مینا همتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در ادبیات و عرفان فارسی او را از شخصیتهای اثرگذار در تحول فکری مولانا دانست و اظهار کرد: شمس تنها یک عارف یا شخصیت ادبی نبود، بلکه اندیشهای مستقل داشت و نگاه او به انسان، عشق، حقیقت و معرفت تاثیر عمیقی بر مولانا گذاشت.
وی افزود: مولانا پیش از دیدار با شمس نیز عالمی برجسته بود، اما این ملاقات نقطه عطفی در زندگی او به شمار میرود، چرا که پس از این دیدار، مسیر فکری و معنوی مولانا دستخوش تغییر شد و بخشی مهمی از آثار ماندگار او در همین فضای تازه شکل گرفت.
این پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی ادامه داد: رابطه شمس و مولانا را نمیتوان تنها در قالب رابطه استاد و شاگرد تعریف کرد، این دو شخصیت تاثیر عمیقی بر یکدیگر داشتند و دیدار آنها به یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ عرفان و ادبیات فارسی تبدیل شد.
همتی با اشاره به ویژگیهای فکری شمس تصریح کرد: شمس به حقیقت و تجربه درونی اهمیت زیادی میداد و با ظاهربینی و محدود شدن در قالبهای رایج مخالفت میکرد، در سخنان او توجه ویژهای به انسان، عشق و رسیدن به حقیقت دیده میشود و همین نگاه، او را از بسیاری از چهرههای فکری زمان خود متمایز میکند.
وی درباره مقالات شمس گفت: این اثر یکی از مهمترین منابع برای شناخت اندیشه و شخصیت شمس است، هرچند نباید آن را همچون یک کتاب منظم و کلاسیک مطالعه کرد، زیرا مطالب آن حاصل سخنان و مجالس شمس است و از همین رو ساختاری متفاوت دارد.
این استاد ادبیات فارسی با بیان اینکه بسیاری از دغدغههای شمس همچنان برای انسان امروز قابل درک است، عنوان کرد: موضوعاتی همچون عشق، حقیقت، شناخت انسان و جستوجوی معنان محدود به یک دوره تاریخی نیستند و به همین دلیل سخنان شمس پس از قرنها همچنان میتواند برای مخاطب معاصر جذاب و قابل تامل باشد.
همتی درباره روایتهای مختلف از سرنوشت شمس نیز اظهار کرد: درباره ناپدیدشدن و سرنوشت او روایتهای مختلفی وجود دارد و بخشی از این روایتها در گذر زمان رنگوبوی افسانه گرفته است، با این حال، آنچه اهمیت بیشتری دارد، تاثیر حضور و سپس غیبت شمس بر مولاناست که در آثار او نیز بازتاب گسترده ای پیدا کرده است.
وی همچنین با اشاره به ضرورت مراجعه به منابع معتبر برای شناخت شمس خاطرنشان کرد: در روزگار معاصر جملات و سخنان بسیاری به شمس نسبت داده می شود که انتساب همه آنها دقیق نیست، بنابراین برای شناخت این شخصیت باید به منابع معتبر و آثار اصلی مراجعه کرد و میان شمس تاریخی و تصویری که در روایتهای عامه شکل گرفته است، تفاوت قائل شد.
نظر شما