به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جنگ دریایی، فاصله همیشه بهمعنای امنیت نیست. ناو جنگی هر اندازه از ساحل دورتر شود، شاید از بخشی از تهدیدهای نزدیک فاصله بگیرد، اما اگر طرف مقابل توان کشف، رهگیری و هدفگیری در برد بلند را به دست آورده باشد، همان فاصله میتواند به بخشی از محاسبات نظامی تبدیل شود.
اعلام اخیر سردار علی بلالی درباره دستیابی ایران به فناوری موشکهای بالستیک با قابلیت هدف قرار دادن شناورهای متحرک، از همین زاویه اهمیت دارد. مسئله دیگر تنها ساخت یک موشک با برد بالا نیست؛ مسئله این است که موشک بتواند در برابر هدفی که در حال حرکت است، مسیر خود را اصلاح کند و در مرحله پایانی، هدف دریایی را تشخیص دهد.
این تحول را باید در امتداد چند دهه توسعه صنعت موشکی ایران دید؛ مسیری که از سالهای جنگ و دوره پس از آن آغاز شد و با تلاش فرماندهان و متخصصانی همچون شهید حسن طهرانیمقدم به سمت ساخت موشکهای دقیق، متحرک و ضدشناور حرکت کرد.
نقطه آغاز یک ایده جسورانه؛ موشک بالستیک علیه شناور
تا سالها تصور غالب در حوزه موشکهای ضدکشتی بر پایه موشکهای کروز شکل گرفته بود. این موشکها با پرواز در ارتفاع پایین و استفاده از سامانههای جستوجوگر، برای درگیری با اهداف دریایی طراحی شده بودند، اما شهید حسن طهرانیمقدم به دنبال پاسخ دیگری بود. پرسش این بود که اگر ناوهای آمریکایی برای دور ماندن از ساحل ایران در فاصله بیشتری مستقر شوند، چگونه میتوان آنها را تهدید کرد؟ پاسخ، ورود موشکهای بالستیک به حوزه درگیری دریایی بود.
در روایتهای روند شکلگیری موشک خلیجفارس، این ایده مطرح شد که موشک تندر که برای هدف قرار دادن اهداف ثابت زمینی طراحی شده بود، با تغییرات فنی به یک موشک ضدشناور تبدیل شود.
این کار ساده نبود. یک هدف زمینی مختصات مشخصی دارد، اما شناور روی آب دائم در حال تغییر موقعیت است، بنابراین، تبدیل یک موشک بالستیک زمین به زمین به موشکی برای هدف قرار دادن شناور، نیازمند حل مجموعهای از مسائل فنی بود و پروژه قدر از همین نقطه شکل گرفت.
آزمایشها ادامه پیدا کرد و متخصصان صنعت دفاعی ایران تلاش کردند رفتار پروازی موشک، سامانه هدایت و بخش جستوجوی نهایی آن را برای مأموریت جدید تغییر دهند، در نهایت، همان مسیری که با یک ایده آغاز شده بود، به توسعه موشکهایی همچون هرمز و خلیجفارس رسید.
خلیجفارس؛ موشکی که برای دور کردن ناوهای آمریکا ساخته شد
موشک خلیجفارس یکی از مهمترین نمادهای این مسیر است. این موشک با بهرهگیری از هدایت ترکیبی و جستوجوگر در مرحله پایانی، برای هدف قرار دادن شناورهای دریایی توسعه یافت. بر اساس اطلاعات اعلامشده، خلیجفارس توانایی حمل کلاهک سنگین و برخورد با اهداف دریایی را دارد، اما اهمیت اصلی آن فقط در قدرت تخریب نیست.
مسئله مهمتر این است که ایران توانسته است یک موشک بالستیک را وارد حوزهای کند که پیش از آن بیشتر در اختیار موشکهای کروز بود و این یعنی تغییر در منطق نبرد دریایی.
موشک بالستیک با سرعت بسیار بالا و مسیر پروازی متفاوت، زمان واکنش مدافع را کاهش میدهد. اگر این موشک بتواند در مرحله پایانی هدف متحرک را شناسایی و مسیر خود را اصلاح کند، دیگر فاصله میان نقطه شلیک و شناور دشمن به تنهایی تضمینکننده امنیت آن شناور نخواهد بود.
دقت؛ مطالبهای که از برد مهمتر شد
یکی از بخشهای مهم در روند توسعه موشک خلیجفارس، افزایش دقت آن بوده است. بر اساس اخبار منتشرشده، نمونه نخست این موشک دقتی در حدود ۳۰ متر داشت. پس از تاکید رهبر انقلاب بر افزایش دقت، متخصصان ایرانی در مدت کمتر از شش ماه توانستند دقت اعلامشده موشک را به حدود ۸.۵ متر برسانند.
این بخش از داستان صنعت موشکی ایران اهمیت زیادی دارد. در جنگ امروز، برد بالا بدون دقت بالا ارزش محدودی دارد. موشکی که هزاران کیلومتر پرواز کند، اما نتواند هدف را با دقت مناسب بزند، نمیتواند یک سامانه بازدارنده کامل باشد. به همین دلیل، مسیر توسعه موشکی ایران از افزایش برد عبور کرده و به سمت افزایش دقت، هوشمندی، توان شناسایی هدف و اصلاح مسیر حرکت کرده است.
مسئله جدید؛ شناوری که منتظر برخورد نمیماند
هدف قرار دادن یک شناور متحرک در برد دور، یکی از پیچیدهترین مسائل در حوزه موشکهای ضدکشتی است. شناور از لحظه شلیک موشک تا زمان رسیدن آن به محدوده هدف، مسافت قابل توجهی را طی میکند، بنابراین مختصات اولیه به تنهایی کافی نیست.
موشک باید اطلاعات مناسب درباره موقعیت هدف داشته باشد و در مرحله پایانی بتواند هدف را تشخیص دهد. این موضوع درباره ناوهای بزرگ و ناوهای هواپیمابر اهمیت بیشتری دارد. چنین شناورهایی با سرعت بالا حرکت میکنند و بهطور معمول در مرکز یک مجموعه حفاظتی شامل ناوشکنها، سامانههای پدافندی، هواگردهای رزمی و تجهیزات جنگ الکترونیک قرار دارند.
از این رو، اعلام دستیابی ایران به فناوری هدف قرار دادن شناور متحرک را باید در چارچوب تکمیل همین زنجیره دید. کشف هدف، شناسایی، رهگیری، هدایت و اصابت؛ پنج حلقهای که قدرت واقعی یک موشک ضدشناور را شکل میدهند.

ناو هواپیمابر؛ از نماد قدرت تا هدفی که باید محاسبه شود
ناو هواپیمابر برای دههها یکی از نمادهای اصلی قدرت نظامی آمریکا بوده است. این شناورها با هزینه بسیار بالا ساخته میشوند و یک ناوگروه کامل از آنها حفاظت میکند، به همین دلیل، صحبت از هدف قرار دادن آنها با یک موشک، بهمعنای نادیده گرفتن توان دفاعی ناوگروه نیست. اما یک نکته راهبردی وجود دارد. برای بازدارندگی، همیشه لازم نیست هدف نابود شود. کافی است دشمن احتمال معقولی برای آسیب دیدن داشته باشد.
اگر یک ناو هواپیمابر بداند که در برد یک سامانه موشکی قرار دارد که توان شناسایی و هدفگیری شناور متحرک را دارد، فرمانده آن ناو باید محل استقرار، فاصله از ساحل، مسیر حرکت و نحوه اجرای عملیات هوایی را دوباره محاسبه کند. در اینجا قدرت موشکی ایران از یک سلاح به یک ابزار تغییر رفتار تبدیل میشود.
ناو هرچه دورتر شود، عملیات هوایی دشوارتر میشود
فاصله گرفتن ناو هواپیمابر از ساحل ایران تنها یک تصمیم دفاعی نیست؛ این تصمیم میتواند بر توان عملیاتی آن نیز اثر بگذارد. هواگردهایی که از روی ناو پرواز میکنند، برای رسیدن به اهداف خود باید مسیر طولانیتری را طی کنند. افزایش فاصله میتواند مصرف سوخت را بیشتر کند و نیاز به سوختگیری هوایی را افزایش دهد، در سوی دیگر، نیروهای ایرانی زمان بیشتری برای کشف و واکنش خواهند داشت. به همین دلیل، قدرت موشکی ایران را نباید تنها با تعداد موشکهای شلیکشده سنجید. اثر واقعی آن میتواند در تغییر محل استقرار ناوهای دشمن و افزایش هزینه عملیات آنها دیده شود.
یک موشک به تنهایی دریا را تغییر نمیدهد
البته قدرت دریایی ایران فقط به موشکهای بالستیک ضدشناور وابسته نیست. موشکهای کروز ضدکشتی، پهپادهای شناسایی و رزمی، قایقهای تندرو، رادارهای ساحلی، سامانههای متحرک موشکی و دیگر ابزارهای دفاعی در کنار یکدیگر یک شبکه چندلایه ایجاد میکنند.
این شبکه در محیطی همچون خلیجفارس اهمیت بیشتری پیدا میکند. تنگه هرمز یک گذرگاه راهبردی و محدود است و ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند طیف متنوعی از سامانهها را برای پایش و مقابله با تهدیدهای دریایی بهکار گیرد. در چنین محیطی، موشک بالستیک ضدشناور تنها یک قطعه از یک مجموعه بزرگتر است.
جنگهای اخیر؛ میدان، مدرسه ارتقای قدرت موشکی
توان نظامی ایران فقط در مراکز تحقیقاتی ساخته نمیشود. جنگ نیز بخشی از فرایند توسعه این توان است.
در جنگ دوازدهروزه، نیروهای مسلح ایران برای مقابله با جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ تلاش کردند، اما استفاده دشمن از اهداف فریب و عملیات الکترونیکی و اطلاعاتی، شناسایی دقیق برخی اهداف را دشوار کرد. این تجربه به معنای پایان تلاش ایران نبود.
در جنگ چهلروزه، بر اساس اخبار منتشرشده، نیروهای مسلح ایران توانستند یک فروند اف-۳۵ را هدف قرار دهند. این روند یک واقعیت مهم را نشان میدهد: در جنگ مدرن، هر عملیات مجموعهای از دادهها را در اختیار نیروهای مسلح قرار میدهد و طرفی که بتواند این دادهها را به اصلاح سامانهها تبدیل کند، در نبرد بعدی موقعیت بهتری خواهد داشت. توان هدف قرار دادن شناورهای متحرک نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.

میراثی که از شهید طهرانیمقدم باقی ماند
اگر امروز ایران از موشکهای ضدشناور با توان هدف قرار دادن اهداف متحرک سخن میگوید، ریشه این توان را باید در سالها پیش جستوجو کرد. شهید حسن طهرانیمقدم به دنبال ساخت سلاحی بود که بتواند حضور ناوهای آمریکایی را برای آنها پرهزینه کند.
او به جای آنکه منتظر ورود فناوری از خارج بماند، از امکانات موجود استفاده کرد و یک مسئله تازه برای متخصصان تعریف کرد: چگونه میتوان یک موشک بالستیک را علیه یک شناور متحرک به کار گرفت؟
پاسخ به این پرسش، یک مسیر طولانی را باز کرد. از پروژه قدر تا خلیجفارس و هرمز، از افزایش برد تا افزایش دقت و از هدف ثابت تا هدف متحرک، هر مرحله بخشی از یک زنجیره بزرگتر بود.
امروز همان زنجیره به نقطهای رسیده که هدف متحرک دریایی نیز در مرکز توجه صنعت موشکی ایران قرار گرفته است.
قدرتی که در داخل ساخته شد
توسعه موشکهای ضدشناور را باید بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای حفظ امنیت ایران دانست؛ راهبردی که بر توان داخلی، شناخت جغرافیای منطقه و استفاده از تجربه میدان استوار است.
ایران تلاش نکرده است ناوگان آمریکا را با همان ابزارهایی که آمریکا در اختیار دارد، بازسازی کند. مسیر دیگری انتخاب شده است: ایجاد توان موشکی دقیق، متحرک و دوربرد در کنار شبکه شناسایی و توان دریایی.
این مسیر موجب شده است که حضور ناوهای آمریکایی در منطقه دیگر یک مسئله یکطرفه نباشد.
آمریکا میتواند ناو هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کند، اما ایران نیز میتواند برای حضور آن هزینه تعریف کند. این همان نقطهای است که مفهوم بازدارندگی از یک واژه سیاسی به یک واقعیت نظامی تبدیل میشود.
ایران امروز برای دفاع از آبهای خود به فاصله امن دشمن نگاه نمیکند؛ فاصله امن را با توان موشکی، شناسایی و اراده پاسخ تعریف میکند و شاید مهمترین بخش این تحول همین باشد؛ اینکه آنچه روزی یک ایده جسورانه در ذهن شهید طهرانیمقدم بود، امروز به بخشی از توان دفاعی ایران تبدیل شده است؛ توانی که هدف آن فقط شلیک موشک نیست، بلکه تغییر محاسبه دشمن پیش از آغاز درگیری است.
نظر شما