به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمانشاه، کودکی را معمولاً با دستهای رنگی نقاشی، کیف مدرسه، بازیهای طولانی و رؤیاهایی به یاد میآوریم که برای بزرگ شدن در سر میپرورانیم؛ روزهایی که قرار است فرصتی برای یاد گرفتن، تجربه کردن و کشف دنیای اطراف باشند.
با این حال، دنیای همه کودکان شبیه هم نیست. برای بعضیها، کار زودتر از مدرسه و مسئولیت زودتر از بازی از راه میرسد؛ برخی برای دسترسی به کتاب، هنر و فعالیتهای فرهنگی با محدودیت روبهرو هستند و عدهای نیز در میان تلخیهای جنگ، فرصت ادامه زندگی را از دست میدهند.
هفته ملی کودک، از ۱۵ تا ۲۱ مهر، فرصتی برای توجه دوباره به دنیای کودکان و نیازهای متنوع آنهاست؛ از حمایت اجتماعی و فراهم کردن فرصتهای رشد گرفته تا پاسداشت حق زندگی در امنیت و آرامش. نگاهی به وضعیت کودکان نشان میدهد که توجه به این دوران، تنها به برگزاری برنامههای مناسبتی محدود نمیشود و تحقق آن به حمایت خانوادهها، فراهم کردن فرصتهای برابر و همکاری نهادهای مختلف نیاز دارد.
وقتی کودکی به جای بازی، کار میکند
ورود زودهنگام به بازار کار، یکی از مسائلی است که میتواند مسیر زندگی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. کودکی که بخش زیادی از روز خود را صرف کار میکند، ممکن است فرصت کمتری برای تحصیل، بازی، یادگیری مهارتهای اجتماعی و تجربه روزهای معمول این دوران داشته باشد. به همین دلیل، حمایت از کودکان کار تنها به ارائه خدمات مقطعی محدود نمیشود و رسیدگی به شرایط خانوادگی و اجتماعی آنها نیز اهمیت دارد.
مجید درویشی، مدیرکل بهزیستی استان کرمانشاه درگفتوگو باخبرنگار ایمنا، با اشاره به وضعیت کودکان کار در استان، از شناسایی حدود ۸۰۰ کودک کار از سال ۱۴۰۰ تاکنون خبر داده است.
به گفته وی، ۳۵۰ کودک امروز از خدمات بهزیستی بهرهمند میشوند؛ آماری که نشان میدهد حمایت از این گروه، نیازمند پیگیری مستمر و برنامهریزی متناسب با شرایط هر کودک و خانواده اوست.
درویشی فقر اقتصادی را یکی از عوامل مؤثر در ورود کودکان به چرخه کار میداند، اما این مسئله را نمیتوان تنها به مشکلات مالی محدود کرد. ازهمگسیختگی خانواده، اعتیاد یا مصرف الکل در والدین، کودکآزاری، شرایط نامناسب خانوادگی و نیاز خانواده به درآمد کودک نیز از عواملی هستند که میتوانند زمینه کار کودکان را فراهم کنند.
در برخی خانوادهها، فشار اقتصادی به اندازهای است که درآمد کودک به بخشی از هزینههای زندگی تبدیل میشود؛ در شرایطی دیگر، مشکلات و آسیبهای خانوادگی باعث میشود کودک در معرض کار و آسیبهای اجتماعی قرار بگیرد. همین تفاوتها نشان میدهد که نمیتوان برای همه کودکان کار، یک راهکار یکسان در نظر گرفت و حمایت مؤثر باید با شناخت وضعیت هر کودک و خانواده او آغاز شود.
از نگاه بهزیستی، هدف حمایت از کودکان کار نباید تنها شناسایی و ارائه خدمات اولیه باشد؛ توانمندسازی پایدار کودک و خانواده، کاهش آسیبهای اجتماعی، فراهم کردن امکان ادامه تحصیل و آموزش مهارتهای مورد نیاز نیز باید در این مسیر دنبال شود. مهم آن است که حمایتها به بهبود شرایط زندگی کودک منجر شود و زمینه خروج او از چرخه کار و بازگشت به مسیر طبیعی رشد را فراهم کند.
پیشگیری از ورود کودکان به چرخه کار نیز به اندازه حمایت از کودکانی که هماکنون در این شرایط قرار دارند، اهمیت دارد. شناسایی زودهنگام خانوادههای در معرض آسیب، حمایت از خانوادههای نیازمند و رسیدگی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنها میتواند از ورود کودکان بیشتری به محیط کار جلوگیری کند. در این رویکرد، به جای آنکه مداخله تنها پس از اشتغال کودک آغاز شود، باید شرایطی فراهم شود که خانواده برای تأمین معاش، به کار فرزند خود وابسته نشود.
درویشی همچنین بر ضرورت هماهنگی میان دستگاههای مسئول تأکید دارد؛ چراکه مسائل کودکان کار تنها با فعالیت یک نهاد حل نمیشود و به همکاری مجموعههایی نیاز دارد که در حوزههای حمایتی، اجتماعی، آموزشی و مهارتآموزی فعالیت میکنند.
در همین رابطه، پیشنهاد ایجاد یک مرکز جامع حمایتی، تخصصی، آموزشی و فنیوحرفهای در محلههای آسیبپذیر مطرح شده است؛ مرکزی که بتواند با مشارکت دستگاههای اجرایی و نظارت استانداری، خدمات مورد نیاز کودکان و خانوادههای آنها را در دسترس قرار دهد. این پیشنهاد به استانداری ارائه شده است تا امکان بررسی و پیگیری آن فراهم شود.
چنین مرکزی میتواند به جای پراکندگی خدمات، زمینه دسترسی منسجمتر خانوادهها به حمایتهای اجتماعی، آموزش و مهارتآموزی را فراهم کند. در نهایت، هدف آن است که کودک نه به عنوان نیرویی برای تأمین بخشی از هزینههای خانواده، بلکه به عنوان فردی در حال رشد دیده شود که به آموزش، امنیت و فرصت ساختن آینده نیاز دارد.
دنیایی که با کتاب و بازی بزرگتر میشود
کودکی تنها به تأمین نیازهای اولیه محدود نمیشود. کتاب، قصه، نقاشی، نمایش، بازی و فعالیتهای گروهی نیز بخشی از تجربههایی هستند که به رشد فکری، اجتماعی و عاطفی کودکان کمک میکنند و به آنها فرصت میدهند تواناییها و علاقههای خود را بشناسند.
منیژهالسادات حسینی، معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه، با اشاره به فعالیتهای این مجموعه، از عضویت بیش از ۵۵ هزار کودک و نوجوان در کانون خبر داده است. کانون در استان ۳۶ مرکز ثابت و دو واحد سیار دارد و بیش از ۶۰ نوع فعالیت فرهنگی، هنری، علمی، ادبی و مهارتی در آن ارائه میشود.
قصهگویی، نقاشی، نمایش، فیلم، کاردستی، عروسکسازی، بازی و فعالیتهای کتابمحور از جمله برنامههایی است که کودکان در مراکز کانون تجربه میکنند. این فعالیتها علاوه بر پر کردن اوقات فراغت، میتوانند زمینهای برای تقویت خلاقیت، افزایش اعتمادبهنفس و پرورش توانایی برقراری ارتباط با دیگران باشند.
البته علاقه کودکان به کتاب و فعالیتهای فرهنگی، جدا از شرایط خانواده و محیط زندگی آنها نیست. آشنایی با کتاب و قصه از سالهای نخست زندگی و همراهی والدین در این مسیر، در شکلگیری عادت مطالعه نقش دارد؛ اما دسترسی به امکانات فرهنگی نیز باید برای همه کودکان فراهم باشد.

واحدهای سیار کانون با هدف رساندن خدمات فرهنگی به مناطق روستایی و کمبرخوردار فعالیت میکنند، اما محدودیت خودرو باعث شده است همه مناطق مورد نیاز بهطور کامل زیر پوشش قرار نگیرند. کمبود نیروی انسانی و اعتبارات و نیاز برخی مراکز به تعمیر و بازسازی نیز از دیگر مشکلات این حوزه است. مرکز شماره هشت کانون در جعفرآباد نیز به دلیل ناایمن بودن ساختمان تعطیل شده است.
این محدودیتها نشان میدهد گسترش فرصتهای فرهنگی برای کودکان، تنها به تنوع برنامهها وابسته نیست؛ دسترسی به مرکز مناسب، حضور مربی و امکان شرکت در فعالیتها نیز اهمیت دارد. کودکی که در منطقهای دورتر از مراکز فرهنگی زندگی میکند، باید فرصت آشنایی با کتاب، هنر و تجربههای تازه را داشته باشد؛ فرصتی که نباید به محل زندگی یا توان مالی خانواده وابسته باشد.
کودکانی که فرصت بزرگ شدن نیافتند
در کنار کودکانی که با دشواریهای اقتصادی یا محدودیت دسترسی به امکانات فرهنگی روبهرو هستند، جنگ نیز میتواند ابتداییترین حق کودکان، یعنی حق زندگی در امنیت، را از آنها بگیرد.
نیهان کهریزی و باران صادقی از جمله کودکانی بودند که در جریان جنگ جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که باید فرصت درس خواندن، بازی کردن، بزرگ شدن و ساختن آینده خود را میداشتند. در کنار آنها، کودکان دیگری نیز قربانی جنگ شدند؛ از جمله ۱۶۸ دانشآموز مدرسه میناب که جان باختند و خانوادههای بسیاری را در سوگ فرزندانشان نشاندند.
مرگ هر کودک، تنها پایان یک زندگی نیست؛ رؤیاهایی نیز ناتمام میماند که میتوانستند در سالهای آینده شکل بگیرند. نیمکت مدرسه، دفتر نقاشی، بازی با دوستان و برنامههایی که برای آینده در ذهن یک کودک شکل میگیرد، بخشی از دنیایی است که باید در آرامش ادامه پیدا کند.
توجه به حقوق کودکان، بدون توجه به حق زندگی و امنیت آنها کامل نیست. همانطور که حمایت اجتماعی باید مانع محروم ماندن کودکان از تحصیل و رشد شود، حفاظت از جان آنها نیز مسئولیتی اساسی است؛ مسئولیتی که در هیچ شرایطی نباید به حاشیه برود.
آینده ایران از کودکان امروز آغاز میشود
کودکان کار، کودکانی که دسترسی محدودی به فرصتهای فرهنگی دارند و کودکانی که در جنگ جان خود را از دست میدهند، هر کدام بخشی از واقعیت دنیای کودکی را پیش چشم جامعه قرار میدهند. این مسائل اگرچه از یک جنس نیستند، در یک نقطه به هم میرسند: کودکان برای رشد و ساختن آینده به حمایت، فرصت و امنیت نیاز دارند.
در نگاه به آینده کشور نیز نباید نقش کودکان امروز را نادیده گرفت. رهبر انقلاب در دیدار با دانشآموزان در آذر ۱۳۹۵ با اشاره به مسئولیت نسل جوان در آینده کشور تأکید کردند که فردای این کشور و تاریخ آن متعلق به شماست و شما ادارهکنندگان این کشور و تاریخ آن خواهید بود.
این آینده زمانی شکل میگیرد که کودکان امروز فرصت یادگیری، تجربه کردن و شکوفایی داشته باشند؛ خانوادههای نیازمند برای تأمین زندگی حمایت شوند، زمینه ورود کودکان به چرخه کار کاهش یابد، امکانات فرهنگی در دسترس مناطق مختلف قرار گیرد و امنیت و حق زندگی کودکان در هر شرایطی پاس داشته شود.
هفته کودک فرصتی برای یادآوری همین مسئولیت مشترک است؛ اینکه کودکان فقط مخاطبان برنامههای یک هفته از سال نیستند، بلکه زندگی امروز و آینده آنها به تصمیمها و اقدامهای بزرگسالان گره خورده است. آینده ایران از فرصتهایی ساخته میشود که امروز برای کودکان فراهم میکنیم؛ از حمایت از خانوادهای که با دشواری اقتصادی روبهروست، تا رساندن کتاب و هنر به مناطق کمبرخوردار و پاسداری از حق هر کودک برای زندگی، یادگیری و رؤیاپردازی.
نظر شما