به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنعت خودروسازی ژاپن امروز با برندهایی همچون تویوتا، نیسان و هوندا شناخته میشود، اما این کشور در آغاز مسیر، فاصله زیادی با قدرتهای خودروسازی جهان داشت.
ژاپن با ترکیبی از سیاست صنعتی، یادگیری فناوری، توسعه زنجیره تأمین، ارتقای کیفیت، اصلاح نظام تولید و ورود هوشمندانه به بازارهای جهانی توانست طی چند دهه یک صنعت نوپا را به یکی از مهمترین قطبهای خودروسازی جهان تبدیل کند.
وقتی از صنعت خودروسازی ژاپن صحبت میکنیم، معمولا نخستین تصویر، کارخانههای پیشرفته و خودروهای لوکس، کممصرف و باکیفیت است، اما پشت این تصویر داستانی نزدیک به یک قرن تلاش، آزمونوخطا و سیاستگذاری صنعتی قرار دارد.
ژاپن در آغاز قرن بیستم نهتنها یکی از قدرتهای خودروسازی جهان نبود، بلکه بازار آن تحت تأثیر خودروهای وارداتی قرار داشت. نخستین خودرو در اواخر قرن نوزدهم وارد ژاپن شد و پس از آن تلاشهایی برای ساخت نمونههای داخلی شکل گرفت، اما تولید انبوه داخلی هنوز فاصله زیادی با واقعیت داشت.
نیسان در تاریخچه خود از خودروهای اولیهای همچون Yamaha Steam Automobile در سال ۱۹۰۴، Takuri در سال ۱۹۰۷ و DAT در سال ۱۹۱۴ بهعنوان بخشی از تلاشهای اولیه ژاپن برای ورود به صنعت خودرو یاد میکند، از اینرو مسیر ژاپن از این نقطه به بعد، فقط داستان ساخت خودرو نبود، بلکه داستان ساختن یک اکوسیستم صنعتی بود.

وقتی فورد و جنرال موتورز وارد ژاپن شدند
در دهه ۱۹۲۰، شرکتهای بزرگ آمریکایی بازار ژاپن را هدف قرار دادند. فورد در سال ۱۹۲۵ مونتاژ خودرو را در یوکوهاما آغاز کرد و جنرال موتورز نیز در سال ۱۹۲۷ فعالیت مونتاژی خود را در اوزاکا آغاز کرد.
بر اساس تاریخچه رسمی تویوتا، این دو شرکت در آن دوره فشار قابل توجهی بر تولیدکنندگان داخلی وارد کردند و بخش بزرگی از بازار خودرو ژاپن را در اختیار داشتند، اما ورود رقبای خارجی برای ژاپن تنها یک تهدید نبود؛ این اتفاق فرصتی برای مشاهده، یادگیری و شناخت فناوری تولید انبوه نیز ایجاد کرد.
در واقع، بخشی از مسیر توسعه صنعت خودرو ژاپن از همین نقطه آغاز شد؛ جایی که تولیدکنندگان داخلی مجبور شدند بفهمند رقبای خارجی چگونه خودرو تولید میکنند و چگونه میتوان با منابع محدود، محصولی رقابتی ساخت.

دولت وارد میدان شد
در دهه ۱۹۳۰، دولت ژاپن به این نتیجه رسید که بدون ایجاد ظرفیت تولید داخلی، صنعت خودرو نمیتواند در برابر شرکتهای بزرگ خارجی دوام بیاورد.
در سال ۱۹۳۶، قانون «تولید خودرو» تصویب شد. بر اساس این قانون، فعالیت شرکتهایی که از یک سطح مشخص تولید عبور میکردند، تحت نظام مجوز قرار گرفت و برای تولیدکنندگان داخلی نیز حمایتهایی در نظر گرفته شد.
اسناد تاریخی نشان میدهد اجرای این قانون، فعالیت شرکتهای فورد و جنرال موتورز را محدود کرد و به شرکتهایی همچون تویوتا و نیسان امکان داد ظرفیت تولید خود را توسعه دهند.
البته این سیاست در فضای آن زمان با ملاحظات نظامی و امنیتی نیز ارتباط داشت و صنعت خودرو بهطور قابل توجهی به سمت تولید خودروهای تجاری و کامیون برای نیازهای جنگی رفت، بنابراین دولت ژاپن تنها از خودروسازان حمایت نکرد، بلکه با سیاست صنعتی، بازار، سرمایهگذاری و مسیر توسعه فناوری را نیز تحت تأثیر قرار داد.

تویوتا از صنعت نساجی به خودرو رسید
یکی از مهمترین داستانهای این تحول، شکلگیری تویوتاست. ساکیچی تویودا در ابتدا در صنعت نساجی فعالیت میکرد و با توسعه ماشینهای بافندگی خودکار شناخته شد. پسرش، کیایچیرو تویودا، بعدها مسیر ورود خانواده به صنعت خودرو را دنبال کرد.
کیایچیرو برای شناخت صنعت خودروسازی به آمریکا و اروپا سفر کرد و از نزدیک صنعت خودرو را مطالعه کرد. در سال ۱۹۳۳، بخش خودرو در شرکت Toyoda Automatic Loom Works شکل گرفت و پس از چند سال، شرکت Toyota Motor در سال ۱۹۳۷ تأسیس شد. کارخانه کورومو نیز در سال ۱۹۳۸ فعالیت خود را آغاز کرد.
این روند نشان میدهد تویوتا از ابتدا یک شرکت خودروساز نبود؛ بلکه تجربه مهندسی، تولید و مدیریت صنعتی صنعت نساجی را با خود به صنعت خودرو منتقل کرد.

مهندسی معکوس؛ یادگیری قبل از رقابت
ژاپن برای کاهش فاصله فناوری با کشورهای پیشرفته، از روشهای مختلف یادگیری استفاده کرد. بررسی محصولات خارجی، مطالعه فناوری و الگوبرداری مهندسی بخشی از این روند بود.
در مورد تویوتا، سفرهای کیایچیرو تویودا به آمریکا و اروپا و مطالعه دقیق صنعت خودرو اهمیت ویژهای داشت. تاریخچه رسمی تویوتا نشان میدهد او در سال ۱۹۲۹ برای کسب اطلاعات درباره صنایع ماشینسازی و خودروسازی آمریکا به خارج از کشور سفر کرد و سپس تحقیقات داخلی درباره تولید خودرو را دنبال کرد.
هدف اما کپیکردن خودروهای خارجی نبود؛ مسئله اصلی این بود که ژاپن چگونه میتواند فناوری را یاد بگیرد و آن را با منابع، بازار و شرایط اقتصادی خودش سازگار کند.

جنگ، ویرانی و بازسازی
جنگ جهانی دوم ضربه شدیدی به اقتصاد و زیرساختهای ژاپن وارد کرد و صنعت خودرو نیز از این وضعیت بیتأثیر نماند.
پس از جنگ، شرکتها با کمبود منابع، سرمایه و مواد اولیه روبهرو بودند. تویوتا نیز در سال ۱۹۵۰ با بحران مدیریتی و اعتصاب کارگری روبهرو شد و کیایچیرو تویودا از ریاست شرکت کنارهگیری کرد.
همین دوره، آغاز مرحلهای تازه در تاریخ صنعت ژاپن بود.شرکتها بهتدریج دریافتند که نمیتوانند با مدل تولید انبوه آمریکایی و سرمایه محدود، صرفا همان روش را تکرار کنند. باید مدل دیگری ساخته میشد؛ مدلی که با منابع محدود، تنوع محصول و بازار داخلی کوچکتر سازگار باشد.

انقلاب واقعی در کارخانههای تویوتا
پاسخ تویوتا به این مسئله بعدها با نام سیستم تولید تویوتا (Toyota Production System یا TPS) شناخته شد. این سیستم بر دو اصل اصلی Jidoka و Just-in-Time استوار است.
در روش Jidoka، اگر خطا یا مشکلی در فرایند تولید شناسایی شود، خط تولید میتواند متوقف شود تا مشکل همانجا برطرف شود. هدف این است که خطا ادامه پیدا نکند و محصول معیوب وارد مراحل بعدی نشود.
در روش Just-in-Time نیز قطعات و محصولات باید در زمان مناسب، به اندازه مورد نیاز و در محل مورد نیاز تأمین شوند. به این ترتیب، از انباشته شدن قطعات و تولید بیش از نیاز جلوگیری میشود.
تویوتا همچنان این دو اصل را دو ستون اصلی سیستم تولید خود میداند. هدف این سیستم، کاهش اتلاف، کوتاهتر کردن زمان تولید، افزایش کیفیت و پاسخ سریعتر به نیاز مشتری است.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی داشت. در روشهای سنتی، افزایش حجم تولید لزوماً به معنای عملکرد بهتر نبود؛ اما در سیستم تویوتا، تولید کارآمد و بدون اتلاف به یکی از اصول اساسی تبدیل شد.

کایزن؛ تغییر بزرگ از هزاران تغییر کوچک
در کنار TPS، مفهوم «کایزن» نیز شکل گرفت؛ فلسفهای که بر بهبود مستمر تأکید دارد.قرار نبود یک مدیر در یک جلسه همه مشکلات کارخانه را حل کند،بلکه هدف این بود که کارکنان، مهندسان و مدیران بهطور مداوم مشکلات کوچک را شناسایی و اصلاح کنند.
تویوتا نیز در توضیح سیستم تولید خود، کایزن و بهبود روزانه را از عناصر اصلی این نظام میداند؛ این نگاه بعدها از صنعت خودرو فراتر رفت و به یکی از شناختهشدهترین مفاهیم مدیریت تولید در جهان تبدیل شد.

کانبان؛ کارخانهای که با نیاز حرکت میکند
یکی دیگر از اجزای مهم این مدل، کانبان بود. در این روش، جریان قطعات براساس نیاز مرحله بعدی تولید تنظیم میشود. به جای آنکه هر بخش مقدار زیادی قطعه تولید کند و در انبار قرار دهد، بخش بعدی میزان مورد نیاز خود را اعلام میکند و زنجیره تأمین براساس آن واکنش نشان میدهد.
تویوتا توضیح میدهد که سیستم کانبان برای هماهنگی میان کارخانه و تأمینکنندگان و رساندن قطعات در زمان مناسب مورد استفاده قرار گرفته است، در نتیجه زنجیره تأمین به بخشی جداییناپذیر از سیستم تولید تبدیل شد.

خودرو دیگر محصول یک کارخانه نبود
یکی از نکات مهم تجربه ژاپن همینجا آشکار میشود. یک خودرو در نهایت محصول یک کارخانه نیست؛ محصول شبکهای از شرکتها، تأمینکنندگان، مهندسان، طراحان، لجستیک و سیستم کنترل کیفیت است.
تویوتا امروز اعلام میکند که تولید خودرو در ژاپن با شبکه بزرگی از تأمینکنندگان انجام میشود و همکاری با این شرکتها از طراحی قطعات تا ایجاد خطوط تولید را دربرمیگیرد، بنابراین قدرت خودروسازی ژاپن را نمیتوان فقط با تعداد کارخانههای تویوتا، نیسان یا هوندا توضیح داد؛ بخش مهمی از قدرت آن در شبکه صنعتی پشت این برندها قرار دارد.

دهه ۱۹۶۰؛ جهش تولید
در دهه ۱۹۶۰، صنعت خودرو ژاپن وارد مرحله جدیدی شد. تویوتا کارخانههای جدیدی ایجاد کرد، ظرفیت تحقیق و توسعه خود را افزایش داد و در سال ۱۹۶۵ جایزه دمینگ را برای پیشرفت در حوزه بهبود کیفیت دریافت کرد.مدلهایی همچون Publica و سپس Corolla نیز به توسعه بازار خودروهای خانوادگی کمک کردند.

بحران نفت؛ فرصتی برای خودروهای ژاپنی
در دهه ۱۹۷۰، بحران نفت بازار جهانی خودرو را تغییر داد.مصرفکنندگان آمریکایی که برای سالها خودروهای بزرگ و پرمصرف خریداری میکردند، با افزایش قیمت سوخت به خودروهای کوچکتر و کممصرفتر توجه بیشتری نشان دادند، در نتیجه، بحران انرژی به فرصتی برای شرکتهایی تبدیل شد که توانسته بودند خودروهای کوچک، کممصرف و نسبتا قابل اعتماد تولید کنند.
بر اساس دادههای مورد استناد در مطالعات تاریخی، سهم خودروهای ژاپنی از بازار آمریکا از حدود ۶ درصد در سال ۱۹۷۲ به حدود ۲۱ درصد در سال ۱۹۸۰ رسید، بنابراین بحران نفت به تنهایی صنعت ژاپن را قدرتمند نکرد، بلکه صنعتی که از قبل برای تولید خودروهای کممصرف آماده شده بود توانست از تغییر بازار استفاده کند.آمریکا دیگر نمیتوانست رشد ژاپن را نادیده بگیرد

افزایش سهم خودروهای ژاپنی در آمریکا
در سال ۱۹۸۱، محدودیت داوطلبانه صادرات خودروهای ژاپنی به آمریکا اعمال شد. سقف اولیه صادرات در سال نخست حدود ۱.۶۸ میلیون دستگاه تعیین شد، اما محدودیت تجاری، ژاپنیها را به خروج از بازار آمریکا وادار نکرد.
هوندا تولید خود را در آمریکا توسعه داد و دیگر خودروسازان ژاپنی نیز به تدریج کارخانههای خود را در این کشور ایجاد کردند.
منابع تاریخی نشان میدهد هوندا از سال ۱۹۸۲ تولید در کارخانه ماریسویل اوهایو را آغاز کرد و سایر خودروسازان ژاپنی نیز در ادامه سرمایهگذاری خود را در آمریکا افزایش دادند، به این ترتیب ژاپن از یک صادرکننده خودرو به یک تولیدکننده جهانی تبدیل شد.

محدودیت صادرات، تبدیل به فرصت سرمایهگذاری شد
این بخش از داستان ژاپن اهمیت ویژهای دارد.اگر محدودیت صادرات مانع فروش بیشتر خودرو در آمریکا میشد، یک راهحل وجود داشت: خودرو را در آمریکا تولید کنیم.
همین اتفاق، مسیر جهانیشدن خودروسازان ژاپنی را سرعت بخشید.در سالهای بعد، کارخانههای ژاپنی در آمریکا و اروپا توسعه پیدا کردند و تولید به بازارهای هدف نزدیکتر شد.
تویوتا نیز در دهه ۱۹۸۰ وارد مرحله تولید گسترده خارج از ژاپن شد.در نتیجه، جهانیشدن صنعت خودرو ژاپن تنها نتیجه افزایش صادرات نبود، بلکه حاصل سرمایهگذاری مستقیم، انتقال دانش تولید و ایجاد کارخانه در بازارهای هدف بود.

طراحی هم بخشی از مزیت رقابتی شد
ژاپن به تدریج متوجه شد که رقابت فقط بر سر هزینه تولید نیست، سرعت طراحی محصول، کیفیت، مصرف سوخت، ایمنی، قابلیت اطمینان و شناخت بازار نیز اهمیت دارد به همین دلیل، خودروسازان ژاپنی در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کردند.
تویوتا در سال ۱۹۶۰ آزمایشگاه مرکزی تحقیق و توسعه خود را ایجاد کرد و در دهههای بعد مراکز طراحی و تحقیقاتی خود را در ژاپن و خارج از کشور گسترش داد.این روند به آنها اجازه داد محصولات متنوعتری برای بازارهای مختلف طراحی کنند.

قدرت یک برند از قدرت یک کارخانه بیشتر است
در این مرحله، صنعت خودرو ژاپن دیگر تنها مجموعهای از کارخانههای مونتاژ نبود.شرکتهای بزرگ، شبکه تأمینکنندگان، مراکز تحقیق و توسعه، دانشگاهها، نظام بانکی، شرکتهای حملونقل و سیاست صنعتی دولت، در کنار یکدیگر یک اکوسیستم شکل داده بودند.
وقتی یک خودروساز ژاپنی وارد بازار جدیدی میشد، تنها یک خودرو صادر نمیکرد، بلکه بخشی از یک سیستم صنعتی را با خود منتقل میکرد.این همان تفاوت میان «ساخت یک خودرو» و «ساخت صنعت خودرو» است.
مسیر صنعتی ژاپن بدون بحران و هزینه نبود. شرکتها با بحرانهای مالی، اختلافات کارگری، تغییرات بازار، محدودیتهای تجاری و فشارهای بینالمللی روبهرو شدند، حتی تویوتا در سال ۱۹۵۰ با بحران مدیریتی و اعتصاب کارگری روبهرو شد.
از سوی دیگر، مدل کار ژاپنی با فشار کاری بالا و بعضی هزینههای اجتماعی همراه بود و در دهههای بعد، ارزشهای سنتی کار و اشتغال نیز دستخوش تغییر شد، بنابراین تجربه ژاپن را نباید یک معجزه بدون هزینه دانست.
اگر بخواهیم مسیر صنعت خودرو ژاپن را در یک جمله خلاصه کنیم، نمیتوان گفت تنها دولت یا تنها تویوتا یا تنها کایزن عامل موفقیت بود.آنچه رخ داد، حاصل کنار هم قرار گرفتن چند عامل از جمله سیاست صنعتی، یادگیری فناوری، توسعه قطعهسازی، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، توجه به کیفیت، اصلاح نظام تولید، آموزش نیروی انسانی، بهبود مستمر و حضور هوشمندانه در بازارهای جهانی بود.
ژاپن ابتدا از کشورهای پیشرفته یاد گرفت؛ سپس فناوری را با شرایط خود سازگار کرد؛ بعد کیفیت و بهرهوری را افزایش داد و در نهایت توانست به صادرکننده فناوری و سرمایه تبدیل شود.
تجربه ژاپن یک نکته مهم را نشان میدهد؛ ساختن یک صنعت بزرگ با ایجاد چند کارخانه اتفاق نمیافتد.برای ایجاد صنعت رقابتی، باید زنجیرهای از شرکتهای بزرگ و کوچک، دانشگاه، نیروی متخصص، نظام مالی، تحقیق و توسعه، استاندارد، لجستیک و سیاستگذاری صنعتی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
از سوی دیگر، حمایت دولتی زمانی میتواند به صنعت کمک کند که در کنار آن، بهرهوری، کیفیت و توان رقابت نیز افزایش پیدا کند.ژاپن برای همیشه در مرحله حمایت باقی نماند؛ شرکتهای آن باید در نهایت در بازار جهانی رقابت میکردند.

از ۴۳ خودرو تا یک صنعت جهانی
داستان صنعت خودروسازی ژاپن، داستان یک جهش ناگهانی نیست.این کشور از خودروهای اولیه و تولید محدود آغاز کرد، با ورود شرکتهای آمریکایی با یک رقیب قدرتمند روبهرو شد، دولت برای ایجاد ظرفیت داخلی وارد عمل شد، شرکتهایی همچون تویوتا و نیسان توسعه یافتند، جنگ ویرانی به بار آورد، بازسازی آغاز شد و سپس نظام تولید، کیفیت و زنجیره تأمین به تدریج متحول شد.
بحران نفت، فرصت جدیدی در بازار جهانی ایجاد کرد و محدودیت صادرات به آمریکا نیز خودروسازان ژاپنی را به سمت سرمایهگذاری مستقیم در بازارهای خارجی سوق داد.
در نهایت، ژاپن نه فقط خودرو، بلکه یک مدل صنعتی ساخت؛ مدلی که در آن تولید، فناوری، نیروی انسانی، زنجیره تأمین، کیفیت و بازار جهانی به یکدیگر متصل بودند.
شاید مهمترین درس این مسیر همین باشد؛ کشورها با ساختن یک محصول صنعتی قدرتمند نمیشوند بلکه زمانی قدرتمند میشوند که بتوانند یک زنجیره کامل برای یادگیری، تولید، بهبود و رقابت جهانی ایجاد کنند.و صنعت خودروی ژاپن، یکی از روشنترین نمونههای تاریخی این مسیر است.

نظر شما