به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسول رکنیزاده در دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی «اصفهانخوانی» تدوین دانشنامه اصفهان را اقدامی بنیادین و شایسته نام و تبار این شهر تاریخی دانست و اظهار کرد: دانشنامهها در بنیاد خود رسالت هویتبخشی به یک شهر و پیکره تمدنی را بر عهده دارند. هرچند در نگاه نخست تدوین دانشنامه غالباً رسالتی بر دوش پژوهشگران تاریخ تلقی میشود و منظر تاریخی بیگمان دارای جایگاهی بیبدیل است، اما دانشنامه اصفهان نباید در گذشته متوقف بماند؛ این دانشنامه یک رویداد مقطعی یا تنها تاریخی نیست، بلکه جریانی زنده و دائمی است که از اعماق تاریخ گذشته آغاز میشود و باید تا افقهای آینده امتداد یابد.
وی در ادامه با اشاره به اینکه هدف غایی این دانشنامه «کشف حقیقت و هویت تاریخی اصفهان» است، افزود: اصفهان دارای هویتی تکوینیافته و حقیقتی زنده است؛ شهری که مکتب فلسفی، فرهنگ غنی، مساجد و بناهای باشکوه و شریان حیاتی زایندهرود تاروپود هستی تاریخی آن را شکل دادهاند. رسالت ما پذیرش و بازنمایی علمی این حقیقت تاریخی و امتداد بخشیدن به آن است.
رئیس دانشگاه اصفهان، با برشمردن یکی از دشوارترین چالشهای دوران کنونی یعنی «بحران هویت»، به تحلیل معماری و شهرسازی معاصر پرداخت و اظهار داشت: در عصر شکوفایی مکتب اصفهان، عالیترین جلوههای معماری به عرصه جهانی معرفی شد؛ این درخشش حاصل پیوند وثیق و انداموار میان اندیشه فلسفی و معماری بود. اما در دوران مدرن، متأسفانه این رشته پیوند گسسته شد و تفکر عمیق بومی نتوانست در ساختارهای فناوری و کالبد ابنیه نوین بازتولید شود.
وی با تأمل بر وضعیت کالبدی شهرهای امروز تصریح کرد: امروز با پدیده شهر بیهویت روبهرو هستیم؛ بناهایی که ساخته میشوند، نه نشانی از میراث دیرینه دارند و نه با نظام اندیشگی امروز اصفهان پیوند خوردهاند. پارادوکس دردناک این است که با تمام توان از خانهها و بناهای تاریخی ۴۰۰ یا ۵۰۰ ساله حفاظت میکنیم چرا که آنها را بخشی اصیل از جان و هویت خویش میدانیم، اما ساختمانهای معاصر را تنها پس از چند دهه به سادگی کلنگی خوانده و تخریب میکنیم. ریشه این انفصال بنیادین میان فناوری ساخت و معماری با زیستبوم ما، در بحران هویت و فقدان پیوستگی در نظام اندیشه نهفته است.
پیوستگی ساختاری مداخل دانشنامه؛ از فلسفه و سیاست تا زایندهرود و فرونشست زمین
رکنیزاده با تأکید بر اینکه دانشنامه اصفهان نباید به مجموعهای از گزارشهای مجزا و تقلیلیافته تاریخی بدل شود، خاطرنشان ساخت: مداخل این دانشنامه نباید انتزاعی و بریده از هم باشند؛ هیچ مدخلی در اصفهان مستقل از نظام اندیشگی، بستر اجتماعی، مبارزات تاریخی مردم و جایگاه معنوی آن بهمنزله دارالمؤمنین نیست. مداخل دانشنامه باید زنده باشند و پیوسته یکدیگر را فرا بخوانند و به هم ارجاع دهند.
وی به عنوان نمونه به اهمیت مدخل «زایندهرود» اشاره کرد و افزود: اگر از زایندهرود سخن میگوییم، این مدخل از یک سو باید با دوران صفویه و دستاوردهای مکتب علمی و فلسفی اصفهان پیوند بخورد و از سوی دیگر باید تا متن مسائل امروز کشیده شود؛ تا جایی که صادقانه تبیین کند چگونه در مواجهه با مدرنیته و رفتارهای ناصواب با محیط زیست، نگین تمدنی ایران امروز گرفتار فرونشست هولناک زمین و تهدید حیات اقلیمی شده است. دانشنامه زمانی اصالت دارد که تاریخ و بحرانهای زیستمحیطی را در پیوند با یکدیگر روایت کند.
رئیس دانشگاه اصفهان، با اشاره به نقش تدوینکنندگان دانشنامه در صورتبندی فردای این شهر گفت: کسانی که امروز درباره هویت اصفهان قلم میزنند، در معماری آینده آن سهیم هستند؛ مشروط بر آنکه روایتی دقیق، جامع و شجاعانه از دوران معاصر نیز داشته باشند. ما باید بدانیم اصفهان را چگونه از پیشینیان تحویل گرفتهایم و با چه کیفیت و ماهیتی میخواهیم آن را به آیندگان بسپاریم. دانشنامه کتابی متعارف پیرامون رویدادهای گذشته نیست؛ سرمایهای راهبردی و تمدنی در سطح ملی و جهانی است.
جامعه بیتاریخ، جامعهای آلزایمری و فاقد آینده است
رکنیزاده در پایان سخنان خود با تمثیلی هشداردهنده نسبت به فراموشی هویت تاریخی یادآور شد: جامعهای که تاریخ خویش را از دست بدهد، همانند فردی مبتلا به آلزایمر است؛ انسانی که حافظه و گذشتهاش را از یاد برده، قادر به ترسیم هیچ چشمانداز و برنامهای برای آینده نخواهد بود. جامعه ناآگاه از تاریخ نیز آیندهای نخواهد داشت. دانشنامه اصفهان باید دیدهبان و نگاهبان چنین هویتی باشد تا نهتنها از دیروز پرافتخار این مرزوبوم صیانت کند، بلکه میراثی راهگشا و روشن برای نسلهای فردا به یادگار بگذارد.
گذار از نگارشهای روتین به سمت پژوهشهای عمیق آکادمیک
معاون اداری و مالی دانشگاه اصفهان با تبیین تفاوت ماهوی این دانشنامه با متون گردآوریشده مرسوم، افزود: «مداخلی که در این دانشنامه طرحریزی و تدوین میشود، قرار است از فرمتهای روتین فاصله بگیرد و دارای سهم تحقیقاتی و پژوهشی قابلتوجهی باشد. دانشگاه اصفهان بر این مبنا، وظیفه پژوهشی خود را در این حوزه تعریف کرده و بهطور مشخص، مدخل «دانشگاه اصفهان» را بهعنوان نخستین گام در این مسیر در اولویت قرار داده است.»
وی تأکید کرد: برای تدوین مدخل دانشگاه اصفهان، باید از ظرفیتِ بیبدیل افرادی استفاده کرد که نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ سال در این دانشگاه زیستهاند؛ کسانی که حافظه شفاهی و متحرک این نهاد آموزشی هستند. ثبت اندیشهها و تجربیات این پیشکسوتان، غنای علمی این بخش از دانشنامه را تضمین میکند.
صفاری در ادامه به تشریح سیاستهای حمایتی معاونت پژوهشی دانشگاه پرداخت و گفت: دانشگاه تمامی توان خود را برای پشتیبانی از همکاران فعال در این طرح به کار خواهد گرفت. این حمایتها در سه لایه عملیاتی خواهد شد: نخست، ثبت این اثر به عنوان یک دستاورد پژوهشی رسمی که همکاران بتوانند از امتیازات پژوهشی آن بهرهمند شوند؛ دوم، تأمین مالی و تخصیص گرنتهای پژوهشی برای موضوعات خاص و کلیدی؛ و سوم، هدایت پایاننامههای کارشناسی ارشد و رسالههای دکتری به سمت مداخل دانشنامه.
وی تصریح کرد: با این رویکرد، ضمن در اختیار قرار دادن منابع و دانشجویان تحصیلات تکمیلی مرتبط به این پروژه، تلاش میکنیم کیفیت و دقت علمی در تمامی مداخل دانشنامه اصفهان تضمین شود.
صفاری در پایان سخنان خود، تدوین دانشنامه اصفهان را یک «تکلیف و وظیفه دانشگاهی» خواند و ابراز امیدواری کرد که با همافزایی همکاران دانشگاهی، گامهای مؤثری در شکلگیری این سرمایه تمدنی برداشته شود تا جامعه علمی و عموم مردم بتوانند از خروجیهای دقیق، عمیق و جامع آن بهرهمند گردند.
نظر شما