از ایرا تا حرم؛ روایت مردی که تشنه علم بود

از ایرا تا آسمان، از مسجد جامع آمل تا رؤیای حرم؛ شاید قصه علامه حسن‌زاده آملی، بیش از آنکه روایت رفتن یک عالم باشد، روایت مردی است که تمام عمر، تشنه رسیدن بود؛ تشنه علم، تشنه معرفت و تشنه آن حقیقتی که روزی در رؤیای جوانی، در آستان امام رضا(ع)، طلب کرده بود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، روایت علامه حسن‌زاده آملی را شاید باید از ایرا آغاز کرد؛ از همان روستای زیبا و از دل کوه‌های سر به فلک کشیده البرز در منطقه لاریجان آمل که کودکی در آن چشم به جهان گشود و سال‌ها بعد، نامش با حکمت و عرفان و سلوک گره خورد.

خودش سال‌ها بعد از آن روزها روایتی دارد که شاید یکی از صمیمی‌ترین تصویرها از جهان درونی ایشان باشد؛ رؤیایی سحرگاهی که در آن، از آمل به ارض اقدس رضوی رسید؛ به جایی که قرار بود طلب علم او رنگی دیگر بگیرد.

پیش از دیدار امام رضا(ع)، ایشان را به مسجدی بردند و از وی خواستند دو رکعت نماز حاجت بخواند و حاجتش را بخواهد. علامه می‌نویسد که از شدت عشق و علاقه‌ای که به علم داشت، همان را طلب کرد؛ «علم».

بعد، نوبت رسیدن به محضر امام هشتم(ع) بود.
علامه روایت می‌کند که بی‌آنکه سخنی بگوید، امام از راز دل او و تشنگی‌اش برای تحصیل علم آگاه شد و فرمود: «نزدیک بیا.»

در روایت علامه، آن لحظه فقط یک تشرف نیست؛ تصویری است از تمام آن چیزی که بعدها در زندگی او دنبال می‌شود؛ علمی که قرار نبود تنها در کتاب‌ها بماند، بلکه باید به معرفت، تهذیب و سلوک برسد.

از ایرا تا حرم؛ روایت مردی که تشنه علم بود


علامه حسن‌زاده آملی تجسم واقعی «انسان کامل» در روزگار ما بود


حجت‌الاسلام ابراهیم یعقوبیان، امام جمعه آمل، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا در مازندران درباره همین وجه از شخصیت علامه می‌گوید: علامه ذوالفنون تنها یک عالم صاحب دانش‌های گوناگون نبود، بلکه به تعبیر ایشان، «مقام طهارت» داشت؛ مرتبه‌ای که انسان را از محدودیت حجاب زمین و زمان رها می‌کند.

وی با بیان اینکه علامه حسن‌زاده آملی تحقق واقعی «انسان کامل» در روزگار ما بود، اظهار می‌کند: علامه حسن‌زاده آملی از نظر علمی نیز جایگاه ویژه‌ای داشت و به‌حق از ایشان به عنوان «علامه ذوالفنون» یاد شده است؛ چراکه در فنون مختلف صاحب‌نظر بود و در حوزه‌های گوناگون علمی به مرتبه‌ای قابل توجه دست یافته بود.

امام جمعه آمل می‌افزاید: با وجود جایگاه علمی گسترده علامه، آنچه بیش از جنبه علمی ایشان اهمیت دارد، برخورداری از مقام طهارت است.
یعقوبیان ادامه می‌دهد: طهارت در این معنا، به مفهوم رهایی از محدودیت‌های حجاب زمین و زمان است و وجود نازنین علامه حسن‌زاده آملی از این محدودیت‌ها رها شده بود.

وی خاطرنشان می‌کند: درباره ابعاد مختلف شخصیت و جایگاه علامه حسن‌زاده آملی سخن بسیار است و می‌توان در فرصت‌های بیشتری به تفصیل درباره این شخصیت علمی و معنوی سخن گفت.

و شاید همین جاست که مسیر زندگی علامه معنا پیدا می‌کند؛ از آن جوانی که در مسجد جامع آمل برای علم به تهجد می‌ایستاد تا عالمی که سال‌ها در فلسفه، حکمت و عرفان اندیشید و آموخت و آموخته‌هایش را به دیگران سپرد.

برای علامه، علم از مردم جدا نبود، عرفان از زندگی جدا نبود و حکمت در قفسه کتاب‌ها محصور نمی‌ماند.
اکنون پنج سال از رفتن ایشان گذشته است؛ اما شاید برای شناختن علامه حسن‌زاده آملی، هنوز باید به همان نقطه نخست برگشت؛ به ایرا، به آمل، به مسجد جامع و به آن رؤیای سحرگاهی که در آن، جوانی تشنه علم، حاجتش را از خداوند خواست و در محضر امام رضا(ع)، «آب حیات علم» را جست‌وجو کرد.

و چه زیباست که روایت زندگی ایشان، بار دیگر با نام امام رضا(ع) پیوند می‌خورد؛ عالمی که ارادتش به امام هشتم(ع) در همان سال‌های جوانی در جانش ریشه دوانده بود و پایان زندگی‌اش نیز با سالروز شهادت آن امام همام مقارن شد.

از ایرا تا حرم؛ روایت مردی که تشنه علم بود


این مردم معلم ما هستند، نه ما معلم آنها


سیداسماعیل منصوری لاریجانی، از شاگردان علامه نیز در جمع مردم آمل، ایشان را عالمی می‌داند که ارتباطش با مردم نیز بخشی از سلوک او بود. خانه‌اش به روی مردم بسته نبود و خودش درباره مردم می‌گفت: «این مردم معلم ما هستند، نه ما معلم آنها.»

وی با اشاره به رابطه علامه حسن‌زاده آملی با امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اظهار می‌کند: رابطه حضرت استاد با امام شهید، رابطه مرید و مرادی بود؛ هم حضرت استاد رهبر شهید را مراد خود می‌دانست و هم امام شهید، او را مرید و مراد خود می‌دانست و این داد و ستد میان دو انسان الهی، بسیار عجیب بود.

منصوری لاریجانی می‌افزاید: من به یک جمله از حضرت استاد درباره امام شهید اکتفا می‌کنم که فرمود «قلبم را سینه‌ام را شکافتند و هر جای آسمان رفتم، این سید را دیده‌ام» و در ادامه نیز بر جایگاه ویژه رهبر انقلاب تأکید داشت.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به علاقه ویژه علامه حسن‌زاده آملی به مردم بیان می‌کند: حضرت استاد به شما مردم بسیار علاقمند بود و اصلاً در خانه‌اش حاجب نداشت و مردم شب و روز به او مراجعه می‌کردند.

منصوری لاریجانی ادامه می‌دهد: علامه تعابیر عجیبی درباره مردم داشت و می‌فرمود «این مردم را ما خوب نشناختیم؛ مردم جان می‌دهند، فرزند می‌دهند، اما دست از حمایت جمهوری اسلامی و ولایت برنمی‌دارند. این مردم معلم ما هستند، نه ما معلم آنها.»

وی با بیان اینکه آنچه ما در عرفان عملی می‌گوییم، در رفتار و کردار این مردم هویداست و اوج آن را می‌توان در حضور و ایستادگی مردم مشاهده کرد، تصریح می‌کند: چگونه ممکن است استادی با حدود ۲۰۰ اثر داشته باشیم و ما سالانه تنها دو جلسه عمومی برای او برگزار کنیم؟ من در روز چهلم این بزرگوار در مصلی عرض کردم که اگر می‌خواهید پایه‌های اعتقادی فرزندانتان محکم شود و نگران ایمان و اخلاق آنها باشید، باید آثار چنین استادی را به آنها معرفی کنید.

وی می‌افزاید: آثار استادی که با آه دل، اشک دیده و آه سینه خود نوشته شده است، می‌تواند در قلب انسان اثر بگذارد؛ اما افسوس که ما آن‌گونه که باید این کارها را انجام نداده‌ایم.

شاگرد علامه ذوالفنون با انتقاد از کم‌توجهی به آثار علامه حسن‌زاده آملی تاکید می‌کند: من از علما، استادان دانشگاه، دانشگاهیان و صاحبان قلم گله دارم؛ علامه بیش از ۲۰۰ اثر دارد و باید این آثار را به جامعه معرفی کنیم.

منصوری لاریجانی پیشنهاد می‌دهد: هر عالم مسجدی می‌تواند یک کتاب از آثار این بزرگوار را انتخاب کند و آن را برای مردم بخواند و معرفی کند تا خانواده‌ها نیز با این آثار آشنا شوند.

وی با اشاره به نگاه علامه حسن‌زاده آملی به حکمت و عرفان مطرح می‌کند: دین ما، دین عشق و زیبایی است و اگر جوانان ما حقیقت دین را بچشند، مزه دین را در عرفان، اخلاق و حکمت عملی خواهند یافت.

وی یادآور می‌شود: اگر بچه‌های ما نور حکمت را دریافت کنند و حکمت علوی را بشناسند، دیگر دنبال چیز دیگری نخواهند رفت و آن عزیزانی که این حقیقت را چشیده‌اند، در مسیر دفاع از ارزش‌های خود ایستاده‌اند.

به گزارش ایمنا؛ شاید برای شناختن علامه، باید به همان رؤیای سحرگاهی بازگشت؛ شبی که در طلب علم، به ارض اقدس رضوی رسید و در محضر امام رضا(ع) قرار گرفت.

آنچه علامه از آن لحظه به یادگار گذاشت، برای او «آب حیات علم» بود؛ روایتی که شاید بتوان آن را تصویری از تمام مسیر زندگی‌اش دانست؛ مسیری که از طلب علم آغاز شد و در حکمت، عرفان، اخلاق و سلوک ادامه یافت.

حالا پنج سال پس از خاموشی چراغ وجودش، بیش از ۲۰۰ اثر، شاگردان و اندیشه‌هایی که در حوزه علم و معرفت به جا گذاشت، همچنان پیش روی ماست؛ میراثی که باید به نسل جوان معرفی شود تا از این میراث حفظ بماند.

گزارش از کبریا مقدس خبرنگار ایمنا مازندران

کد مطلب 1007242

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.