شهر پسارشد؛ از گسترش کالبدی تا بهره‌وری از ظرفیت‌های موجود

محدودیت منابع و افزایش هزینه‌های گسترش شهری، رویکرد «پسارشد» را به یکی از مباحث جدید برنامه‌ریزی تبدیل کرده است؛ رویکردی که به‌جای توسعه مداوم کالبدی، بر بازآفرینی بافت موجود، استفاده از ظرفیت‌های بلااستفاده و ارتقای کیفیت زندگی تأکید دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، سال‌ها توسعه شهری با افزایش ساخت‌وساز، گسترش محدوده شهر، اجرای پروژه‌های جدید و اضافه شدن جمعیت و فعالیت سنجیده شده است؛ اما افزایش هزینه‌های توسعه، محدودیت منابع، فشار بر زمین و زیرساخت و پیامدهای زیست‌محیطی گسترش افقی، مفهوم «شهر پسارشد» را به یکی از بحث‌های جدید برنامه‌ریزی شهری تبدیل کرده است؛ رویکردی که به‌جای وابستگی دائمی شهر به رشد کالبدی، بر استفاده بهتر از ظرفیت‌های موجود، افزایش بهره‌وری و ارتقای کیفیت زندگی تأکید دارد.

در نگاه سنتی، رشد شهر به طور معمول نشانه پویایی و توسعه تلقی می‌شود؛ جمعیت بیشتر، ساخت‌وساز بیشتر، خیابان‌های جدید و توسعه محدوده شهری، تصویری از شهری در حال پیشرفت ارائه می‌دهد. اما هر مترمربع توسعه جدید، تنها یک قطعه زمین یا ساختمان نیست؛ بلکه به شبکه آب، برق، فاضلاب، حمل‌ونقل، مدرسه، فضای سبز، خدمات شهری و هزینه‌های مستمر نگهداری نیاز دارد.

از این منظر، پرسش جدید برنامه‌ریزی شهری این نیست که شهر چقدر می‌تواند بزرگ‌تر شود، بلکه این است که شهر تا چه اندازه می‌تواند از ظرفیت‌هایی که همین امروز در اختیار دارد، بهتر استفاده کند؟

این تغییر نگاه، نقطه ورود به مفهوم شهر پسارشد است؛ مفهومی که البته به معنای توقف توسعه، کوچک‌شدن اجباری شهر یا مخالفت با فعالیت اقتصادی نیست. مسئله، تغییر معیار موفقیت است؛ یعنی فاصله گرفتن از این تصور که هرچه ساخت‌وساز و توسعه کالبدی بیشتر باشد، شهر موفق‌تر است.

شهر پسارشد؛ از گسترش کالبدی تا بهره‌وری از ظرفیت‌های موجود

توسعه درون شهر؛ جایگزین گسترش بی‌پایان

بسیاری از شهرهای ایران هم‌زمان دو چهره متفاوت دارند؛ از یک سو در حاشیه شهرها زمین‌هایی برای توسعه جدید اختصاص پیدا می‌کند و از سوی دیگر در بخش‌هایی از بافت موجود، ساختمان‌های فرسوده، زمین‌های رهاشده، واحدهای خالی، فضاهای کم‌استفاده و زیرساخت‌هایی وجود دارد که ظرفیت بیشتری برای فعالیت دارند.

همین تناقض، ضرورت توجه به توسعه درونی را پررنگ می‌کند.

بازآفرینی بافت‌های فرسوده، استفاده مجدد از ساختمان‌های موجود، احیای هسته‌های تاریخی، فعال‌سازی زمین‌های رهاشده و تقویت مراکز محله‌ای می‌تواند بخشی از نیازهای توسعه‌ای شهر را بدون گسترش مداوم مرزهای آن پاسخ دهد.

در چنین الگویی، توسعه دیگر تنها به معنای «اضافه کردن» نیست؛ گاهی توسعه یعنی بازگرداندن زندگی به چیزی که از قبل ساخته شده اما ظرفیت آن به‌درستی استفاده نمی‌شود.

شهرهای ایران و هزینه پنهان گسترش

برای بسیاری از شهرهای ایران، این بحث اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا توسعه شهری در شرایط محدودیت منابع آب، افزایش هزینه اجرای زیرساخت‌ها، فشار بر شبکه حمل‌ونقل و ضرورت کاهش مصرف انرژی، نمی‌تواند صرفاً بر افزایش سطح شهر استوار باشد.

گسترش افقی شهر، فاصله میان محل سکونت و محل کار و خدمات را نیز افزایش می‌دهد و در صورت نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد، می‌تواند وابستگی به خودرو را بیشتر کند. نتیجه آن، افزایش سفرهای روزانه و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم برای شهر و شهروندان است.

در مقابل، شهری که بتواند خدمات را به محله‌ها نزدیک‌تر کند، فضاهای متروک را فعال کند و ظرفیت‌های استفاده‌نشده درون محدوده را به کار بگیرد، می‌تواند بخشی از این هزینه‌ها را کاهش دهد.

این مسئله به‌ویژه برای کلان‌شهرهایی که با فشار ترافیک، آلودگی هوا و هزینه بالای تأمین زیرساخت مواجه‌اند، اهمیت دارد؛ اما شهرهای متوسط نیز از این قاعده مستثنا نیستند. در شهرهای کوچک‌تر، پراکنده‌شدن جمعیت و فعالیت می‌تواند هزینه ارائه خدمات و نگهداری شبکه شهری را افزایش دهد.

شهر پسارشد؛ از گسترش کالبدی تا بهره‌وری از ظرفیت‌های موجود

شهر پسارشد یعنی توقف ساخت‌وساز؟

یکی از سوءبرداشت‌های احتمالی درباره این مفهوم آن است که شهر پسارشد را با «شهر بدون ساخت‌وساز» یکی بدانیم. در حالی که مسئله اصلی، نوع و محل توسعه است.

ممکن است یک شهر همچنان به مسکن جدید، مدرسه، حمل‌ونقل یا زیرساخت نیاز داشته باشد؛ اما پرسش این است که این نیازها در کجا و با چه الگویی پاسخ داده شوند.

ساخت یک محله جدید در حاشیه شهر، یک گزینه است؛ اما نوسازی و تراکم متناسب در بخش‌هایی از بافت موجود، تغییر کاربری ساختمان‌های بلااستفاده یا تقویت یک مرکز محله نیز می‌تواند گزینه دیگری باشد، بنابراین شهر پسارشد بیشتر از آنکه یک نسخه کالبدی باشد، تغییری در منطق تصمیم‌گیری شهری است.

از تعداد پروژه‌ها به کیفیت شهر

این نگاه، حتی می‌تواند معیار ارزیابی عملکرد مدیریت شهری را نیز تغییر دهد، در الگوی پروژه‌محور، تعداد پروژه‌های افتتاح‌شده، میزان ساخت‌وساز یا حجم عملیات عمرانی به‌سادگی قابل شمارش است؛ اما در رویکرد پسارشد، پرسش‌های دیگری اهمیت پیدا می‌کند: آیا زمان دسترسی شهروندان به خدمات کمتر شده است؟ آیا زیرساخت موجود بهتر استفاده می‌شود؟ آیا محله‌های کم‌برخوردار به امکانات بیشتری دسترسی پیدا کرده‌اند؟ آیا سفرهای غیرضروری کاهش یافته است؟ آیا فضای عمومی باکیفیت‌تری در اختیار مردم قرار گرفته است؟

در اینجا، موفقیت مدیریت شهری با تعداد سازه‌هایی که به شهر اضافه شده‌اند سنجیده نمی‌شود؛ بلکه می‌توان آن را با میزان ارزشی که از منابع موجود ایجاد شده است نیز ارزیابی کرد.

بازگشت زندگی به مرکز شهر

یکی از نمودهای مهم این رویکرد را می‌توان در بازآفرینی مراکز تاریخی و قدیمی شهرها دید. بسیاری از هسته‌های مرکزی شهرهای ایران زمانی محل اصلی سکونت، تجارت، خدمات و تعاملات اجتماعی بودند، اما در فرآیند توسعه شهری، بخشی از جمعیت و فعالیت از آنها خارج شده است.

احیای این مناطق تنها مرمت چند بنای تاریخی نیست. بازگرداندن مسکن، اقتصاد محلی، خدمات، پیاده‌راه‌ها، حمل‌ونقل عمومی و فضاهای عمومی می‌تواند مرکز شهر را دوباره به بخشی فعال از زندگی روزمره تبدیل کند.

از این منظر، کوچه‌های قدیمی، بازارها و ساختمان‌های موجود فقط یادگار گذشته نیستند؛ آنها می‌توانند بخشی از ظرفیت آینده توسعه شهری باشند.

شهرهای آینده با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که برنامه‌ریزی شهری را ناگزیر به بازنگری در مفهوم رشد می‌کند. آب، انرژی و زمین، منابع نامحدودی نیستند و توسعه شهری نمی‌تواند برای همیشه بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک و زیرساختی ادامه پیدا کند.

در چنین شرایطی، استفاده مجدد از ساختمان‌ها، توسعه شبکه‌های پیاده و حمل‌ونقل عمومی، کاهش سفرهای غیرضروری، تقویت کاربری‌های ترکیبی و افزایش بهره‌وری زیرساخت‌های موجود، می‌تواند اهمیت بیشتری از گسترش صرف کالبدی پیدا کند. این موضوع برای شهرهای ایران که با مسئله کم‌آبی و در بسیاری از موارد با فشارهای زیست‌محیطی روبه‌رو هستند، اهمیت دوچندان دارد.

شهر پسارشد؛ از گسترش کالبدی تا بهره‌وری از ظرفیت‌های موجود

آینده شهر، کوچک‌تر نیست؛ کارآمدتر است

شهر پسارشد قرار نیست شهر را متوقف کند؛ قرار است تعریف ما از توسعه را تغییر دهد. شهری که رشد کالبدی کمتری دارد اما خدماتش در دسترس‌تر، زیرساخت‌هایش کارآمدتر، محله‌هایش فعال‌تر و فضاهای عمومی‌اش باکیفیت‌تر هستند، لزوماً شهر کم‌تحرک‌تری نیست.

برای شهرهای ایران، این تغییر نگاه می‌تواند به معنای عبور از پرسش «کجا شهر جدید بسازیم؟» به پرسش مهم‌تر «چگونه از شهری که ساخته‌ایم بهتر استفاده کنیم؟» باشد.

شاید آینده توسعه شهری نه در افزودن بی‌پایان زمین و ساختمان، بلکه در بازآفرینی ظرفیت‌های فراموش‌شده، افزایش بهره‌وری زیرساخت‌های موجود و بازگرداندن زندگی به محله‌هایی باشد که هنوز امکان زیست بهتر در آنها وجود دارد. در این صورت، «رشد» دیگر تنها معیار پیشرفت شهر نخواهد بود و کیفیت استفاده از منابع، دسترسی و کیفیت زندگی جایگاه پررنگ‌تری در تعریف توسعه شهری پیدا خواهد کرد.

کد مطلب 1006919

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.