به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرلشکر محسن رضایی در گفتوگو با الجزیره با تشریح شرایط نظامی ایران و آمریکا، از فرسایش توان تسلیحاتی واشنگتن و تغییر معادلات پس از جنگ چهلروزه گفت و شروط ایران برای پایان درگیری را تشریح کرد؛ شروطی که توقف جنگ در تمام جبههها، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و پایان محاصره دریایی را دربرمیگیرد.
وی درباره پیامدهای انتخاب دوباره گزینه نظامی از سوی آمریکا و فعال شدن گزینههای جدید ایران هشدار داد.
بخش مهمی از سخنان رضایی به این موضوع اختصاص داشت که آمریکا میان پذیرش شروط ایران و ادامه مسیر نظامی قرار گرفته است؛ مسیری که به گفته وی میتواند برای واشنگتن هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی بیشتری به همراه داشته باشد. در ادامه، به تحلیل و بررسی محورهای مهم مصاحبه سرلشکر محسن رضایی با الجزیره میپردازیم.
بیشتر بخوانید: متن کامل گفتوگوی محسن رضایی با الجزیره
شروط ایران برای پایان تقابل با آمریکا چیست؟
یکی از محورهای اصلی مطرحشده، شروط تفاهم اسلامآباد است؛ شروطی که بر اساس آن، آمریکا باید جنگ را در تمام جبههها متوقف کند، داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد کند، تحریمها را بردارد و محاصره دریایی را پایان دهد. در این چارچوب، مدیریت ایران بر تنگه هرمز نیز مورد اشاره قرار گرفته و خروج آمریکا از پیرامون ایران از دیگر موضوعات مطرحشده در این تفاهم عنوان شده است.
در تحلیل صحبتهای سرلشکر رضایی، به نظر میرسد پذیرفتن این شروط برای آمریکا یک گزینه کمهزینهتر در مقایسه با ادامه جنگ است؛ چراکه در صورت بازگشت به این چارچوب، ایران نیز بر اساس مفاد مطرحشده به سمت سلاح اتمی حرکت نخواهد کرد و در مقابل، آمریکا باید بخشی از تعهدات خود از جمله رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و توقف جنگ را اجرا کند.
فرسایش توان نظامی آمریکا در جنگ
براساس اخبار و آمار منتشر شده، توان نظامی آمریکا نسبت به پیش از جنگ دچار فرسایش شده و این کشور با کمبود برخی تسلیحات راهبردی روبهرو است. در مقابل، ایران از دهه ۷۰ خود را برای احتمال رویارویی با آمریکا آماده کرده و متناسب با این احتمال، راهبردهای نظامی خود را توسعه داده است. بر همین اساس، ورود آمریکا به جنگ با این تصور که در مدت سه یا چهار روز میتواند به اهداف خود دست پیدا کند، با محاسبات اولیه واشنگتن فاصله گرفته است.

انهدام مکرر پهپادهای MQ-9 آمریکا اهمیت ویژهای دارد. این پهپادها بخش مهمی از سامانه شناسایی و پایش میدان نبرد آمریکا را تشکیل میدهند و اطلاعات لحظهای را برای نیروهای عملیاتی و جنگندهها فراهم میکنند. ماهوارهها نمیتوانند جایگزین کامل این ظرفیت شوند، زیرا اطلاعات ماهوارهای با تاخیر منتقل میشود، در حالی که پهپادها امکان پایش لحظهای میدان را فراهم میکنند.
افزایش نرخ انهدام این پهپادها تنها از دست رفتن چند پرنده بدون سرنشین نیست، بلکه بخشی از شبکه شناسایی و اطلاعاتی آمریکا را تحت فشار قرار میدهد.
در حوزه پدافند نیز موشکهای پاتریوت و تاد با فرسایش روبهرو شدهاند و موشکهای تاماهاوک نیز بخشی از توان مصرفشده آمریکا را تشکیل میدهند. پایگاههای آمریکا در اطراف خلیج فارس نیز هدف قرار گرفتهاند و واشنگتن ناچار شده بخشی از نیروهای خود را به اسرائیل و اردن منتقل کند.
ترامپ با محاسبه جنگ کوتاه وارد شد
محاسبه اولیه ترامپ درباره جنگ با ایران بر یک درگیری کوتاهمدت استوار بود؛ جنگی که قرار بود سه یا چهار روز بیشتر طول نکشد و با ترور رهبر شهید، آمریکا را به هدف خود برساند، اما این محاسبه محقق نشد و جنگ وارد مرحلهای طولانی شد.
ایران از سالها پیش خود را برای چنین رویارویی آماده کرده بود و راهبردهای دفاعی و نظامی خود را متناسب با تهدید آمریکا شکل داده است. در مقابل، آمریکا اکنون با جنگی روبهرو است که نهتنها به پایان سریع آن نرسیده، بلکه هزینههای تسلیحاتی و نظامی آن نیز افزایش یافته است.
ادامه جنگ؛ نفت گرانتر و فشار بیشتر بر آمریکا
ادامه جنگ تنها هزینه نظامی برای آمریکا ندارد. افزایش قیمت نفت، تشدید فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای سیاسی جنگ میتواند بر وضعیت داخلی آمریکا و بهویژه جمهوریخواهان در انتخابات کنگره اثر بگذارد. از سوی دیگر، ادامه جنگ میتواند ایران را به سمت فعال کردن گزینههایی سوق دهد که تاکنون وارد میدان نشدهاند؛ از فعالتر شدن مقاومت عراق تا افزایش سطح اقدامات در جبهههای غزه، سودان و سومالی، بنابراین گسترش جنگ میتواند میدان تقابل را از ایران و آمریکا فراتر ببرد و جبهههای متعدد و پرهزینهای برای واشنگتن ایجاد کند.

ارتش آمریکا برای جنگ فرسایشی ساخته نشده است
یکی از نقاط ضعف آمریکا در یک جنگ طولانی، فاصله نیروهای این کشور از سرزمین اصلی خود است. نیرویی که در فاصله ۱۰ هزار کیلومتری از خاک خود میجنگد، شرایط متفاوتی با نیرویی دارد که از سرزمین خود دفاع میکند.
نمونه تاریخی این مسئله را میتوان در جنگ ایران و عراق دید؛ نیروهای عراقی زمانی که در خاک ایران حضور داشتند، شرایط متفاوتی نسبت به زمانی داشتند که در نزدیکی بصره و در خاک خود میجنگیدند.
ارتش آمریکا امروز علاوهبر مسئله انگیزه نیروها، با فرسایش تسلیحات نیز روبهرو است. ادامه این وضعیت میتواند آثار خود را در جبهه اوکراین، احتمال درگیری روسیه و اروپا و مسئله تایوان نشان دهد، زیرا آمریکا باید همزمان منابع نظامی خود را در چند نقطه جهان مدیریت کند.
گزینه جنگ؛ آغاز مرحلهای سختتر برای آمریکا
با وجود این شرایط، احتمال انتخاب گزینه نظامی از سوی ترامپ همچنان مطرح است؛ بهویژه با توجه به روابط نزدیک او با نتانیاهو و فشارهای سیاسی موجود در واشنگتن. اگر ترامپ بار دیگر گزینه جنگ را انتخاب کند، ایران تنها به دفاع در میدان فعلی محدود نخواهد ماند. گزینههایی که تاکنون فعال نشدهاند، میتوانند وارد معادله شوند و هزینههای جنگ برای آمریکا را افزایش دهند.
در چنین شرایطی، حتی امتیازهایی که آمریکا میتوانست در چارچوب تفاهم اسلامآباد به دست آورد نیز از بین خواهد رفت. واشنگتن ممکن است با انتخاب جنگ، مسیری را باز کند که بازگشت از آن بسیار دشوارتر از پذیرش شروط فعلی ایران باشد.
برجام؛ اشتباه راهبردی آمریکا
ترامپ با خروج از برجام تصور میکرد میتواند ایران را به مذاکره درباره برنامه موشکی، مسئله هستهای و مسائل منطقهای وادار کند، اما این محاسبه نیز نتیجه نداد.
ایران درباره مولفههای راهبردی و امنیت ملی خود مذاکره نمیکند و فشار سیاسی و نظامی نیز نتوانسته است این موضع را تغییر دهد. در شرایط برجام، محدودیتهای گستردهای بر برنامه هستهای ایران اعمال شده بود و آمریکا میتوانست از همان چارچوب برای ادامه فشار سیاسی استفاده کند، اما خروج ترامپ از توافق، محاسبات تهران و واشنگتن را تغییر داد.
اکنون آمریکا با شرایطی روبهرو است که سیاست فشار حداکثری نه ایران را از مؤلفههای راهبردی خود عقب رانده و نه تهران را به میز مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقهای کشانده است.

گزینه هستهای؛ خط قرمزی که جنگ میتواند آن را تغییر دهد
یکی از خطرناکترین پیامدهای ادامه جنگ، تغییر محاسبات ایران در حوزه هستهای است. اگر جنگ ادامه پیدا کند، فشار برای حرکت به سمت گزینههایی که تاکنون فعال نشدهاند افزایش پیدا خواهد کرد.
در چنین شرایطی، تصمیم سیاسی در سطح عالی کشور میتواند مسیر برنامه هستهای ایران را تغییر دهد. همین مسئله موجب میشود ادامه جنگ برای آمریکا با یک خطر راهبردی دیگر نیز همراه باشد؛ اینکه سیاست نظامی واشنگتن به جای عقب راندن ایران، آن را به سمت تصمیمات هستهای جدید سوق دهد.
ترامپ با خروج از برجام در پی آن بود که ایران را به امتیازدهی بیشتر وادار کند، اما نتیجه میتواند برعکس باشد؛ فشار بیشتر، مقاومت بیشتر و افزایش احتمال فعال شدن گزینههایی که آمریکا در محاسبات اولیه خود آنها را در نظر نگرفته بود.
آمریکا میان عقبنشینی و جنگ گسترده
اکنون واشنگتن میان دو مسیر قرار دارد؛ بازگشت به شروط تفاهم اسلامآباد یا ورود به جنگی که میتواند جبهههای بیشتری را فعال کند.
در مسیر نخست، آمریکا باید تحریمها را لغو کند، داراییهای ایران را آزاد کند، محاصره دریایی را پایان دهد و جنگ را در تمام جبههها متوقف کند. در مسیر دوم، آمریکا با احتمال گسترش درگیری، افزایش قیمت نفت، فرسایش بیشتر تجهیزات نظامی، فشار بر نیروهای خود در منطقه و فعال شدن گزینههای جدید ایران روبهرو خواهد شد.
ایران خود را برای سناریوی گسترش جنگ آماده کرده است و در صورت انتخاب گزینه نظامی از سوی آمریکا، پاسخ تهران میتواند بسیار فراتر از میدان فعلی نبرد باشد. در چنین شرایطی، جنگی که ترامپ با تصور یک پیروزی سریع آغاز کرد، میتواند به بحرانی چندجبههای برای آمریکا تبدیل شود.
نظر شما