به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ تنها در سنگرها و میدانهای نبرد اتفاق نمیافتد. بخشی از جنگ، کیلومترها دورتر از خط مقدم جریان دارد؛ جایی میان دیوارهای خانه، کنار سفرهای که یک صندلی آن خالی مانده، در صدای کودکی که سراغ پدرش را میگیرد و در چشمان زنی که باید زندگی را ادامه دهد، بیآنکه بداند مرد خانه چه زمانی بازمیگردد.
روایت جنگ، سالها بیشتر با نام رزمندگان، فرماندهان و عملیاتها شناخته شده است، اما در کنار این روایت، صدای دیگری نیز وجود دارد؛ صدای زنانی که جنگ را نهتنها از قاب میدان نبرد، بلکه از پشت پنجره خانه، بیمارستان، شهرهای درگیر، اردوگاههای آوارگان و سنگرهای پشتیبانی تجربه کردهاند. زنانی که خودشان رزمنده بودهاند، امدادگر شدهاند، از شهر دفاع کردهاند یا در خانه ماندهاند و بار خانوادهای را به دوش کشیدهاند که مرد آن راهی جبهه شده بود.
ادبیات دفاع مقدس در سالهای گذشته تلاش کرده این بخش کمتر دیدهشده از جنگ را ثبت کند؛ از خاطرات همسران و مادران شهدا گرفته تا روایت زنان رزمنده و امدادگر. کتابهایی که نشان میدهند پشت جبهه بهمعنای دور بودن از جنگ نیست؛ در بسیاری از این روایتها، خانه خود به سنگری برای مقاومت تبدیل شده است.
«دا»؛ جنگ از نگاه یک زن در خرمشهر
یکی از شناختهشدهترین آثار این حوزه، «دا»، خاطرات سیده زهرا حسینی با تدوین سیده اعظم حسینی است؛ کتابی که بخش مهمی از روایت خود را به روزهای آغاز جنگ و مقاومت مردم خرمشهر اختصاص میدهد.
در «دا»، جنگ از نگاه زنی روایت میشود که در متن حوادث خرمشهر حضور دارد و با مرگ، مجروحیت، آوارگی و مقاومت مردم شهر روبهرو میشود. اهمیت این کتاب در همین تغییر زاویه دید است؛ جنگ دیگر تنها مجموعهای از عملیاتها و تحولات نظامی نیست، بلکه تجربهای انسانی است که زندگی زنان و خانوادهها را نیز دگرگون میکند.
پژوهشهای مرتبط با ادبیات جنگ نیز «دا» را در کنار «دختر شینا» از آثاری دانستهاند که امکان بازخوانی نقش زنان در پشتیبانی و تجربه روزمره جنگ را فراهم کردهاند.

«دختر شینا»؛ روایتی از زنی که باید زندگی را ادامه میداد
اگر «دا» مخاطب را به دل روزهای جنگ در خرمشهر میبرد، «دختر شینا» تصویری متفاوت از جنگ ارائه میکند؛ جنگ از چشم زنی که همسرش در جبهه حضور دارد و او باید در غیاب او، خانه و فرزندان را اداره کند.
این کتاب خاطرات قدمخیر محمدیکنعان، همسر شهید ستار ابراهیمی، به قلم بهناز ضرابیزاده است و روایت آن بر زندگی یک زن در سالهای جنگ تمرکز دارد.
در چنین روایتهایی، صدای انفجار شنیده نمیشود، اما اثر جنگ در تمام لحظات زندگی حضور دارد. نگرانی برای بازگشت همسر، تربیت فرزندان، تحمل دوری و رویارویی با خبر شهادت، بخش دیگری از همان جنگ است؛ جنگی که در خانه ادامه پیدا میکند.
«همدم»؛ وقتی پشتیبانی، شکل دیگری از جهاد میشود
«همدم: مادر جبههها» نوشته کتایون رجبیراد، خاطرات زهرا محمودی را روایت میکند، زنی که در پشت خط مقدم از رزمندگان با ارسال خوراک و پوشاک پشتیبانی میکرد و بهدلیل همین فعالیتهای مادرانه، با عنوان «مادر جبههها» شناخته شد.
این کتاب یادآور بخشی از تاریخ جنگ است که در روایتهای رسمی و نظامی کمتر دیده میشود: زنانی که با تهیه غذا، لباس و امکانات مورد نیاز رزمندگان، در چرخه پشتیبانی جنگ نقش داشتند. در این روایت، جبهه تنها جایی نیست که گلوله شلیک میشود؛ جبهه میتواند آشپزخانهای باشد که از آن برای رزمندگان غذا آماده میشود، خانهای که محل جمعآوری کمکهاست یا زنی که بیآنکه سلاحی در دست داشته باشد، بخشی از بار جنگ را بر دوش میکشد.

«باهمان تنهایان»؛ جنگ در خانههای همسران رزمندگان
یکی از آثار تازهتر با این زاویه نگاه، «باهمان تنهایان» نوشته مریم نظامدوست است؛ مجموعهای از خاطرات همسران نیروهای بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت. این کتاب به زندگی اجتماعی و خانوادگی زنان در دهه ۶۰ میپردازد و موضوعاتی همچون مهاجرت اجباری، فعالیتهای اجتماعی، تربیت فرزندان و تأثیر جنگ بر ساختار خانواده را در قالب روایتهای مستند و شخصی دنبال میکند.
اهمیت چنین آثاری در آن است که زن را تنها «همسر رزمنده» یا «مادر شهید» معرفی نمیکنند، بلکه زندگی او را به عنوان بخشی از تاریخ جنگ ثبت میکنند؛ زنی که در سالهای جنگ، همزمان باید مادر، همسر، مدیر خانه و پشتیبان خانواده باشد.
«ستارههای بینشان»؛ مجموعهای از صداهای زنانه
مجموعه «ستارههای بینشان؛ خاطرات زنان در دفاع مقدس» به قلم رضا رئیسی نیز از آثاری است که روایت زنان از جنگ را گردآوری کرده است. جلدهای مختلف این مجموعه به خاطرات زنان و تجربههای آنان در دوران دفاع مقدس میپردازد. در این مجموعه، روایت زنان از خرمشهر، پشتیبانی جبهه و زندگی در دوران جنگ کنار یکدیگر قرار میگیرد؛ روایتهایی که هر کدام تکهای از تصویری بزرگتر را کامل میکنند.
«طپش یاس و سحر»؛ صدای زنان جنوب در سالهای جنگ
«طپش یاس و سحر؛ خاطرات زنان دفاع مقدس خرمشهر، آبادان، اهواز» نوشته عبدالصاحب رومزیپور نیز سراغ تجربه زنان سه شهر مهم جنوب در دوران دفاع مقدس رفته است. این اثر در سال ۱۳۹۷ منتشر شده و خاطرات زنان این مناطق را در محور روایتهای دفاع مقدس ثبت کرده است.
این دسته از کتابها اهمیت ویژهای دارند؛ چراکه شهرهای جنگزده تنها صحنه عملیات نبودند. مردم در همین شهرها زندگی میکردند، خانههایشان را ترک میکردند، عزیزانشان را از دست میدادند و تلاش میکردند در میان ویرانیها، زندگی روزمره را حفظ کنند.

از خاطرات تا پژوهش؛ تلاش برای ثبت یک روایت بزرگ
در کنار خاطرات و روایتهای شخصی، آثاری پژوهشی نیز برای بررسی نقش زنان در جنگ منتشر شده است. «نقش زنان در دفاع مقدس» نوشته محمدعلی جودکی از جمله آثاری است که به بررسی این موضوع پرداخته و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
کتاب «نگاهی به خاطرات زنان دفاع مقدس» نوشته منصورعلی استواری نیز با عنوان فرعی «بررسی نقش زنان در هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس» به سراغ خاطرات زنان و نقش آنان در این دوره رفته است.
کتاب «زنان نویسنده جنگ تحمیلی» نوشته محمدجواد جزینی، از زاویه ادبی و پژوهشی به حضور زنان در ادبیات جنگ میپردازد و نشان میدهد چگونه تجربه زنان از جنگ وارد داستان، خاطره و ادبیات پایداری شده است.
به گزارش ایمنا، کتابهای زنان دفاع مقدس، این بخش از تاریخ را از حاشیه به متن میآورند. آنها نشان میدهند جنگ تنها آن چیزی نیست که در خط مقدم دیده میشود؛ جنگ، در زندگی کسانی نیز جریان دارد که شاید نامشان در فهرست فرماندهان و رزمندگان نباشد، اما روزهای جنگ را با تمام وجود زندگی کردهاند.
نظر شما