چگونه الزام تأمین پارکینگ، فرم شهر را تغییر داده است؟

الزام تأمین پارکینگ در ساختمان‌ها اگرچه با هدف ساماندهی توقف خودرو شکل گرفته است، اما آثار آن به فضای پارک محدود نمی‌شود و بر هزینه ساخت، ارزش زمین، فرم ساختمان و الگوی توسعه شهری اثر می‌گذارد؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در سیاست‌های پارکینگ متناسب با دسترسی محله‌ها به حمل‌ونقل عمومی را پررنگ کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، پارکینگ در ظاهر یکی از نیازهای معمول هر ساختمان شهری است، اما در واقع نحوه تأمین آن می‌تواند بر معماری ساختمان، ارزش زمین، هزینه ساخت‌وساز، تراکم و حتی الگوی سفرهای شهری اثر بگذارد.

الزام تأمین پارکینگ برای ساختمان‌ها طی سال‌های گذشته، به‌تدریج خودرو را به یکی از عناصر اثرگذار بر طراحی و توسعه فضاهای شهری تبدیل کرده است؛ موضوعی که اکنون در برنامه‌ریزی شهری، فراتر از یک مسئله ساختمانی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در شهرهای متراکم، زمین سهم قابل‌توجهی از هزینه ساخت‌وساز را به خود اختصاص می‌دهد و اختصاص بخشی از این زمین یا زیربنا به پارک خودرو، به‌طور مستقیم بر اقتصاد پروژه اثر می‌گذارد. در بسیاری از ساختمان‌ها، طبقات زیرزمین یا بخش‌هایی از همکف به پارکینگ اختصاص پیدا می‌کند و همین موضوع می‌تواند میزان فضای قابل استفاده برای سایر کاربری‌ها را کاهش دهد.

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که ضوابط تأمین پارکینگ برای مناطق مختلف شهر با شرایط متفاوت، یکسان یا کم‌انعطاف باشد. محله‌ای که به شبکه مترو، اتوبوس و سایر شیوه‌های حمل‌ونقل عمومی دسترسی مناسبی دارد، از نظر نیاز به خودرو با محله‌ای که از این زیرساخت‌ها فاصله دارد، شرایط یکسانی ندارد. بنابراین سیاست پارکینگ می‌تواند در ارتباط مستقیم با سیاست‌های حمل‌ونقل و کاربری زمین تعریف شود.

از منظر شهرسازی، پارکینگ تنها فضایی برای توقف خودرو نیست؛ بلکه می‌تواند بر فرم ساختمان و نحوه استفاده از زمین نیز اثر بگذارد. افزایش تعداد پارکینگ مورد نیاز ممکن است به افزایش تعداد طبقات زیرزمین، تغییر جانمایی ساختمان، کاهش فضای باز یا افزایش هزینه‌های ساخت منجر شود. در مقابل، کاهش وابستگی به خودرو و تقویت حمل‌ونقل عمومی می‌تواند امکان بازنگری در استانداردهای پارکینگ و استفاده مؤثرتر از زمین شهری را فراهم کند.

این مسئله در مناطق مرکزی و متراکم شهرها اهمیت بیشتری دارد؛ مناطقی که هم ارزش زمین در آنها بالاتر است و هم معمولاً دسترسی به شبکه حمل‌ونقل عمومی بیشتر است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان سیاست تأمین پارکینگ را متناسب با سطح دسترسی محله‌ها به حمل‌ونقل عمومی، نوع کاربری و میزان تقاضای واقعی سفر تعیین کرد؟

کارشناسان برنامه‌ریزی شهری بر اهمیت پیوند میان سیاست‌های پارکینگ و مدیریت تقاضای سفر تأکید دارند. از این نگاه، هدف تنها افزایش ظرفیت پارک خودرو نیست، بلکه باید مجموعه‌ای از سیاست‌ها برای کاهش وابستگی به خودروی شخصی، تقویت حمل‌ونقل عمومی، افزایش قابلیت پیاده‌روی و استفاده از دوچرخه و مدیریت فضای خیابان در کنار یکدیگر اجرا شود.

چگونه الزام تأمین پارکینگ، فرم شهر را تغییر داده است؟

در این میان، سیاست «حداقل پارکینگ» نیز یکی از موضوعات قابل بررسی در برنامه‌ریزی شهری است. در این رویکرد، الزام به ساخت تعداد مشخصی فضای پارک می‌تواند در برخی مناطق به معنای تولید ظرفیت بیشتر برای خودرو باشد، در حالی که رویکردهای جدیدتر در برخی شهرها تلاش می‌کنند میزان پارکینگ مورد نیاز را بر اساس موقعیت، کاربری و دسترسی به حمل‌ونقل عمومی تعیین کنند.

از سوی دیگر، حذف یا کاهش الزامات پارکینگ نیز بدون ایجاد زیرساخت‌های جایگزین نمی‌تواند به‌تنهایی مسئله را حل کند. اگر ظرفیت حمل‌ونقل عمومی، پارکینگ‌های حاشیه‌ای، دسترسی پیاده و سایر گزینه‌های جابه‌جایی متناسب با نیاز شهر توسعه پیدا نکند، کاهش ظرفیت پارکینگ ممکن است فشار بیشتری بر معابر و فضای عمومی وارد کند.

بنابراین مسئله پارکینگ را نمی‌توان جدا از ساختار کلی شهر بررسی کرد. محل استقرار ساختمان، نوع کاربری، تراکم، شبکه حمل‌ونقل عمومی، قیمت زمین و الگوی سفر شهروندان همگی بر میزان نیاز به پارکینگ اثرگذارند و در مقابل، سیاست پارکینگ نیز می‌تواند همین مؤلفه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

مسئله پارکینگ را نمی‌توان تنها به تعداد جای پارک موردنیاز هر ساختمان محدود کرد، چراکه نحوه رویارویی با پارکینگ، بخشی از تصمیم بزرگ‌تر درباره چگونگی شکل‌گیری شهر است. سیاست‌گذاری در این حوزه می‌تواند به تداوم خودرومحوری و اختصاص بخش بیشتری از زمین و منابع به توقف خودرو منجر شود یا در کنار توسعه حمل‌ونقل عمومی، پیاده‌مداری و بهره‌وری از زمین، به شکل‌گیری شهری متوازن‌تر و کارآمدتر کمک کند.

کد مطلب 1008627

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.