به گزارش خبرگزاری ایمنا از اصفهان، نام سردار شهید میثم گوهریآرانی برای مردم و همکارانش در کاشان و نجفآباد با روایتهایی از شجاعت، مردمداری و فرماندهی میدانی گره خورده است؛ وی مسیر خدمت خود را از دوران سربازی آغاز کرد و با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف نظامی، به یکی از فرماندهان توانمند نیروی انتظامی تبدیل شد؛ مسیری که برای او تنها یک شغل نبود، بلکه رسالتی برای خدمت به مردم و دفاع از امنیت کشور به شمار میرفت.
برای بازخوانی زندگی و سالهای خدمت این فرمانده شهید، به سراغ فائزه عمرانینژاد، همسر سردار شهید میثم گوهریآرانی، رفتیم؛ زنی که سالها در کنار مردی زندگی کرده است که بخش مهمی از عمر خود را در لباس نظامی و در مسیر تأمین امنیت مردم سپری کرد.
روایت او، تصویری متفاوت از این فرمانده را پیش روی ما میگذارد؛ فرماندهی که در میدان، مقتدر و بیباک بود، اما وقتی به خانه میرسید، خستگی روزهای سخت را پشت در میگذاشت و برای فرزندانش همان پدر مهربان و صمیمی بود.
عمرانینژاد از سالهایی میگوید، اینکه میان مسئولیت سنگین فرماندهی، مأموریتهای دشوار و دلبستگی به خانواده در رفتوآمد بود؛ مردی که به گفته او، هیچگاه میان «فرمانده بودن» و «سرباز مردم بودن» فاصلهای قائل نشد و حتی در سختترین روزها، حضور در میدان را بخشی جداییناپذیر از مسئولیت خود میدانست.
در روایت همسر شهید، گوهریآرانی پیش از آنکه یک فرمانده باشد، انسانی متواضع، مردمدار و مسئولیتپذیر بود؛ ویژگیهایی که در سالهای خدمت نظامی او به بخشی از سبک فرماندهیاش تبدیل شد. او باور داشت فرماندهی از پشت میز معنا پیدا نمیکند و کسی که مسئول امنیت مردم است، باید در لحظههای سخت در کنار نیروهای خود حضور داشته باشد.
این نگاه، در روزهای پرالتهاب و خطرناک نیز همراه او بود؛ روزهایی که نگرانی خانواده از حضورش در میدان افزایش مییافت، اما او همچنان خود را یک سرباز میدانست و ترجیح میداد در کنار نیروهایش باشد.
همسر سردار شهید گوهریآرانی از آن روزها تعریف میکند، از رابطه او با فرزندان، از آخرین تماسها و حرفهایی که بعدها معنای دیگری پیدا و بهتدریج خانواده را با واقعیت تلخ فقدان او روبهرو کرد.

پلیس بودن برای او شغل نبود، رسالت بود
عمرانینژاد درباره انگیزه همسرش برای ادامه مسیر نظامی به خبرنگار ایمنا میگوید: همسرم پس از طی دوران سربازی، با اشتیاق و علاقهای عمیق وارد نظام شد. او پلیس بودن را نه به عنوان یک شغل، بلکه به عنوان یک رسالت میدید.
وی ادامه میدهد: توانمندیهای او به اندازهای بود که در سطح کشور برای حضور در دورههای عالی نظامی انتخاب شده بود؛ دورههایی که میتوانست مسیر او را برای رسیدن به رتبههای بالاتر هموار کند. با این حال، علاقه عمیقی به لباس نظامی و خدمت داشت و من نیز با شناختی که از روحیات و اهدافش داشتم، هیچگاه مانع ادامه مسیر او نشدم.
فرماندهی که پشت میز نمیماند
یکی از ویژگیهایی که همکاران سردار شهید گوهریآرانی از آن یاد میکنند، حضور مستقیم او در میدان و پرهیز از فرماندهی پشت میز بود؛ ویژگی که به گفته همسرش، حتی در روزهای سخت و پرخطر نیز تغییر نکرد.
عمرانینژاد میگوید: او اصلاً فرمانده پشتمیزنشین نبود. صبر، گذشت، مهربانی و در عین حال شجاعتش باعث شده بود فرماندهای باشد که همیشه در میدان حضور داشته باشد.
وی با اشاره به روزهای پرالتهاب اغتشاشات ادامه میدهد: در آن روزها بارها از او میخواستم به عنوان فرمانده، مدیریت را از دفتر دنبال کند و کمتر در میدان حضور داشته باشد، اما همیشه پاسخ میداد: «من یک سربازم؛ قلب من برای مردم میتپد و وظیفهام ایستادن در صف اول است.»
همسر این شهید اضافه میکند: حضور او در میدان از روی اجبار نبود؛ خودش باور داشت که برای حفظ امنیت مردم شهرش باید در کنار نیروها باشد و همین نگاه باعث میشد خطر را از مسئولیت خود جدا نکند.
وقتی نشانههای شهادت را میشد در حرفهایش دید
همسر سردار شهید گوهریآرانی میگوید: نشانههایی از علاقه او به شهادت از سالها پیش وجود داشت، هرچند این موضوع را کمتر در فضای خانه مطرح میکرد.
وی ادامه میدهد: همکارانش میگفتند سالها بود که عاشق شهادت بود، اما در خانه کمتر درباره این موضوع صحبت میکرد. حدود دو ماه پیش از شهادتش نیز به زیارت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) مشرف شد و در کربلا شهادت خود را از خداوند طلب کرد.
عمرانینژاد با اشاره به روزهای پایانی زندگی همسرش میگوید: در روزهای آخر احساس میکردیم خودش هم میداند چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. در تماسهای تلفنی با دخترمان، یگانه، به او گفته بود «اگر شهید شدم، هوای مادرت را داشته باش.»
وی ادامه میدهد: شب قبل از شهادتش حتی فرصت نشد بهدرستی با یکدیگر صحبت کنیم و فقط سلامی به من رساند. بعدها شنیدیم که پشت بیسیم گفته بود: «اگر شهید شدم دنبال من نگردید، من با لباس ورزشی هستم، نه لباس نظامی.» این حرفها نشان میداد که خودش خطر را احساس کرده بود.
همسر سردار شهید گوهریآرانی درباره چگونگی شهادت او میگوید: ایشان در ستاد فرماندهی حضور داشتند که مورد اصابت قرار گرفتند. این اتفاق در دو مرحله رخ داد؛ بار نخست زمانی بود که ستاد هدف قرار گرفت و حدود نیم ساعت بعد، هنگامی که نیروها برای جمعآوری و امدادرسانی به همکارانشان اقدام کردند، حمله دیگری انجام شد.
وی میافزاید: در این حمله، سردار گوهریآرانی همراه با جمعی از یارانش به شهادت رسید.
فرماندهی که در خانه، فقط پدر بود
تصویری که خانواده از سردار شهید گوهریآرانی به یاد دارند، با تصویری که همکارانش از یک فرمانده مقتدر در ذهن دارند، تفاوتی قابل توجه دارد؛ او در خانه تلاش میکرد خستگی و فشار کاری را با خود به میان خانواده نبرد.
عمرانینژاد میگوید: او با تمام وجود پدر بود. وقتی به خانه میآمد، خستگی سختترین روزهای کاری را پشت در میگذاشت. رابطه بسیار صمیمی با فرزندان داشت، بهویژه با دخترمان که دلبستگی عجیبی به یکدیگر داشتند.
وی ادامه میدهد: او در میدان فرماندهی مقتدر بود، اما در خانه پدری مهربان و خانوادهدوست. بدون هیچ کبر و غروری، خاکیترین فرد و در عین حال یکی از مقتدرترین فرماندهانی بود که میشناختم.
همسر شهید گوهریآرانی میافزاید: جای خالی او همیشه میان ما احساس میشود؛ چه در خانه و چه در لحظاتی که فرزندان به حضور پدرشان نیاز دارند.
حجاب؛ روایتی از وصیت شهدا
همسر سردار شهید گوهریآرانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع حجاب، آن را یکی از موضوعات مورد تأکید شهدا دانست و گفت: پیام شهدا محدود به زمان و مکان نیست و همچنان میتواند برای جامعه راهگشا باشد.
عمرانینژاد اظهار میکند: شهدا با نثار خون خود، امنیت، آرامش و عزت را برای این سرزمین به ارمغان آوردند و حفظ حجاب و صیانت از ارزشهای دینی، از جمله موضوعاتی است که باید در جامعه مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه میدهد: ما در قبال خون شهدا مسئولیم. حفظ حجاب در جامعه تنها یک موضوع فردی نیست و باید آن را در چارچوب ارزشهایی دید که شهدا برای دفاع از آن جان خود را فدا کردند. نباید اجازه دهیم بیتوجهی به ارزشهای دینی، مجاهدت و ازخودگذشتگی شهدا را به فراموشی بسپارد.
همسر شهید گوهریآرانی در پایان با دعوت از جامعه برای توجه بیشتر به وصایای شهدا میگوید: امیدوارم با حفظ حریم عفاف و توجه به ارزشهایی که شهدا برای آن جان دادند، ادامهدهنده راه آنان باشیم و نگذاریم نام و اهدافشان در غبار روزمرگیها فراموش شود.
سردار شهید میثم گوهریآرانی، فرماندهای که همکارانش او را با حضور در میدان و شجاعت میشناختند و خانوادهاش با مهربانی و دلبستگی به یاد میآورند، سرانجام همانجایی به شهادت رسید که سالها برای حفظ امنیت مردم در آن ایستاده بود؛ در میدان خدمت.
نظر شما