اصفهان استشمام می‌شود؛ شهری که روح بزرگش در تمام این سال‌ها الهام‌بخش هنرمندان بوده، اما زیست‌بومش برای ادامه این عظمت، محتاج جریان حیات است و به خبرنگار ایمنا میگوید: اصفهان فوق‌العاده است و حدود ۱۰ سال بود که نتوانسته بودم به این شهر بیایم، اما هر زمان که به اصفهان آمده‌ام، انرژی زیادی گرفته‌ام.

او معتقد است: وجود زاینده‌رود برای اصفهان اهمیت زیادی دارد، اما علاوه بر این، چیزی که جذاب است، هوایی است که در این شهر استشمام می‌کنم و عظمت هنر و فرهنگ آن است. وقتی این همه هنر و عظمت را در یک نقطه می‌بینم، احساس کوچکی می‌کنم و دیدن این عظمت برایم لذت‌بخش است.

این کارگردان علاقه اش به شهر تاریخی اصفهان را اینطور توصیف می‌کند: وقتی می‌گویند اصفهان نصف جهان است، دلیلش همین است و بسیار خوشحالم که در این شهر حضور دارم و حقیقت این است که در هیچ جشنواره‌ای شرکت نمی‌کنم، چون زمان کافی نداریم و همیشه مشغول کار هستیم، اما جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان برای من متفاوت است و حضور در اصفهان و دیدن ارتباط کودکان با این رویداد، انگیزه زیادی ایجاد می‌کند.

زاینده‌رود جاری شود، حال ایران خوب می‌شود

ردپای خالیِ موج‌ها بر ماسه‌های خاموش

گیتی خامنه، همان چهره‌ی آشنایی که برای چند نسل رمز خاطره‌سازی بوده، شب هنگام و در خلوت اصفهان به بستر خشک رودخانه رفته است. در میان حرف‌هایش، دلتنگی موج می‌زند؛ خاطره نیمه‌شب‌هایی که بزرگانِ رفته‌ی سینما و ادبیات این مرز و بوم، پا برهنه کنار آب روان قدم می‌زدند و حالا بستر خشک، پاسخِ آن همه عشق شده است، او به خبرنگار ایمنا می‌گوید: میزبانی مردم اصفهان فوق‌العاده بود. هرجا در این سرزمین می‌روم، از خاطره‌سازی و عشق می‌گویم و اینجا هم گرمی و صفای مردم را از نزدیک دیدم. شیوه زندگی مردم اصفهان هم برایم بسیار دلنشین بود.

او سپس اینطور ادامه میدهد: شب اول، کنار زاینده‌رود قدم زدم و یکی دو ساعت در آن حوالی گشتم. دیدن بستر خشک رودخانه دلم را گرفت و آرزو کردم که این بستر هیچ‌وقت خشک نماند و همیشه پرآب باشد.

خامنه می‌گوید: در همان قدم‌زدن، خانواده‌هایی را می‌دیدم که کنار درختان و در فضاهای باصفا نشسته بودند، با هم چیزی می‌خوردند، می‌خندیدند و لحظه‌های خوبی را کنار هم می‌گذراندند. این خانواده‌محوری و توانایی مردم اصفهان برای لذت‌بردن از لحظه‌های زندگی، بسیار دوست‌داشتنی است. پیش از این فکر می‌کردیم مردم شیراز در این زمینه توانایی ویژه‌ای دارند، اما دیدیم مردم اصفهان هم چیزی از آن‌ها کم ندارند.

این مجری با سابقه سپس اینطور از روهای خوش یاد می‌کند: بعضی از عزیزانی که آن روزها در کنار ما بودند، امروز دیگر در میان ما نیستند. کنار زاینده‌رود قدم می‌زدیم. آن روزها آقای کیارستمی و آقای کیومرث پوراحمد کنار من بودند؛ آقای خمسه و عزت‌الله انتظامی هم از همراهان آن روزها بودند. آقای مرادی کرمانی، نویسنده «قصه‌های مجید»، نویسندگان و خبرنگاران هم در جمع ما بودند. خیلی وقت‌ها حوالی نیمه‌شب کفش‌هایمان را درمی‌آوردیم و کنار زاینده‌رود قدم می‌زدیم.

و در انتها اینگونه سخنانش را به پایان میبرد: این‌ها از خاطره‌های خوب من از اصفهان است؛ خاطراتی که بخشی از زندگی آدم می‌شوند و با گذشت سال‌ها همچنان در ذهن و دل باقی می‌مانند.

زاینده‌رود جاری شود، حال ایران خوب می‌شود

پرسشی در برابر تاریخ: «آب آن رودخانه کجاست؟»

نگاه علی کاظمی، بازیگری که با لبخندهایش شناحته می‌شود، هنگام روبه‌رو شدن با خاکی که باید بستر پرندگان و قایق‌ها باشد، غمگین می‌شود. او از یک مطالبه فراملی و احساس مشترک تمام مردم ایران می‌گوید؛ اینکه جریان زاینده‌رود نه فقط حال اصفهان، که حالِ تمام کسانی را که دل در گرو این خاک دارند، خوب می‌کند، او میگوید: دیدن زاینده‌رود در این وضعیت جای تأسف دارد و امیدوارم دوباره روزهای خوب آن بازگردد و رودخانه جاری شود.

و سپس اینطور ادامه میدهد: زاینده‌رود بخشی از تاریخ اصفهان است و وقتی آب در آن جریان داشته باشد، هم حال مردم خوب می‌شود و هم فضای تاریخی شهر جان دوباره می‌گیرد و حیف است چنین میراثی را از دست بدهیم.

این بازیگر از خاطرات جوانی اینطور یاد می‌کند: در دوران جوانی و نوجوانی، زاینده‌رود را با آب، قایق‌ها و پرندگانی که در اطراف آن بودند دیده‌ام؛ وقتی امروز به اصفهان می‌آیم و به جای رودخانه جاری، بستری خشک و پل‌ها را می‌بینم، با خودم می‌گویم آب آن رودخانه کجاست. امیدوارم روزی دوباره زاینده‌رود پر از آب شود تا هم حال مردم اصفهان بهتر شود و هم ما که از شهرهای دیگر به اینجا می‌آییم بتوانیم از زیبایی آن لذت ببریم.

کاظمی در انتها قدردانی خود را از مردم ابراز میکند و می‌گوید: اگر علی کاظمی امروز در جایگاهی قرار گرفته، به دلیل مهر و محبت مردم است؛ خودم را خاک پای مردم ایران می‌دانم و امیدوارم همیشه دل مردم شاد و لب‌هایشان خندان باشد و در آرامش و دور از هر بلایی زندگی کنند.

زاینده‌رود جاری شود، حال ایران خوب می‌شود

زاینده‌رود؛ خاطره‌ای که باید دوباره به جریان زندگی بازگردد

به گزارش ایمنا، روز نکوداشت زاینده‌رود، تنها فرصتی برای مرور خاطرات روزهای پرآب این رودخانه نیست؛ یادآوری مسئولیتی مشترک در برابر میراثی است که هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی اصفهان با آن گره خورده است. روایت هنرمندانی که از زاینده‌رود گفته‌اند، نشان می‌دهد این رودخانه فراتر از یک جاذبه گردشگری یا بخشی از سیمای شهری، در حافظه جمعی ایرانیان جای دارد؛ از خاطرات فیلم‌سازی و قدم‌زدن‌های شبانه تا تصویر قایق‌ها و پرندگانی که روزگاری بر پهنه آب دیده می‌شدند.

امروز، در هجدهم مهر و روز نکوداشت زاینده‌رود، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل این دلتنگی مشترک به امیدی پایدار و تلاشی مؤثر برای احیای رودخانه است. زاینده‌رود برای بازگشت به زندگی، بیش از خاطره و آرزو، به تصمیم‌های مسئولانه، مدیریت پایدار منابع آب و عزمی فراتر از مرزهای جغرافیایی نیاز دارد؛ چراکه سرنوشت آن با آینده محیط‌زیست، میراث فرهنگی و کیفیت زندگی در اصفهان پیوند خورده است.

شاید روزی نسل‌های آینده، زاینده‌رود را نه از میان عکس‌های قدیمی و روایت‌های حسرت‌بار، بلکه با تماشای جریان آب زیر پل‌های تاریخی بشناسند؛ روزی که صدای آب دوباره در شهر بپیچد، پرندگان به حاشیه رودخانه بازگردند و خاطرات گذشته، در زندگی امروز مردم تکرار شود. تا آن روز، زاینده‌رود همچنان یک مطالبه زنده است؛ مطالبه‌ای که در روز نکوداشت آن، از زبان هنرمندان و در دل مردم اصفهان و ایران تکرار می‌شود: زاینده‌رود باید دوباره جاری شود؛ تا زندگی، خاطره و امید در نصف‌جهان جریان پیدا کند.

کد مطلب 1011037

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.