به گزارش خبرگزاری ایمنا، مهدی بصراوی، فعال فرهنگی ورزشی در یادداشتی نوشت:« ️عدم توجه به مدیریت هویت، ایدههای فرهنگی استراتژیک، هدفگذاری فرهنگی در ورزش در جهت ساخت الگوهای اخلاقی در خصوص ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی، نبود نقشه راه گفتمانسازی فرهنگی و اخلاقی در ورزش، فراموشکاری عامدانه از تاثیر الگوهای سنتی ملی مذهبی بر ورزشکاران و ایجاد استمرار در راستای منش های پهلوانی، معیارسنجی موفقیت مدیران ورزشی و ورزشکاران براساس تعداد و رنگ مدالها بدون توجه به توسعه ارزشها غفلتی است که با آغاز ریلگذاری ورزش قهرمانی و فاصله گرفتن از روشها و منشهای جوانمردی آغاز گردید و امروزه با اغفال گسترده توسط فضای تبلیغاتی بیگانه و آنچه که بارها رهبر شهید از آن به عنوان نفوذ فرهنگی نام برده اند همراه گردید و موجبات غفلت تا اغفال فرهنگی و تقابل نگاه مادی و معنوی را در عوض همپوشانی سبک زندگی کیفی و کمی ایجاد نمود.
️از دامپینگ مالی در ورزش تا ترور فرهنگ که سرآغاز نقطه سقوط ارزشها در ورزش است و با عنوان قهرمانسازی براساس الگوپذیری از سبک سوپرمن سازی غربی بهوجود آمده است.
بر اساس نظریه حلقههای جامعه شناختی پروفسور سرسان ؛ امروز ۴ حلقه رفتارها ؛ ساختارها؛ معیارها و حلقه مرکزی در جامعه با آفات و آسیبهای متعدد سطحی و عمقی مواجه است که روح جمعی را با چالشهای اساسی فرهنگشناختی و جامعهشناختی مواجه ساخته است و برون رفت از آنها با بازگشت به تجارب پربار گذشته و محور قرار دادن جوانان ، خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و فرهنگ به جای اقتصاد ، بانک و اشرافیت دولتی است.
نبود انگیزه،اندیشه و عمل در ایجاد شبکه سازی اجتماعی برای ثمربخشی تحولات اجتماعی از طریق تاثیر الگوهای ورزشی براساس معیارهای ذهنی،فرهنگی و اجتماعی موجب ضعف و بی انگیزگی فعالان فرهنگی در حوزه ورزش شده است.
دنیاپرستی، نفوذ فرهنگی و سکولار کردن جامعه ، مبانی علمی و عملی آموزه های اسلامی ـ علوی را تحت تاثیر قرار داده است.
ساختار ذهنی مدرن با برنامهریزی طولانی مدت در مرور زمان و سراب سازی در غلبه مادیات بر معنویات با تبلیغات گسترده رسانه ای-هالیودی باعث گردیده تا در غرب،فرهنگ خود را به کبر و غرور و دین خود را به فساد و فحشا در سر میز قمار ببازند.
برتری پایدار یک جامعه با پول خریداری نمیشود،ثروت و سرمایه بدون ساختار غنی فرهنگی،آکادمیک ، متدولوژی علمی و مدیریت استعداد مسکنی مقطعی است.
راز بقا در قله ورزش پیوند میان سلامت ساختار فرهنگی،حقوقی و توسعه مستمر پایهها است.
سرمایهگذاری نامحدود مالی شاید بتواند ستارههای بزرگ را خریداری کند، اما نمیتواند «هوش تاکتیکی جمعی» و «متدولوژی ادراکی» را در یک شب بازتولید نماید.
نقض مقررات سودآوری پایدار مالی،پنهان سازی قراردادهای واقعی و اسپانیرینگ@های صوری در ورزش خود برهم زننده تعادل رقابتی در ورزش هستند همگی شرایطی را در جهت بیتوجهی به ارزش های فرهنگی از غفلت تا اغفال بوجود میآورند.
شاید آنچه بیش از هر چیزی در خصوص توسعه فرهنگی از توجه به نمادها تا الگو سازی شخصیتی مورد نیاز است توجه ویژه به بیانیه گام دوم رهبر شهید انقلاب و مبنا قرار دادن جوان مومن انقلابی به عنوان موتور محرک جامعه اسلامی در رسیدن به تمدن اسلامی است که ترویج فرهنگ علوی،سبک زندگی ایرانی اسلامی و تبیین فرهنگ غدیر مقدمه است که می تواند نقشه غفلت مدیران و اغفال فرهنگی را بی اثر نماید.
در نتیجه تغییر زیستبوم فرهنگی براساس معماری جدید حکمرانی فرهنگی(ورزشی) با تمرکز بر تقسیم مسئولیت هوشمندانه در جهت تنظیم گری فرهنگی در ورزش بر اساس سبک زندگی ایرانی اسلامی حلقه ایست مفقوده که باید مورد تفکر و تدبر تصمیم گیران و تصمیم سازان فرهنگی قرار گیرد.»
نظر شما