سودهای بانکی توهم است/ اقتصاد حلال باید با مشارکت مردم و ظرفیت متخصصان اجرا شود

متخصص و صاحب‌نظر حوزه اقتصاد اسلامی، با انتقاد از سازوکار نظام بانکی و نحوه هدایت منابع مالی کشور گفت: سودهای بانکی بدون پشتوانه تولید واقعی، توهمی ناشی از خلق پول و تورم است و برای اصلاح ساختار اقتصادی باید الگوی اقتصاد حلال با مشارکت مردم و بهره‌گیری از ظرفیت علمی، تخصصی و مالی متخصصان اجرا شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نحوه فعالیت نظام بانکی، چگونگی هدایت منابع مالی و میزان انطباق سازوکارهای اقتصادی با مبانی اقتصاد اسلامی، از جمله موضوعاتی است که همواره محل بحث و نقد کارشناسان بوده است. در این میان، مسئله نحوه استفاده بانک‌ها از منابع مردم، سازوکار سپرده‌گذاری و پرداخت سود، خلق پول، هدایت نقدینگی و سهم منابع بانکی در تأمین مالی فعالیت‌های مولد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حمید کاشانی، متخصص و صاحب‌نظر حوزه اقتصاد اسلامی، معتقد است برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور نمی‌توان تنها به نقد الگوهای موجود بسنده کرد و باید در کنار آسیب‌شناسی نظام بانکی و اقتصادی، یک الگوی مشخص، عملیاتی و قابل اجرا نیز ارائه داد. از نگاه او، «اقتصاد حلال» می‌تواند چارچوبی برای بازتعریف مناسبات اقتصادی، هدایت منابع به سمت تولید و فعالیت‌های دانش‌بنیان و استفاده از ظرفیت علمی، تخصصی و مالی مردم باشد.

کاشانی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، ضمن تشریح دیدگاه خود درباره عملکرد نظام بانکی، به موضوعاتی همچون ماهیت سپرده‌های بانکی، سود علی‌الحساب، خلق پول، هدایت منابع به سمت فعالیت‌های مولد و غیرمولد و ضرورت طراحی یک الگوی اقتصادی جایگزین پرداخته است. او همچنین درباره امکان اجرای اقتصاد حلال به‌صورت پایلوت در اصفهان، مردمی‌سازی اقتصاد، شاخص‌های جدیدی همچون «محصول ناخالص حلال داخلی» و نقش علم و فناوری در این الگو توضیح داده است.

در ادامه، مشروح گفت‌وگوی ایمنا با این متخصص و صاحب‌نظر حوزه اقتصاد اسلامی را می‌خوانید.

ایمنا: با توجه به این فضایی که بانک‌ها ایجاد کرده‌اند، وضعیت فکری و عملکردی نظام بانکی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بانک‌ها از خودشان سرمایه چندانی ندارند و از طرف دیگر امانت‌دار سرمایه مردم هستند. آیا این شیوه استفاده از منابع مردم، از نظر فقهی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است؟

کاشانی:  این مسئله یک «کلاه شرعی» به نام سود علی‌الحساب است و واقعیت این است که بانک به‌طور قطعی در حال انجام فعالیت نزولی و ربوی است، اینکه می‌فرمایید پول مردم به‌صورت امانت در اختیار بانک‌هاست، نکته بسیار مهمی است.

برای توضیح موضوع، از یک مثال پزشکی استفاده می‌کنم. فرض کنید یک بیمار به پزشک مراجعه می‌کند. پزشک آزمایش‌ها و بررسی‌های لازم را انجام می‌دهد، بیماری را تشخیص می‌دهد و نسخه‌ای می‌نویسد. در نسخه مشخص می‌کند که یک آمپول باید به بیمار تزریق شود و حتی محل تزریق را نیز تعیین می‌کند.

آمپول‌زن باید دقیقاً همان چیزی را که پزشک تجویز کرده، در همان محلی که پزشک مشخص کرده تزریق کند. حالا فرض کنید آمپول‌زن خودش تصمیم بگیرد که چه دارویی را به بیمار تزریق کند و برای هر بیمار هر چیزی را که خودش تشخیص می‌دهد تزریق کند. طبیعی است که ممکن است بیمار را به کشتن بدهد؛ چون آمپول‌زن نمی‌تواند کار پزشک را انجام دهد.

بانک نه دانش فنی لازم را دارد، نه اختیار و نه صلاحیت لازم برای اینکه پول مردم را بردارد و خودش تصمیم بگیرد آن را کجا سرمایه‌گذاری کند

بانک‌های ما امروز حکم همان آمپول‌زن را دارند. بانک نه دانش فنی لازم را دارد، نه اختیار و نه صلاحیت لازم برای اینکه پول مردم را بردارد و خودش تصمیم بگیرد آن را کجا سرمایه‌گذاری کند؛ مثلاً در مگامال‌سازی، ایران‌مال‌سازی، واردات خودرو یا کالاهای فیک و غیرضروری، بانک در حال انجام کاری است که اساساً صلاحیت انجام آن را ندارد.

دکتر اقتصاد باید مشخص کند که این پول در زمان جنگ کجا باید هزینه شود؛ برانمونه برای موشک‌سازی، پهپادسازی، صنایع دفاعی و دیگر حوزه‌های راهبردی، اما می‌بینیم در زمان جنگ، منابع ارزی صرف واردات لندکروز و لکسوس می‌شود. دلار را از جامعه جمع می‌کنند و به واردکننده می‌دهند. وقتی عرضه ارز کم شود، طبیعی است که قیمت آن بالا برود، بخش بزرگی از مشکلات و نابسامانی‌هایی که امروز وجود دارد، ناشی از این است که «آمپول‌زن» دارد کار «دکتر» را انجام می‌دهد، دکتر واقعی اقتصاد، در این نگاه، خود حضرت آقا بود. به همین دلیل بود که شهید شد؛ چون او در واقع نقش همان دکتر را داشت. پول و منابع را برمی‌داشت و به حوزه‌هایی می‌برد که در اختیار خودش بود و برای آنها اولویت قائل بود.

در حوزه دفاعی نیز همین اتفاق افتاد، وقتی موشک نقطه‌زن ساخته شد، خود حضرت آقا تأکید کردند که این موضوع کافی نیست و باید موشک‌ها دقیق‌تر و نقطه‌زن‌تر شوند. بعد موشک‌های هایپرسونیک ساخته شد. این نتیجه حمایت و مدیریت حضرت آقا بود، اقتصاد نیز دقیقاً همین است. اقتصاد یعنی مدیریت امور مادی و معنوی جامعه، اما بانک معنویات را کنار گذاشته و می‌گوید سود. این همان لیبرالیسم و سودمحوری است.

سودهای بانکی توهم است/ اقتصاد حلال باید با مشارکت مردم و ظرفیت متخصصان اجرا شود

ایمنا: اگر بخواهیم ساختار نظام بانکی را دقیق‌تر بررسی کنیم، در حال حاضر یک بخش قرض‌الحسنه و یک بخش سپرده‌گذاری داریم. در بخش قرض‌الحسنه، آن فرایندی که شما توضیح دادید نباید اتفاق بیفتد؛ اما وقتی وارد فاز سپرده‌گذاری می‌شویم، همان «کلاه شرعی» که اشاره کردید، خودش را نشان می‌دهد. یعنی به مردم گفته می‌شود سپرده‌گذاری کنید و در مقابل سود دریافت کنید و سپس بانک منابع را در اختیار دیگران قرار می‌دهد. این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کاشانی: فراتر از این موضوع، حتی سپرده‌گذاری‌هایی که به‌صورت قرض‌الحسنه انجام می‌شود نیز، به دلیل رعایت نشدن مسائل اقتصاد حلال، ممکن است در مسیرهای نادرست مورد استفاده قرار گیرد، برای نمونه، همان سپرده‌های قرض‌الحسنه ممکن است به کارمندان خود بانک اختصاص پیدا کند. این یک بخش دیگر از مسئله است، خدا خیرتان بدهد. مسئله اصلی این است که ما باید نظام اقتصاد حلال را طراحی و اجرا کنیم.

ما یک طرح کلان اقتصادی ارائه کرده‌ایم که هدف آن ایجاد درآمدی معادل ده برابر درآمد نفتی از حوزه تولیدات دانش‌بنیان است، وقتی می‌گوییم این پول نباید به سمت مگامال‌سازی و فعالیت‌های غیرمولد برود، باید برای آن مسیر مشخصی تعیین کنیم، امروز حدود شش تا هفت میلیون واحد مسکونی ساخته شده که خالی است. چرا؟ چون سود ربوی، همان‌طور که در قرآن کریم آمده است، برکت و اثر واقعی ایجاد نمی‌کند. در آیه قرآن آمده است: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا»؛ خداوند ربا را نابود می‌کند.

همچنین در قرآن آمده است که در صورت ادامه این مسیر، جنگ با خدا و رسول اعلام شده است. اگر ما بتوانیم در جنگ با آمریکا موفق شویم، اما در داخل با جنگ با خدا مواجه باشیم، طبیعتاً این تناقض قابل حل نیست.

سودهایی که در نظام ربوی نشان داده می‌شود، عمدتاً سودهای فیک و غیرواقعی است، وقتی پول با نرخ سه درصد یا نرخ‌های بالاتر خلق می‌شود، در شرایطی که درآمد واقعی وجود ندارد، بانک اقدام به خلق پول می‌کند و این خلق پول باعث تورم می‌شود. کالایی که مثلاً ۱۰ میلیون تومان قیمت داشته، به ۲۰ میلیون تومان می‌رسد. آن ۱۰ میلیون تومان افزایش قیمت، درآمد واقعی نیست.

ممکن است در چین کالایی تولید شود و صادر شود و درآمد حاصل از صادرات آن، درآمد واقعی باشد؛ چون پشت آن تولید، کار و ارزش افزوده وجود دارد، ما باید به سمت واقعیت برویم. سودهای فیک و ربوی، همه توهم هستند و از نگاه ما، این فرایند شیطانی است.

پول‌های حرام در نهایت ممکن است وارد حوزه‌هایی مانند واردات غذای سگ، لوازم آرایشی بسیار گران‌قیمت، جراحی‌های غیرضروری زیبایی، واردات خودروهای لوکس مانند لندکروز و سایر کالاهای فیک و غیرمولد شود.

اگر می‌گویید لیبرالیسم بد است، سکولاریسم بد است و کمونیسم بد است، باید یک نسخه جایگزین نیز ارائه کنید. شما می‌خواهید این ساختمان را خراب کنید؛ بسیار خوب، اما وقتی می‌خواهید آن را خراب کنید، باید بگویید قرار است به جای آن چه چیزی بسازید

در حالی که ما در کشور ظرفیت طراحی و تولید خودرو داریم. حتی در حوزه طراحی خودرو، طرح‌هایی ارائه کرده‌ایم که از نظر ما از برخی محصولات مرسدس‌بنز نیز پیشرفته‌تر است؛ اما منابع مالی به حوزه‌های های‌تک و دانش‌بنیان اختصاص پیدا نمی‌کند، منابع به سمت پروژه‌هایی مانند ایران‌مال می‌رود.

برای نمونه، اگر ۶۰۰ هزار میلیارد تومان منابع در پروژه‌ای همچون ایران‌مال، با استفاده از منابع بانک آینده، هزینه شده باشد، با این ۶۰۰ هزار میلیارد تومان می‌توانستیم یک خط تولید بسیار بزرگ ایجاد کنیم؛ حتی در حد ایجاد یک صنعت خودروسازی پیشرفته، وقتی پول به سمت فعالیت‌های فیک و غیرمولد می‌رود، تمام حوزه‌های دانش‌بنیان متوقف می‌شود.

بعد از مدتی، همان شش یا هفت میلیون واحد مسکونی و ملکی که ساخته شده، کسی توان خریدش را ندارد. فردی که امروز نتوانسته خانه بخرد، سال آینده با افزایش قیمت ۲۰ یا ۳۰ درصدی نیز همچنان توان خرید ندارد و سال بعد نیز دوباره ۳۰ درصد به قیمت اضافه می‌شود، آمار ارائه می‌شود که ما این میزان دارایی و اموال داریم، در حالی که واقعیت این است که بخش بزرگی از این دارایی‌ها، برای نمونه ۸۰ درصد آن‌ها، ارزش واقعی و قابل اتکا ندارند و بخش زیادی از آن ناشی از تورم و قیمت‌گذاری‌های غیرواقعی است.

ایمنا: راهکار اقتصاد اسلامی برای این مشکل چیست؟

ما اکنون با مسئولان استان نیز در حال گفت‌وگو هستیم و اینجا دو موضوع اساسی وجود دارد. اگر می‌گویید لیبرالیسم بد است، سکولاریسم بد است و کمونیسم بد است، باید یک نسخه جایگزین نیز ارائه کنید. شما می‌خواهید این ساختمان را خراب کنید؛ بسیار خوب، اما وقتی می‌خواهید آن را خراب کنید، باید بگویید قرار است به جای آن چه چیزی بسازید، اگر قرار است ساختمانی ساخته شود، باید همه مصالح خوب دنیا را در اختیار داشته باشید؛ سیمان، میلگرد و تمام تجهیزات لازم را فراهم کنید. کارگر و بنا هم داشته باشید، اما وقتی می‌خواهید به آنها بگویید «بروید بسازید»، آن‌ها سؤال می‌کنند نقشه کجاست؟

اگر نقشه و محاسبات وجود نداشته باشد، ساختمان ساخته نمی‌شود، برای ساخت جامعه نیز نسخه و نقشه لازم است، بسیاری از مسئولان در صداوسیما گفته‌اند که مشکلات کشور ناشی از لیبرالیسم است. سؤال این است که نسخه جمهوری اسلامی چیست؟ اگر نسخه‌ای نداریم، چگونه می‌خواهیم جایگزین لیبرالیسم را اجرا کنیم؟ آقای زرشناس بارها این سؤال را مطرح کرده است که نسخه اقتصادی ایران چیست. ایشان یکی از اقتصاددانان و فیلسوفان برجسته و از نیروهای انقلابی و ولایی است، اما اگر نسخه مشخصی نداشته باشیم، شرایط به همان وضعیتی تبدیل می‌شود که ساختمانی بدون نقشه ساخته می‌شود. وقتی نسخه جایگزین وجود نداشته باشد، جامعه رها می‌شود و هر بانکی هر کاری که می‌خواهد انجام می‌دهد و هر واردکننده‌ای نیز مسیر خودش را طی می‌کند، ما این نسخه را تهیه کرده‌ایم؛ نام آن «اقتصاد حلال» است، هدف ما این است که از یک الگوی بزرگ و قابل اجرا استفاده کنیم.

سودهای بانکی توهم است/ اقتصاد حلال باید با مشارکت مردم و ظرفیت متخصصان اجرا شود

ایمنا: برای رسیدن به جزئیات، آیا ابتدا باید یک نسخه کلی از اقتصاد حلال ارائه کنیم و سپس برای مسائل مختلف به جزئیات برسیم؟

کاشانی: اقتصاد حلال یک مدل اقتصادی است. هر مدل اقتصادی می‌تواند ابتدا در یک مقیاس پایلوت و عملیاتی اجرا شود و بعد همه اجزای آن رصد و ارزیابی شود. برای نمونه، ادیسون یک لامپ را طراحی کرد. یک سیم‌پیچ را در خلأ قرار داد، برق را وصل کرد و لامپ روشن شد. بعد گفت این را ببینید؛ این روشنایی از روشنایی‌ای که با پیه‌سوز، روغن و موارد مشابه ایجاد می‌کنید، بهتر است و دود هم ایجاد نمی‌کند.

یک نمونه ساخته شد و وقتی مشخص شد که عملکرد خوبی دارد، آن را تکثیر کردند، امروز دیگر ادیسون حضور ندارد، اما مدل چراغ و روشنایی او در سراسر دنیا توسعه پیدا کرده است، مدل اقتصادی حلال نیز می‌تواند چنین قابلیتی داشته باشد و دنیا را روشن کند.

در گذشته نیز مارکس و انگلس یک مدل طراحی کردند. مارکسیسم یک تفکر بود. آنها تصور کردند که با این مدل می‌توان عدالت اجتماعی را برای کارگران و دیگر اقشار جامعه تأمین کرد. بخش بزرگی از دنیا به سمت مارکسیسم رفت، اما بعد مشخص شد که این مدل نیز نمی‌تواند مشکلات را حل کند و در نهایت فروپاشید، امروز لیبرالیسم بخش بزرگی از جهان را در برگرفته، اما نتیجه آن چیزی جز تاریکی، فساد و فحشا نیست. نمونه آن را در رفتار افرادی مانند ترامپ و ارتباطاتی که در ماجراهای اپستین مطرح شده است، می‌توان دید. مدل لیبرالیسم چنین وضعیتی ایجاد کرده است، طرح ما این است که اقتصاد حلال در یک نقطه به‌صورت پایلوت اجرا شود؛ ما با مسئولان استان نیز در همین زمینه صحبت کرده‌ایم تا یک نقطه در اصفهان برای اجرای پایلوت این مدل مشخص شود.

ایمنا: برای اجرای این مدل در اصفهان، از چه نقطه‌ای بهتر است شروع شود؟

کاشانی: ما در حال حاضر یک شهرک طراحی کرده‌ایم، من یک کتاب نیز با عنوان «راه سلیمانی» نوشته‌ام. در این کتاب به دنبال الگویی برای انسان تراز اسلامی بودم؛ الگویی که بتواند با اقتصاد حلال نیز همخوانی داشته باشد، در ایران نمونه‌ای که به‌طوردقیق این ویژگی‌ها را داشته باشد، پیدا نکردم، اما فردی را پیدا کردیم به نام «سوئیچیرو هوندا»، رئیس شرکت هوندا، او از کارگری شروع کرد و حتی فعالیت خود را از تعمیر دوچرخه آغاز کرد و به جایی رسید که شرکتش سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد داشت، اما خودش در یک خانه ۵۰ یا ۶۰ متری زندگی می‌کرد و در نهایت تمام سهام شرکت را به کارکنان شرکت هوندا واگذار کرد؛ شرکتی که حدود ۲۰۰ هزار نفر پرسنل داشت.

او به پسر خودش نیز گفت که تو هم مانند بقیه کارکنان فقط یک سهم داشته باش، اگر ما چنین مدلی مانند هوندا را در ایران داشته باشیم و شرکتی ایجاد کنیم که برای نمونه بتواند ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشد؛ یعنی دو برابر درآمد نفتی کشور از حوزه تولیدات دانش‌بنیان درآمد ایجاد کند و در نهایت این ثروت را به مردم واگذار کند، این همان مردمی‌سازی واقعی اقتصاد است. امام خمینی (رحمه‌الله علیه) یک مدل سیاسی ارائه کرد و گفت: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»، اما برخی مسئولان، چون تحت تأثیر تفکرات لیبرالی بودند و در آن سوی آب تحصیل کرده بودند، متوجه نشدند که امام چه می‌گوید. همان‌طور که مردم را در جنگ وارد میدان کردید و با مشارکت مردم توانستید صدام و آمریکا و دیگر دشمنان را کنار بزنید و پیروز شوید، همین مدل باید در حوزه اقتصادی نیز اجرا شود، سردار سلیمانی نیز همین موضوع را مطرح می‌کرد.

این مدل باید در حوزه اقتصاد نیز وارد شود، امروز در همین شب‌ها مردم در میدان حضور پیدا می‌کنند و پرچم می‌چرخانند. خود من نیز هر شب آنجا حضور دارم، پرچم دستم می‌گیرم و با مسئولان صحبت می‌کنم، صدها دانشمند و متخصص در میان همین مردم وجود دارند. بسیاری از این افراد از متخصصانی که امروز در دولت، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر وزارتخانه‌ها حضور دارند، هم تجربه بیشتری دارند و هم دانش بیشتری.

این افراد در میان مردم هستند، اما امروز مردم پرچم را به دست گرفته‌اند و وارد میدان شده‌اند. در حالی که بسیاری از همین مردم دکتر، مهندس، متخصص و صاحب تجربه هستند و در حوزه‌های مختلف صنعت، معدن، تولید و فناوری تخصص دارند. احساس، فهم و شعور آنها نیز در این حد هست که در میدان حاضر شوند و با حضور خود محاسبات دشمنان و حتی تصورات و توهمات ضدانقلاب و آمریکا را اصلاح کنند.

ایمنا: نقش دولت در این زمینه چطور تعریف میشود؟

کاشانی: دولت باید بیاید و از ظرفیت جمهوری استفاده کند، این «جمهور» که امروز در میدان حضور دارد، متشکل از دکترها، مهندسان و متخصصان متعدد است، این افراد علاوه بر پول، فکر، طرح، صنعت، تجربه و تخصص دارند، اگر از مردم فقط در حد این استفاده کنید که یک پرچم به دست بگیرند، این نه اقتصاد است، نه جمهور است، نه اسلام است و نه عدالت، اما اگر مردم را همان‌طور که در جنگ وارد میدان کردید، در حوزه اقتصاد نیز مشارکت دهید و از فکر، سرمایه، تجربه، مهارت و تخصص آنها استفاده کنید، آن زمان می‌توان اقتصاد واقعی را شکل داد. این همان کاری است که ما در اقتصاد حلال دنبال می‌کنیم؛ اقتصادی با محوریت اسلام، عدالت، عشق، ولایتمداری و استفاده از ظرفیت مردم، آن زمان است که ایران می‌تواند صاحب یک اقتصاد واقعی شود.

امروز اگر اقتصاد آمریکا را بررسی کنیم، از نظر اقتصاد حلال حتی نمی‌توان اسم آن را اقتصاد گذاشت. این بیشتر غارتگری است، یک دزد نیز ممکن است وارد جایی شود، طلا و جواهر را غارت کند و آن را به خانه خودش ببرد و خانه‌ای بسیار بزرگ بسازد. آیا می‌توان اسم این کار را اقتصاد گذاشت؟ آمریکا حدود ۲۰۰ سال است که با انگلیس و جریان صهیونیستی در ارتباط بوده است. ابتدا اروپا، سپس آمریکا و بعد نیز با همکاری یکدیگر اسرائیل را ایجاد کردند تا تفکرات غارتگرانه خود را در منطقه خاورمیانه، یعنی غرب آسیا که منطقه‌ای نفت‌خیز است، دنبال کنند. در گذشته، این‌ها گروه‌هایی از دزدان دریایی بودند که در مناطق مختلف با یکدیگر جنگ و جدال داشتند و برای غارت سرزمین‌ها با هم رقابت می‌کردند. در آمریکا نیز با سرخ‌پوستان همین رفتار را داشتند. برای تصاحب سرزمین آمریکا، مردم بومی را نسل‌کشی کردند؛ در حالی که آنها تمدن داشتند.

اگر مردم را همان‌طور که در جنگ وارد میدان کردید، در حوزه اقتصاد نیز مشارکت دهید و از فکر، سرمایه، تجربه، مهارت و تخصص آنها استفاده کنید، آن زمان می‌توان اقتصاد واقعی را شکل داد

بعد از آن نیز همین روند در نقاط مختلف جهان ادامه پیدا کرد، به گفته خودشان در حدود ۲۱۰ سال گذشته جنگ‌ها و نسل‌کشی‌های مختلفی رخ داده است. آقای کارتر نیز درباره تاریخ آمریکا به جنگ‌ها و نسل‌کشی‌های متعدد اشاره کرده است. در استرالیا نسل‌کشی اتفاق افتاد، در کانادا نیز نسل‌کشی انجام شد و امروز اسناد و آمارهای بیشتری درباره آن منتشر می‌شود. کودکان بومی در استرالیا کشته شدند و همین روند در نقاط مختلف ادامه پیدا کرد. در جنگ‌های مختلف، از ویتنام گرفته تا دیگر نقاط جهان، آمریکا به‌نوعی درگیر بوده است و در بسیاری از این جنگ‌ها اسرائیل نیز نقش داشته است. امروز نیز همین روند به منطقه غرب آسیا کشیده شده و شاهد نسل‌کشی در فلسطین هستیم، بعد اسم این کار را «اقتصاد» می‌گذارند.

می‌گویند GDP ما به این میزان رسیده است و چون GDP ما بالاتر است، پس اقتصاد ما اول دنیاست، اما سؤال این است که این GDP چگونه ایجاد شده است؟ آیا اگر خانه مردم را غارت کنیم، منابع آنها را بگیریم، جنگ راه بیندازیم، سلاح بفروشیم و بعد ارزش این فعالیت‌ها را در GDP محاسبه کنیم، می‌توانیم بگوییم اقتصاد قدرتمندی داریم؟ ما در اقتصاد حلال گفته‌ایم که GDP دیگر نمی‌تواند تنها شاخص ارزیابی اقتصاد باشد؛ زیرا این شاخص متعلق به همان ساختارهایی است که ممکن است غارتگری و فعالیت‌های غیرمشروع را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند.

به همین دلیل ما شاخص دیگری تعریف کرده‌ایم که نام آن GHDP است؛ یعنی «Gross Halal Domestic Product» یا محصول ناخالص حلال داخلی، در کتاب نیز درباره GHNP صحبت کرده‌ام؛ در حالی که آنها از GNP یا «Gross National Product» صحبت می‌کنند، ما می‌گوییم باید «Gross Halal National Product» یا محصول ناخالص ملی حلال را در نظر گرفت.

یعنی تمام فعالیت‌های اقتصادی باید حلال و مشروع باشند، غارتگری، دزدی، آدم‌کشی، فروش سلاح و ایجاد جنگ، اقتصاد نیست، در دانشگاه‌های ما نیز بعضاً همین موارد به‌عنوان اقتصاد تدریس می‌شود، حالا سؤال این است که آیا ترامپ در واقع در حال اجرای درس‌های اقتصادی آدام اسمیت، فریدمن یا دیگر اقتصاددانان است؟ آیا نتانیاهو این درس‌های اقتصادی را اجرا می‌کند؟ یا اینکه در عمل فقط غارتگری و جنگ را دنبال می‌کنند؟ بنابراین، نظام اقتصاد حلال این قابلیت را دارد که در کل دنیا اجرا شود.

ما باید بر اساس علم و عدالت، تمام نقاط قوت و دستاوردهای مثبت بشر را جمع کنیم؛ اما همه اینها باید با رعایت حلال و مشروعیت همراه باشد، عقلانیت، علم، عدالت، خدامحوری، پاکی، سلامت و همه ارزش‌های انسانی باید در اقتصاد حضور داشته باشد. در کنار آن، باید دانش فنی، فناوری‌های پیشرفته و لبه علم و تکنولوژی را نیز داشته باشیم، پیامبر (ص) می‌فرمایند: «العلم ولو بالصین»؛ یعنی علم را حتی اگر در چین باشد، به دست بیاورید و برای آن حرکت کنید. قرآن نیز بر آمادگی و فراهم کردن توان و قدرت تأکید می‌کند؛ «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ».

این «قوه» فقط به معنای قدرت نظامی نیست؛ بلکه باید قدرت علمی، فنی، مهندسی، پزشکی و تمام حوزه‌های مورد نیاز کشور را شامل شود. ما باید همه این ظرفیت‌ها را در اختیار داشته باشیم. اقتصاد حلال یعنی همین؛ استفاده از علم، فناوری، عدالت، عقلانیت، خدامحوری، پاکی، سلامت و مشارکت مردم برای ساماندهی امور مادی و معنوی جامعه.

کد مطلب 1009740

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.