به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ معاصر لبنان، نامهای زیادی در کنار مقاومت قرار گرفتهاند؛ از امام موسی صدر و شکلگیری جریانهای شیعی لبنان تا فرماندهانی که در سالهای سخت اشغال، میدان را ترک نکردند، اما در میان همه این نامها، سید حسن نصرالله جایگاه متفاوتی دارد. او در دورهای رهبری حزبالله را بر عهده گرفت که هنوز بخشهایی از لبنان در اشغال اسرائیل بود و مقاومت باید ثابت میکرد که میتواند یک نیروی ماندگار باشد، نه جریانی که با تغییر شرایط سیاسی از میان برود.
شهید نصرالله در سال ۱۹۹۲ و پس از شهادت سید عباس موسوی به دبیرکلی حزبالله رسید. آن زمان شاید کمتر کسی تصور میکرد این جوان ۳۱ ساله قرار است بیش از سه دهه در رأس یکی از مهمترین جریانهای سیاسی و نظامی منطقه باقی بماند، اما اهمیت دوره او فقط به طولانی بودن دوران رهبریاش برنمیگشت؛ مسئله این بود که لبنان در همین سالها شاهد تغییر یکی از مهمترین معادلات امنیتی خود شد.
روزهایی که اسرائیل تا بیروت آمده بود
برای فهم جایگاه شهید نصرالله، باید کمی به عقب برگشت؛ به سال ۱۹۸۲، زمانی که اسرائیل در جریان حمله به لبنان تا بیروت پیش رفت.
لبنان آن روز کشور آرامی نبود. جنگ داخلی، حضور گروههای مسلح، مسئله فلسطین و مداخلات قدرتهای خارجی، کشور را به یکی از پیچیدهترین میدانهای منطقه تبدیل کرده بود. ورود ارتش اسرائیل نیز بر این پیچیدگی افزود. اما حضور نظامی اسرائیل برخلاف تصور اولیه، نتوانست مسئله مقاومت را برای همیشه حل کند.
در سالهای بعد، نیروهای مختلفی در برابر اشغال شکل گرفتند و تجربهای که بعدها حزبالله از دل آن بیرون آمد، بهتدریج منسجمتر شد. چهرههایی مانند شیخ راغب حرب، سید عباس موسوی و عماد مغنیه در این دوره نقش داشتند و نسلی را شکل دادند که مقاومت را از یک واکنش مقطعی به یک پروژه سازمانیافتهتر تبدیل کرد.
سید حسن نصرالله نیز از همین نسل بود؛ نه کسی که ناگهان از بیرون این تاریخ وارد صحنه شده باشد، بلکه یکی از نیروهایی که در همان سالهای پرآشوب لبنان رشد کرده بود.

شهید نصرالله وقتی رسید که هنوز کار تمام نشده بود
دبیرکلی سیدحسن نصرالله در ۱۹۹۲ به این معنا نبود که مقاومت به هدفش رسیده است. برعکس، هنوز بخشهایی از جنوب لبنان در اشغال اسرائیل قرار داشت و فاصله میان یک جنبش مقاومت و رسیدن به یک دستاورد سیاسی ـ نظامی واقعی، بسیار زیاد بود.
یکی از تفاوتهای مهم دوره شهید نصرالله در همین سالها شکل گرفت. حزبالله فقط به عملیات نظامی فکر نمیکرد؛ به تدریج در جامعه لبنان نیز جایگاه پیدا کرد، در ساختار سیاسی کشور حضور یافت و شبکهای از روابط اجتماعی و خدماتی ایجاد کرد. به این ترتیب، مقاومت برای بخشی از جامعه لبنان از یک گروه مسلح صرف فراتر رفت و به یک بازیگر اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.
همین تغییر بود که بعدها فهم نقش شهید نصرالله را دشوارتر کرد. او را نمیشد فقط در اتاق عملیات یا در قاب سخنرانیهایش دید؛ بخشی از قدرت او به تواناییاش در پیوند دادن میدان نظامی، جامعه و سیاست لبنان مربوط میشد.
۲۰۰۰؛ معادله عوض شد
سال ۲۰۰۰ برای سید حسن و حزبالله فقط یک سال معمولی نبود.
رژیم صهیونیستی پس از سالها حضور نظامی، از بیشتر مناطق اشغالی جنوب لبنان عقبنشینی کرد. برای کشوری که در سال ۱۹۸۲ شاهد پیشروی ارتش رژیم تا بیروت بود، این اتفاق معنای بزرگی داشت. سرزمینی که زمانی ارتش اسرائیل در آن پیشروی کرده بود، حالا به صحنه عقبنشینی همان ارتش تبدیل شده بود.
این اتفاق را نمیتوان تنها به نام یک فرد نوشت؛ مقاومت لبنان حاصل فعالیت چندین نسل و مجموعهای از نیروها و فرماندهان بود، اما در آن زمان، چهرهای که بیش از همه با این پیروزی شناخته شد، سیدحسن نصرالله بود.
از آن به بعد، نام او دیگر فقط در لبنان شنیده نمیشد. نصرالله تبدیل به یکی از چهرههای شناختهشده مقاومت در جهان عرب شد و حزبالله نیز وارد مرحله تازهای از حیات خود شد.

جنگی که همهچیز را دوباره به میدان آورد
شش سال بعد، جنگ ۳۳ روزه آغاز شد.
این بار مسئله فقط خروج اسرائیل از جنوب لبنان نبود. اسرائیل با نیرویی مواجه شده بود که در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ تجربه بیشتری پیدا کرده بود و ساختار منسجمتری داشت. جنگ ۲۰۰۶ جایگاه حزبالله را در معادلات منطقهای بیش از گذشته برجسته کرد و نام شهید نصرالله را نیز از مرزهای لبنان فراتر برد.
اما شاید مهمتر از خود جنگ، تصویری بود که در این دوره از شهید نصرالله شکل گرفت: رهبری که در میان هوادارانش تنها یک مقام سیاسی نبود و در میان مخالفانش نیز نمیشد تأثیر او را بر سیاست و امنیت لبنان نادیده گرفت.
او به تدریج به چهرهای تبدیل شده بود که سخنان، تصمیمها و حتی نحوه حضور رسانهایاش بخشی از معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار میداد.
شهید نصرالله فقط یک فرمانده نبود
اگر قرار باشد سه دهه فعالیت سید حسن نصرالله را فقط با عملیاتهای نظامی توضیح دهیم، بخش مهمی از داستان را از دست دادهایم.
او در طول رهبری حزبالله تلاش کرد این جریان را در جامعه لبنان تثبیت کند و میان هویت مقاومتی آن و حضور سیاسی و اجتماعیاش پیوند برقرار کند. حزبالله در پارلمان و دولت لبنان حضور پیدا کرد و همزمان ساختار نظامی خود را حفظ کرد؛ ترکیبی که موافقان و مخالفان بسیاری داشت و همچنان یکی از بحثبرانگیزترین مسائل سیاست لبنان است.
همین چندلایه بودن است که شخصیت شهید نصرالله را از یک فرمانده نظامی معمولی جدا میکند. او همزمان باید درباره جنگ، سیاست لبنان، رابطه با ایران و سوریه، فلسطین و تحولات منطقه تصمیم میگرفت و برای مخاطبان بسیار متفاوتی سخن میگفت.
شاید به همین دلیل بود که در سالهای پایانی زندگیاش، دیگر نمیشد او را تنها «رهبر حزبالله لبنان» دانست. جایگاه او به یکی از چهرههای اصلی جریان مقاومت در منطقه گسترش پیدا کرده بود.

وقتی لبنان دیگر فقط مسئله لبنان نبود
تحولات پس از ۲۰۱۱ این نقش را پیچیدهتر کرد.
جنگ سوریه، ظهور داعش و گسترش بحرانهای منطقهای، حزبالله را وارد میدانهایی کرد که پیش از آن در این ابعاد تجربه نکرده بود. این حضور، موافقان و منتقدان جدی داشت و از همان زمان نیز یکی از مهمترین موضوعات اختلاف درباره نقش حزبالله در منطقه بود.
اما فارغ از این اختلافات، یک واقعیت قابل مشاهده بود: سازمانی که شهید نصرالله سه دهه آن را رهبری کرده بود، دیگر فقط در چارچوب مرزهای لبنان تعریف نمیشد.
در همین سالها، خود شهید نصرالله نیز به یکی از شناختهشدهترین چهرههای جبهه مقاومت تبدیل شد؛ شخصیتی که نامش با لبنان آغاز شده بود، اما دامنه اثرگذاریاش به تحولات فلسطین، سوریه و دیگر نقاط منطقه رسیده بود.
آخرین روز
در ۶ مهر ۱۴۰۳، سید حسن نصرالله در حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت به شهادت رسید.
خبر، پایان زندگی یک فرد بود، اما نمیتوانست پایان تاریخی باشد که طی بیش از سه دهه شکل گرفته بود.
برای فهم اهمیت این اتفاق، کافی است فاصله میان دو تصویر را ببینیم: بیروت در سال ۱۹۸۲ که ارتش اسرائیل به آن رسیده بود و جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ که همان ارتش از آن عقبنشینی کرد. در فاصله این دو تصویر، مقاومت لبنان ساخته شد، نسلهایی از فرماندهان از میدان گذشتند و سید حسن نصرالله بیش از سه دهه در رأس یکی از مهمترین جریانهای آن قرار گرفت.
به همین دلیل است که شهادت او برای هواداران مقاومت تنها از دست دادن یک فرمانده نبود؛ پایان یک دوره از رهبری بود که با بخش مهمی از تاریخ معاصر لبنان گره خورده بود.

جای خالی یک نام
بعد از شهادت شهید نصرالله، پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی جای او نشست. پرسش بزرگتر این است که آیا شخصیتی که بیش از سی سال در شکل دادن به یک سازمان، یک گفتمان و یک معادله منطقهای نقش داشته، میتواند با حذف فیزیکی از صحنه سیاسی، از تاریخ آن جریان نیز حذف شود؟
پاسخ این سؤال را باید در خود تاریخ جستوجو کرد.
شهید نصرالله نخستین فرمانده مقاومت لبنان نبود و آخرین آن هم نخواهد بود. پیش از او کسانی بودند که در راه مقاومت کشته شدند و پس از او نیز کسانی خواهند آمد که این مسیر را ادامه میدهند. اهمیت او در این میان شاید بیش از هر چیز به این برگردد که توانست بخشی از این مسیر را از یک مرحله به مرحلهای دیگر منتقل کند؛ از روزهای مقاومت در برابر اشغال تا زمانی که حزبالله به یک بازیگر اثرگذار در سیاست لبنان و معادلات منطقهای تبدیل شد.
سید حسن نصرالله حالا بخشی از تاریخ است، اما تاریخی که هنوز بسته نشده است.
نام او در لبنان، با سه دهه فراز و فرود گره خورده؛ با جنوب اشغالشده، با سال ۲۰۰۰، با جنگ ۳۳ روزه، با سالهای سخت منطقه و سرانجام با آخرین روزی که در ضاحیه رقم خورد.
شاید برای همین است که دو سال پس از شهادتش، مسئله مهم بازخوانی دورهای از تاریخ لبنان است که در آن، نام سید حسن نصرالله به یکی از نامهای اصلی مقاومت تبدیل شد.
شهید نصرالله؛ روحانی، فرمانده و معمار مقاومت منطقهای بود
احمد دستمالچیان، سفیر پیشین ایران در لبنان، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: شهید سیدحسن نصرالله از بارزترین شخصیتهای مجاهد بود که با توجه به مبارزات استکباری که در سرلوحه برنامه او قرار داشت، در جهان اسلام و میان ملتهایی که خواهان صلح و عدالت هستند، به چهرهای شناختهشده و برجسته تبدیل شد. دلیل این مسئله آن بود که ایمان و عقیده را بهطور جدی در طول زندگی خود و در مسیر حیات طیبهاش در دستور کار قرار داده بود.
وی افزود: کسانی که در راه خدا مبارزه و جهاد فیسبیلالله میکنند، خداوند پاداش آنان را اینگونه بیان کرده است که «إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ». اجر شهید سید حسن نصرالله را نیز خداوند با شهادت به او عطا کرد و کسانی که در راه خدا شهید میشوند، بر اساس فرمایش الهی «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ یُرْزَقُونَ»، زنده هستند.
دستمالچیان تصریح کرد: شهید سیدحسن نصرالله از مصادیق بارز این آیه است؛ ایشان زنده است و در میان مردم آزادیخواه جهان حضور دارد و رزق و روزیای که از طرف خداوند دریافت میکند، موجب میشود ایده و مکتب او تکثیر شود و انسانهای بیشماری با این مسیر آشنا و در این راه زنده شوند.
نصرالله؛ روحانی در جایگاه فرماندهی
وی ادامه داد: شهید سیدحسن نصرالله در عین حال که یک روحانی و عالم دینی برجسته بود، فرماندهی بسیار عالی نیز به شمار میرفت و در ساختارسازی جبهه مقاومت نقش اساسی داشت. او توانست این تجربه را از سطح لبنان به سطح مقاومت و سپس به سطح منطقه تکثیر کند.
سفیر پیشین ایران در لبنان خاطرنشان کرد: اگر روزی رژیم صهیونیستی به لبنان آمده بود، این کشور را اشغال کرده و تا بیروت پیش رفته بود، همین سید حسن نصرالله با دوستان و همرزمان دیگر خود، با توجه به منویات امامین انقلاب، مقاومت را در سطح لبنان استوار و بنیان نهاد. این جریان ابتدا در میان طایفه شیعه شکل گرفت و موجب عزت و سربلندی شیعیان شد، اما به این موضوع محدود نماند و در سطح ملی لبنان، از میان اقوام و طوایف دیگر نیز عضو گرفت و جبهه مقاومت به یک جبهه ملی و نماد آزادگی در لبنان تبدیل شد.
وی افزود: این جریان به لبنان محدود نماند و این ایده در میان سایر ملتهای منطقه، مانند عراق و یمن، نیز تکثیر شد. در عراق حشدالشعبی و در یمن انصارالله به وجود آمدند و این الگو به وسیله سیدحسن هم ساختارسازی و هم تکثیر شد و در معادلات منطقهای نیز وارد شد.

مقاومت و شکلگیری بازدارندگی منطقهای
دستمالچیان تصریح کرد: این جریانها در معادلات منطقهای وارد شدند و نقش مؤثری در بازدارندگی در برابر اسرائیل ایفا میکنند. تمام این اقدامات، حاصل زحمات شبانهروزی شهید سید حسن نصرالله بود.
وی تأکید کرد: البته یک ویژگی خاصی که شهید سید حسن نصرالله داشت و باعث موفقیت او شد، این بود که مطیع محض ولایت فقیه بود؛ یعنی بدون سؤال و بیچونوچرا تابع اوامر ولیفقیه زمان خود بود و این مسئله را ضامن پیروزی خود میدانست. چراکه محور اساسی و ستون اصلی این خیمه، ولیفقیه است که حاکم عادل و شجاع و معصوم برای ایجاد حکمالله در زمین است.
وی ادامه داد: شهید سیدحسن نصرالله این الگو را در سیره عملی زندگی و فرماندهی خود پیاده کرد و موفقیتهای بزرگی نیز به دست آورد. موفقیتهایی که مقاومت در لبنان به دست آورد و برای نخستینبار رژیم صهیونیستی را مجبور به شکست و عقبنشینی کرد، به دلیل همین روحیه جهادی و اطاعت از ولیفقیه بود و این پیروزی بزرگ و افتخار را به نام خود ثبت کرد.
سال ۲۰۰۰؛ عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان
سفیر پیشین ایران در لبنان اظهار کرد: در سال ۲۰۰۰، برای نخستینبار رژیم صهیونیستی از سرزمینی که اشغال کرده بود، عقبنشینی کرد. همچنین در جنگ ۳۳ روزه، اسطوره شکستناپذیری رژیم صهیونیستی به شکستپذیری تبدیل شد و این رژیم برای نخستینبار طعم تلخ شکست و ناامنی را با تمام وجود احساس کرد؛ موضوعی که با توجه به مبارزات رزمندگان اسلام رقم خورد.

نصرالله در جنگ با جریانهای تکفیری
وی افزود: شهید سید حسن نصرالله در جنگهای تکفیری و مقابله با داعش نیز نقش بارز و برجستهای داشت؛ زمانی که جریانهای تکفیری و داعشی قصد داشتند منطقه را بهطور کامل به سرزمین سوخته تبدیل کنند و آن را در اختیار مثلث شوم صهیونیستی، آمریکایی و ارتجاع عرب قرار دهند.
دستمالچیان ادامه داد: در این عرصه، شهید سید حسن نصرالله با همراهی شهید قاسم سلیمانی تجربهای را در سطح منطقه به دست آوردند و با آتشافروزان تروریستی و تکفیری مقابله کردند و نقشههای دشمن را نقش بر آب کردند.
وی تصریح کرد: این موارد نشاندهنده درایت، تیزهوشی و فرماندهی عالی سیاسی و نظامی بود که آقای سید حسن نصرالله در صحنه عمل از خود نشان میداد.
به گزارش ایمنا، شهادت سیدحسن نصرالله، فصل مهمی از تاریخ معاصر لبنان را به پایان رساند، اما تصویری که از او در سالهای طولانی رهبری حزبالله شکل گرفت، همچنان بخشی از روایت مقاومت لبنان است. اهمیت نصرالله فقط در سالهایی که در میدان حضور داشت خلاصه نمیشود؛ او در دورهای طولانی، از تحولات جنوب لبنان تا جنگ ۳۳ روزه و تحولات منطقهای، یکی از چهرههای اصلی این جریان بود و نامش با بخشی از تاریخ سیاسی و نظامی لبنان گره خورد.

نظر شما