به گزارش خبرگزاری ایمنا، واکسیناسیون از آن دسته مداخلات پزشکی است که موفقیت آن گاهی باعث میشود ضرورتش کمتر به چشم بیاید، زیرا هدف اصلی واکسن این است که پیش از رسیدن بیماری، فرصت آسیبرسانی را محدود کند. کاهش شیوع برخی بیماریهای عفونی در طول دهههای گذشته موجب شده بسیاری از نسلهای جدید کمتر با پیامدهای شدید آنها مواجه شوند، اما همین فاصله گرفتن از تجربه مستقیم بیماری میتواند اهمیت پیشگیری را برای برخی خانوادهها کمرنگ کند.
تاریخ واکسیناسیون نشان میدهد که تمرکز اولیه بر بیماریهایی بوده است که تعداد زیادی از افراد را درگیر میکردند یا میتوانستند عوارض سنگین و مرگومیر ایجاد کنند. دیفتری، کزاز، سیاهسرفه و فلج اطفال از جمله بیماریهایی هستند که واکسن در کنترل آنها نقش مهمی داشته است. آبله نیز نمونهای است که مسیر پیشگیری در نهایت به حذف بیماری از سطح جهان انجامید؛ دستاوردی که جایگاه واکسیناسیون را در سلامت عمومی بهخوبی نشان میدهد.
با وجود این، هیچ بیماری فقط به دلیل آنکه در بسیاری از موارد با گذشت زمان بهبود پیدا میکند، بیاهمیت تلقی نمیشود. شدت بیماری در همه افراد یکسان نیست و برخی عفونتها میتوانند برای گروههای آسیبپذیر عوارض جدی به همراه داشته باشند و به همین دلیل، منطق واکسیناسیون تنها جلوگیری از ابتلا نیست، بلکه کاهش احتمال بروز شکلهای شدید بیماری و پیامدهای آن نیز بخش مهمی از فلسفه پیشگیری است.
در سوی دیگر ماجرا، تردید نسبت به واکسن سابقهای طولانی دارد و بخشی از آن از یک خطای رایج در برداشت از رابطه زمانی ناشی میشود. اگر بیماری یا مشکل پزشکی مدتی پس از دریافت واکسن رخ دهد، ممکن است فرد بهطور طبیعی این دو اتفاق را به یکدیگر مرتبط بداند، در حالی که فقط پشت سر هم قرار گرفتن دو رویداد، علتومعلولی بودن آنها را ثابت نمیکند. همین تفاوت میان «بعد از آن» و «به دلیل آن» یکی از نکات مهم در فهم علمی ایمنی و عوارض واکسن است.

واکسیناسیون؛ مسیر امن پیشگیری پیش از بیماری
سید ناصرالدین مصطفوی، فوق تخصص بیماریهای عفونی کودکان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه واکسیناسیون از همان دوران کودکی آغاز میشود و در مورد بسیاری از بیماریهای خطرناک، میزان بسیار بالایی از پیشگیری ایجاد میکند، اظهار کرد: از جمله بیماریهایی که واکسن آنها نقش بسیار مهمی در کاهش موارد شدید و مرگومیر داشته است، میتوان به دیفتری، کزاز، سیاهسرفه و فلج اطفال اشاره کرد.
وی افزود: آبله نیز نمونه بسیار مهمی است که با اجرای گسترده واکسیناسیون در سراسر جهان، ریشهکن شد و امروزه دیگر واکسیناسیون عمومی آن انجام نمیشود، همچنین واکسنهایی برای بیماریهایی مانند سرخک و سرخجه وجود دارد که اهمیت زیادی دارند، زیرا این بیماریها بهخصوص در نوزادان و کودکان میتوانند عوارض جدی ایجاد کنند.
فوق تخصص بیماریهای عفونی کودکان با بیان اینکه در سالهای اخیر نیز واکسنهای جدیدتری به برنامههای پیشگیری اضافه شده است، تصریح کرد: برای مثال واکسنهایی برای پیشگیری از مننژیت کودکان مورد استفاده قرار گرفتهاند، همچنین سالهاست واکسن اوریون در دسترس است و نسلهای قدیمیتر به خوبی به یاد دارند که در گذشته بسیاری از کودکان حدود یک بار به اوریون مبتلا میشدند.
واکسنگریزی چگونه شکل میگیرد؟ از یک تردید ساده تا انتشار باوری نادرست
مصطفوی ادامه داد: درست است که برخی از این بیماریها در بسیاری از موارد پس از چند روز یا مدتی به صورت خودبهخودی بهبود پیدا میکنند، اما مسئله مهم این است که همه موارد بیماری بدون عارضه نیستند. بعضی از آنها میتوانند عوارض ماندگار، شدید و حتی گاهی عوارض جانی ایجاد کنند، بنابراین واکسنها ابتدا برای بیماریهایی ساخته شدند که بیشترین میزان ابتلا، عوارض و مرگومیر را ایجاد میکردند و به تدریج دامنه واکسیناسیون گسترش پیدا کرده است.
وی با بیان اینکه یکی از دلایلی که باعث ایجاد واکسنگریزی و تردید نسبت به واکسن میشود این است که واکسن به فردی تزریق میشود که در زمان دریافت آن بیمار نیست و فرد سالم است، گفت: وقتی فردی بیمار میشود، طبیعی است که به پزشک مراجعه کند، دارو دریافت کند و در کنار آن ممکن است عوارضی نیز داشته باشد، اما وقتی واکسن به یک فرد سالم تزریق میشود، ممکن است این سؤال برای برخی افراد ایجاد شود که آیا خود واکسن میتواند عارضهای ایجاد کند یا خیر و همین موضوع در طول سالها زمینه ایجاد برخی شبهات را فراهم کرده است.
فوق تخصص بیماریهای عفونی کودکان اضافه کرد: از همان سالهای ابتدایی تولید واکسن، افرادی به دلایل مختلف درباره عوارض آن تردید ایجاد میکردند و برای مثال، اگر فردی واکسن دریافت میکرد و مدتی بعد به یک بیماری نادر مبتلا میشد، ممکن بود تصور کند که این بیماری به دلیل واکسن ایجاد شده است، چون از نظر زمانی، واکسن مدتی قبل از بروز بیماری تزریق شده بود. سپس چنین تجربهای ممکن بود میان افراد دیگر نیز منتشر شود و به تدریج این تصور شکل بگیرد که واکسن عامل بیماری بوده است.

اهمیت واکسیناسیون را میتوان در فاصلهای دید که میان وضعیت امروز بسیاری از کودکان و تصویری که نسلهای گذشته از برخی بیماریهای عفونی داشتند، ایجاد شده است. بیماریهایی که زمانی شیوع گسترده یا پیامدهای سنگین داشتند، با توسعه برنامههای واکسیناسیون بسیار محدودتر شدهاند و در برخی موارد مانند آبله، از چرخه طبیعی انتقال خارج شدهاند.
با این حال، کاهش مشاهده مستقیم بیماری نباید به این برداشت منجر شود که خطر آن نیز بهطور کامل از بین رفته است. واکسن زمانی بیشترین فایده پیشگیرانه خود را نشان میدهد که پیش از مواجهه با بیماری دریافت شود و هدف آن ایجاد آمادگی در بدن برای مقابله با عامل عفونی است، بنابراین سالم بودن فرد در زمان واکسیناسیون، بخشی از منطق پیشگیری است، نه دلیلی علیه ضرورت آن.
در مورد عوارض نیز باید میان احتمال بروز واکنشهای شناختهشده پس از واکسیناسیون و نسبت دادن هر بیماری یا اتفاق بعدی به واکسن تفاوت قائل شد. بدن ممکن است پس از دریافت واکسن واکنشهایی نشان دهد، اما هر رخدادی که پس از تزریق اتفاق میافتد، ناشی از آن نیست و برای بررسی چنین ارتباطی باید شواهد علمی و الگوی بروز عوارض مورد توجه قرار گیرد.
تصمیمگیری درباره واکسیناسیون بیش از آنکه بر پایه یک تجربه فردی یا یک روایت منتشرشده در میان اطرافیان باشد، به شناخت شواهد پزشکی درباره منافع و عوارض آن نیاز دارد. هدف واکسن این نیست که پس از بیمار شدن به درمان فرد کمک کند و کارکرد اصلی آن این است که پیش از وقوع بیماری، احتمال ابتلا و پیامدهای خطرناک آن را کاهش دهد؛ همان رویکردی که اساس بسیاری از موفقیتهای پزشکی در حوزه پیشگیری را شکل داده است.
نظر شما