هوش مصنوعی و معمای مالکیت آثار دیجیتال

وقتی یک اثر با کمک هوش مصنوعی خلق می‌شود، سوال فقط این نیست که چه کسی آن را ساخته، بلکه این است که از نظر قانون، چه کسی حق مالکیت آن را دارد و پاسخ به این پرسش به میزان نقش انسان، نوع اثر و قوانین مربوط بستگی دارد و می‌تواند مرز میان یک خروجی ساده هوش مصنوعی و یک اثر قابل حمایت را مشخص کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گسترش هوش مصنوعی مولد در سال‌های اخیر، شیوه تولید آثار خلاقانه را به شکل قابل توجهی تغییر داده است. امروزه تولید یک تصویر، متن، موسیقی یا محتوای گرافیکی می‌تواند در مدت کوتاهی و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی انجام شود. این تحول کنار فرصت‌های تازه‌ای که برای افراد و کسب‌وکارها ایجاد کرده، پرسش‌های جدیدی را نیز در زمینه حقوق مالکیت فکری به وجود آورده است.

یکی از مهم‌ترین این پرسش‌ها به جایگاه حقوقی آثاری مربوط می‌شود که در فرایند تولید آن‌ها از هوش مصنوعی استفاده شده است. در چنین شرایطی، مرز میان نقش انسان به‌عنوان خالق و نقش هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار تولید همیشه روشن نیست و همین موضوع موجب شده است که مفهوم سنتی مؤلف و شیوهشناسایی صاحب حقوق یک اثر، با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شود.

اهمیت این مسئله تنها به حوزه حقوقی محدود نمی‌شود. طراحان، نویسندگان، تولیدکنندگان محتوا، شرکت‌ها و حتی کاربران عادی ممکن است در فعالیت‌های روزمره خود از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کنند و در ادامه با مسائلی مانند امکان استفاده تجاری، ثبت اثر، انتشار یا ادعای مالکیت نسبت به خروجی روبه‌رو شوند و به همین دلیل، آگاهی از چارچوب‌های حقوقی مرتبط می‌تواند در استفاده مسئولانه‌تر و آگاهانه‌تر از این فناوری مؤثر باشد.

هوش مصنوعی و معمای مالکیت آثار دیجیتال

از پرامپت تا مالکیت؛ حقوق یک اثر هوش مصنوعی با کیست؟

زهرا عالی‌پور، حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه در سال‌های اخیر، استفاده از هوش مصنوعی مولد برای تولید تصویر، متن، موسیقی و سایر آثار خلاقانه به‌شدت گسترش یافته است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: این تحول یک پرسش حقوقی مهم را مطرح کرده است که اگر یک اثر با کمک یا توسط هوش مصنوعی تولید شود، مالک آن اثر چه کسی خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست، زیرا قوانین مالکیت فکری در کشورهای مختلف رویکردهای متفاوتی دارند و میزان دخالت انسان در فرایند خلق اثر نیز نقش تعیین‌کننده‌ای پیدا می‌کند.

وی با بیان اینکه یکی از اصول مهم در حقوق کپی‌رایت این است که حمایت از اثر به وجود خلاقیت و مؤلف انسانی وابسته است، می‌افزاید: برای نمونه، اداره کپی‌رایت ایالات متحده در گزارش سال ۲۰۲۵ خود اعلام کرده است که خروجی هوش مصنوعی زمانی می‌تواند مشمول حمایت کپی‌رایت قرار گیرد که یک انسان عناصر خلاقانه و بیانگر اثر را به اندازه کافی تعیین کرده باشد، بنابراین صرف استفاده از یک ابزار هوش مصنوعی همیشه مانع دریافت حمایت قانونی نیست و مسئله اصلی میزان و نوع مشارکت خلاقانه انسان است.

حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه در همین چارچوب، صرف نوشتن یک دستور یا پرامپت برای تولید یک اثر، در حقوق ایالات متحده به‌تنهایی برای ایجاد حق کپی‌رایت کافی نیست، تصریح می‌کند: اداره کپی‌رایت توضیح داده است که وقتی خود سیستم هوش مصنوعی عناصر بیانگر اثر، همچون جزئیات تصویری، کلمات یا ساختار نهایی را تعیین می‌کند، آن بخش از خروجی بدون مؤلف انسانی لازم برای حمایت کپی‌رایت خواهد بود، با این حال، اگر کاربر اثر را به شکل خلاقانه و قابل توجهی ویرایش، انتخاب، تنظیم یا تغییر دهد، بخش‌های حاصل از خلاقیت انسانی می‌توانندحمایت شوند.

هرچه نقش خلاقانه و قابل اثبات انسان در شکل‌گیری اثر بیشتر باشد، مبنای حقوقی برای حمایت از بخش انسانی اثر قوی‌تر است

عالی‌پور ادامه می‌دهد: موضوع مالکیت نیز از قابلیت حمایت کپی‌رایت جدا نیست و اگر یک اثر دارای عناصر قابل حمایت انسانی باشد، حقوق مربوط به آن بخش می‌تواند در اختیار مؤلف انسانی یا شخصی قرار گیرد که طبق قانون یا قرارداد مالک حقوق شناخته می‌شود. در ایالات متحده، برای مثال، قانون در حالت عادی حقوق کپی‌رایت را ابتدا به مؤلف اثر اختصاص می‌دهد و در بعضی شرایط همچون اثر ایجادشده در قالب استخدام یا کار سفارشی واجد شرایط، مالکیت می‌تواند به کارفرما یا سفارش‌دهنده منتقل شود.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر، در اتحادیه اروپا نیز مسئله به میزان خلاقیت و مشارکت انسانی وابسته است، اما یک قانون واحد و صریح در سطح اتحادیه اروپا که مالکیت تمام خروجی‌های هوش مصنوعی را تعیین کند، وجود ندارد، می‌گوید: منابع رسمی اروپایی تأکید می‌کنند که قوانین کپی‌رایت کشورهای عضو همچنان نقش مهمی دارند و در چارچوب عمومی حقوق اروپا، مفهوم مؤلف به خلاقیت انسانی ارتباط دارد، بنابراین نمی‌توان فقط بر اساس استفاده از یک ابزار هوش مصنوعی نتیجه گرفت که کاربر در همه کشورهای اروپایی مالک کپی‌رایت خروجی خواهد بود.

حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق اضافه می‌کند: برای تعیین حقوق مربوط به یک اثر تولیدشده با هوش مصنوعی باید چند عامل را هم‌زمان بررسی کرد که شامل قانون کشوری که موضوع در آن مطرح است، میزان مشارکت و کنترل خلاقانه انسان، نوع استفاده از ابزار هوش مصنوعی و همچنین شرایط و قراردادهای سرویس ارائه‌دهنده ابزار می‌شود، بنابراین جمله هر اثری که با هوش مصنوعی تولید شود متعلق به کاربر است، از نظر حقوقی یک قاعده عمومی و جهانی محسوب نمی‌شود. در عمل، هرچه نقش خلاقانه و قابل اثبات انسان در شکل‌گیری اثر بیشتر باشد، مبنای حقوقی برای حمایت از بخش انسانی اثر نیز می‌تواند قوی‌تر باشد.

هوش مصنوعی و معمای مالکیت آثار دیجیتال

از ایده انسانی تا خروجی ماشینی؛ مالک اثر چه کسی است؟

پریا آراسته، حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه ورود هوش مصنوعی به حوزه تولید محتوا، مرز میان ابزار و خالق را بیش از هر زمان دیگری به یک موضوع حقوقی تبدیل کرده است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: امروزه یک کاربر می‌تواند تنها با چند دستور متنی، تصویری، قطعه‌ای موسیقی یا متنی به‌نسبت پیچیده تولید کند، اما این سوال همچنان مطرح است که آیا چنین خروجی‌ از نظر قانونی متعلق به همان کاربر است یا خیر و پاسخ به این سؤال به کشور، نوع اثر و میزان دخالت انسان در فرایند تولید بستگی دارد.

وی می‌افزاید: نکته مهم این است که استفاده از هوش مصنوعی به خودی خود به‌معنای از بین رفتن تمام حقوق کاربر نیست. اگر انسان از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری در فرایند خلاقیت استفاده کند و خودش بخش‌های مهم و بیانگر اثر را انتخاب، طراحی، تنظیم یا اصلاح کند، ممکن است قسمت‌هایی از نتیجه نهایی تحت حمایت کپی‌رایت قرار بگیرند. اداره کپی‌رایت آمریکا نیز تأکید کرده است که استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار کمکی، در صورتی که عناصر خلاقانه اثر توسط انسان شکل گرفته باشند، همیشه مانع حمایت کپی‌رایت نمی‌شود.

حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه شرایط زمانی متفاوت می‌شود که کاربر تنها یک دستور کلی وارد کند و تمام عناصر خلاقانه و نهایی اثر را خود سامانه تعیین کند، تصریح می‌کند: در چنین وضعیتی، طبق رویکرد فعلی اداره کپی‌رایت آمریکا، صرف ارائه پرامپت، به‌تنهایی نشان‌دهنده کنترل خلاقانه کافی برای برخورداری از کپی‌رایت نیست. به بیان ساده، اینکه فرد ایده‌ای را در قالب یک دستور به هوش مصنوعی بدهد، همیشه به این معنا نیست که قانون او را مؤلف تمام خروجی نهایی می‌شناسد.

قوانین کپی‌رایت تنها عامل تعیین‌کننده نیست

آراسته با بیان اینکه در مقابل، اگر کاربر خروجی اولیه هوش مصنوعی را دریافت و سپس آن را به شکل خلاقانه و قابل توجهی تغییر دهد، وضعیت حقوقی می‌تواند متفاوت باشد، ادامه می‌دهد: برای مثال، انتخاب و ترکیب خلاقانه چند خروجی، ویرایش اساسی تصویر، اضافه کردن عناصر طراحی توسط انسان یا قرار دادن خروجی هوش مصنوعی در یک اثر بزرگ‌تر که بخش‌های خلاقانه انسانی قابل توجهی دارد، می‌تواند زمینه حمایت از بخش‌های انسانی اثر را ایجاد کند. در این حالت، حمایت حقوقی همیشه شامل تمام محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی نمی‌شود، بلکه می‌تواند محدود به بخش‌هایی باشد که حاصل خلاقیت انسانی هستند.

وی می‌گوید: از طرف دیگر، شرایط استفاده از خود ابزار هوش مصنوعی نیز اهمیت دارد و قوانین کپی‌رایت تنها عامل تعیین‌کننده نیستند و قرارداد یا شرایط استفاده از سرویس می‌تواند درباره شیوه استفاده تجاری از خروجی‌ها، حقوق کاربر و محدودیت‌های احتمالی مقرراتی داشته باشد. راهنمای رسمی اتحادیه اروپا نیز تأکید می‌کند که برای بررسی مالکیت و امکان بهره‌برداری از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی باید علاوه بر قانون مربوط، میزان مشارکت انسان و شرایط قراردادی سرویس مورد استفاده را نیز بررسی کرد.

حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه برای پاسخ به پرسش «چه کسی مالک اثر تولیدشده با هوش مصنوعی است؟» نمی‌توان یک پاسخ واحد برای تمام کشورها و تمام شرایط ارائه کرد، اضافه می‌کند: ممکن است در یک نظام حقوقی، یک خروجی خودکار مشمول کپی‌رایت نباشد، در حالی که بخش‌های خلاقانه‌ای که انسان به آن افزوده است قابل حمایت باشند؛ در نظام حقوقی دیگری نیز ممکن است قواعد متفاوتی برای آثار کامپیوتری وجود داشته باشد. به همین دلیل، هنگام استفاده تجاری یا حرفه‌ای از آثار هوش مصنوعی، بهتر است هم میزان مشارکت انسانی مستند شود، هم شرایط استفاده از ابزار بررسی شود و هم قانون کشور مربوط به‌طور مشخص مورد توجه قرار گیرد.

هوش مصنوعی و معمای مالکیت آثار دیجیتال

گسترش استفاده از هوش مصنوعی نشان داده است که قواعد سنتی مالکیت فکری با نوع جدیدی از فرایندهای خلاقانه مواجه شده‌ است و دیگر نمی‌توان تولید یک اثر را فقط به رابطه مستقیم میان یک انسان و یک ابزار سنتی محدود کرد، زیرا در بسیاری از موارد، سیستم‌های هوش مصنوعی در شکل‌گیری بخش قابل توجهی از نتیجه نهایی نقش دارند. همین تغییر، ضرورت بررسی دقیق‌تر مفهوم مؤلف و حدود حقوق قابل حمایت را افزایش داده است.

بررسی رویکردهای موجود نشان می‌دهد که میزان دخالت و خلاقیت انسانی یکی از عوامل مهم در تحلیل وضعیت حقوقی اثر است، بنابراین میان استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری در یک فرایند خلاقانه و سپردن کامل فرایند تولید به یک سیستم خودکار، تفاوت حقوقی قابل توجهی وجود دارد. این تفاوت می‌تواند بر امکان برخورداری اثر از حمایت کپی‌رایت و همچنین محدوده حقوق صاحب اثر تأثیر بگذارد.

از سوی دیگر، نمی‌توان موضوع مالکیت را تنها با استناد به قوانین کپی‌رایت بررسی کرد. شرایط و مقررات هر سرویس هوش مصنوعی، قراردادهای مربوط به استفاده از خروجی‌ها و قوانین کشوری که اثر در آن مورد استفاده یا ادعا قرار می‌گیرد نیز می‌توانند اهمیت داشته باشند. به همین دلیل، افرادی که قصد استفاده حرفه‌ای یا تجاری از این آثار را دارند، بهتر است پیش از بهره‌برداری گسترده، مجموعه این عوامل را در کنار یکدیگر بررسی کنند.

مسئله مالکیت آثار تولیدشده با هوش مصنوعی همچنان موضوعی در حال تحول است و پاسخ آن در همه کشورها و برای همه انواع آثار یکسان نیست. آنچه در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد، تشخیص دقیق نقش انسان در فرایند خلق اثر، توجه به قوانین محل استفاده و بررسی شرایط ابزار مورد استفاده است. با ادامه توسعه فناوری، قوانین و رویه‌های حقوقی نیز برای پاسخ‌گویی به این شکل جدید از تولید محتوا، بیش از گذشته تکامل پیدا خواهند کرد.

کد مطلب 1007655

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.