به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ تنها صدای آژیر و انفجار و خبرهای جبهه نیست؛ گاهی در خانهای که یک نوجوان در آن زندگی میکند هم جریان دارد؛ در قهرهای خانوادگی، دلخوریها، احساس دیده نشدن و سؤالهایی که یک نوجوان درباره خودش و دنیای اطرافش دارد. «شبهای بیستاره»، سراغ همین بخش کمتر دیده شده از سالهای جنگ رفته است، قصه دختری نوجوان که همزمان با آشوبهای بیرون، درگیر آشوبهای درون خودش است.
قهرمان داستان در سالهای جنگ، میان دغدغههای نوجوانی و فضای پرتنش خانواده گرفتار شده است. او احساس میکند در خانه کسی آنطور که باید او را نمیبیند و همین حس نادیده گرفته شدن، او را به جایی خارج از خانه میکشاند؛ انبار کمکهای مردمی برای جبهه، جایی که قرار است محل جمعآوری و آمادهسازی کمکها باشد، برای او تبدیل به فرصتی برای پیدا کردن آدمهایی میشود که حرفش را میفهمند و برای احساساتش ارزش قائل هستند.
آشنایی او با زنی که در این فضا فعالیت میکند، یکی از نقاط مهم داستان است؛ زنی که برخلاف تجربهای که دختر در خانه دارد، برای او شخصیت و هویت مستقلی قائل میشود. همین رابطه به تدریج به دختر کمک میکند خودش را بهتر ببیند و دنیای اطرافش را از زاویهای تازه تجربه کند.
در این میان، پای نخستین عشق هم به زندگی دختر باز میشود؛ تجربهای تازه و ناشناخته که در کنار قهر و آشتیهای خانوادگی و بحرانهای دوران نوجوانی، جهان ذهنی او را پیچیدهتر میکند. «شبهای بیستاره» از همین مسیر، جنگ را نهتنها از دریچه جبهه، بلکه از نگاه نوجوانی روایت میکند که در همان روزها باید با تغییرات روحی و عاطفی خودش هم کنار بیاید.
نکته جذاب کتاب این است که نوجوان قصه، یک قهرمان دور از دسترس نیست. او احساساتی دارد که برای بسیاری از نوجوانان آشناست؛ میل به دیده شدن، نیاز به شنیده شدن، دلخوری از خانواده، جستوجوی هویت و تجربه احساساتی که شاید خودش هم هنوز نتواند برایشان اسم پیدا کند.
«شبهای بیستاره» میتواند برای نوجوان امروز نیز قابل لمس باشد؛ حتی اگر فضای داستان به سالهای جنگ بازگردد. مسئله اصلی کتاب، نوجوانی است؛ همان دورهای که آدم بیش از همیشه بهدنبال پاسخ این سؤال میگردد که « من کی هستم و دیگران واقعا من را چه طور می بینند؟
از سوی دیگر، این کتاب میتواند برای والدین هم خواندنی باشد؛ روایتی که یادآوری میکند پشت رفتارها و واکنشهای گاه عجیب نوجوانان، دنیایی از احساسات و پرسشهای دیدهنشده وجود دارد. شاید «شبهای بیستاره» بیش از آنکه تنها قصه یک دختر در سالهای جنگ باشد، دعوتی باشد برای اینکه نوجوانها را کمی بیشتر ببینیم و کمی بیشتر به حرفهای ناگفتهشان گوش بدهیم.
نظر شما