به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمانشاه، صدای آژیر برای مردم نشانه وقوع یک حادثه است، اما برای آتشنشان آغاز مأموریتی است که هیچکس نمیداند چند دقیقه یا چند ساعت طول خواهد کشید و پایان آن چه خواهد بود.
لباس عملیات را میپوشد، تجهیزات را برمیدارد و راهی محلی میشود که دیگران تلاش میکنند سریعتر از آن فاصله بگیرند. گاهی مقصد یک خانه شعلهور است، گاهی خودرویی که در تصادف گرفتار شده، گاهی آسانسوری که بین طبقات متوقف شده و گاهی ساختمانی که بخشی از آن در حال فروریختن است.
برای آتشنشان، حادثه فقط یک تصویر چنددقیقهای در قاب دوربین نیست. پشت هر مأموریت، آمادگی، اضطراب، تصمیمگیری در چند ثانیه و خطرهایی وجود دارد که شاید شهروندان هیچوقت آنها را نبینند.
هفتم مهر، روز آتشنشانی و ایمنی فرصتی است برای دیدن همین بخش کمتر دیدهشده از زندگی مردانی که شغلشان با خطر گره خورده است.

روایت آتشنشانی کرمانشاه
سعید قادری، سرپرست سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری کرمانشاه در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره عملکرد این سازمان در شش ماه نخست سال ۱۴۰۵ اظهار کرد: نیروهای آتشنشانی کرمانشاه در این مدت با ۲۰۹۰ حادثه روبهرو شدهاند که از این تعداد، ۹۶۳ مورد مربوط به آتشسوزی و ۱۱۲۷ مورد مربوط به عملیات امداد و نجات بوده است؛ مأموریتهایی که هرکدام نیروها را با شرایط متفاوتی روبهرو کرده است.
قادری با بیان اینکه در جریان این حوادث، یکهزار و هفت نفر از شهروندان نجات یافتند، ۱۲۹ نفر مصدوم شدند و ۳۴ نفر جان خود را از دست دادند ادامه داد: این اعداد فقط بخشی از تصویری است که پشت درهای ایستگاههای آتشنشانی جریان دارد؛ جایی که نیروها باید در تمام ساعات شبانهروز آماده باشند تا با اعلام یک حادثه، در کوتاهترین زمان ممکن راهی محل شوند.
خانههایی که ناگهان شعلهور میشوند
خانه باید امنترین نقطه زندگی باشد، اما آمار حوادث کرمانشاه نشان میدهد که آتشسوزی منازل همچنان سهم قابل توجهی از مأموریتهای آتشنشانی را به خود اختصاص میدهد.
سرپرست سازمان آتشنشانی کرمانشاه خاطرنشان کرد: طی شش ماه نخست سال جاری ۱۳۹ مورد آتشسوزی در منازل ثبت شده است؛ حوادثی که در بسیاری از آنها، آتشنشان باید پیش از آنکه شعلهها فرصت گسترش پیدا کنند، وارد عمل شود.
آن سوی ماجرا، بخشی از مأموریتهای امداد و نجات به موقعیتهایی مربوط میشود که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما برای فرد گرفتار میتوانند به لحظاتی پراسترس تبدیل شوند.
حبسشدن در اماکن و آسانسورها با ۷۱۲ مورد، بیشترین تعداد عملیات امداد و نجات را در این مدت به خود اختصاص داده است. برای کسی که در آسانسور متوقفشده گرفتار شده است، چند دقیقه انتظار برای رسیدن نیروهای امدادی میتواند بسیار طولانی باشد، اما برای آتشنشان این چند دقیقه، زمان رسیدن، ایمنسازی و بیرون آوردن فرد گرفتار است.

آتشنشانی فقط اطفای حریق نیست
کار آتشنشان از لحظه شعلهور شدن آتش آغاز نمیشود و به خاموش کردن آن هم ختم نمیشود. بخشی از مأموریت این سازمان، پیشگیری و حضور در محلهایی است که احتمال بروز حادثه در آنها وجود دارد.
به گفته قادری، نیروهای آتشنشانی کرمانشاه طی شش ماه نخست امسال ۴۳۳ مورد استقرار ایمنی در مراسمهای ملی، مذهبی، ورزشی و دیگر رویدادهای عمومی داشتهاند.
این حضور شاید کمتر از عملیات اطفای حریق دیده شود، اما هدفش این است که اگر حادثهای رخ داد، نیروها در نزدیکترین فاصله و با آمادگی لازم وارد عمل شوند و اگر هم حادثهای رخ نداد، بخشی از نتیجه همان حضور پیشگیرانه باشد.

روزهایی که خطر فقط آتش نبود
در روزهای جنگ، مأموریت نیروهای امدادی نیز شکل متفاوتی پیدا کرد. آتشنشانان در کنار دیگر نیروهای مسئول مدیریت بحران، در حوادث ناشی از حملات حضور پیدا کردند و وظایفی همچون امدادرسانی، اطفای حریق و ایمنسازی محل حادثه را بر عهده داشتند.
در چنین شرایطی، آتشنشان فقط با شعله و دود روبهرو نیست؛ محل حادثه میتواند ناایمن باشد و هر لحظه احتمال وقوع خطر دیگری وجود داشته باشد. با این حال، مأموریت امدادی متوقف نمیشود و نیروها باید برای نجات و کاهش خسارت وارد عمل شوند. این بخش از کار آتشنشانان بهطور معمول کمتر دیده میشود؛ چون آنها زمانی وارد قاب میشوند که حادثه رخ داده و مردم به دنبال راهی برای خروج از محل هستند.
پلاسکو؛ نامی که هنوز فراموش نشده است
برای آتشنشانان ایران، پلاسکو یکی از تلخترین تصاویر این شغل است. ۳۰ دی ۱۳۹۵، آتشنشانان برای مهار حریق و نجات افراد گرفتار وارد ساختمان پلاسکو شدند، اما با فروریختن ساختمان، ۱۶ آتشنشان جان خود را از دست دادند. پشت آن ۱۶ نام، خانوادههایی قرار داشتند که قرار بود عزیزشان از مأموریت به خانه برگردد، اما دیگر بازنگشت.
پلاسکو نشان داد فاصله میان «نجات دادن» و «قربانی شدن» برای آتشنشان گاهی فقط چند دقیقه و چند تصمیم است. همین است که لباس آتشنشانی را از یک لباس کار معمولی جدا میکند؛ لباسی که پوشیدن آن یعنی پذیرفتن خطر، حتی وقتی مقصد، نجات جان دیگری است.

مردانی که پس از حادثه دیده میشوند
آتشنشانها بهطور معمول زمانی دیده میشوند که آژیرها به صدا درآمدهاند، خودروهای قرمز در خیابان متوقف شدهاند و نیروها با سرعت وارد محل حادثه میشوند، اما بخش زیادی از کارشان پیش از آن اتفاق میافتد؛ تمرین، آمادهسازی تجهیزات، آموزش، آمادهباش و حضور در محلهایی که ممکن است هیچ حادثهای در آنها رخ ندهد.
شاید همین موجب شده باشد بخش زیادی از تلاش این نیروها برای مردم نادیده بماند. حادثه که تمام میشود، شهر دوباره به زندگی عادی برمیگردد و آتشنشان به ایستگاه بازمیگردد تا برای مأموریت بعدی آماده شود.
هفتم مهر فقط فرصتی برای تبریک گفتن به آتشنشانها نیست؛ فرصتی است برای یادآوری شغلی که بخش مهمی از آن در سکوت میگذرد؛ شغلی که در لحظه خطر، آتشنشان را به جایی میفرستد که دیگران میخواهند هرچه زودتر از آن دور شوند.
مردانی که شاید نامشان بعد از پایان هر مأموریت فراموش شود، اما برای کسی که از میان دود، آوار یا یک فضای گرفتار نجات پیدا کرده است، همان چند دقیقه حضورشان میتواند تمام معنای «نجات» باشد.

نظر شما