به گزارش خبرگزاری ایمنا، روزنامه آمریکایی واشنگتنپست در بخش «Ripple» خود، تحلیلی از نشریه «فارنپالیسی» را با عنوان «تقریباً با هر معیاری، آمریکا در حال باختن جنگ ایران است» بازنشر کرده است؛ تحلیلی که تصویری بسیار انتقادی از عملکرد دولت دونالد ترامپ در جنگ چندماهه با ایران ارائه میدهد.
بر اساس این تحلیل، ترامپ در ابتدای جنگ مدعی شده بود که آمریکا در جنگ با ایران «پیروز شده» و تنها باید «کار را تمام کند»، اما ماهها پس از آغاز درگیری، نهتنها این «کار» به پایان نرسیده، بلکه جنگ به بخشهای دیگری از منطقه گسترش یافته و دیپلماسی نیز عملاً متوقف مانده است.
ترامپ در روزهای اخیر نیز مدعی شده که جنگ به پایان خود نزدیک میشود و ایران خواهان توافق است؛ با این حال، نویسنده فارنپالیسی معتقد است آنچه در میدان رخ میدهد با این خوشبینی فاصله دارد و شواهد چندانی برای تمایل تهران به پذیرش توافق مورد نظر واشنگتن وجود ندارد.

جنگی که قرار بود کوتاه باشد، به باتلاقی منطقهای تبدیل شد
این تحلیل، جنگ را در مجموع یک «فاجعه راهبردی برای واشنگتن» توصیف میکند؛ جنگی که به گفته نویسنده، آسیبپذیریهای جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را در منطقه پراکنده کرده و هزینهای میلیارددلاری بر دوش واشنگتن گذاشته است.
برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا نشان داده بود که هزینه جنگ تا اول اوت به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده و با ادامه درگیری، ماهانه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار دیگر به این هزینه اضافه میشود. تازهترین برآورد فرماندهی مرکزی آمریکا که روز بعد منتشر شد، هزینه جنگ تا سوم سپتامبر را ۴۳.۶ میلیارد دلار اعلام کرده است.
این در حالی است که گزارشهای رسمی آمریکا از کمبود مهمات، خسارت به پایگاهها و تجهیزات نظامی این کشور نیز حکایت دارد. گزارش بازرس کل پنتاگون نیز از آسیب یا تخریب صدها سازه در پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و کمبود ذخایر مهمات خبر داده است.
«آمریکا به اهداف اصلی خود نرسیده است»
گریگوری برو، کارشناس مسائل ایران و تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، در گفتوگو با فارنپالیسی، درباره نتیجه جنگ صریحتر از این سخن گفته است.
وی با بازگشت به اهدافی که واشنگتن پیش از آغاز جنگ اعلام کرده بود، تأکید کرده است که «غیرقابل انکار است که آمریکا در دستیابی به اهداف اصلی راهبردی خود ناکام مانده است.»
ترامپ در آغاز عملیات مدعی شده بود که آمریکا قصد دارد توان ایران برای حمایت از نیروهای منطقهای و ایجاد بیثباتی را از بین ببرد و توان تهران برای نمایش قدرت در خارج از مرزهایش را نابود کند.
اما اکنون، به نوشته فارنپالیسی، یکی از مهمترین محورهای جنگ، نبرد بر سر تنگه هرمز است؛ تنگهای که در زمان آغاز جنگ باز بود و اکنون به یکی از اصلیترین نقاط مناقشه تبدیل شده است.
به تعبیر نویسنده، اینکه جنگ پس از ماهها همچنان بر سر کنترل این آبراه جریان دارد، خود نشانهای از آن است که تهران همچنان توان اثرگذاری بر روند تحولات منطقه و حتی بازار جهانی انرژی را حفظ کرده است.
بابالمندب؛ دردسر دوم برای واشنگتن
ضربه دیگر به محاسبات آمریکا، تحولات یمن است.
فارنپالیسی مینویسد انصارالله در جریان پیشرویهای اخیر خود در سواحل دریای سرخ، از جمله با تصرف شهر بندری مخا و جزایر راهبردی مانند پریم، به موقعیتی رسیده که عملاً میتواند بر بابالمندب، یکی دیگر از مهمترین آبراههای تجاری جهان، فشار وارد کند.
بابالمندب دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و با بستهشدن یا ناامنشدن هرمز، اهمیت آن برای تجارت جهانی و انتقال انرژی افزایش یافته است.
به این ترتیب، جنگی که واشنگتن با هدف کاهش قدرت منطقهای ایران آغاز کرد، اکنون به وضعیتی رسیده که در آن دو گلوگاه حیاتی منطقه، هرمز و بابالمندب، به نقاط فشار علیه منافع آمریکا و متحدانش تبدیل شدهاند.
ادعای نابودی توان موشکی ایران زیر سؤال رفت
یکی دیگر از اهداف اعلامشده دولت ترامپ، نابودی توان موشکی و پهپادی ایران بود.
دولت آمریکا بارها مدعی شد که توان موشکی ایران بهشدت منهدم شده است. اما ادامه حملات موشکی و پهپادی ایران به اهداف مختلف در منطقه، از نگاه نویسنده، نشان میدهد این هدف نیز بهطور کامل محقق نشده است.
در همین زمینه، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا با برخی ادعاهای عمومی دولت ترامپ درباره میزان تخریب توان نظامی ایران تفاوت دارد. بر اساس گزارش منتشرشده، ایران حتی پس از حملات گسترده به تأسیسات موشکی و محلهای پرتاب، تولید موشکهای بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است.
این وضعیت، شکاف میان تصویر پیروزی ترسیمشده در سخنان مقامهای آمریکایی و آنچه در میدان جنگ مشاهده میشود را برجسته کرده است.
پروژه تغییر نظام هم به نتیجه نرسید
تحلیل فارنپالیسی همچنین به یکی دیگر از اهداف اولیه دولت ترامپ یعنی تغییر نظام سیاسی ایران اشاره میکند.
ترامپ در آغاز جنگ مستقیماً مردم ایران را خطاب قرار داده و از آنها خواسته بود حکومت خود را در دست بگیرند.
با این حال، به نوشته این تحلیل، ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجاست و حتی از نگاه گریگوری برو، نظام سیاسی ایران پس از جنگ «ریشهدارتر، مطمئنتر از موقعیت خود در داخل کشور و جسورتر» شده است.
در نتیجه، هدفی که زمانی از سوی کاخ سفید بهعنوان یکی از دستاوردهای احتمالی جنگ مطرح میشد، نهتنها محقق نشده، بلکه نویسنده معتقد است فشار نظامی در برخی ابعاد نتیجه معکوس داشته است.
برنامه هستهای؛ مسئلهای که هنوز روی میز است
برنامه هستهای ایران نیز از مهمترین اهداف اعلامشده جنگ بود.
ترامپ بارها مدعی شده که برنامه هستهای ایران را «نابود» کرده است؛ اما طبق تحلیل منتشرشده، حملات آمریکا توانسته زیرساختها و بخشهایی از این برنامه را آسیب بزند، ولی مسئله را بهطور کامل از بین نبرده است.
این گزارش به وجود حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در ایران اشاره میکند و تأکید میکند که محل دقیق این ذخایر مشخص نیست. همچنین رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفته است که نظارت میدانی آژانس بر برنامه هستهای ایران طی ماههای اخیر بهشدت کاهش یافته و آژانس درباره وضعیت ذخایر اورانیوم ایران اطلاعات کافی ندارد.
از این منظر، ادعای «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران با وضعیت نظارتی موجود همخوانی ندارد.
وقتی جنگ از «برنامه هستهای» به نفت رسید
نویسنده در ادامه معتقد است کاخ سفید بهتدریج تمرکز خود را از هدف اولیه جنگ به فشار اقتصادی و محاصره دریایی تغییر داده است.
دولت ترامپ با اعمال تحریمهای جدید و راهاندازی کارزار اقتصادی موسوم به Operation Economic Outcast تلاش کرده است مسیرهای درآمدی ایران را مسدود و تهران را منزوی کند.
با این حال، سابقه چند دهه تحریم علیه ایران این پرسش را ایجاد کرده که آیا فشار اقتصادی جدید واقعاً میتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند یا خیر.
اکنون، به نوشته این تحلیل، جنگ بیش از هر چیز به نبرد بر سر نفت و کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است.
قیمت نفت برنت که پیش از آغاز جنگ حدود ۷۲ دلار در هر بشکه بود، در روز پنجشنبه به حدود ۱۰۴ دلار رسید. در همین حال، عبور نفت از هرمز اگرچه افزایش یافته، اما همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است و باز نگهداشتن مسیر به عملیات گسترده ناوگان و نیروی هوایی آمریکا نیاز دارد.
از «پیروزی» تا جنگ بیپایان
در مجموع، تصویری که این تحلیل آمریکایی ترسیم میکند، فاصله قابل توجهی میان اهداف اعلامشده واشنگتن و نتایج حاصلشده در میدان نشان میدهد.
آمریکا با برتری عظیم نظامی وارد جنگ شد؛ اما اکنون، پس از ماهها درگیری، همچنان با ایران، تنگه هرمز، بحران انرژی، هزینههای چند ده میلیارد دلاری، کمبود مهمات و گسترش درگیری به آبراههای منطقهای دستوپنجه نرم میکند. تازهترین گزارش واشنگتنپست نیز هزینه جنگ را تا سوم سپتامبر ۴۳.۶ میلیارد دلار برآورد کرده است.
به این ترتیب، گزارهای که در ابتدای جنگ از سوی ترامپ درباره «پیروزی» آمریکا مطرح شد، اکنون در برابر پرسش سادهای قرار گرفته است: اگر جنگ برای تحقق اهداف راهبردی واشنگتن آغاز شده بود، پس چرا پس از ماهها هنوز همان اهداف روی میز هستند؟
این همان تناقضی است که تحلیل فارنپالیسی، بازنشرشده در واشنگتنپست، بر آن دست میگذارد: ممکن است آمریکا در برخی عملیاتهای نظامی پیروزیهای تاکتیکی به دست آورده باشد، اما این پیروزیها هنوز به تحقق اهداف راهبردی اعلامشده واشنگتن تبدیل نشدهاند.
نظر شما