کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

«اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود،کنار ایرانیان می‌ایستم»؛این شاید صریح‌ترین جمله کن اوکیف، کهنه سرباز آمریکایی و فعال ضدجنگ در گفت‌وگو با ایمنا باشد؛مردی که تجربه جنگ عراق،حضور در کاروان آزادی غزه و سال‌ها مطالعه و رویارویی با روایت‌های متفاوت،او را به منتقد جدی سیاست خارجی واشنگتن تبدیل کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، کن اوکیف روزگاری یونیفرم تفنگداران دریایی آمریکا را بر تن داشت؛ جوانی که به گفته خودش در ارتش موقعیتی استثنایی پیدا کرده بود، به سلاح‌های قدرتمند دسترسی داشت، در آموزش‌های نظامی موفق بود و آینده‌ای روشن پیش رویش قرار داشت. او اما از همان جایی برگشت که بسیاری تنها با یک انتخاب دیگر به آن نزدیک‌تر می‌شوند.

او در جنگ عراق و جنگ اول خلیج فارس حضور داشت، در خط مقدم ایستاد و آنچه را بعدها درباره ساختار نظامی آمریکا، روایت‌های رسمی از جنگ و سازوکار دشمن‌سازی گفت، از نگاه تجربه یک نظامی سابق بیان کرد. اوکیف می‌گوید در مقطعی با دستوری روبه‌رو شد که آن را غیرقانونی می‌دانست و حاضر نشد اجرا کند؛ تصمیمی که به گفته خودش مسیر زندگی‌اش را تغییر داد.

پس از ترک ارتش، کتاب خواند، دنبال حقیقت تاریخ رفت، روایت‌های رسمی را دوباره مرور کرد و به تدریج به یکی از منتقدان سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا تبدیل شد. در سال ۲۰۱۰ نیز با کاروان آزادی غزه همراه شد؛ سفری که نام او را بیش از گذشته با مسئله فلسطین و مخالفت با محاصره غزه گره زد، اما رابطه او با ایران نیز تنها به یک سفر یا یک موضع سیاسی محدود نمی‌شود. او می‌گوید: حدود ۱۵ سال پیش برای نخستین‌بار به ایران آمد و در سفرهای بعدی، تصویری کاملاً متفاوت با آنچه رسانه‌های غربی از ایران ترسیم می‌کنند، دید؛ تصویری از یک تمدن کهن، جامعه‌ای تحصیل‌کرده و کشوری که به اعتقاد او توانایی‌های نظامی و مهندسی قابل توجهی دارد.

در جریان جنگ اخیر، او به مدرسه شجره طیبه میناب رفت؛ جایی که شهادت دانش‌آموزانش به یکی از تلخ‌ترین تصاویر جنگ تبدیل شد، او همچنین در میدان انقلاب تهران در میان مردم حاضر شد و از نزدیک فضای جامعه ایران در روزهای جنگ را دید. علاوه بر اینها، پرچم فلسطین روی سینه‌اش نمادی است که با دیدن نسل کشی مردم بی گناه غزه، هرگز آن را رها نمی‌کند.

کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

اوکیف که راهی اصفهان شده است، در خبرگزاری ایمنا حضور پیدا کرد و در یک گفت‌وگوی صمیمانه از مسیری سخن گفت که او را از یک تفنگدار آمریکایی به یک فعال ضدجنگ رسانده است؛ از روزهایی که به گفته خودش به او یاد می‌دادند چگونه دشمن را تحقیر کند، از عراق و غزه، از رسانه و فاصله روایت رسمی با واقعیت، از ایران و البته از اسرائیل، صهیونیسم و یهودیت.

در بخشی جنجالی از این گفت‌وگو، اوکیف می‌گوید: «اگر ایران وارد جنگ با اسرائیل شود، حاضر است در کنار ایرانیان بجنگد»؛ گفت‌وگویی که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

ایمنا: ابتدا از خودتان شروع کنیم. شما سال‌ها در ارتش آمریکا و مشخصاً تفنگداران دریایی خدمت کرده‌اید. چه شد که یک نظامی آمریکایی به یکی از منتقدان جدی جنگ و سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد؟

اوکیف: اول باید یک نکته را اصلاح کنم. من در سپاه تفنگداران دریایی آمریکا بودم، نه اینکه بگوییم نیروی دریایی آمریکا. تفنگداران دریایی یک ساختار نظامی مستقل هستند که ارتباط تاریخی و سازمانی نزدیکی با نیروی دریایی دارند، اما این دو یکی نیستند. من در آنجا موقعیت بسیار خوبی داشتم. از نظر جسمی قوی بودم، از نظر ذهنی عملکرد خوبی داشتم و در کارم موفق بودم. به سلاح‌های قدرتمند دسترسی داشتم و مسیری پیش رویم بود که اگر ادامه می‌دادم، می‌توانستم در ساختار نظامی آمریکا جایگاه خوبی پیدا کنم، اما مسئله این بود که به مرور متوجه شدم برای چه کسانی کار می‌کنم و چه کسانی از این ساختار سود می‌برند، در نهایت به این نتیجه رسیدم که دارم به کسانی خدمت می‌کنم که نباید به آنها خدمت کنم.

ایمنا: یعنی تصمیم شما برای ترک ارتش به دلیل ترس، بیماری یا ناتوانی نبود؟

اوکیف: نه. من به هیچ‌کدام از این دلایل ارتش را ترک نکردم. اتفاقاً در موقعیتی بودم که می‌توانستم ادامه بدهم و آینده خوبی داشته باشم، اما چیزی درون من تغییر کرد. احساس کردم باید بفهمم واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است، بعد از ترک ارتش، شرایط برای من آسان نبود. مزایایی که داشتم قطع شد و حتی استفاده از برخی مدارک و امکانات مربوط به دوران خدمتم دشوار شد. اما همان دوره موجب شد شروع به خواندن کنم، کتاب پشت کتاب. هرچه بیشتر می‌خواندم، بیشتر متوجه می‌شدم چیزهایی که به ما گفته بودند، لزوماً تمام حقیقت نبوده است، به نظرم خدا من را نجات داد. اگر آن اتفاق نمی‌افتاد، شاید همچنان در همان مسیر بودم.

کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

ایمنا: یکی از بخش‌های مهم صحبت‌های شما درباره آموزشی است که در ارتش آمریکا دریافت کردید. دقیقاً چه چیزی به شما آموزش داده می‌شد؟

اوکیف: در جنگ، یکی از مهم‌ترین کارها این است که انسان را از انسان بودن خارج کنید، زمانی که می‌خواهید سرباز شما بدون تردید به سمت دیگری شلیک کند، باید کاری کنید که آن طرف را انسان نبیند. در آموزش‌هایی که ما می‌دیدیم، نسبت به عرب‌ها و مسلمانان تعابیر تحقیرآمیزی وجود داشت. هدف این بود که آنها را پایین‌تر از خودمان ببینیم، آنها را تحقیر کنیم و در ذهنمان به یک دشمن تبدیل کنیم. این مسئله بسیار خطرناک است، چون زمانی که انسان مقابل شما دیگر یک انسان نباشد، کشتن او هم برایتان ساده‌تر می‌شود.

ایمنا: شما در عراق هم حضور داشتید. تجربه جنگ عراق چقدر در تغییر نگاهتان اثر گذاشت؟

اوکیف: تأثیر بسیار زیادی داشت. من در عراق در خط مقدم بودم. زمانی که در خط مقدم هستید، اگر قرار باشد کسی کشته شود، شما یکی از نخستین کسانی هستید که در معرض خطر قرار دارید، اما نکته اینجاست که آنچه بعدها درباره جنگ می‌گویند، همیشه با چیزی که شما در میدان می‌بینید یکسان نیست. من در آنجا شاهد شرایطی بودم که بسیاری از مردم عراق دیگر توان ادامه جنگ نداشتند. بعد از هفته‌ها بمباران، بسیاری فرار کرده بودند یا پرچم سفید بالا برده بودند. بنابراین تجربه جنگ برای من تبدیل شد به یک سؤال بزرگ، اینکه ما دقیقاً برای چه چیزی اینجا هستیم؟

کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

ایمنا: شما گفته‌اید در مقطعی از اجرای یک دستور خودداری کردید. چرا؟

اوکیف: چون آن دستور را غیرقانونی می‌دانستم. در آموزش‌های نظامی به ما گفته می‌شود که سرباز نباید هر دستوری را بدون فکر اجرا کند. اگر دستوری غیرقانونی باشد، سرباز وظیفه دارد از اجرای آن خودداری کند. من هم همین کار را کردم، افراد دیگری آن دستور را اجرا کردند، اما من تصمیم گرفتم انجامش ندهم، این یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی من بود، چرا که آنجا فهمیدم یک سرباز فقط یک ابزار نیست. او مسئول تصمیم خودش هم هست. اگر قرار باشد سربازها فقط بگویند: «من دستور داشتم»، آن وقت هر فرمانده یا سیاستمداری می‌تواند هر جنگی را به راه بیندازد و هیچ‌کس مسئولیت آن را نپذیرد. تصمیم‌های جنگی گاهی از سوی افرادی گرفته می‌شوند که خودشان در خط مقدم نیستند، وزیر دفاع پشت میز نشسته است، رئیس‌جمهور پشت میز نشسته است، اما کسی که باید هزینه تصمیم آنها را بدهد، ممکن است یک سرباز جوان یا یک خانواده در یک کشور دیگر باشد. به همین دلیل است که من می‌گویم مسئولیت اخلاقی یک سرباز نباید از بین برود.

ایمنا: با توجه به مواضعی که دارید، برخی ممکن است شما را ضدآمریکایی بدانند. آیا واقعاً از آمریکا متنفر هستید؟

اوکیف: نه. من از آمریکا متنفر نیستم، مسئله من آمریکا یا مردم آمریکا نیستند. مسئله من حقیقت است، من با سیاست‌هایی مخالفم که آنها را ناعادلانه یا جنگ‌طلبانه می‌دانم، این دو موضوع را نباید با هم اشتباه گرفت، من آمریکایی‌هایی را می‌شناسم که انسان‌های بسیار خوبی هستند و با بسیاری از سیاست‌های دولتشان مخالف‌هستند، پس وقتی درباره دولت آمریکا یا سیاست خارجی آمریکا صحبت می‌کنم، درباره مردم عادی آمریکا صحبت نمی‌کنم.

ایمنا: شما مواضعی گرفته‌اید که طبیعتاً برایتان هزینه داشته است. آیا هیچ‌وقت از اینکه صدایتان شنیده نمی‌شود، ناامید شده‌اید؟

اوکیف: من دنبال تشویق نیستم، دنبال کف زدن نیستم، اگر قرار بود دنبال شهرت باشم، احتمالاً باید حرف‌هایی می‌زدم که مردم دوست دارند بشنوند، اما حقیقت همیشه محبوب نیست. رسانه‌های جریان اصلی آمریکا هم معمولاً علاقه‌ای ندارند من را دعوت کنند، اما مسئله من شهرت نیست، من می‌خواهم چیزی را که باور دارم درست است، بگویم.

ایمنا:  درباره ۱۱ سپتامبر هم مواضع بسیار جنجالی داشته‌اید، درست است؟

اوکیف: بله. حدود یک سال بعد از ۱۱ سپتامبر در یک گفت‌وگوی تلویزیونی با CNN درباره نقش دولت آمریکا در آن اتفاق صحبت کردم، آن زمان حرف‌هایی زدم که بسیار بحث‌برانگیز بود. من می‌دانستم این حرف‌ها محبوب نخواهد بود، اما برای من مسئله این بود که سؤال بپرسم و اجازه ندهم روایت رسمی تنها روایت ممکن باشد.

ایمنا: اما به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، به‌خصوص پس از جنگ غزه، بخشی از جامعه آمریکا نسبت به روایت‌های رسمی تردید بیشتری پیدا کرده است.

اوکیف: دقیقاً. تفاوت امروز با گذشته این است که مردم موبایل دارند، مردم می‌توانند آنچه را می‌بینند، ثبت کنند، در غزه اتفاقاتی رخ داد که مردم جهان به طور مستقیم آنها را دیدند. دیگر نمی‌شد همه چیز را فقط از طریق یک شبکه تلویزیونی یا یک رسانه رسمی روایت کرد. تصاویر از تلفن‌های همراه می‌آمد، مردم خودشان می‌دیدند و وقتی آنچه می‌بینید با چیزی که به شما گفته می‌شود تفاوت دارد، طبیعی است که سؤال کنید، به نظرم موجب شد بسیاری از مردم آمریکا درباره آنچه سال‌ها به آنها گفته شده بود، دوباره فکر کنند.

کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

ایمنا: شما سال‌ها به عنوان یکی از حامیان مردم فلسطین فعالیت داشته‌اید، در این ارتباط بگویید؟

اوکیف: من سال‌هاست درباره آنچه در فلسطین اتفاق می‌افتد صحبت می‌کنم و معتقدم نمی‌توان در برابر این مسائل سکوت کرد. اگر ایران اعلام کند که برای مقابله با دولت اسرائیل وارد جنگ می‌شود، من هم آماده‌ام تفنگ به دست بگیرم و در کنار ایرانیان باشم. راستش من و بسیاری از افراد دیگر در سراسر جهان امیدواریم که ایران این کار را انجام بدهد و کار را تمام کند، یک نفر باید جلوی دیوانگی اسرائیل ایستادگی کند. 

ایمنا:  سفرهای متعددی به ایران داشته‌اید، این کشور و مردمانش را چه طور دیده‌اید؟

اوکیف: حدود ۱۵ سال پیش برای نخستین بار به ایران آمدم. قبل از آمدن، به دلیل مطالعات خودم چیزهای زیادی درباره ایران می‌دانستم، اما چیزی که از نزدیک دیدم با تصویری که در رسانه‌های غربی ارائه می‌شود بسیار متفاوت بود و این کار بسیار دشواری است که ذهنیت بیشتر آمریکایی ها را درمورد ایران اصلاح کرد زیرا آنها تحت سلطه رسانه های آمریکایی هستند.

من هنوز درحال یادگیری فرهنگ و تمدن ایران هستم و بسیار به این موضوع علاقه دارم. ایران یک تمدن بسیار باشکوه دارد، مردم ایران بسیار تحصیل‌کرده و توانمند هستند، در حوزه مهندسی، فناوری و مسائل نظامی نیز توانایی‌های قابل توجهی دارند، زمانی که شما از نزدیک با یک جامعه ارتباط برقرار می‌کنید، متوجه می‌شوید که نمی‌توان یک ملت را با چند تصویر کلیشه‌ای توضیح داد. ایران در رسانه‌های غربی اغلب به یک مسئله تقلیل پیدا می‌کند، اما ایران فقط سیاست نیست. ایران مردم دارد، تاریخ دارد، فرهنگ دارد، دانشگاه دارد، مهندس دارد، خانواده دارد و جامعه‌ای دارد که بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که در رسانه‌ها دیده می‌شود، من وقتی به ایران می‌آیم، این تفاوت را احساس می‌کنم. شما تمدن بسیار باشکوهی دارید که باید به آن افتخار کنید.

ایمنا: در طول جنگ اخیر، ترامپ تهدید کرد که تمدن ایران را از روی زمین محو می‌کنیم، به عنوان یک آمریکایی علاقه مند به تمدن ایران چه حسی پس از شنیدن این سخنان داشتید؟

اوکیف: این صحبت دلیل دیگری بر دیوانگی جمعی ما آمریکایی هاست. ما ذره ذره درحال عادی سازی رفتارها و گفتارهای زشت و غیرطبیعی هستیم. جرج بوش پسر گفته بود اگر شما با ما نیستید، علیه ما هستید، یا با ما هستید یا تروریست هستید! من همان زمان این صحبت را نقد کردم و گفتم که من به شخصه با شما نیستم، پس فکر کنم من هم تروریست هستم! حالا ما به نقطه ای رسیدیم که رئیس جمهور آمریکا نیات نسل کشی را به طور علنی بر زبان می آورد. اما نباید نقش اسرائیل را هم در این جنگ فراموش کرد. آنها عادی سازی این موضوع را شروع کردند و فلسطینی ها را حیوان انسان نما نامیدند، به نابودی کامل آنها اشاره کردند و حالا ترامپ هم دقیقا در همان مسیر پیش میرود.

به خاطر دارم که دکتر مرندی هم در یکی از مصاحبه هایش به این موضوع اشاره کرده بود که چرا حتی یک رسانه یا فرد غربی پیدا نمیشود که با شجاعت مقابل چنین اظهاراتی بایستد. به اعتقاد من در این جنگ هیچکدام از تسلیحات متعارف درباره ایران جواب نمیدهد، ایران توانایی مقابله به مثل و نابودی اسرائیل را دارد و امیدوارم که این کار را انجام بدهد. ترامپ هم به عنوان یک بیمار جنسی، سگ دست آموز اسرائیلی هاست. 

ایمنا: قبل از شروع جنگ اخیر میان ایران و آمریکا به عنوان یک نظامی سابق آمریکایی فکر میکردید ایران چنین مقاومتی در برابر آمریکا از خود نشان بدهد؟

اوکیف: من در سال ۲۰۲۳ که به تهران سفر کرده بودم از موزه هایی که توانمندی های موشکی ایران را به نمایش میگذاشت بازدید کردم، پهپادها و موشک های شما را دیدم و با افراد آگاه در این زمینه صحبت کردم، میدانم که شما یک تمدن باستانی هستید، مهندس ها و متخصصان تحصیلکرده‌ای دارید و در تولید تجهیزات نظامی بسیار توانمند هستید و با همین توانمندی ها کاملا طبیعت جنگ را به نفع خود تغییر داده اید، بنابراین پاسخ من این است که بله، من اطلاع داشتم و از توانمندی شما تعجب نکردم.

ایمنا:  درباره نقش هوش مصنوعی در جنگ‌های آینده نیز نگرانی‌های جدی مطرح کرده‌اید. نگرانی اصلی شما چیست؟

اوکیف: مشکل این است که ما داریم تصمیم‌های مرگ و زندگی را بیش از گذشته به ماشین‌ها نزدیک می‌کنیم، موشک، پهپاد و سامانه‌های نظامی می‌توانند به هوش مصنوعی مجهز شوند و اگر انسان از چرخه تصمیم‌گیری کنار گذاشته شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این برای من بسیار ترسناک است، چرا که جنگی که انسان در آن تصمیم می‌گیرد یک مسئله است و جنگی که ماشین‌ها بخش مهمی از تصمیم‌ها را می‌گیرند، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است. ما امروز با هوش مصنوعی مانند یک ابزار برخورد می‌کنیم، می‌گوییم این فناوری را می‌سازیم تا برای ما کار کند، اما سؤال من این است که چرا باید تصور کنیم همیشه انسان کنترل کامل را در اختیار خواهد داشت؟

هالیوود سال‌ها درباره این سناریوها فیلم ساخته است؛ ماشین‌هایی که از کنترل انسان خارج می‌شوند، ممکن است برخی اینها را خیال‌پردازی بدانند، اما وقتی شما همین فناوری را وارد جنگ می‌کنید، موضوع دیگر فقط یک فیلم نیست، چرا که اشتباه یک ماشین در یک برنامه معمولی یک چیز است و اشتباه یک سامانه هوشمند در یک جنگ، چیز دیگری.

کن اوکیف: اگر ایران با اسرائیل وارد جنگ شود، کنار ایرانیان می‌ایستم

ایمنا: به نظر می‌رسد یک خط مشترک در تمام صحبت‌های شما وجود دارد: بی‌اعتمادی به روایت‌های رسمی. آیا هنوز هم فکر می‌کنید رسانه‌های جریان اصلی غربی واقعیت را پنهان می‌کنند؟

اوکیف: من می‌گویم باید سؤال کرد، هیچ رسانه‌ای نباید تنها منبع حقیقت شما باشد، من نمی‌گویم هر چیزی که در رسانه‌های رسمی گفته می‌شود دروغ است، اما می‌گویم باید آن را بررسی کنید. امروز مردم ابزار بیشتری برای این کار دارند، آنها می‌توانند تصاویر را ببینند، منابع مختلف را مقایسه کنند و از خودشان بپرسند چرا دو روایت متفاوت درباره یک اتفاق وجود دارد.

ایمنا: پس غزه را یک نقطه عطف در تغییر نگاه افکار عمومی می‌دانید؟

اوکیف: بدون شک، چرا که آنچه اتفاق افتاد، جلوی چشم مردم جهان بود، مردم فقط روایت یک دولت را نشنیدند. تصاویر را دیدند. صدای مردم را شنیدند، تصاویر کودکان و خانواده‌ها را دیدند، وقتی مردم خودشان چیزی را ببینند، دیگر نمی‌توان به راحتی گفت که آن اتفاق وجود نداشته است.

ایمنا: اگر به گذشته برگردید، باز هم ارتش را ترک می‌کنید؟

اوکیف: بله، من فکر می‌کنم اگر آن تصمیم را نمی‌گرفتم، امروز اینجا نبودم. شاید زندگی‌ام آسان‌تر می‌شد، شاید موقعیت بهتری در ارتش پیدا می‌کردم، شاید پول بیشتری داشتم، اما خودم نبودم، من باید انتخاب می‌کردم که می‌خواهم چه انسانی باشم.

ایمنا: اگر بخواهید تمام تجربه‌تان از ارتش، عراق، غزه، ایران و سال‌های فعالیت ضدجنگ را در یک جمله خلاصه کنید، چه می‌گویید؟

اوکیف: سؤال بپرسید، همیشه سؤال بپرسید. قبل از اینکه به شما بگویند دشمن چه کسی است، سؤال کنید، قبل از اینکه به شما بگویند چرا باید بجنگید، سؤال کنید، قبل از اینکه ماشه را بکشید، سؤال کنید، من زمانی فکر می‌کردم مهم‌ترین وظیفه یک سرباز این است که بتواند بجنگد، امروز فکر می‌کنم مهم‌تر از آن این است که بداند برای چه کسی و برای چه چیزی می‌جنگد.

کد مطلب 1009680

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.