به گزارش خبرگزاری ایمنا، هر روز میلیونها سفر در شهرها شکل میگیرد؛ سفرهایی که از خانه آغاز میشوند و مقصدشان میتواند مدرسه، محل کار، دانشگاه، مراکز خرید، درمانگاه یا یکی از هزاران مقصد دیگر باشد. در ظاهر، هر سفر تنها جابهجایی یک فرد از نقطهای به نقطه دیگر است، اما در مقیاس شهری، مجموع همین سفرهای کوچک شبکهای پیچیده از حرکت را ایجاد میکند که کیفیت آن بهطور مستقیم بر زمان شهروندان، مصرف انرژی، آلودگی هوا، ایمنی و حتی کیفیت زندگی اثر میگذارد.
ممکن است شهری شبکه متروی گستردهای داشته باشد، اما شهروند برای رسیدن به نزدیکترین ایستگاه مجبور باشد مسافت زیادی را پیاده طی کند. یا ایستگاه مترو در فاصله مناسبی از مقصد قرار داشته باشد، اما نبود اتوبوس یا تاکسی مناسب در خروجی ایستگاه، ادامه سفر را دشوار کند. در چنین شرایطی، هر بخش از شبکه ممکن است بهصورت جداگانه عملکرد قابل قبولی داشته باشد، اما تجربه نهایی شهروند همچنان با یک سفر روان و مطلوب فاصله داشته باشد.
مدیریت حملونقل یکپارچه از همین نقطه اهمیت پیدا میکند، در این رویکرد، شهر به مجموعهای از خطوط و وسایل نقلیه جداگانه نگاه نمیشود، بلکه تمام اجزای حملونقل بهعنوان بخشهای یک شبکه واحد در نظر گرفته میشوند. هدف این است که شهروند بتواند بدون سردرگمی و اتلاف زمان، از یک شیوه حملونقل به شیوه دیگر منتقل شود و مسیر خود را با کمترین وقفه ادامه دهد.
یکی از مهمترین ارکان این مدل، هماهنگی زمانی و مکانی میان شیوههای حملونقل است. اگر زمان حرکت اتوبوسهای تغذیهکننده ایستگاههای مترو با ورود و خروج قطارها هماهنگ باشد، بخشی از زمان انتظار شهروند کاهش پیدا میکند. همین موضوع درباره تاکسیها، خطوط دوچرخه و مسیرهای پیاده نیز صدق میکند.
در واقع، یکپارچگی حملونقل تنها به معنای کنار هم قرار دادن چند وسیله نقلیه نیست، بلکه بهمعنای طراحی یک سفر پیوسته برای شهروند است.
از سوی دیگر، یکپارچگی اطلاعات نیز اهمیت زیادی دارد. شهروند باید بتواند پیش از آغاز سفر یا در طول مسیر، اطلاعات مربوط به زمان حرکت وسایل نقلیه، مسیرها، ایستگاههای تعویض، اختلالات احتمالی و زمان تقریبی رسیدن به مقصد را در اختیار داشته باشد. سامانههای هوشمند حملونقل میتوانند در این بخش نقش مهمی ایفا کنند و دادههای مربوط به شیوههای مختلف جابهجایی را در یک بستر واحد در اختیار مدیران و شهروندان قرار دهند.
موضوع مهم دیگر، یکپارچگی پرداخت است. وقتی شهروند برای استفاده از مترو، اتوبوس و سایر خدمات حملونقل عمومی مجبور باشد از روشهای متفاوت استفاده کند، تجربه سفر پیچیدهتر میشود. ایجاد نظامهای پرداخت هماهنگ میتواند بخشی از این پیچیدگی را کاهش دهد و استفاده ترکیبی از وسایل حملونقل عمومی را آسانتر کند.
مدیریت یکپارچه تنها مسئله مسافر نیست و در سطح مدیریت شهری نیز اهمیت دارد. در بسیاری از شهرها، بخشهای مختلف حملونقل توسط سازمانها و نهادهای متعددی مدیریت میشوند. اگر برنامهریزی این مجموعهها بدون هماهنگی با یکدیگر انجام شود، ممکن است سرمایهگذاریهای حملونقلی به جای تکمیل یکدیگر، موازی یا حتی متعارض باشند.

برای نمونه، توسعه یک خط اتوبوس بدون توجه به ظرفیت مترو، احداث مسیر دوچرخه بدون اتصال به شبکه حملونقل عمومی یا تغییرات ترافیکی بدون در نظر گرفتن اثر آن بر مسیرهای اتوبوس میتواند بخشی از مسئله را حل کند، اما در مقیاس کلان به بهبود شبکه منجر نمیشود.
از این منظر، مدیریت حملونقل یکپارچه پیش از آنکه پروژهای عمرانی باشد، یک مسئله برنامهریزی و حکمرانی شهری است. تصمیمگیری درباره خیابان، پارکینگ، حملونقل عمومی، مسیرهای پیاده و دوچرخه باید در یک چارچوب مشترک انجام شود تا هر تصمیم، اثر خود را بر سایر اجزای شبکه نیز در نظر بگیرد.
این رویکرد میتواند در کاهش وابستگی به خودروی شخصی نیز مؤثر باشد. شهروند زمانی حاضر است بخشی از سفرهای روزانه خود را با حملونقل عمومی انجام دهد که این گزینه از نظر زمان، دسترسی، آسایش و قابلیت اطمینان بتواند جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی باشد، بنابراین هدف تنها افزایش تعداد استفادهکنندگان از اتوبوس یا مترو نیست؛ بلکه باید کل زنجیره سفر برای شهروند قابل استفاده و قابل پیشبینی باشد.
در این میان، پیادهروی نیز نباید از زنجیره حملونقل حذف شود. هر سفر شهری بخشی پیاده دارد؛ از خانه تا ایستگاه اتوبوس، از ایستگاه مترو تا محل کار یا از یک ایستگاه به ایستگاه دیگر، بنابراین کیفیت پیادهراهها، ایمنی تقاطعها، مناسبسازی معابر و دسترسی افراد دارای معلولیت نیز بخشی از مدیریت یکپارچه حملونقل محسوب میشود.
یکپارچگی باید با الگوی توسعه شهری هماهنگ باشد. اگر مراکز مسکونی، اداری، تجاری و خدماتی بدون توجه به ظرفیت شبکه حملونقل در سطح شهر پراکنده شوند، تقاضای سفر افزایش پیدا میکند و حتی توسعه گسترده زیرساختهای حملونقل نیز ممکن است، نتواند مشکل را بهطور کامل برطرف کند. در مقابل، هماهنگی میان برنامهریزی کاربری زمین و حملونقل میتواند زمینه دسترسی بهتر شهروندان به خدمات و کاهش سفرهای غیرضروری را فراهم کند.
در نهایت، موفقیت یک سیستم حملونقل یکپارچه را نمیتوان تنها با تعداد خطوط مترو، طول مسیرهای اتوبوس یا تعداد ناوگان سنجید. معیار اصلی، تجربه شهروند از یک سفر کامل است، اینکه از لحظه خروج از خانه تا رسیدن به مقصد، چند بار مجبور به انتظار میشود، چقدر مسیر را بدون برنامهریزی طی میکند، چند بار باید وسیله خود را تغییر دهد و تا چه اندازه میتواند به زمان رسیدن خود اطمینان داشته باشد.
شهر یکپارچه، شهری نیست که بیشترین تعداد وسایل حملونقل را در اختیار دارد؛ شهری است که این وسایل در کنار یکدیگر و برای یک هدف مشترک کار میکنند. مدیریت حملونقل یکپارچه نیز از همین نگاه آغاز میشود؛ عبور از مدیریت جداگانه اتوبوس، مترو، تاکسی، دوچرخه و پیاده و حرکت به سمت شبکهای که در آن، مقصد نهایی شهروند مهمتر از مرز میان سازمانها و شیوههای حملونقل باشد.
نظر شما